en
Feedback
بهترین اشعار

بهترین اشعار

Open in Telegram
984
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
پیچیده اش می ڪنی این قصه سر و ته ندارد این قصه جاریست تا تو هستی و من براے هربار دیدنت هزار بار نقشه میڪشم... هزار بار زیرِ ل
پیچیده اش می ڪنی این قصه سر و ته ندارد این قصه جاریست تا تو هستی و من براے هربار دیدنت هزار بار نقشه میڪشم... هزار بار زیرِ لب با خود               جملاتی می چینم ڪه آخرش ختم خواهد شد ... به لال شدن پیشِ چشمانت...! #عادل_دانتیسم ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅           

تو از سلاله ے نرگس هایی وقتی نگاه ابرها مست از انعڪاسِ آفتاب در طلایی موهایت پیراهن بهار را پاره می ڪند و قطره قطره باران را
تو از سلاله ے نرگس هایی وقتی نگاه  ابرها مست از انعڪاسِ آفتاب در  طلایی موهایت پیراهن بهار را پاره می ڪند و قطره قطره باران را پیشڪشِ چشمان آسمانیت... #الهه_محقق ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

عشق لرزشِ انگشتان است و لب هاے فروبسته ے غرقِ سوال تو را در خلال اندوهم دوووست می دارم اے رخساره ے دست نیافتنی #نزار_قبانی ‌
عشق لرزشِ انگشتان است و لب هاے فروبسته ے غرقِ سوال تو را در خلال اندوهم دوووست می دارم اے رخساره ے دست نیافتنی #نزار_قبانی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

در تماشاے تو قانع نشوم من به دو چشم همه چشمان جهان گو به سرم بشتابند #شهـریار ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅
در تماشاے تو قانع نشوم من به دو چشم همه چشمان جهان گو به سرم بشتابند #شهـریار ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

دل بیمش از این نیست که در #بند_تو افتاد؛ ترسد که کنی روزی از این بند، رهایش #حسین_منزوی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅
دل بیمش از این نیست که در #بند_تو افتاد؛ ترسد که کنی روزی از این بند، رهایش #حسین_منزوی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

‌ ڪهنه عمارتیست دل در هوس خیال تو قبله ندیده ام بجز آن رخ بے مثال تو شعر و شراب و شادے و هر چه حدیث عاشقیست مستے لحظه اے بود
‌ ڪهنه عمارتیست دل در هوس خیال تو قبله ندیده ام  بجز آن  رخ بے مثال تو شعر و شراب و شادے و هر چه حدیث عاشقیست مستے لحظه اے بود در قدح وصال تو... #شاهـــــرخ_صفـــرنژاد ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

‍ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‍ ‌ ‍ ‌‌‌‌ " نوازشم ڪن " غنچہ ڪن لبت ࢪا... بگذاࢪ با دستِ لبانم، بچینمش بخوان مࢪا و آࢪام زمزمه‌ام ڪن، بگ
‍ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‍ ‌ ‍ ‌‌‌‌ " نوازشم ڪن " غنچہ ڪن لبت ࢪا... بگذاࢪ با دستِ لبانم، بچینمش بخوان مࢪا و آࢪام زمزمه‌ام ڪن، بگذاࢪ نفسهایت بہ زیࢪ گوشم ࢪفت و آمد ڪند، دࢪ آغوشم بگیࢪ.... میخواهم دࢪ حࢪاࢪتِ آغوشت بسوزم، چࢪا ڪہ جهنمِ آغوشِ تو                        بهشتِ من است..!! #مینوپیله‌چی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

Video message00:58

به وقتِ رویشِ سبزِ جوانـه با من باش دلم گرفتـه در این بیکرانـه با من باش چه آسمانِ غریبۍست بۍحضورِ تو دل بـه گرمیِ سخنی عاشقـ
به وقتِ رویشِ سبزِ جوانـه با من باش دلم گرفتـه در این بیکرانـه با من باش چه آسمانِ غریبۍست بۍحضورِ تو دل بـه گرمیِ سخنی عاشقـانه با من باش   سکوت، دردِ بزرگی ست هیچ میدانی؟ بخوان برای دلم یک ترانه، با من باش اسیرِ این قفسِ سرد و غم گرفتـه منم درِ قفس بگشا ، بی بهانـه با من باش! #شفیعی_کدکنی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی که من این واژه
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب #محمدعلی_بهمنی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود #خیام ‌
از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود #خیام ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

گیرم چکید قطره‌ای از عشق روی خاک آن هم برای عالم و آدم زیاد بود چیزی نصیب من نشد از کارگاه عشق غیر از غمی که از سر من هم زیاد
گیرم چکید قطره‌ای از عشق روی خاک آن هم برای عالم و آدم زیاد بود چیزی نصیب من نشد از کارگاه عشق غیر از غمی که از سر من هم زیاد بود #فاضل_نظری ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

