en
Feedback
بهترین اشعار

بهترین اشعار

Open in Telegram
984
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
Video message00:27

در بنفشه زار چشم تو برگهاے زرد و نیلی و بنفش عطرهاے سبز و آبی و ڪبود نغمه هاے ناشنیده ساز می ڪنند بهتر از تمام نغمه ها و سازه
در بنفشه زار چشم تو برگهاے زرد و نیلی و بنفش عطرهاے سبز و آبی و ڪبود نغمه هاے ناشنیده ساز می ڪنند بهتر از تمام نغمه ها و سازها روے مخمل لطیف گونه هات غنچه هاے رنگ رنگ ناز برگهاے تازه تازه باز می ڪنند #فریدون_مشیرے ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

صدایت می زنم گوش بده قلبم صدایت می زند شب گرداگردم حصار کشیده است و من به تو نگاه می کنم از پنجره های دلم به ستاره هایت نگاه
صدایت می زنم گوش بده قلبم صدایت می زند شب گرداگردم حصار کشیده است و من به تو نگاه می کنم از پنجره های دلم به ستاره هایت نگاه می کنم چرا که هر ستاره، آفتابی‌ست من آفتاب را باور دارم من دریا را باور دارم و چشم های تو سرچشمه دریاهاست... #احمد_شاملو ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

بگذار شاعرانگی ڪنم با استعاره ے چشمانت .. در این فصل بی بلوغ ڪه گل از گل هیچ شاخه اے نمی روید ... #باران_قیصرے ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅
بگذار شاعرانگی ڪنم با استعاره ے چشمانت .. در این فصل بی بلوغ ڪه گل از گل هیچ شاخه اے نمی روید ... #باران_قیصرے ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

تا هنگامی ڪه ..؛ هنوز ڪلماتی دارم تا عشق خود را به تو ابراز ڪنم، زنــده‌ام... به این زندگی دل بسته‌ام ...؛ و آن را روز به روز
تا هنگامی ڪه ..؛ هنوز ڪلماتی دارم تا عشق خود را به تو ابراز ڪنم، زنــده‌ام... به این زندگی دل بسته‌ام ...؛ و آن را روز به روز پُربارتر می‌خواهـــم...! #احمدشاملو ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

تو را تڪرار می ڪنم ‌ دوست داشتنت را به آغوش می ڪشانمت مڪرر می بوسمت با لهجه شیرین می خوانمت چه شاعرانه پایدار می خواهمت تو جذ
تو را تڪرار می ڪنم ‌ دوست داشتنت را به آغوش می ڪشانمت مڪرر می بوسمت با لهجه شیرین می خوانمت چه شاعرانه پایدار می خواهمت تو جذاب ترین               شیرین ترین تڪرار زندگی منی … #مهسا_ميرزاده ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

جارے می شوے هر صبح در باور چشمهایم " نفس میڪشم عطر دلنواز دستانت را و بر طلوع عشق می سُرایم تو را " تـا آنسـوے فصلهاے عبـور .
جارے می شوے هر صبح در باور چشمهایم " نفس میڪشم عطر دلنواز دستانت را و بر طلوع عشق می سُرایم تو را " تـا آنسـوے فصلهاے عبـور ... #سمیه_خلج ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

بیدار ڪه می شوے شهدِ لبهایت شیرین می ڪند صبح هایم را تُ را بـه عشق می نوشم هنگامِ طلـوع، براے تولدے دوباره #باران_قیصرے ‌ ┅═•
بیدار ڪه می شوے شهدِ لبهایت شیرین می ڪند صبح هایم را تُ را بـه عشق می نوشم هنگامِ طلـوع، براے تولدے دوباره #باران_قیصرے ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

شرمنده :رضا کرمی تارا ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

حسین منتظری : شیرین ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

سهیل مهرزادگان :یه من یه تو ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

علی عبدالمالکی : یه شاخه گل ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

مهدی جهانی :دلم ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

تو بگو با ما که آیا هیچ، عاشق بوده ای؟ یا بگو اصلا دلی را، هیچ لایق بوده ای؟ بر لب دریا کنار ساحلی زیبا، بگو ! هیچ آیا هم سخن یا یک شقایق بوده ای؟ با گل نیلوفری گیسوان یک نفر؛ همسفر با موج ها، بر روی قایق بوده ای؟ یا شده گاهی، میان خنده های یک نفر ناگهان با گریه های او، موافق بوده ای؟ در میان خنده های آشنای دوستی؛ شاهد درد آشنای اشک و هق‌هق بوده ای؟ یا شده گاهی میان جمع و تنها با خودت با خیال روی او،‌ تنها و فارق بوده ای؟ سالها از رفتن تنها عزیزت بگذرد... سال ها با یاد او، گویا و ناطق بوده ای؟ عشق یک گل، ابر را، حس رهایی می دهد هیچ آیا هم نفس، با یک شقایق بوده ای؟ ما ندانستیم، " دستور زبان عشق" را پس بگو اصلا، که آیا هیچ عاشق بوده ای...؟! #محمدرضا_رفیعی_فریمان ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

