کانون شعر و ادب دانشگاه شریف
Open in Telegram
کانون شعر و ادب دانشگاه صنعتی شریف رایانامه: ksa.sharif@gmail.com اینستاگرام: ksa.sharif برای ارتباط با ما به شناسۀ زیر مراجعه کنید: @Rojsouf
Show more2 663
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1630 days
Posts Archive
✨دردیست در این دل که به درمان نتوان داد
عشقیست در این جان که به صد جان نتوان داد
✨جام می ما آب حیاتست در این دُور
این آب حیاتست به حیوان نتوان داد
✨مستانه در این کوی خرابات فتادیم
این گوشه به صد روضهٔ رضوان نتوان داد
✨گنجی ست در این مخزن اسرارِ دل ما
دشوار بهدستآمده آسان نتوان داد
✨ما دل به سر زلف دلارام سپردیم
هرچند دل خود به پریشان نتوان داد
✨از عقل سخن با من سرمست مگویید
درد سر مخمور به مستان نتوان داد
✨سید در میخانه گشاده است دگر بار
خود خوشتر ازین مژده به رندان نتوان داد
#شاه_نعمتالله_ولی
#آثار_غریب
مجموعه جلسات شعرخوانی
📆 جلسۀ سوم: سهشنبه ۸ آبان ساعت ۱۸
🏢 مکان: ساختمان معاونت فرهنگی، فضای اشتراکی۲
🔸 موضوع این جلسه: شاه در شعر فارسی
🟢 حضور برای همگان آزاد است؛ لازم است علاقهمندان خارج از دانشگاه صنعتی شریف اطلاعات خود را تا پایان دوشنبه شب وارد فرم کنند تا مجوز ورود برایشان صادر شود.
اطلاعات بیشتر: @salyone_1
~ @ksasharif
همراهان عزیز کانون شعر و ادب،
با عرض سلام
با توجه به حرف آخر دو بیت:
منی که نام شراب از کتاب میشستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
کنون که کاتب دکان می فروش شدم
فضای خلوت میخانه خرقهپوشم کرد
میتوانید در کامنتهای این پست #مشاعره کنید.
قوانین مشاعره:
🔹 بیت بعدی با آخرین حرف بیت قبلی آغاز شود.
🔸 به هر بیت نهایتاً سه بیت دیگر ریپلای شود.
🔹 مشاعره نهایتاً تا ۲۴ ساعت آینده (ساعت ۲۱ شنبه) ادامه خواهد داشت.
جلسهی هفدهم
جمعه ۴ آبانماه ۱۴۰۳
@ksasharif
🌿 📚کتاب ها را درختانی بدانیم که آیندهای سبز میسازند…
در دل هر کتاب، داستانی نهفته است که شاید زندگی را برای کسی در سیستان روشن کند. پویش اهدای کتاب فردای سبز از شما دعوت میکند تا با اهدای کتاب هایتان، بذری برای رشد دانش و امید بکارید.
🗓زمان: ۲۹ مهر الی ۱۱ آبان
⏰ زمان تحویل کتابها:
– غرفه ورودی های خیریه فردای سبز، ۱۲ و ۱۳ آبان
– دفتر خیریه فردای سبز
📍مکان:
–غرفه ی ورودی های خیریه
–دفتر خیریه فردای سبز
🍃📚با اهدای کتاب در کنار خیریه فردای سبز، قدمی به سوی ساختن دنیایی پر از آگاهی و دانش بردارید.
🌐 لینک ثبت نام
[Website | instagram | Twitter ]
🌱 @FardayeSabz
بیتو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانهی جانم، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه، راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه، محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشهی ماه فروریخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظهای چند بر این آب نظر کن
آب، آیینهی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم: حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زدن
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم
باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، نالهی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که: دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
#فریدون_مشیری
@ksasharif
🎼 آه باران
سرودهی #فریدون_مشیری
با صدای استاد #محمدرضا_شجریان
ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان کرده
بید وحشی باران
یا نه، دریاییست گویی، واژگونه، برفراز شهر،
شهرِ سوگواران.
هر زمانی که فرو میبارد از حد بیش
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر،
با تشویش:
رنگ این شبهای وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران؟
چشمها و چشمهها خشکاند.
روشنیها محو در تاریکی دلتنگ،
همچنان که نامها در ننگ!...
@ksasharif
از تو میپرسم، ای اهورا
میتوان در جهان جاودان زيست؟
(میرسد پاسخ از آسمانها) :
- هر كه را نام نيكو بماند،
جاودانی است....
