en
Feedback
اصل ۲۰

اصل ۲۰

Open in Telegram

اصل ۲۰، کارزاری است برای آزادی انجمن‌ها و تجمعات مسالمت‌آمیز

Show more
2 438
Subscribers
-424 hours
+2027 days
+27530 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+663
in 4 channels
August '26
+1 124
in 8 channels
Get PRO
July '26
+459
in 4 channels
Get PRO
June '26
+896
in 7 channels
Get PRO
May '26
+894
in 2 channels
Get PRO
April '26
+9
in 2 channels
Get PRO
March '26
+5
in 4 channels
Get PRO
February '26
+15
in 12 channels
Get PRO
January '26
+21
in 11 channels
Get PRO
December '25
+28
in 16 channels
Get PRO
November '25
+28
in 7 channels
Get PRO
October '25
+32
in 12 channels
Get PRO
September '25
+10
in 5 channels
Get PRO
August '25
+15
in 7 channels
Get PRO
July '25
+52
in 10 channels
Get PRO
June '25
+95
in 20 channels
Get PRO
May '25
+22
in 6 channels
Get PRO
April '25
+24
in 5 channels
Get PRO
March '25
+27
in 5 channels
Get PRO
February '25
+21
in 6 channels
Get PRO
January '25
+25
in 3 channels
Get PRO
December '24
+62
in 7 channels
Get PRO
November '24
+23
in 4 channels
Get PRO
October '24
+1 523
in 7 channels
Get PRO
September '24
+1 015
in 5 channels
Get PRO
August '24
+38
in 6 channels
Get PRO
July '24
+56
in 5 channels
Get PRO
June '24
+4 206
in 4 channels
Get PRO
May '240
in 4 channels
Get PRO
April '24
+179
in 1 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '24
+2
in 1 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
09 September0
08 September0
07 September0
06 September+1
05 September0
04 September+660
03 September+1
02 September0
01 September+1
Channel Posts
مطالبه‌گری محیط‌زیستی به مرحله بحران رسیده است 🔸اکبر پورداج، فعال محیط‌زیست در یادداشتی با انتقاد از ضعف‌های ساختاری در نظام حکمرانی و نحوه مواجهه با سازمان‌های مردم‌نهاد، نوشته است که سمن‌ها در ایران اغلب زمانی وارد فرایند تصمیم‌گیری می‌شوند که یک طرح اجرایی شده و پیامدهای محیط‌زیستی آن آشکار شده است؛ وضعیتی که مطالبه‌گری را از یک ابزار پیشگیرانه به کنشی اصطکاکی برای توقف یا تأخیر پروژه‌ها تبدیل کرده است. 🔸سازمان‌های مردم‌نهاد بر اساس اصل ۲۶ قانون اساسی قرار است حلقه واسط میان جامعه و حاکمیت باشند و در افزایش مشارکت عمومی، توانمندسازی جامعه و نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها نقش داشته باشند. با این حال، پورداج می‌گوید در حوزه محیط‌زیست، سمن‌ها معمولاً زمانی وارد میدان می‌شوند که یک طرح وارد مرحله اجرا شده و پیامدهای آن آشکار شده است. 🔸او می‌گوید: «کارکرد کنشگرانه این نهادها، به‌ویژه در موضوع محیط‌زیست، به‌دلیل ضعف شفافیت و دسترسی به داده‌ها و دخالت‌ندادن نهادها در مراحل مختلف طرح‌های توجیهی، همواره در سطح کشف جرم و در قالب توقف یا تأخیر در پیشرفت طرح‌های اجرایی محدود و خلاصه می‌شود.» 🔸به باور او، همین وضعیت سبب شده سمن‌ها از سوی برخی افراد و نهادها به‌عنوان مانعی برای توسعه معرفی شوند؛ در حالی که نادیده‌گرفتن ملاحظات محیط‌زیستی، در نهایت به توسعه‌ای ناپایدار منجر می‌شود. 🔸پورداج یکی از نمونه‌های این ضعف ساختاری را در مدیریت مصرف آب می‌داند و می‌نویسد که سپردن مسئولیت فرهنگ‌سازی و اصلاح الگوی مصرف به سازمانی که درآمدش از فروش آب تأمین می‌شود، می‌تواند میان منافع سازمانی و هدف کاهش مصرف تعارض ایجاد کند. مطالبه‌گری در انتهای زنجیره 🔸پورداج اقدامات سمن‌ها برای مخالفت با پروژه‌هایی مانند سد چم‌شیر و سد تنگ‌سرخ شیراز یا اعتراض به حفر چاه‌های بیشتر را نتیجه تصمیم‌هایی می‌داند که در مراحل بالاتر و بدون نگاه پیشگیرانه گرفته شده‌اند و می‌نویسد: «در انتهای زنجیره، اقدامات سخت و اصطکاکی سمن‌ها معلول و زاییده همان بی‌تدبیری است که در رأس هرم سازمانی و در بستر تفکر غیرپیشگیرانه آفریده شده است.» 🔸به گفته پورداج، بسیاری از پرونده‌های محیط‌زیستی نیز زمانی مطرح می‌شوند که پروژه وارد مرحله اجرا شده است. او به ثبت بیش از ۳۳۰۰ پرونده محیط‌زیستی در سال ۱۴۰۳ به‌دلیل نداشتن مجوز محیط‌زیست یا پیوست محیط‌زیستی اشاره می‌کند و آن را نشانه‌ای از غلبه نگاه درمان‌محور بر پیشگیری می‌داند. 🔸این فعال محیط‌زیست می‌نویسد که سازمان حفاظت محیط‌زیست باید مستقل باشد و رأی این سازمان نباید در کمیسیون‌های تصمیم‌گیری صرفاً یک رأی در کنار سایر دستگاه‌ها تلقی شود. هر پروژه باید پیش از آغاز عملیات اجرایی، از نظر پیامدهای محیط‌زیستی بررسی شود و سمن‌ها نیز از همان مراحل ابتدایی در جریان تصمیم‌ها قرار گیرند. 🔸به گفته پورداج این رویکرد می‌تواند از تبدیل سمن‌ها به نیرویی اصطکاکی جلوگیری کند و به جای توقف پروژه‌ها پس از آغاز اجرا، امکان مشارکت آن‌ها در پیشگیری، آگاهی‌بخشی و تصمیم‌سازی را فراهم کند. 🔹منبع: پیام ما #اصل۲۰

2
No text...
