روان درمانی وجودی (طوبی زنگی آبادی)
Open in Telegram
نگاهی عمیقتر به هستی و انسان طوبی زنگیآبادی روانشناس بالینی رواندرمانگر فردی و گروهدرمانگر هماهنگی وقت آنلاین: @ToobaZangiabadi هماهنگی وقت حضوری👇 کلینیک دامون: ۰۳۴۳۲۱۴۴۵۴۰ و ۰۹۲۱۷۴۳۷۱۲۵ اینستاگرام: https://www.instagram.com/tooba.zangiabadi/
Show more549
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
Repost from گُفتِمان
پیوند با ایدههای دیگر در روانکاوی
این نگاه به «مرز و پوسته» در روانکاوی، بهویژه از زمانی قوت گرفت که تحلیلها فراتر از کار بر نوروز (تمرکز بر محتوا) رفت و شامل کار با سایکوز، اوتیسم، کودکان و گروهها شد.
همانطور که هوزل میگوید:
«روانکاوان برای مدتها بیشتر به محتوای روان توجه داشتند تا به ظرف آن»
بنابراین توجه به «ظرف/محتوا» (container/content) و مفاهیمی مثل «من-پوست» (Moi-peau) در کار آنزیو و بیک اهمیت یافت.
هوزل سه ویژگی بنیادین «پوسته روانی» را چنین خلاصه میکند:
1. تعلق (Belonging) احساس درونبودگی و عضویت در یک کل
2. ارتباطمندی (Connectivity) امکان پیوند میان بخشها
3. درونگیری یا نگهداری (Containment) قابلیتی برای نگهداری و پردازش تجربههای روانی.
#پوسته_روانی
#آنزیو
#مرز
#envelope
https://t.me/Gofteman_AnalyticGroup
Repost from گُفتِمان
گروه همچون یک پوسته (envelope)
آنزیو (۱۹۲۳–۱۹۹۹) برای توضیح عملکردهای روانی و پدیدههای بالینی، بهویژه در حوزه اختلالات جسمانیشدن، مرزی (borderline) و کار با گروههای کوچک، بهشدت از استعارهها استفاده میکرد.
یکی از استعارههای کلیدی او «پوسته روانی» (psychic envelope) است. او نخست در مقالهی پوسته صوتی خود (۱۹۷۶) این ایده را دربارهی فرد مطرح کرد:
خود(Self) همچون یک پوسته عمل میکند؛
مرز میسازد،
سازماندهی میکند،
و فضای درونی روان را از جهان بیرونی جدا میکند.
یعنی «خود/Self» همچون پوستهای است که روان را در بر میگیرد و انسجام میبخشد.
بعدتر او این ایده را به گروه تعمیم داد و گفت:
«گروه یک پوسته است که افراد را در کنار هم نگه میدارد. تا زمانی که چنین پوسته ای شکل نگیرد، فقط تجمعی انسانی داریم، نه یک گروه واقعی.» (آنزیو، ۱۹۷۳)
بنابراین، صرفِ جمع کردن چند مراجع در یک اتاق، به معنای تشکیل «گروه» نیست. گروه درمانی زمانی شکل میگیرد که یک «پوسته روانی مشترک» پدید بیاید؛ چیزی که بتواند فرایندهای دگرگونساز و درمانگرانه را امکانپذیر کند.
#پوسته_روانی
#آنزیو
#مرز
#envelope
https://t.me/Gofteman_AnalyticGroup
این گروه برای دو نفر جای خالی داره.
در صورت تمایل به شرکت در جلسات برای هماهنگی مصاحبه پیش از گروه پیام بفرستید:
@ToobaZangiabadi
این گروه برای دو نفر جای خالی داره.
در صورت تمایل به شرکت در جلسات برای هماهنگی مصاحبه پیش از گروه پیام بفرستید:
@ToobaZangiabadi
Repost from مرکز روان تحلیلی مهرسای
📚 Reading winnicott
📍محیط نگهدارنده؛ اولین بستر روان
پیش از آنکه کودک بتواند خودش را «من» بنامد، پیش از آنکه بتواند جهان را بهعنوان «بیرون» تجربه کند، به چیزی نیاز دارد: محیطی که نگه دارد.
