984
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
984
از خدا میخوام
سال جدید انقدر برات قشنگ باشه
ڪہ بشینے یہ گوشہ دنج
و بہ خوشبختیت نگاہ ڪنی
عيدت مبارڪ
سال نو مبارڪ...
┅═•❃❤️❃•═┅
984
نوروز یعنی
هیچ زمستانی
ماندنے نیست ...
سال نو
زندگے نو
احساس نو
🌸 بهار زندگیتون پیشاپیش مبارڪ 🌸
┅═•❃❤️❃•═┅
984
امیدوارم
تو سال جـــدید
بهتـــــــــرینها رو از دست
خـــــــــدا
هدیہ بگیـــرید
سال ۱۴۰۴
سال پراز خبــــــرهاے شاد براتــــــون باشه.
الهــــــے آمیــــــن
┅═•❃❤️❃•═┅
984
برآمد باد صبح و بوے نوروز
بہ ڪام دوستان و بخت پیروز
مبارڪ بادت این سال و همہ سال
همایون بادت این روز و همہ روز
چو آتش در درخت افڪند گلنار
دگر منقل منہ آتش میفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را دیدہ بردوز
بهارے خرمست اے گل ڪجایی
ڪہ بینے بلبلان را نالہ و سوز
جهان بے ما بسے بودست و باشد
برادر جز نڪونامے میندوز
نڪویے ڪن ڪہ دولت بینے از بخت
مبر فرمان بدگوے بدآموز
منہ دل بر سراے عمر سعدی
ڪہ بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بگذاشتے یوز
سعدے
┅═•❃❤️❃•═┅
984
چهارشنبه سوری تون مبارک ❤️❤️
سوختن غم هایت درآتش چهارشنبه سوری آرزوی من است ❤️❤️
┅═•❃❤️❃•═┅
984
ای آنـــکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟
بیــگانه شدی ، دست مریـــزاد ، کجایی ؟
در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریــــزی
من عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟
محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت
آوار غمت بـــر ســــرم افتـــاد ، کجایی ؟
آســودگی ام ، زنــدگی ام ، دار و نــدارم
در راه تــو دادم همه بـر بــــاد ، کجایی ؟
اینجا چه کنـــم ؟ ازکه بگیـــرم خبرت را ؟
از دست تــو و ناز تـو فریـــاد ، کجایی ؟
دانم که مــرا بی خبـــری می کشد آخر
دیــــوانه شــدم خانه ات آباد ، کجایی ؟
#پریناز_جهانگیر
┅═•❃❤️❃•═┅
984
تقدیر بود… ، پای کسی در میان نبود
آن روزها که صحبتی از این و آن نبود!
می شد زمانه وار بخواهم تو را ولی
وصلی چنین که لایق عشقی چنان نبود
یک روز رنج بی پر و بالی مرا شکست
یک روز بال بود ولی آسمان نبود
وقتی که دوست آینه ام را شکست و رفت
هیچ انتظار دیگری از دشمنان نبود
از خنده ی ترحم مردم که بگذریم
با من کسی به غیر غمت مهربان نبود
#پوریا_شیرانی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
تمام سال فقط کار آسمان گریهست...
و شکل دیگر بارانِ بیامان، گریهست....
اگرچه میکُشدَم گریه هر دم اما باز
رفیق این زنِ محزونِ نیمهجان، گریهست
مرا ز اشک، خدا آفریده انگاری...
چو پیشهام ز ازل تا همین زمان، گریهست!
هزار حرف درونم نهفته اما حیف....
کلام من، منِ خاموشِ بیزبان، گریهست...
نفسنفس به همه ذوق و شوق بخشیدم
ولی همیشه نصیبم جهانجهان گریهست
یقین شدهست برایم، شبی که میخندم
دگر تمامی شبهای بعد از آن گریهست...
. . . و عمق فاجعه یعنی بهجای بعضیها
در اوج غربت شبها، پناهمان گریهست...
#خدیجه_نصیری
┅═•❃❤️❃•═┅
984
خاطراتت بر سرم دیدی چه ها می آورد
آتش عشق تو را در جان ما می آورد
میزند در خلوت شب ساز تنهایی به من
قصهای از درد و غم در هر نوا می آورد
سوز عشق تو به قلبم شعله ی غم می زند
تیر بر جان و دلم این ماجرا می آورد
سوختم ازدوریت خاکسترم برباد رفت
دوریت بر جان و تن صدها بلا می آورد
در نبودت زندگی سلول روح من شده
بی تو زندان بان مرا تا به کجا می آورد
رود چشمم خشک بود ازیاد تو جاری شده
ابر هایش بارشی بی انتها می آورد
#زینب_حیدری
┅═•❃❤️❃•═┅
984
علـّـتِ لبـخندی و،، از غصـّـه دورم کردهای..
با سرودن،، با غزل،، با عشق،، جورم کردهای..
پیــشِ چـــشمِ زخـــمهای بیامانِ زندگی،،
سـَمبلِ بیطـاقتی بودم،، صــبورم کردهای..
خانهام وقتی نبودی،، دخـمهای تاریک بود،،
آفـــتابِ صبحِ من،، منـشورِ نــورم کردهای..
جــز نـــگاهت را نمیخواهد،، نمیبیند،، دلم..
مثل چشمِ خیره به خورشید،، کورم کردهای..
کوهِ احساسی و من،، دشتِ گلی در سایهات..
در حصــارِ غــیرتت،، صــعبالعبورم کردهای..
بعدِ طوفان دیدهای بر روی شنها،، موج را..؟
من هـــمانم روبهرویت،، بی غـرورم کردهای..
غرقِ آتـــش شد در آغــوشت،، زمستانِ تنـم..
بــرفِ جــانم آب شد،، دیگر تنــورم کردهای..
مـــصرعی بودم،، به روی کاغذی لایِ کتاب،،
دفترِ شـــعری شدم،، از بس مرورم کردهای..
#نگار_حسینی
┅═•❃❤️❃•═┅
984
زندگی بی تو محال است،، نباشی چه کنم ؟
لحظه و ثانیه سال است ،، نباشی چه کنم ؟
زندگی بی تو فقط ثانیه هایی گذراست
عمر من رو به زوال است،، نباشی چه کنم ؟
بی تو انگار دلم ماهیِ افتاده به خاک
حدِ یک لحظه مجال است، نباشی چه کنم ؟
شب و روزم شده از عشق تو همرنگ خیال
حیف ،چون میوهٔ کال است،، نباشی چه کنم ؟
مستی و خواب و خیال تو شده قسمت من
ظاهرا عینِ حلال است ، نباشی چه کنم ؟
زندگی بی تو دراین ورطه شده دربدری
غصه و روحِ ملال است،،نباشی چه کنم؟
#مهدی_شهسواری
┅═•❃❤️❃•═┅
984
امشب ای ماه!شدم
غرق غم و تنهایی،
باز من ماندم و تو،
شعر و شب و شيدایی!
#انوری
┅═•❃❤️❃•═┅
984
یک شب بیا ، به کوچهٔ قلبم سری بزن
یا بی خبر بـه کلبه ی ما هم دری بزن!
اینجا گرفتـه بـاز دلـم ، در هـوای تـو
دستـم بگیر و کُنجِ خیـالم ، پَـری بزن
وصلِ تو جز بـه بوسه میسر نمی شود
با بوسه ای بـه روی لبـم ، معبری بزن
#آنجلا_راد
┅═•❃❤️❃•═┅