17
3
آدرس لايو : https://www.instagram.com/asl20_campaign?stkn=MWlnbnQyOGprdXRwbw==
آدرس لايو : https://www.instagram.com/asl20_campaign?stkn=MWlnbnQyOGprdXRwbw==
956
4
سازمان نظام خبرنگاری؛ وعده سامان‌دهی صنفی یا استقرار سازوکار نظارتی تازه؟ 🔸کارگروه تدوین طرح «سازمان نظام خبرنگاری» با همکاری مرکز پژوهش‌ها در کمیسیون اجتماعی مجلس آغاز به کار کرد. این طرح با هدف اعلام‌شده ایجاد چارچوبی قانونی برای رفع مشکلات مزمن شغلی، پوشش بیمه، سامان‌دهی قراردادها، رسیدگی به وضعیت معیشت و مسکن و تعیین‌تکلیف سختی کار خبرنگاران کلید خورده است. با این حال، درج عبارت «صلاحیت‌سنجی خبرنگاران و حرفه خبرنگاری» در شرح وظایف پیش‌بینی‌شده، موجی از تردید و واکنش را در محافل رسانه‌ای به همراه داشته است؛ واکنشی که ناشی از تجربه طولانی فقدان نهادهای مستقل و نگرانی از ایجاد فیلترهای کنترلی جدید است. 🔸به گزارش روزنامه شرق، جامعه مطبوعاتی سال‌هاست از نبود یک ساختار صنفی مقتدر و مستقل آسیب می‌بیند، اما شکل‌گیری نهادی که شائبه نظارت بالادستی بر فعالیت خبرنگاران را تقویت کند، پرسش‌های بنیادینی ایجاد کرده است. بنابراین اگر هدف از این سازمان، پشتیبانی از روزنامه‌نگارانی باشد که ماه‌ها حقوق دریافت نکرده‌اند، با اخراج‌های ناگهانی روبه‌رو می‌شوند یا بدون قرارداد و بیمه فعالیت می‌کنند، از آن استقبال می‌شود. مسئله اما زمانی است که حمایت جای خود را به مداخله در ماهیت خبرنگار بودن بدهد و صلاحیت‌سنجی به ابزاری اداری برای غربالگری شاغلان این حوزه تبدیل شود. 🔸یکی از اساسی‌ترین ابهامات مطروحه، تعریف و سازوکار عضویت در این سازمان است. این پرسش وجود دارد که آیا عضویت در سازمان نظام خبرنگاری شرط لازم برای اشتغال در رسانه‌ها و دریافت کارت حرفه‌ای خواهد بود یا خیر. در صورت اجباری بودن، مرجع تعیین صلاحیت و شاخص‌های سنجش آن همچنان نامشخص است. مسائلی چون مدرک تحصیلی، پیشینه کاری یا استانداردهای مبهم دیگر می‌تواند طیف گسترده‌ای از فعالان رسانه، از جمله خبرنگاران آزاد، گزارشگران تحقیقی، فعالان محلی و روزنامه‌نگاران حوزه دیجیتال را که استخدام رسمی رسانه‌ها نیستند، از دایره حرفه خارج کند. 🔸همچنین سازوکارهای غیرمستقیم تحدید آزادی بیان موجب نگرانی است. فشار بر رسانه همیشه با ابلاغیه‌های علنی صورت نمی‌گیرد و زمانی که نهادی اختیار تایید، تعلیق یا لغو مجوز حرفه‌ای افراد را در دست داشته باشد، سایه محافظه‌کاری بر عملکرد خبرنگار سنگینی خواهد کرد. بنابراین، نگرانی نسبت به از دست دادن موقعیت شغلی می‌تواند به افزایش خودسانسوری منجر شود و جسارت روزنامه‌نگار در طرح پرسش، بررسی پرونده‌ها و نقد عملکرد مدیران اجرایی را مخدوش سازد. امنیت خبرنگار صرفاً حفظ امنیت جانی نیست، بلکه مصونیت شغلی و حرفه‌ای در برابر فشارهای اداری را نیز در بر می‌گیرد. 🔸مسئله دیگر، شفافیت در ساختار و استقلال سازمانی است. هنوز مشخص نیست که مدیران و ارکان تصمیم‌گیرنده در این تشکل چگونه انتخاب خواهند شد و میزان حضور و نفوذ نمایندگان نهادهای دولتی و حاکمیتی در اساسنامه تا چه اندازه تعریف شده است. اهالی رسانه می‌پرسند اگر صلاحیت خبرنگاری رد شود، کدام مرجع بی‌طرف رسیدگی به شکایات را بر عهده خواهد داشت و چه تضمینی وجود دارد که صلاحیت‌سنجی بر مبنای معیارهای فنی صورت گیرد و به گزینش فکری، موضع‌گیری‌های سیاسی یا سبک انتقادی افراد کشیده نشود. رعایت اخلاق مطبوعاتی، درستی‌سنجی و اصول خبرنگاری جزو استانداردهای مورد توافق جامعه رسانه‌ای است، اما این موازین نباید با سانسور گرایش‌های فکری اشتباه گرفته شود. 🔸فعالان مطبوعاتی همچنین می‌گویند که خدمات پایه چون بیمه و حق دستمزد عادلانه، حقوق بنیادین کار هستند و نباید به تاییدیه یک نهاد بیرونی مشروط شوند. بنابراین مسیر جلوگیری از شکل‌گیری یک ساختار مداخله‌گر این است که پیش‌نویس کامل این طرح هرچه سریع‌تر به شکل شفاف، عمومی و پیش از تصویب نهایی در مجلس منتشر شود تا بدنه رسانه‌ای کشور بتواند ابعاد حقوقی و حرفه‌ای آن را نقد و اصلاح کند. #اصل۲۰