وینیکات میگوید: مادر ـ یا هر مراقب اولیه ـ با شیوهی خاصی حضور دارد که فراتر از غذا دادن یا مراقبت جسمانی است. او کودک را در آغوش روانی-عاطفی خود نگه میدارد.
در این محیط:
اضطرابهای خام کودک تنظیم میشوند.
بدن و روان فرصت هماهنگ شدن پیدا میکنند.
تجربههای ابتدایی، پایهی احساس امنیت و اعتماد به جهان میشوند.
اگر این محیط وجود نداشته باشد یا ناپایدار باشد، کودک به جای رشد طبیعی، ناچار به دفاع زودرس میشود؛ یعنی بهجای زندگی کردن، باید از خودش محافظت کند.
«محیط نگهدارنده» مفهومی است که امروز هم برای ما اهمیت دارد:
ما همچنان در روابط، درمان، و حتی درون خودمان نیازمند فضایی هستیم که بتوانیم فرود بیاییم، نفس بکشیم و نگه داشته شویم.
@Mehrpsy_psychoanalytic_center
ماه بالای سر آبادی است،
اهل آبادی در خواب.
روی این مهتابی ، خشت غربت را می بویم
باغ همسایه چراغش روشن
من چراغم خاموش
کوه نزدیک من است: پشت افراها، سنجدها
و بیابان پیداست
نیمه شب باید باشد
دب اکبر آن است: دو وجب بالاتر از بام
آسمان آبی نیست، روز آبی بود
یاد من باشد، هر چه پروانه که می افتد در آب، زود از آب در آرم
یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد
یاد من باشد تنها هستم
ماه بالای سر تنهایی است
#سهراب_سپهری
@Existentialpsychotherapy
#خسوف #ماه_گرفتگی
📍بام کرمان
🔭عکس از لنز تلسکوپ
Repost from گروه روانکاوی تداعی
زیستن با بخشهای ناخوشایند دیگری: پروژهٔ بیپایان ترمیم و بازآفرینی
در زمانهٔ کنونی، ما پیوسته ترغیب میشویم که در انتخاب شریک عاطفی نهایت دقت را به خرج دهیم؛ گویی این انتخاب اولیه، مهمترین عنصر یک رابطهٔ عاطفی پایدار و رضایتبخش است.
ما همواره روایتهای بسیاری میشنویم از پدران و مادرانی که، چون همسرشان حاصل انتخاب خودشان نبوده، زندگی رضایتبخشی نداشتهاند و صرفاً ساختهاند و سوختهاند.
با وجود این، انتخاب شریک عاطفی در اصل تأثیر چندان چشمگیری بر کیفیت بعدی رابطه ندارد.
آنچه ضامن پایداری و غنای یک پیوند عاطفی است، آمادگی و توانایی طرفین برای ترمیم تعارضهای مکرری است که در رابطه پیش میآید. توانایی مواجه شدن با بخشهای نامطلوب دیگری.
میزان اعتنا و باوری که طرفین رابطه به آسیبپذیری دیگری دارند، و توان آنها در بهرسمیتشناختن حق دیگری برای حرکت در این نقاط آسیبپذیر، نقشی بهمراتب تعیینکنندهتر از انتخاب نخستین دارد.
روابط پایدار، پروژههایی همواره در حال اصلاح و ترمیماند، و طرفین رابطه وظیفه دارند که متعهدانه به این پروژهٔ مشترک وفادار باشند.
شیوهٔ مواجههٔ طرفین با «ناامیدی» و «یأس» نیز قسم مهم دیگر رابطه است.
دیر یا زود، پس از گذشت مدتی از شروع رابطه، جنبههای نامطلوب شریک عاطفی رخ مینماید و آن معشوق محبوب و مطلوب، وجوهی نهچندان دلانگیز از خود را آشکار میسازد.
پرسش اساسی این است که طرفین رابطه تا چه اندازه میتوانند با این جنبهها کنار بیایند، خود را با زوایای تازهٔ دیگری منطبق کنند، و نیز اجازه دهند که شریک عاطفیشان نیز با بخشهای ناخوشایند او روبهرو شود و به سازش برسد.