۳ آبان سالروز درگذشت شاعر اشعار مهربان، کلمات پاک و نازنین #فریدون_مشیری
@ksasharif
🎼 آه باران
سرودهی #فریدون_مشیری
با صدای استاد #محمدرضا_شجریان
ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان کرده
بید وحشی باران
یا نه، دریاییست گویی، واژگونه، برفراز شهر،
شهرِ سوگواران.
هر زمانی که فرو میبارد از حد بیش
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر،
با تشویش:
رنگ این شبهای وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران؟
چشمها و چشمهها خشکاند.
روشنیها محو در تاریکی دلتنگ،
همچنان که نامها در ننگ!...
+3
«جلسهی دوم از مجموعه جلسات شعرخوانی»
سهشنبه، ۱ آبان ماه ۱۴۰۳
موضوع: سفر و هجرت
#جلسات_شعرخوانی
@ksasharif
✨ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
تافتهام از غمت، رویْ ز من بر متاب
✨زنده به بوی توام، بوی ز من وامَگیر
تشنهٔ روی توام، باز مدار از من آب
✨از رخ سیراب خود بر جگرم آب زن
کز تپش تشنگی شد جگر من سراب
✨تافته اندر دلم پرتو مهر رخت
میکنم از آب چشم خانهٔ دل را خراب
✨روز ار آید به شب بی رخ تو چه عجب؟
روز چگونه بود چون نَبوَد آفتاب؟
✨چون به سر کوی تو نیست تنم را مقام
چون به بر لطف تو نیست دلم را مَآب
✨فخر عراقی به توست، عار چه داری ازو؟
نیک و بد و هرچه هست، هست بِتوش انتساب
مَآب: بازگشت، بازگشتن، محل بازگشت
#عراقی
#آثار_غریب
@ksasharif
مجموعه جلسات شعرخوانی
📆 جلسۀ دوم: سهشنبه ۱ آبان ساعت ۱۸
🏢 مکان: ساختمان معاونت فرهنگی، فضای اشتراکی ۲
🔸 موضوع این جلسه: سفر و هجرت
🟢 حضور برای همگان آزاد است؛ لازم است علاقهمندان خارج از دانشگاه صنعتی شریف اطلاعات خود را تا پایان دوشنبه شب وارد فرم کنند تا مجوز ورود برایشان صادر شود.
اطلاعات بیشتر: @salyone_1
~ @ksasharif
غم نشسته کنج این ویرانه که دل نامش است
سوز سرمای خزان
باد طاغی وزان و اشک از دیده روان
سینه مالامال درد
نای آکنده ز بغض
بوی عطر جامهات جاریست در دمهای من
گرمی آغوش آخر همچنین
میشود همراه این شبهای سرد و تار من
خاطرم را آن توان نیست که از یادم بَرَم
آن دلیل عشق جان افزای من
رنگ چشمان تو را
بود همرنگ فلک در تیره شب
وه چه حیف
کز فراقت گشته روزان و شبانگاهان من
تیره همچون دیدگان دل فریب و ناز تو
زان هنگام غروب فرقتت
در دل محزون نیز
شد خموش خورشید شور و اشتیاق و عشق من
چشم و دل در انتظارت همچنان
تا بیایی و برآید از دلم
نور خورشید امید و مهر و عشق
این دلیل زنده ماندنهای من
در شبانگاهان مهجوری ز توست
غم نشسته کنج این ویرانه که دل نامش است
سینه مالامال درد
نای آکنده ز بغض
لیک دارم من امید
تا رسد روز وصال
که بگردی مرهم و درمان من
غمگسار محنت و غمهای من
لیک دارم من امید...
#نوید_نوری
ای شعر
این میلهها و سنگ
آه این حصار تنگ
در فصل کوچ
راه نفس، خرخره ام را دریدهاند
ای شعر! پر بکش!
بگذار تا دوباره به انسان سفر کنم
بگذار و بگذر از ته گودال تیرگی
تا اوج پر بزن
اصلا مهم نیست در این محبس مهیب
این تن، جسدی، آرمیدهاست
حیف است چون تویی جوانیاش
در شهر پر فریب
در لا به لای این همه تکرار و دود و چرخدندهها به سر شود
ای شعر پر بکش!
روانه شو به سوی ماه
یادت نرود تا برسانی سلام ما
وقتی که گفت: از او چه خبر؟
تو بگو که: آه....
#محسن_امیری
نمیدانی چه شبهایی سحر کردم..؟
روی آن دیوار، زیر ماه، پیچکی آغشته از عطر گل کوکب.،
خیال دیدنت تا صبح...
تا از تار، اشک دیده ام بر راه
بافتم زنجیر عمرم را!