951
5
لزوم تبدیل شدن «حق آموزش» به مطالبه صنفی در آستانه سال تحصیلی: آموزش در محاصره فقر و بحران‌های متوالی 🔸به گزارش داوطلب، تعطیلی مدارس در سال‌های اخیر دیگر پدیده‌ای استثنایی نیست. آلودگی هوا، ناترازی انرژی در سرما و گرما و در ماه‌های اخیر گسترش دامنه جنگ، هرکدام در مقاطعی مدارس را از چرخه عادی آموزش خارج کرده‌اند. سال تحصیلی گذشته نیز این روند به اندازه‌ای گسترده بود که وزارت آموزش و پرورش اکنون تأکید می‌کند نمی‌خواهد سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ بار دیگر با تعطیلی‌های پیاپی و تأخیر در امتحانات همراه شود. این اعتراف اهمیت زیادی دارد. اگر تعطیلی‌های مکرر صرفاً یک مسئله اداری بود، نیازی به تأکید وزارتخانه بر جلوگیری از تکرار آن وجود نداشت. 🔸گزارش‌های منتشرشده درباره تعطیلی‌های سال گذشته، از کاهش قابل توجه ساعات آموزش رسمی سخن گفته‌اند. در یک گزارش تحلیلی که به داده‌های مرکز پژوهش‌های مجلس استناد می‌کند، کاهش ۱۳۵ تا ۱۸۰ ساعت آموزش رسمی در مقاطع مختلف و محرومیت حدود دو میلیون دانش‌آموز از دسترسی مناسب به ابزارهای دیجیتال مطرح شده است. 🔸 آموزش غیرحضوری نیز برای همه دانش‌آموزان جایگزین برابری نیست: دانش‌آموزی که در خانواده‌ای برخوردار زندگی می‌کند ممکن است بتواند با اینترنت مناسب، کلاس خصوصی و امکانات آموزشی، بخشی از عقب‌ماندگی را جبران کند؛ اما برای دانش‌آموز خانواده‌ای کم‌درآمد، تعطیلی مدرسه می‌تواند به معنای حذف کامل بخش مهمی از فرآیند یادگیری باشد. 🔸بحران دوم، یعنی ترک تحصیل و بازماندگی از تحصیل، معضل دیگری است که نظام آموزشی ایران با آن درگیر است: آموزش و پرورش تاکنون از ارائه یک آمار قطعی و قابل اتکای ملی درباره ترک تحصیل خودداری کرده و درباره تعریف و شیوه محاسبه بازماندگان از تحصیل نیز ملاحظاتی وجود دارد. به همین دلیل نمی‌توان بر اساس نمونه‌های پراکنده، یک عدد مشخص را به کل کشور تعمیم داد، اما نبود آمار قطعی به معنای پاک شدن صورت مسئله نیست. 🔸در ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، رویداد۲۴ گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن، ۷۰ دانش‌آموز از یک مدرسه ۳۰۰ نفره ترک تحصیل کرده‌اند؛ گزارشی که فقر و گرانی را در کانون توجه قرار می‌دهد. این عدد را نمی‌توان نماینده کل کشور دانست، اما وقوع چنین نمونه‌ای در یک مدرسه، به‌ویژه در شرایطی که فشار اقتصادی بر خانوارها افزایش یافته، نشانه‌ای است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. 🔸گزارش‌های منطقه‌ای نیز تصویری مشابه ارائه می‌کنند: در گزارش ایلنا درباره آذربایجان غربی، «نیمکت‌های خالی» از زاویه بازماندگی کودکان از تحصیل بررسی شده و مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، جغرافیایی و خانوادگی در این پدیده مورد توجه قرار گرفته است. 🔸 فقر آموزشی و فقر اقتصادی به یکدیگر نزدیک شده‌اند و در خانواده‌هایی که نوجوان می‌تواند با کار کردن بخشی از درآمد خانوار را تأمین کند، مدرسه به‌تدریج با رقیبی جدی به نام «بازار کار» مواجه می‌شود. 🔸شاید دقیقا در همین نقطه است که نقش تشکل‌های صنفی معلمان اهمیت پیدا می‌کند. 🔸معلمی که دستمزد کافی ندارد و برای تأمین زندگی ناچار به شغل دوم و سوم روی می‌آورد، با فشار و خستگی بیشتری وارد کلاس می‌شود. خانواده‌ای که درآمدش با هزینه‌های زندگی تناسب ندارد، مجبور است فرزندش را برای کار وارد بازار کند و مدرسه‌ای که به دلیل ناترازی انرژی یا بحران‌های دیگر مرتب تعطیل می‌شود، امکان ارائه آموزش مستمر و باکیفیت را از دست می‌دهد. بنابراین افزایش دستمزد نه فقط یک مطالبه اقتصادی، بلکه بخشی از سیاست دفاع از آموزش عمومی است. 🔸در گزارش داوطلب ببینید «حق آموزش» چگونه می‌تواند دستورکار مشترک معلمان و جامعه باشد، دستمزد معلم چه نقشی در این دستورکار دارد و مهر امسال چگونه باید آغاز شود. #اصل۲۰