بهنظر میرسد این ظرفیت متقابل برای پذیرش و انطباق، نقشی بنیادین در رضایتمندی و دوام رابطه دارد.
رابطهٔ عاطفی، امری پویا، فعال و زنده است که گاه تنشزا و ناخوشایند است. حفظ این پویایی مستلزم این است که در هر زمان طرفین رابطه متناسب با موقعیت و نیاز رابطه حرکت کند یا بایستد، نیاز به این دارد که تعارضها و تنشها را به مثابه بخشی ناگزیر از رابطه بپذیرند و برای حل و فصل آنها آمادگی و رغبت داشته باشد.
هنگامی که هر یک از طرفین بتواند بهجای گریز از تعارض یا انکار آن، آن را همچون فرصتی برای شناخت عمیقتر خود و دیگری تجربه کند، رابطه از سطح یک انتخاب اولیه فراتر میرود و بدل به عرصهای میشود که در آن، بازآفرینی و ترمیم مکرر، جوهرهٔ رابطهٔ عاطفی را میسازد.
نویسنده: تیم تألیف تداعی
انتشار: گروه روانکاوی تداعی
بخشهایی از کتاب دیدن در تاریکی که قراره توی دوره کتابخوانی بهش بپردازیم.
#دیدن_در_تاریکی #ماریانا_الساندری #کتابخوانی
❌️مهلت ثبتنام تا ۲۴ مرداد تمدید شد❌
شروع دوره: شنبه ۲۵ مرداد ماه
چون بعضی دوستان سوال پرسیده بودن گفتم توضیح بدم:
امکان شرکت در این دوره به صورت آفلاین هم وجود داره. وویس هر جلسه ضبط میشه و بعد از جلسه در گروه خصوصی مربوط به شرکتکنندگان به اشتراک گذاشته میشه.
در صورت تمایل به شرکت در این دوره لطفا سریعتر ثبتنامتون رو تکمیل کنید.
چون هر جلسه بر مبنای خوانش یک فصل از کتاب برگزار میشه، نیاز هست قبل از حضور در دوره کتاب رو تهیه کرده باشید و فصل ۱ رو خونده باشید. این موضوع یه مقدار زمان میبره.
ثبتنام:
@ToobaZangiabadi
شروع ثبتنام دورهی کتابخوانی
@Existentialpsychotherapy
📍شنبهها، ۲۰:۳۰ تا ۲۲
📍شروع دوره: ۱۸ مرداد
📍آنلاین در گوگلمیت
📍تسهیلگر: طوبی زنگی آبادی، روانشناس بالینی و رواندرمانگر
جلسه اول: پذیرفتن حقیقت خشم
جلسه دوم: رنج میکشم، پس هستم
جلسه سوم: سوگواری، بی هیچ تعارفی
جلسه چهارم: رنگی تازه به افسردگی زدن
جلسه پنجم: شناخت اضطراب + تمرین دیدن در تاریکی
📍ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر: @ToobaZangiabadi
برای دورهی کتابخوانی "دیدن در تاریکی" نوشته ماریانا الساندری، کدام زمان رو مناسب میدونید؟
(کتاب ۵ فصله و دوره در ۵ جلسه برگزار خواهد شد)
امکان رای دادن به چند گزینه هم وجود داره. لطفا همه مواردی که میتونید رو انتخاب کنید
Repost from N/a
برای آگاهی بیشتر در مورد دوره های آموزشی به کانال تلگرام مرکز PCIT ایران بپیوندید.
لطفاً با دیگران به اشتراک بگذارید.
ارتباط با ما:
@PCIT_Iran
Repost from گُفتِمان
مکانیزم های دفاعی در تحلیل گروهی؛ همانندسازی فرافکنانه در عمل
✅ یکی از دفاعهای رایج و قدرتمندی که به راحتی در درمان گروهی قابل بررسی است، همانندسازی فرافکنانه است (که شای پیشنهاد کرده است نام آن را به "مستخدم فرافکنی" تغییر دهد).
