984
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
984
پیچیده اش می ڪنی
این قصه سر و ته ندارد
این قصه جاریست
تا تو هستی
و من براے هربار دیدنت
هزار بار نقشه میڪشم...
هزار بار زیرِ لب با خود
جملاتی می چینم ڪه آخرش
ختم خواهد شد ...
به لال شدن
پیشِ چشمانت...!
#عادل_دانتیسم
┅═•❃❤️❃•═┅
984
تو از سلاله ے نرگس هایی
وقتی نگاه ابرها
مست از
انعڪاسِ آفتاب
در طلایی موهایت
پیراهن بهار را پاره می ڪند
و
قطره قطره باران را
پیشڪشِ چشمان آسمانیت...
#الهه_محقق
┅═•❃❤️❃•═┅
984
عشق
لرزشِ
انگشتان است
و لب هاے فروبسته ے غرقِ سوال
تو را در خلال اندوهم
دوووست می دارم اے رخساره ے
دست نیافتنی
#نزار_قبانی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
در تماشاے تو
قانع نشوم من به دو چشم
همه چشمان جهان
گو به سرم بشتابند
#شهـریار
┅═•❃❤️❃•═┅
984
دل بیمش از این نیست که در #بند_تو افتاد؛
ترسد که کنی روزی از این بند،
رهایش
#حسین_منزوی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
ڪهنه عمارتیست دل
در هوس خیال تو
قبله ندیده ام بجز آن
رخ بے مثال تو
شعر و شراب و شادے و
هر چه حدیث عاشقیست
مستے لحظه اے بود
در قدح وصال تو...
#شاهـــــرخ_صفـــرنژاد
┅═•❃❤️❃•═┅
984
" نوازشم ڪن "
غنچہ ڪن لبت ࢪا...
بگذاࢪ با دستِ لبانم، بچینمش
بخوان مࢪا و آࢪام زمزمهام ڪن،
بگذاࢪ نفسهایت
بہ زیࢪ گوشم ࢪفت و آمد ڪند،
دࢪ آغوشم بگیࢪ....
میخواهم دࢪ حࢪاࢪتِ آغوشت
بسوزم، چࢪا ڪہ جهنمِ آغوشِ تو
بهشتِ من است..!!
#مینوپیلهچی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
به وقتِ رویشِ سبزِ جوانـه با من باش
دلم گرفتـه در این بیکرانـه با من باش
چه آسمانِ غریبۍست بۍحضورِ تو دل
بـه گرمیِ سخنی عاشقـانه با من باش
سکوت، دردِ بزرگی ست هیچ میدانی؟
بخوان برای دلم یک ترانه، با من باش
اسیرِ این قفسِ سرد و غم گرفتـه منم
درِ قفس بگشا ، بی بهانـه با من باش!