991
6
آموزه‌های بین‌المللی برای جامعه‌ی مدنی ایران در دوران جنگ معضل‌ها و پیچیدگی‌های رابطه‌ی جامعه‌ی مدنی با صلح 🔸جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، پس از ماه‌ها حمله، ویرانی و کشتار، وارد مرحله‌ای از آتش‌بس شکننده و ناپایدار شد؛ آتش‌بسی که هم در نیمه‌ی دوم تیرماه و هم در ابتدای شهریور، زیر فشار تنش‌های حل‌نشده، حمله‌های تازه و شکست مذاکرات دو بار فروپاشید. این جنگ، پس از جنگ دوازده‌روزه‌ی خرداد ۱۴۰۴ و سرکوب خونین اعتراض‌های دی‌ماه همان سال، بر جامعه‌ای فرود آمد که پیشاپیش از چندین موج خشونت، سرکوب، بحران اقتصادی، تحریم، مهاجرت و فرسایش نهادی آسیب دیده بود. حمله به زیرساخت‌ها، خانه‌ها، مدارس و مراکز درمانی، کشته و مجروح‌شدن هزاران تن، قطعی اینترنت، اختلال گسترده در زندگی روزمره و تشدید ناامنی و بی‌اعتمادی، نه فقط جامعه به‌طور کلی، بلکه جامعه‌ی مدنی ایران را نیز با بحرانی عمیق‌تر روبه‌رو کرده است. دورنمای جنگ داخلی در وضعیتی که با آغاز جنگ در ۹ اسفند پیش آمد، چندان دور از ذهن نبود و هنوز امکان آن کاملاً منتفی نشده‌است. 🔸در چنین وضعیتی، پرسش از نقش جامعه‌ی مدنی اهمیتی فوری پیدا می‌کند. جامعه‌ی مدنی در شرایط جنگ داخلی یا خارجی و آتش‌بس شکننده چه وظایفی دارد؟ چگونه می‌تواند از جان مردم، حق به حقیقت و امکان زندگی جمعی محافظت کند؟ چه نسبتی باید میان امدادرسانی فوری، مستندسازی، مطالبه‌گری، مقابله با نفرت و تلاش برای بازسازی اعتماد برقرار شود؟ چگونه می‌توان از گرفتارشدن جامعه‌ی مدنی در دوگانه‌ی کاذب حمایت از حکومت یا حمایت از جنگ پرهیز کرد؟ و چه باید کرد تا آتش‌بس، اگر دوام آورد، فقط توقف موقت حملات نباشد و به فرصتی برای تثبیت صلح، بازسازی اجتماعی و بازگشت مردم به سیاست بدل شود؟ 🔸برای پاسخ به این پرسش‌ها، «کنشگران داوطلب» تصمیم گرفته است مجموعه‌ای از مقاله‌ها و پژوهش‌های مرتبط با جامعه‌ی مدنی، جنگ و تثبیت صلح را مرور و خلاصه کند و آموزه‌های آنها را با توجه به شرایط خاص ایران توضیح دهد. 🔸در این نوشتار به سراغ مقاله‌ی گراهام ک. براون با عنوان «ساخت جامعه‌ی مدنی در کشورهای پس از منازعه» (۲۰۱۵) می‌رویم؛ مقاله‌ای از مرکز پژوهش صلح و توسعه‌ی دانشگاه کاتولیک لوون که نسخه‌ی پیش‌نویس فصلی از کتاب ساخت صلح پایدار: زمان‌بندی و توالی بازسازی و تثبیت صلح پس از منازعه است. این مقاله با نقد فرض خوش‌بینانه‌ی رایج درباره‌ی رابطه‌ی خودکار میان جامعه‌ی مدنی، دموکراتیزاسیون و صلح آغاز می‌کند و نشان می‌دهد که جامعه‌ی مدنی در جوامع پس از منازعه می‌تواند هم به تثبیت صلح کمک کند و هم، در صورت تقویت شبکه‌های طردکننده و بسته، زمینه‌ی بازتولید خشونت را فراهم آورد. محور اصلی مقاله مسأله‌ی زمان‌بندی و توالی است: اینکه در کوتاه‌مدت چگونه باید با نیروهای مختلف جامعه‌ی مدنی، حتی نیروهای مسأله‌دار، در سطح ملی تعامل کرد و در بلندمدت چگونه باید از پایین و در سطح اجتماع‌های محلی، سرمایه‌ی اجتماعی فراگیر و پیوندهای میان‌گروهی را برای صلح پایدار ساخت. این کتابچه را از وبسایت اصل۲۰ دریافت کنید. #اصل۲۰
1 223
7