تام وارد درمان گروهی شد تا مشکلاتش در ازدواج را حل کند. او احساس میکرد مشکل کاملاً مربوط به همسرش است که بسیار انتقادگر، سختگیر و "بدجنس" بود. در واقع، وقتی وارد گروه شد، تصویری از یک همسر بسیار دشوار، ناراحت و سادیستی ارائه داد. زنان گروه بلافاصله به تام ابراز دوست داشتن کردند. او مردی بود که آزادانه درباره احساساتش صحبت میکرد و گاهی اوقات گریه اش می گرفت. اما با گذشت چند ماه، خانم های گروه به تدریج از تام ناخوشنود شدند و اغلب با عصبانیت به او مواجه میشدند. یکی از جلسات تام گفت: "خدای من، شما زنان مثل همسرم صحبت میکنید!"
رهبر گروه گفت: "و فقط چند ماه طول کشید تا آنها را آموزش دهی." اگرچه شوکه شده بود، تام آن مشاهده را جدی گرفت. او از زنان پرسید که چه کاری کرده است که آنها از دوست داشتن او به عدم علاقه به او تغییر نظر دادهاند. زنان با دقت و به طرز دلنشینی اشاره کردند که بسیار نگران او هستند و پیشنهادات زیادی برای کمک به مشکلات زناشوییاش ارائه دادهاند که هر کدام را او رد کرده است. آنها هر کدام توصیف کردند که این چقدر برایشان ناامیدکننده بوده و چقدر از او خسته شدهاند.
در ماههای بعد، تام کارهای شگفتانگیزی انجام داد و تواناییاش را در "تبدیل زنان به" شبیهسازی از مادرش که از او انتقاد میکرد و دچار افسردگی بود، کشف کرد. یک روز، درمانگر گروه نامهای از همسر تام دریافت کرد که درطی یادداشتی در آن درخواست کرده بود تا نامه در گروه خوانده شود. اگرچه این درخواست غیرمعمول بود، درمانگر احساس کرد که در این مورد کمک کننده است. در گفته شده بود: "میخواهم از گروه تشکر کنم که شوهرم را به من برگرداندند."
در این وضعیت، درمان گروهی به طور منحصر به فرد فرصتی برای تام فراهم کرد تا تجربه کند چگونه بر دیگران تأثیر میگذارد و بازخورد آنها را بشنود. چند نفر از زنان گروه نیز بیان کردند که به این فکر افتاده اندکه چقدر ممکن است در تعاملات با همسرانشان سهم داشته باشند، چیزی که قبلاً تنها مسئولیت "دیگری" میدانستند.
برگرفته از مقاله: به چه دلایلی گروه درمانی را به بیماران پیشنهاد می دهیم(اسکات روتان، ۲۰۲۱)
ترجمه:حسین باشی
دکتری روانشناسی بالینی
روان درمانگر تحلیلی فردی و گروهی
https://t.me/Gofteman_AnalyticGroup
ماریانا الساندری، که خود یک استاد و فیلسوف اگزیستانسیالیست است، در کتاب دیدن در تاریکی به تعمق در احساسات و رنجهای انسانی پرداخته و تلاش میکند درک دقیقتر و صحیحتری از این تجربیات ناخوشایند و غیرقابل اجتناب به دست بدهد. الساندری معتقد است روانشناسی عامهپسند و صنعت خودیاری که در سالهای اخیر بر رسانههای عمومی تسلط پیدا کردهاند تصور اشتباهی از احساسات دشواری مانند استرس و غم به دست دادهاند؛ درحالیکه بهزعم او این عواطف میتوانند در رشد و پرورش شخصیت و قدرت ما نقش بسزایی ایفا کنند.
