984
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
984
تویۍکه ناب ترین فصلِ هر کتابِ منی
شـروعِ وسوسه انگیـزِ شعـرِ نابِ منی
من آن سکوتِ شکسته درآسمانِ توأم
و تــو درآمـدِ دنیــا، و آفتــابِ منـی
چقدر هجمهٔ تشویشِ بی تو بودن ها
تویی کـه نقطه ی پایانِ اضطرابِ منی
بـرای زنـدگـیِ بـی جـواب و تکـراری
بـه موقع آمـدی و بهترین جوابِ منی
روان در اوجِ خیـالم، چـو رود می مانی
همیشه جارۍو مانا درعمقِ خوابِ منی
نفس پس از گذرت، از حساب می افتد
و تو دلیلِ نفس های ، بی حسابِ منی
رهـا مکن غـزلم را همیشه با من باش
کـه ختمِ خاطـره انگیزِ شعـرِ نابِ منی
#آسیه_رضایی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
بـرای دردِ غـریبی ، دوا شدن سخت است
میـانِ مردمِ کافـر، خدا شدن سخت است
سکوت کرده دلـم ، پیـشِ چشمِ شاعـرِ تو
چقدر با غزلت همصدا شدن سخت است!
در انتـظارِ نـگاهـت ، نشستـه ام هر چند
به چشمهای توهم مبتلاشدن سخت است
غـزل سـرودی و رفتی ، دلـم هـوایـی شد
بِرس به دادِ دلـم باوفا شدن سخت است
تمـامِ عـمر خـودم را ، فـدای دل کـردم
نخواستۍکه بدانی جداشدن سخت است
بیـا و شـکلِ خـدا را ، بکِـش درونـم چون
میانِ اینهمه کافر ، خدا شدن سخت است
#لیلا_قهرمانی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
غمِ تنهایی ام را یاکریمِ خـانـه می فهمد
زبانِ شعله های شمع را،پروانه می فهمد
دگر بعدِ تـو از بـاغ و گُل و بلبل گریزانم!
صدای ناله ام را جُغدِ در ویرانه مۍفهمد!
چه آورده سرم ساقی شرابِ دردِ بۍدردی
که طعمِ تلخِ آن را از لبِ پیمانـه میفهمد
هزاران درد پنهـان کرده ام در سینه تنگم
غم بی همدمی را مرغک بی لانه میفهمد
کجا فـرزانه از شیـداییِ مجنون خبر دارد
پریشان حالیِ دیوانه را ، دیوانه می فهمد
گره از زلف واکن آبشارِ مو تماشایی ست
حریرِ اطلسی را، دانه های شانه می فهمد
#مختار_عظیمی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
تا نقش خیال دوست با ماست
مـا را همه عمر خـود تماشاست
آن جـا کـه وصال دوستانست
والله که میان خانه صحراست
#مولانا
┅═•❃❤️❃•═┅
984
دلبر بسیار و دل نگهدار کم است
دلدار کم و چه کم که بسیار کم است
گویند به عالم تو چرا بی یاری؟
یاران چه کنم؟ یار وفادار کم است
#حزینلاهیجی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
اندازه ی یک غزل
مرا بشنـو
خلوتــم
خیال ِ کهنه ای ست
که شعر را
می رنجانـد
#سولماز_حاجی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
در درگه ما، دوستی یک دله کن
هر چیز که غیر ماست آن را یله کن
یک صبح به اخلاص بیا بر در ما
گر کار تو بر نیامد آنگه گله کن
#ابوسعید_ابوالخیر
┅═•❃❤️❃•═┅
984
بیا به خلوت دلم، فقط بهانهام تویی
نسیم خوب زندگی و عاشقانهام تویی
غزل غزل نگاه تو به واژهها رسیده است
تو حس ناب بودنی و شاعرانهام تویی
نفس نفس زدم شبی به پیش پای لحظهها
هوای شعر خوب من به هر ترانهام تویی
نمیرسم به چشم تو، که ارتفاع مطلقی
بلندی سجود من وَ جاودانهام تویی
به آسمان بیکران دلم روانه میشود
کبوتر رها شدم فقط نشانهام تویی
فراتر از سخن شدی کجا بخوانمت خدا
سرم به زیر و خستهام بگو که شانهام تویی
#نرگس_حمزه
┅═•❃❤️❃•═┅
984
پای برچشمم گذار،ای بهترین مهمان عشق!!!