آیا فروکش کردن اعتراضات به معنای شکست جنبش است؟ 🔸مشارکت در جنبش‌های اجتماعی همواره با نوعی دوگانگی عاطفی و روان‌شناختی گره خورده است. کسانی که پا به میدان مبارزات مدنی و تحولات جمعی می‌گذارند، معمولاً یک زیست مشترک را تجربه می‌کنند: جرقه‌ای ناگهانی زده می‌شود، حادثه‌ای دور از انتظار رخ می‌دهد یا خشم انباشته جامعه حول یک مطالبه خاص سرریز می‌کند. 🔸در این مقاطع، موجی سهمگین از اعتراضات شکل می‌گیرد، انرژی جمعی به اوج می‌رسد، خیابان‌ها و تریبون‌ها تسخیر می‌شوند و هزاران نفر به آرمان مشترک می‌پیوندند. در بطن این خیزش‌ها، نوعی احساس پیروزی زودهنگام و سرخوشی جمعی جریان دارد. با این حال، این لحظات شورانگیز تاریخی معمولاً دیری نمی‌پایند و پس از چندی، دوره‌هایی طولانی، فرساینده و توأم با رکود از راه می‌رسند؛ روزهایی که خیل جمعیت میدان را خالی می‌کند، انرژی‌ها ته می‌کشد، رسانه‌ها صحنه را رها می‌کنند و خستگی مفرط بر پیکره فعالان سایه می‌اندازد. 🔸در پی این فروکش ناگزیر، معمولاً پدیده‌ای رخ می‌دهد که می‌توان آن را نوعی سرخوردگی جمعی تعبیر کرد. بسیاری از فعالان، کاهش حضور در خیابان یا تداوم ساختارهای پیشین قدرت را گواهی بر ناکامی مطلق می‌دانند و جنبش را شکست‌خورده تصور می‌کنند. اما آیا این افول به معنای پایان جنبش است؟ چرا اغلب حرکت‌های تحول‌خواه مدنی پس از اوج‌گیری دچار رخوت می‌شوند و چگونه می‌توان پیشرفت واقعی یک مطالبه اجتماعی را فراتر از هیاهوی تظاهرات سنجید؟ ⛓️‍💥در وبسایت اصل۲۰ بخوانید. #اصل۲۰
1 042
8
روز بین‌المللی خیریه و نیکوکاری؛ خیریه‌ها چگونه می‌توانند پا را از کمک‌رسانی فراتر بگذارند و تغییر واقعی رقم بزنند؟ 🔸پنجم سپتامبر، سالروز درگذشت مادر ترزا، در تقویم سازمان ملل متحد روز جهانی «نیکوکاری» نام گرفته است. این روز فرصتی است تا به یاد بیاوریم بخشش و دستگیری از دیگران، نه فقط یک حس خوب یا کار پسندیده فردی، بلکه ابزاری واقعی برای ساختن دنیایی امن‌تر و عادلانه‌تر است. 🔸با این حال، شکل کمک کردن در سال‌های اخیر تغییرات زیادی کرده و دیگر به معنای پرداخت مقداری پول برای رفع نیازهای چند روزه یک خانواده نیست. 🔸کمک‌های فوری و رساندن غذا یا دارو در زمان جنگ و بلایای طبیعی همیشه جایگاه خود را دارد. اما فقر با بسته‌های معیشتی موقت ریشه‌کن نمی‌شود. به همین سبب، سازمان‌های مردمی و خیرین بهتر است رویکرد خود را کمی تغییر دهند و به روز کنند: 🔸سرمایه‌گذاری روی آموزش و بهداشت: آموزش و ساختن مدارسی که امکان مهارت‌آموزی را به نوجوانان می‌دهند، چرخه فقر را در خانواده‌ها می‌شکند. 🔸توجه به بحران‌های اقلیمی: کشاورزان خرد و ساکنان مناطق محروم بیشترین آسیب را از خشکسالی می‌بینند. خیریه‌های امروزی بهتر است پروژه‌های خود را روی احیای محیط‌زیست و دسترسی پایدار به آب متمرکز کنند. 🔸حمایت از ایده‌های محلی: به‌جای تصمیم‌گیری از بیرون، وام‌های کوچک و حمایت مالی در اختیار زنان، جوانان و گروه‌های بومی قرار بگیرد تا خودشان کسب‌وکار راه‌اندازی کنند. 🔸آماده‌سازی و توانمندسازی برای بحران‌های پیش رو: خیریه‌ها بهتر است نگاه رو به جلو به مسائل داشته باشند و فعالیت خود را به لحظه بحران محدود نکنند. برنامه‌ریزی استاندارد، پیش‌بینی بحران‌ها و اثرات آنها و توانمندسازی جوامع محلی در این زمینه توصیه می‌شود. اینترنت و ابزارهای جدید 🔸فناوری روش جمع‌آوری کمک‌ها را زیرورو کرده است. حالا با چند کلیک ساده می‌توان در کمپین‌های مالی جمعی شرکت کرد یا پیشرفت یک پروژه در نقطه‌ای دورافتاده از دنیا را مرحله‌به‌مرحله دنبال کرد. این شفافیت سبب شده افراد با اطمینان بیشتری مشارکت کنند و همچنین بین جوامع گوناگون پیوندهایی مستقیم شکل بگیرد. 🔸نیکوکاری امروز نوعی مسئولیت جمعی و تمرین همبستگی است؛ مسیری که در آن همه تلاش می‌کنند ریشه‌های محرومیت را از بین ببرند و فرصتی برابر برای زندگی بهتر در اختیار همگان بگذارند. 💫روز جهانی نیکوکاری مبارک در وبسایت اصل۲۰ بخوانید که خیریه‌ها چگونه می‌توانند پا را از کمک‌رسانی فراتر بگذارند. #اصل۲۰