Repost from نشر بیدگل
شاید روزی جامعۀ ما بفهمد که نمیتوانیم احوالات دشوارمان را با سرکوب کردنشان بتارانیم و پناه بردن به «حریم خصوصی» اغلب از سر نیازهایی است که مغفول ماندهاند. شاید روزی برسد که نترسیم از اینکه غم و اندوه عزیزانمان را از ما دور کند و پذیرای آغوشهای احساسیشان باشیم. روزی که بیشتر نگران درد خودمان باشیم تا معذب بودن آنها. این ایده را کنار بگذاریم که حرف زدن از سوگ بر دوام آن میافزاید و دیگر نگوییم اگر به گریه بیفتیم «اشکمان هرگز بند نخواهد آمد». بلندبلند سوگواری کردن دیگر نشان ناتوانی از «تسلط بر اوضاع» نخواهد بود، بلکه راهی درخور میشود که انسانها به یاریاش در عین کلنجارِ با زیستن، انسانیتشان را نشان میدهند.
(دیدن در تاریکی، ماریانا الساندری، ترجمۀ احسان سنایی اردکانی)
با توجه به شرایط جنگی پیش اومدهی اخیر در کشور، تصمیم گرفتم کتاب این دوره رو تغییر بدم و فعلا این کارگاه رو به خوانش و بحث گروهی در مورد این کتاب از اواسط مردادماه اختصاص بدم👇
اگر احیانا کتاب پیشنهادی دیگهای هم که برای این شرایط مناسب باشه میشناسید، در کامنت برام ارسال کنید که بررسی و انتخاب نهایی رو انجام بدم.
Repost from اصل ۲۰
آغاز طرح «ملاقاتهای صلح» در محلهها و کافههای تهران
🔸به ابتکار انجمن علمی صلح ایران، سلسلهنشستهایی با عنوان «ملاقاتهای صلح» در نقاط مختلف تهران برگزار میشود؛ برنامهای که هدف آن ایجاد فضاهای گفتوگو میان دانشگاهیان، روشنفکران و مردم، در دل شهرها و محلههاست.
🔸نعمتالله فاضلی، رئیس انجمن علمی صلح ایران، با اعلام این خبر به روزنامه ایران گفته است: «طرح «ملاقاتهای صلح» تلاشیست برای کاهش اضطرابهای اجتماعی، احیای اعتماد عمومی، و بازسازی سرمایه اجتماعی از راه گفتوگوی آزاد.» به گفته او، این نشستها در ۱۰ تا ۱۵ نقطه از تهران، با حضور استادانی از حوزههای مختلف علوم انسانی، از روانشناسی و جامعهشناسی تا فلسفه و فرهنگ، برگزار خواهد شد. فاضلی میگوید: «امروز بیش از هر زمان، جامعه ما نیازمند شنیدن و شنیده شدن است. مردم باید بتوانند دیدگاهها، نگرانیها و امیدهای خود را بیان کنند.»
🔸این طرح در همکاری با کافهها، فرهنگسراها، خانه اندیشمندان علوم انسانی و دیگر مراکز فرهنگی تهران به اجرا درمیآید. به گفته برگزارکنندگان، فضای نشستها «آزاد، مردمی و مشارکتی» خواهد بود و بناست بدون روالهای رسمی یا سلسلهمراتبی، بر شنیدن و گفتوگو تمرکز داشته باشد.
🔸فاضلی گفته است استقبال اولیه از طرح، فراتر از انتظار بوده است: «پیش از آغاز رسمی، بسیاری از شهروندان برای همکاری اعلام آمادگی کردهاند. برخی فضای مناسب در اختیار میگذارند، برخی پیشنهاد حمایت مالی دادهاند. این استقبال نشانهایست از زنده بودن جامعه و نیاز واقعی به این گفتوگوها.»
🔸در شرایطی که عرصه عمومی با محدودیتهای گسترده مواجه شده و امکان ارتباط میان نخبگان، فعالان اجتماعی و شهروندان بهشدت کاهش یافته، طرحهایی مانند «ملاقاتهای صلح» میتواند به عنوان تجربهای محلی و خلاق، بسترهای تازهای برای گفتوگو، همدلی و ترمیم اجتماعی فراهم آورد.
🔸انجمن علمی صلح ایران از همه علاقهمندان، نهادها و کنشگران اجتماعی دعوت کرده است در این مسیر همراه شوند و در ساختن فضاهایی برای شنیدن، دیدن و گفتن، نقش داشته باشند.
#اصل۲۰
#صلح
#جامعه_مدنی