تا به یٌمن مقدمت، برگسترانم خوان عشق،،،
این تن یخ کرده دلمرده را جانی ببخش،،،
با حضورگرمت ای خورشید تابستان عشق،،،
گرچه قابل نیست، اما در میان سینه ام،،،
خانه ای سازم برایت،از گل و سیمان عشق،،،
زیر پامان : یک گلیم پاره از جنس غرور،،،
پیش رومان سفره ای ازآب عشق و نان عشق
مصرعی از قلب تو، با مصرعی از قلب من،،،
شاه بیتی می شود بی مثل در دیوان عشق
کاش ! این رود خیالاتم ، به دریا می رسید،،،
تا بیا شوباند این خواب مرا ،طوفان عشق،،،
آه !ای ابری که روی آذرخشت با من است،،،
کی شود؟ از سر بگیری ، بارش باران عشق
#علی محمد محمدی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم
قصد دارم تا ابد چون راز پنهانش کنم
نذر کردم گر گذر از کوچه قلبم کنی
رد پایت را ببوسم جان به قربانش کنم
یا اگر حتی به خوابم سرزده ره گم کنی
سد راهت میشوم تا بوسه مهمانش کنم
کوچه را مامور کردم تا بماند دیده بان
وعده دادم گر بیایی من چراغانش کنم
جغد شوم قصه را گفتم رود از خانه ام
جای آن بلبل بیاید تا غزل خوانش کنم
بی وفایی میکند بیداد اما باوفا پیداشود
گر در آغوشش بگیرم سخت زندانش کنم
میشوم سنگ صبوری بر تمام دردها
مو به مو گویم سخن همدرد اسرارش کنم
#جواد_الماسی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو را
نفـروشم بــه جهـان پیـچشی از موی تو را
نـاز ِچشمانِ تــو دل برده ، بـه جان ِتو قسم
خوش کشیده است خدا آن خم ابروی تورا
هیچـکس جـای تــو را پـر نکند هیـچ زمان
کـار من نیـست فــراموش کنـد روی تــو را
آن زمان غصه سفر کرد از این جان که لبم
بوسه زد چشم و لب و شانه و بازوی تو را
من اگــر اهـلِ محبـت شده ام لطف تو بود
چون گرفته است وجودم همه ی خوی تو را
خـواستـم دل نـدهم ، دل نسپارم به کسی
عــاجـزم وصف کنـم قدرت جــادوی تو را
شـاعـر چشم دل آرای تــو شد سنگ صبور
تـا بـه تصویـر کشد قـــامت دلجــوی تو را
#جواد_الماسی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
بیا کـه بی تو سـرم بهرِ گریه شانه ندارد
بـرایِ حـادثـهیِ عـشـق، دل، بهانه ندارد
نگیر، از شبِ من ماهتاب روشن چشمت
چـرا کـه بی تو شبم ماه و آشیانه ندارد
بهدستِ معجزِچشمت،مرا بخوانوبخوابان
دلـم بـدون تـو آواره اَست، خـانـه نـدارد
غزل بریز بهدل،،جان ببخش واژهیِ منرا
که بیتو شاعرِ شب، شعر عاشقانه ندارد
بیا و سبز شو در من، که بی بهارِ نگاهت
درختِخشکِخزان است دل،جوانه ندارد
قدم بزن به دلم، تا تو را به جان بسُرایم
کـه بی تـو دفتر قلبـم، غزل ترانه ندارد
#مجتبی_خوش_زبان
┅═•❃❤️❃•═┅
984
بگذار شاعرانه تر از این بخوانمت
بر چشمهای عاشق و خیسم نشانمت
حوای سیب سرخ غزلهای من شدی
یا اینکه نه.....بیشتر از این بدانمت
گفتی که عشق حال مرا خوب می کند
گفتی که عاشقانه تر از این بیارمت
ابری شدم و آمدم از سرزمین دور
تا اینکه با تمام وجودم ببارمت
شعری نجیب می وزد از چشمهای تو
بیهوده نیست این همه من دوست دارمت
سهم منی تو از ازل از روز سرنوشت
حتما برای قلب خودم بر می دارمت
#رضا_قریشی_نژاد
┅═•❃❤️❃•═┅
984
ای تو غایب زبرم حاضرِ جانم شده ای
مرحمِ زخمِ دل و روح و روانم شده ای
من و دل همسفرِ جاده ی تنهاییِ عشق
شکرِ حق تو گلِ خندانِ بهارم شده ای
به قفس مرغِ دلم منتظرِ حادثه ای است
به یقینم که تومفتاحِ در بسته جانم شده ای
من خموش از سخن و ناله و فریاد و فغان
تو همه حرف و کلام ، وردِ زبانم شده ای
بر حذر از همه کس طالبِ عشقت شده ام
چه خوش است توهمه اینی وتوآنم شده ای
خاطرم پر شده از لطف و صفای دلِ تو
خاطرت خوش که تو همراهِ زمانم شده ای
گلِ سرخِ دلِ زرین تحفه ی چشمِ تو باد
بهرِ این لطفِ خداوند که تو آنم شده ای
#حسین منزوی
┅═•❃❤️❃•═┅