806
9
جامعه‌ی مدنی ایران پس از جنبش زن، زندگی، آزادی؛ سرکوب، بازتولید و چشم‌اندازها 🔸در آستانه چهارمین سالگرد خیزش زن، زندگی، آزادی (ژینا) نگاهی می‌اندازیم‌ به تغییراتی که در مفهوم و کنشگری مدنی در ایران پس از این خیزش و در پی آن بحران‌های پی‌درپی در ایران به وجود آمده است. 🔸گزارش «جامعه‌ی مدنی ایران پس از جنبش زن، زندگی، آزادی؛ سرکوب، بازتولید و چشم‌اندازها»، بر اساس گفت‌وگو با ۲۱ تن از کنشگران و پژوهشگران داخل و خارج از کشور و بررسی دقیق ساختارهای حقوقی تدوین شده و فراتر از یک گزارش آماری ساده است، پنجره‌ای واقع‌بینانه به زیر پوست جامعه‌ می‌گشاید. جامعه‌ای که میان دو لبه تیغ بحران‌های خارجی و انسداد ساختاری داخلی گرفتار شده است.   🔸وضعیت امروز تشکل‌ها و شبکه‌های مستقل، محصول یک شب نیست و فرآیندی حاصل از هم‌افزایی سه بزنگاه تاریخی است: 🔹۱. جنبش زن، زندگی، آزادی: جنبشی که اگرچه هنجارهای اجتماعی و مطالبات بدنی و جنسیتی را به متن زیست روزمره مردم آورد، اما با تشدید سرکوب، هزینه سازمان‌دهی‌ را به شدت بالا برد. 🔹۲. دی ۱۴۰۴: موجی از اعتراضات معیشتی که در پی سقوط ریال سر برآورد و پاسخ آن، قطع کامل ارتباطات و ضربه به بسترهای سازمانی جامعه مدنی بود. 🔹۳. جنگ در اواخر ۱۴۰۴ و سال ۲۰۲۶: حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل که ساختار جامعه را بازآرایی کرد و اولویت جامعه را از تغییر به حق بقا و زنده‌ماندن تغییر داد.   🔸گزارش با پرداختن به این دوره‌ها از سه منظر مختصات کنونی جامعه مدنی ایران را ترسیم می‌کند: نخست با تکیه بر نظریه‌های معاصر و روایت‌های زیسته کنشگران، تعریفی بومی و کارکردی از جامعه مدنی در ایران ارائه می‌کند. 🔸در گام دوم، سازوکارهای چندلایه تضعیف جامعه مدنی را بررسی می‌کند؛ از مهندسی حقوقی و جرم‌انگاری گرفته تا امنیتی‌سازی فعالیت‌های جمعی، انسداد فضای دیجیتال و فرسایش مادی ناشی از سایه هم‌زمان جنگ و تحریم. 🔸گام سوم گزارش به شناسایی روندهای مسلط سال‌های اخیر اختصاص دارد: چرخش از ساختارهای رسمی به شبکه‌های غیررسمی و مجازی، پدیدار شدن مقاومت‌های روزمره در قالب سبک زندگی، نسلی شدن کنشگری و مشکل شکنندگی سازمان‌یابی و گسست در انتقال تجربه. 🔸در این مجموعه می‌بینیم که جامعه مدنی ایران گرچه از تشکل‌یابی کلاسیک به سمت شبکه‌های افقی، سیال و مقاومت‌های روزمره در سبک زندگی کوچ کرده و با منطق بقا پیش می‌رود، اما همچنان سرسختانه زنده است و در سطحی دیگر به حیات خود ادامه می‌دهد.  🔸گزارش «جامعه‌ی مدنی ایران پس از جنبش زن، زندگی، آزادی؛ سرکوب، بازتولید و چشم‌اندازها» به کوشش «تارنمای داوطلب» تهیه و تدوین شده است. ⛓️‍💥این گزارش را از وبسایت اصل۲۰ دریافت کنید. #اصل۲۰
869
10
از کنش صنفی تا کنش حقوق بشری: سرکوب گسترده گاهی مرزهای یک تشکل صنفی را جابه‌جا می‌کند! گزارش تحلیلی داوطلب- بررسی نمونه موردی تغییر رویکرد فراخوان‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران 🔸«هویت جمعی، از پیش ساخته نمی‌شود؛ فرایندی است که در جریان کنش جمعی، از طریق تعریف مشترک اینکه “چه کسی هستیم”، “با چه مسئله‌ای روبه‌رو هستیم” و “چه باید بکنیم”، شکل می‌گیرد.» از دید آلبرتو ملوچی جامعه‌شناس ایتالیایی، جنبش‌ها در واقع مجموعه‌هایی ناهمگون و چندلایه هستند و اعضایشان باید دائماً درباره معنا، هدف و جهت کنش خود به توافق برسند. 🔸تعریف کنش‌های صنفی و کارگری در ایران، از «ما»، «مسئله» و «کنش» چه تغییراتی کرده است؟ داوطلب برای پاسخ به پرسش بالا، روند تغییر فراخوان‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را بررسی کرده است. 