مستم نڪن از بوسه ے مستانه،دوباره من توبه نڪردم ڪه خورم باده،دوباره بی قیـــــــدم و آواره و دیوانه، بماند قلبے نشڪستم ڪه شوم شانه، دوباره وا مانـــده به ڪار دل بے تابم و هرگز نازے نخرم تا نزنـــــــم  چانه ،دوباره شش گوشه ے دل را نخریدے ڪه فروشی هر شب به هوس بازے ے بیگانه،دوباره روزی ڪه نشــــد چشم ترم ، مانع رفتن گفتم به دل از پوچے ے افسانه،دوباره سازی ڪه به ناڪوڪے اغیــــــــــار نوازد باید شِڪند ڪُنــــــج همان خانه ،دوباره سر میڪنــــــم از بخت بَدم ،با غم ِ ایام لعنــــــت به تو و بغض غریبانه، دوباره.. #احسان_حق_شناس ‌ ‎‌‌‌‎‌ ‎‌‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

تلخ است اگر حال غزل در سخن ما  از عشق فقط زخم نشسته به تن ما  رسوای جهان ات کند آخر دم مرگم  دودی که برآید زغمت از کفن ما  گه در طلب یار و گهی بنده حُسنی از پیش و پَسَ اش پاره شده پیرهن ما  در حجله به جای منِ عاشق چه کسی هست ؟ لبخند مزن در شب پر پر زدن ما  گفتی که برو دست خدا میدهم ات عشق  با مِهر زدی مُهر به قلب و دهن ما   دستان تو و سنگ مزار من ِ خسته  کوتاه ترین فاصله ات تا بدن ما  #قاسم_مطهری_راد ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

آمـدی حال مرا سخت بگیری بروی زخم احوال مــرا دست بگیری بروی! قــول دادی که بیایی به دلم سربزنی بعد ازآن گر نفسی هست بگیری،بروی؟ آمــدی تکیه زدی بر تن بیچارگی ام تا کــه بیچارگی ام تخت بگیری،بروی اخرین خاطرهٔ خـوب مرا چشمانت داد بـر باد ، که سرمست بگیری،بروی! با خداحافظی تلخ تو هر حادثه ایی خنـده زد جان مرا سخت بگیری،بروی میروی،کاش دراین بی کسیِ تبدارم جام خوشبختی ما مست بگیری،بروی! #سالار_زندی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

بغض عمیق رفتن‌ات جا مانده در نایم بعد از تو چاقو می‌زنم بر شاه‌رگ‌هایم احساس تندِ عشق دارد می‌خلد برمن دیگر ندارم طاقت و صبری که بنمایم من با تمامِ سادگی‌‌ها عاشقت بودم رفتی و بعد از رفتن‌ات نابود دنیایم دی‌شب صدای گریه‌ای... در خواب می‌دیدم_ تو آمدی و لاشم افتادست در جایم دنیا بدون بودن من را تصوّر کن من یک عدد دل‌مُرده‌‌ی بی‌دست و بی‌پایم باآن‌که رفتم از دلت، با نام دلتنگی_ گاهی میان نیمه‌شب‌های تو می‌آیم #فرخنده_عیار ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

تو ازحالم چه می دانی تویی که مثل یخ سردی به غیر از این من خسته به آغوش که پابندی ؟؟ خروشان شد شبی دریا از این حال پریشانم من و اشک و غم حسرت ، و تو سرچشمه ی دردی من از جان خودم سیرم اسیر دست تقدیرم که خنجر خوردم از دنیا، به زخم من چه می خندی ؟؟ اگر می شد که برگردم نمی ماندم در این حالت دل من در پی عشقت ، تو دنبال چه  می گردی ؟؟ اگر چه زنده ام اما ، سراپا حزن و اندوهم خیالت گشته مهمانم گمان کردم که همدردی و چون سر می شود روزم ، نگو آرام آسودم زدم بر پای دل قفلی که بگشام از تو پابندی به خون دل نشاندم خنده ی تلخ و غم انگیزم به روی شهد لبهایم که شاید باز بر گردی #سکینه_شیرپور ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

آمدم دل بدهم رفتی و حالا چه کنم؟ با دلی سوخته لبریزِ تمنا چه کنم؟ تا کجا می‌شود از معرکۀ عشق گریخت نگهت کرده مرا واله و شیدا چه کنم؟ دلم از دست که رفت از غم و اندوهِ فراق ، دلِ شاعر شده بازیچۀ دنیا چه کنم؟ مانده تنها دل من گوشۀ دیوار دلت پشت پس کوچه شب با دلِ تنها چه کنم؟ بیت و مصراع و تخلص همه در دست شما به خدا خون چکد از جان غزل‌ها چه کنم؟ بازکن پنجرۀ دل که ببینی چه  شدم با جهانی غم و حسرت منِ رسوا چه کنم؟ بی گمان این غزلم انچه دلم خواست نشد من شدم مرثیه‌ خوان دلِ سودا چه کنم؟ #فریبا_قربان_کریمی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