#شفیعی_کدکنی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
#محمدعلی_بهمنی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
#خیام
┅═•❃❤️❃•═┅
984
گیرم چکید قطرهای از عشق روی خاک
آن هم برای عالم و آدم زیاد بود
چیزی نصیب من نشد از کارگاه عشق
غیر از غمی که از سر من هم زیاد بود
#فاضل_نظری
┅═•❃❤️❃•═┅
984
گاهـی تمـامِ آبـیِ ایـن آسمـانِ ما
یکبـاره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزیِ شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
#قیصر_امین_پور
┅═•❃❤️❃•═┅
984
امشب ز عشق روی تو سرگشته و دیوانهام
غوغا ز عشقت میکنم ای دلبر جانانهام
امشب همه روی تو را در آسمان قلب خود
با چشم دل رؤیت کنم ای لعبت فرزانهام
امشب غزال شعر من گویم غزل در وصف تو
درجاش به دیوان میکنم ای گلرخ دُردانهام
امشب به بزم شمع تو گیسو پریشان میکنم
ریزم به زیر پای تو خاکستر پروانهام
همچون زلیخا میشوم همدرد یعقوب نبی
آذر زنم از هجر تو بر این دل ویرانهام
با موج دریا راهی سوی توام «باقی» بمان
در ساحل جانودلم ای دلبر مستانهام
تا خور بتابد روی خود در ساحل قلبم بمان
تا مست و مدهوشت کنم از ساغر پیمانهام
#سیده_زهره_باقی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
تا مثل هر شب باز هم باران ببارد
خود را به ابر شانه هایم می سپارد
امشب دوباره می رسد تا خاطراتی
بر سطر سطر دفتر شعرم بکارد
می دانم آری، خوب مي دانم در اين شهر
سنگ صبوري جز من شاعر ندارد
«سارای» هر شب تا سحر در آسمانم
طوفاني از جنس زمستان مي گذارد
شب پرسه هامان رو به پايان است و او باز
يك دستمال نازك پر گريه دارد
حالا دوباره وقت رفتن دست من را
محكم ميان دستهايش مي فشارد
او مي رود، او مي رود مثل شب پيش
اما خودش را پيش من جا مي گذارد
#جواد_ضمیری
┅═•❃❤️❃•═┅
984
مے زند چــوب ِ دلـــم طبل تمناے تــو را
تـو ڪجائے ڪـہ بجویم صنما جــاے تو را
گرچہ پنهان شدہ اے از منِ پروانہ صفت
مے ڪنم نیمہ ے شب قصد تماشاے تو را
آرزویے ڪــہ مـرا سر بہ هوا ڪــردہ هنوز
بہ دلــم ماند و ندیدم قــد و بالاے تو را
آخر از عشق و جنون آینہ را مے شڪنم
منعڪس گـر نڪند چهــرہ ی زیباے تـو را
سال هــــا از گــــــذر باد صبا مے شنوم
هم چنان زمزمہ و خندہ ے گیراے تو را....
#حضرت_مولانا
┅═•❃❤️❃•═┅
984
براے شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانہ اے
دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے
بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی
غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای
بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام
دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای
طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من
و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے
شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای
شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے...
#شهناز_صمدی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
ای تو غایب زبرم حاضرِ جانم شده ای
مرحمِ زخمِ دل و روح و روانم شده ای
من و دل همسفرِ جاده ی تنهاییِ عشق
شکرِ حق تو گلِ خندانِ بهارم شده ای
به قفس مرغِ دلم منتظرِ حادثه ای است
به یقینم که تومفتاحِ در بسته جانم شده ای
من خموش از سخن و ناله و فریاد و فغان
تو همه حرف و کلام ، وردِ زبانم شده ای
بر حذر از همه کس طالبِ عشقت شده ام
چه خوش است توهمه اینی وتوآنم شده ای
خاطرم پر شده از لطف و صفای دلِ تو
خاطرت خوش که تو همراهِ زمانم شده ای
گلِ سرخِ دلِ زرین تحفه ی چشمِ تو باد
بهرِ این لطفِ خداوند که تو آنم شده ای
#حسین_منزوی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
چه هوایی چه بارانی من از احساس لبریزم
مثال ابرِ بارانی من از یادِ تو سرریزم
هوایی میشوم وقتی هوایت را به سر دارم
شوم آن رود پر آبی تو را در خود در آمیزم
بزن باران بزن جانم که همراه تو میبارم
من از فوارهی چشمم به روی واژه میریزم
برقصان با ترنّمِ اشک میانِ قابِِ چشمانم
بدون چتر میآیم من آن غوغای پاییزم
فضای خانهی قلبم شبیه خانهی باران
شبیه واژهی صفرم که بی اعداد ناچیزم
غزل از غصهی هجران ببین جانم کم آورده
اسیر فصل هجرانم در این شعر غمانگیزم
نگاهم خیره بر راه و سرم بر شانهی باران
منم شیداترین شاعر که با عشقت گلاویزم
#فریبا_قربان_کریمی
┅═•❃❤️❃•═┅