🔸هر فراخوان، به‌طور ضمنی به سه پرسش پاسخ می‌دهد: «ما چه کسانی هستیم؟»، «مطالبه یا مسئله مشترک ما چیست؟» و «برای تغییر آن چه باید بکنیم؟» بنابراین، تغییر در ادبیات و محتوای فراخوان‌ها می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در تعریف تشکل از جایگاه و مأموریت خودش باشد. 🔸تا سال ۱۴۰۱ مضمون فراخوان‌های شورا همچنان حول بحران آموزش و مطالبات معلمان می‌چرخد حتی جایی که شورا در فراخوان‌ها از آزادی معلمان زندانی سخن می‌گوید، این مطالبه درون مجموعه‌ای از مطالبات کلان از حقوق صنفی، معیشتی و آموزشی قرار دارد. 🔸اما سال ۱۴۰۱ نقطه‌ای است که مرزها شروع به جابه‌جا شدن می‌کنند. در جریان اعتراضات مردمی موسوم به «زن، زندگی، آزادی»، شورا دیگر فقط درباره حقوق معلمان سخن نمی‌گوید. در فراخوان‌های آن، حمایت از اعتراضات مردم، حق اعتراض، آزادی دانش‌آموزان و اعتراض به کشته‌شدن معترضان و کودکان نیز وارد ادبیات گفتمانی این تشکل می‌شود. در یکی از فراخوان‌های تحصن، شورا اعلام می‌کند که خواسته‌های بنیادین معلمان شامل به‌رسمیت‌شناختن حق اعتراض مردم و آزادی دانش‌آموزان است و اعتراض خود را به برخوردهای خشونت‌آمیز با معترضان ادامه خواهد داد. 🔸در همان سال، زبان شورا حتی یک گام دیگر به سمت مسائل عمومی جامعه حرکت می‌کند. در بیانیه‌ای در شهریور ۱۴۰۱، شورا از «شکاف عمیق ملت ـ دولت» سخن می‌گوید و از بازگشت به قانون، پایان خودکامگی، آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، حقوق شهروندی، مطبوعات آزاد، احزاب و اصناف آزاد و مشارکت گروه‌های مختلف در تصمیم‌گیری سیاسی و اجتماعی دفاع می‌کند. 🔸روند بیانیه‌های شورا از سال ۱۴۰۱ نشان می‌دهد که دامنه موضوعاتی که شورا خود را درباره آنها صاحب موضع می‌داند، گسترده‌تر شده است. 🔸این تغییر را نمی‌توان صرفاً با یک واژه مانند «سیاسی‌شدن» توضیح داد. 🔸روند تغییر لحن فراخوان‌ها در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا می‌کند، اما در کنار آن یک اتفاق مهم دیگر رخ می‌دهد و آن این است که ظرفیت فعالیت صنفی در داخل کشور تحت فشار بیشتری قرار می‌گیرد. هنگامی که یک معلم برای مطالبه صنفی خود با برخورد قضایی مواجه می‌شود، مسئله او از حوزه دستمزد و شرایط کار فراتر می‌رود و به آزادی تشکل، حق اعتراض و حقوق مدنی پیوند می‌خورد. 🔸از دید نظریه «هویت جمعی» ملوچی، چنین تجربه‌هایی می‌توانند در تعریف «ما» و «مسئله» در یک جنبش تغییر ایجاد کنند. تشکلی که در ابتدا خود را حول هویت صنفی تعریف می‌کند، ممکن است در اثر تجربه مشترک اعضایش، تعریف گسترده‌تری از خود پیدا کند؛ تعریفی که در آن دفاع از حقوق مدنی و مقابله با سرکوب نیز جای می‌گیرد. 🔹این وضعیت برای هر تشکل صنفی یک چالش است. 🔹راه‌حل اما لزوماً بازگشت به «فقط صنفی بودن» نیست. 🔸 در گزارش داوطلب ببینید که چرا فعالیت صنفی و حقوق بشری را نباید دو حوزه کاملاً جدا تصور کرد و در شرایطی که مرز فعالیت مدنی-سیاسی و صنفی در شرایط سرکوب حتی کمرنگ‌تر ‌شده یک گروه صنفی چگونه می‌تواند هویت خود را میان حقوق بشر و هویت صنفی بازتعریف کند و دغدغه‌های گریزناپذیر حقوق‌بشری را در قالب قضایای صنفی ببیند. #اصل۲۰
800
11