گاهـی تمـامِ آبـیِ ایـن آسمـانِ ما یکبـاره تیره گشته و بی ‌رنگ میشود گاهی نفس به تیزیِ شمشیر میشود از هرچه زندگیست دلت سیر می
گاهـی تمـامِ آبـیِ ایـن آسمـانِ  ما یکبـاره تیره گشته و بی ‌رنگ میشود گاهی نفس به تیزیِ شمشیر میشود از هرچه زندگیست دلت سیر میشود #قیصر_امین_پور ‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

Video message00:30

امشب ز عشق روی تو سرگشته و دیوانه‌ام غوغا ز عشقت می‌کنم ای دلبر جانانه‌ام امشب همه روی تو را در آسمان قلب خود با چشم دل رؤیت کنم ای لعبت فرزانه‌ام امشب غزال شعر من گویم غزل در وصف تو درج‌اش به دیوان می‌کنم ای گلرخ دُردانه‌ام امشب به بزم شمع تو گیسو پریشان می‌کنم ریزم به زیر پای تو خاکستر پروانه‌ام همچون زلیخا می‌شوم همدرد یعقوب نبی آذر زنم از هجر تو بر این دل ویرانه‌ام با موج دریا راهی سوی توام «باقی» بمان در ساحل جان‌ودلم ای دلبر مستانه‌ام تا خور بتابد روی خود در ساحل قلبم بمان تا مست و مدهوشت کنم از ساغر پیمانه‌ام #سیده_زهره_باقی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

تا مثل هر شب باز هم باران ببارد خود را به ابر شانه هایم می سپارد    امشب دوباره  می رسد تا خاطراتی  بر سطر سطر دفتر شعرم بکارد   می دانم آری، خوب مي دانم در اين شهر سنگ صبوري جز من شاعر ندارد   «سارای» هر شب تا سحر در آسمانم طوفاني از جنس زمستان مي گذارد   شب پرسه هامان رو به پايان است و او باز يك دستمال نازك پر  گريه دارد   حالا دوباره وقت رفتن دست من را محكم ميان دستهايش مي فشارد   او مي رود، او مي رود مثل شب پيش اما خودش را پيش من جا مي گذارد #جواد_ضمیری ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

مے زند چــوب ِ دلـــم طبل تمناے تــو را تـو ڪجائے ڪـہ بجویم صنما جــاے تو را گرچہ پنهان شدہ اے از منِ پروانہ صفت مے ڪنم نیمہ ے شب قصد تماشاے تو را آرزویے ڪــہ مـرا سر بہ هوا ڪــردہ هنوز بہ دلــم ماند و ندیدم قــد و بالاے تو را آخر از عشق و جنون آینہ را مے شڪنم منعڪس گـر نڪند چهــرہ ی زیباے تـو را سال هــــا از گــــــذر باد صبا مے شنوم هم چنان زمزمہ و خندہ ے گیراے تو را.... #حضرت_مولانا ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

براے شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانہ اے دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے... #شهناز_صمدی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

ای تو غایب زبرم حاضرِ جانم شده ای مرحمِ زخمِ دل و روح و روانم شده ای من و دل همسفرِ جاده ی تنهاییِ عشق شکرِ حق تو گلِ خندانِ بهارم  شده ای به قفس مرغِ دلم منتظرِ حادثه ای است به یقینم که تومفتاحِ در بسته جانم شده ای من خموش از سخن و ناله و فریاد و فغان تو همه حرف و کلام ، وردِ زبانم شده ای بر حذر از همه کس طالبِ عشقت شده ام چه خوش است توهمه اینی وتوآنم شده ای خاطرم پر شده از لطف و صفای دلِ تو خاطرت خوش که تو همراهِ زمانم شده ای گلِ سرخِ دلِ زرین تحفه ی چشمِ تو باد بهرِ این لطفِ خداوند که تو آنم شده ای #حسین_منزوی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅

چه هوایی چه بارانی من از احساس لبریزم مثال ابرِ بارانی من از یادِ تو سرریزم هوایی می‌شوم وقتی هوایت را به سر دارم شوم آن رود پر آبی تو را در خود در آمیزم بزن باران بزن جانم که همراه تو می‌بارم من از فواره‌ی چشمم به روی واژه می‌ریزم برقصان با ترنّمِ اشک میانِ قابِِ چشمانم بدون چتر می‌آیم من آن غوغای پاییزم فضای خانه‌ی قلبم شبیه خانه‌ی باران شبیه واژه‌ی صفرم که بی اعداد ناچیزم غزل از غصه‌ی هجران ببین جانم کم آورده اسیر فصل هجرانم در این شعر غم‌انگیزم نگاهم خیره بر راه و سرم بر شانه‌ی باران منم شیداترین شاعر که با عشقت گلاویزم #فریبا_قربان_کریمی ‌ ┅═•❃❤️❃•═┅