شدم غافل
و گفتم که
تمام ریشههایم را تبر کردم.
که آخر بیت های نیمه جان من
که باران غزلهایم
ابر را گریاند،
کاج شاهد بود، باغ را سوزاند،
زمین خفته را لرزاند....
چه آتش ها که شد فوران..!
نیامد بر سرت چیزی؟
ندیدی حال قلبم را؟
ندیدی خانهات آباد!
شدم لیلای تو اما
تو از"دیوانگی" چیزی نفهمیدی..
شدم ناچار، دلخسته
عقل هی میگفت «بگریز...!»
و دل بر چند بند بسته بر دستش، دلبسته!
نمی دانی چه شبهایی سحر کردم...!
منم آنی که یک شب شب برگ هایش مرد،
به خاک گرم، منم آن نوگل خسته......
#کوکب_گلنارکار
ملال هجرت
هرچه گویم نکند آرامم
چه کنم کین غم هجران ببرد بر بادم
چه کنم با دل خود کز سبب جور زمان سخت شد و رفت ز دست؟
این همه خصم چه بود؟
این همه کینه و عدوان و ملامت که کشیدیم چه بود؟
من در این غمکده در زنجیرم
باید این خستهدل خویش کنم عمرانی
باید از شهر روم چند صباحی که دلم صاف شود
باید از دیو و دد و زشتی ایام شوم دور که من هم نشوم دیو و ددی بد دل و بد ذات
باید از شهر روم...
#امیررضا_محمودزاده
🏆 نفرات برتر مسابقه شعر سپید و نو به شرح زیر میباشد:
نفر اول:
ملال هجرت
شاعر: امیررضا محمودزاده
کارشناسی فیزیک
ــــــــــــــــــــــــ
نفر دوم
شاعر: کوکب گلنارکار
کارشناسی ریاضی
با این افراد برای اهدای جایزه ارتباط گزینه خواهدشد. همچنین اشعار آقای امیری(دانشکده فیزیک) و نوری(دانشکده برق) به عنوان اشعار برتر در کانال گذاشته خواهد شد. با سپاس از همه شرکت کنندگان عزیز امید است در مراحل آتی با تلاش مضاعف، به سطح و ارتقای فرهنگ و ادبیات دانشگاه و در ادامه جامعه در کنار یکدیگر یاری رسانیم.
+3
«جلسهی اول از مجموعه جلسات شعرخوانی»
سهشنبه، ۲۴ مهر ماه ۱۴۰۳
با حضور جناب آقای دکتر محمد فخارزاده
موضوع: شاه شوریده سران، حافظ
@ksasharif
🔴🔴 یادآوری🔴🔴
جلسه تا دقایقی دیگر شروع میشود.
📌 به آگاهی شما عزیزان میرسانیم که جلسه در اتاق کنفرانس ساختمان معاونت فرهنگی برگزار خواهد شد.
✨خود را ز بد و نیک جدا کردم و رفتم
رَستم ز خودی، رخ به خدا کردم و رفتم
آن نفْس بَهیهمی، که گرفتار علف بود
او را چو خَران سر به چَرا کردم و رفتم
کام همگان محنت و ناکامی من بود
کم گفتم و آن کام فدا کردم و رفتم
هر فرض که از من به همه عمر قضا شد
در یک رکعت جمله قضا کردم و رفتم
هر قرض که در گردن من بود ز غیری
از خون دل و دیده ادا کردم و رفتم
روی همگان چونکه به محراب ریا بود
من پشت برین روی و ریا کردم و رفتم
پای دلم از هر هوسی سلسلهای داشت
از پای دل آن سلسله وا کردم و رفتم
تن را به نم چشم فرو شستم و شد پاک
دل را به غم عشق دوا کردم و رفتم
دیدم که دل اوحدی این جا به گرو بود
او را به دل خویش رها کردم و رفتم
#اوحدی_مراغهای
#آثار_غریب
مجموعه جلسات شعرخوانی
📆 جلسۀ اول: سهشنبه ۲۴ مهر ساعت ۱۸
🏢 مکان: ساختمان معاونت فرهنگی، فضای اشتراکی ۲
📌 مهمان : جناب آقای دکتر محمد فخارزاده
🔸 موضوع این جلسه: شاه شوریده سران، حافظ شیرازی
🟢 حضور برای همگان آزاد است؛ لازم است علاقهمندان خارج از دانشگاه صنعتی شریف اطلاعات خود را تا پایان دوشنبه شب وارد فرم کنند تا مجوز ورود برایشان صادر شود.
اطلاعات بیشتر: @ksa_sharif
~ @ksasharif