هوش مصنوعی «کلود» در خدمت جامعه مدنی چه کاربردهایی دارد و چه ملاحظاتی را باید در نظر بگیریم 🔸فعالیت در سازمان‌های جامعه مدنی و نهادهای حقوق بشری، به‌ویژه در فضاهای بسته و تحت فشار، اغلب با حجم کار بسیار زیاد و کمبود منابع انسانی و مالی همراه است. تیم‌های کوچک و داوطلب معمولاً به‌طور هم‌زمان بار سنگین مستندسازی نقض حقوق بشر، ترجمه متون تخصصی، پژوهش‌های آماری و گزارش‌دهی مداوم به نهادهای بین‌المللی را بر دوش می‌کشند. ابزارهای هوش مصنوعی مانند «کلود» این ظرفیت را دارند که فاصله میان مسئولیت‌های سنگین این مجموعه‌ها و توان واقعی آن‌ها را تا حد زیادی پر کنند. البته استفاده از چنین ابزارهایی در بسترهایی با محدودیت‌های دسترسی، ملاحظات و ضوابط خاص خود را دارد که مستلزم آگاهی و استفاده مسئولانه است. 🔸در این گزارش به کاربردهای عملی کلود، ۹ اصل بنیادی برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در نهادهای مدنی و قابلیت‌های فنی پیشرفته کلود مانند پروژه‌های اشتراکی و ابزارهای مختلفی که می‌توان در این زمینه به کلود متصل کرد پرداخته‌ایم. 🔗این راهنما را در وبسایت اصل۲۰ بخوانید. #اصل۲۰
807
12
روزمرگی در ایران سیاسی شده است 🔸هم‌زمان با فروکش کردن نسبی فضای جنگی در کشور، موجی از مداخلات حکومتی در حوزه‌های غیرسیاسی شکل گرفته که شامل پلمب کافه‌ها، توقیف صفحات اینستاگرامی، احضار بلاگرها و محدودسازی تورهای گردشگری است. دیاکو مرادی در ماهنامه «خط صلح» می‌نویسد که این اقدامات نشان‌دهنده تغییر جهت سیاست‌های کنترل اجتماعی از سرکوب مستقیم سیاسی به مدیریت عرصه‌های زندگی روزمره است. 🔸داده‌های مستند نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد در بازه‌ای بیست‌روزه در تابستان ۱۴۰۵، دست‌کم ۷۲ صفحه پرمخاطب در شبکه‌های اجتماعی مسدود یا توقیف، گردانندگان ۲۱ صفحه به انتشار تعهدنامه وادار و ۲۳ واحد صنفی پلمب شده‌اند. این برخوردها حوزه‌های متنوعی چون بلاگری، مد و زیبایی، ورزش، هنر و طبیعت‌گردی را دربر گرفته و دستگاه‌های مجری با استفاده از عناوین مبهمی مانند «هنجارشکنی» و «آسیب فرهنگی»، اختیارات تفسیری خود را برای تحدید شهروندان گسترش داده‌اند. 🔸از منظر جامعه‌شناسی سیاسی و مفاهیمی چون زیست‌سیاست و حکومت‌مندی، این رویکرد به معنای انتقال بار اجرای سیاست‌های رسمی به دوش خود جامعه است. هنگامی که صاحب کافه یا برگزارکننده تور به دلیل پوشش مشتریان در معرض جریمه و ابطال مجوز قرار می‌گیرد، به ناچار ناظر رفتار دیگران شده و در فضایی از نااطمینانی حقوقی، خودسانسوری در محاسبات روزمره شهروندان نهادینه می‌شود. 🔸پلمب هم‌زمان چندین کافه در مرکز تهران و جمع‌آوری نیمکت‌ها و فضاهای نشستن عمومی در خیابان‌های سنایی و ایرانشهر، از حساسیت ساختار قدرت نسبت به امکان تجمع شهروندان حکایت دارد. کافه‌ها و پاتوق‌های شهری بستری برای شکل‌گیری روابط افقی، تعاملات اجتماعی و تجربه زیست متکثرند. بنابراین اعمال محدودیت بر آن‌ها، حق شهروندان را در برخورداری برابر از فضای عمومی شهری نقض می‌کند. 🔸تحولات اجتماعی پس از جنبش زن، زندگی، آزادی شکافی عمیق میان مقررات رسمی و رفتارهای روزمره جامعه به وجود آورده است. نافرمانی در زمینه حجاب اجباری از یک کنش مقطعی اعتراضی به سبکی از زندگی عادی تبدیل شده و از آنجا که مهار تک‌تک شهروندان در سطح فردی ناممکن است، ساختار حاکم تلاش می‌کند محیط‌های تعاملی، کاری و تفریحی پیرامون آنان را هدف فشارهای انتظامی و اقتصادی قرار دهد. 🔸در وضعیت «نه‌جنگ، نه‌صلح»، سیاست امنیتی از مهار بحران‌های موجود به سوی پیشگیری از امکان سازمان‌یابی آینده حرکت کرده است. اجتماعات غیررسمی مانند گردهمایی جوانان نسل جدید حول چهره‌های آنلاین، آسیب‌پذیری انحصار رسانه‌ای و فرهنگی رسمی را نشان می‌دهد و مداخله در زندگی روزمره تلاشی برای جلوگیری از شکل‌گیری شبکه‌های مستقل تعاملی میان شهروندان به شمار می‌رود. 🔸تداوم این سیاست و مداخله در انتخاب‌های عادی شهروندان، زندگی روزمره افرادی را که قصد ورود به سیاست نداشتند نیز سیاسی می‌کند. منازعه کنونی فراتر از چند میز کافه یا پوشش ظاهری است و به تعارض میان خواست جامعه برای تعیین شیوه زندگی خود و تلاش حکومت برای کنترل قلمروهای عمومی و خصوصی مربوط می‌شود. #اصل۲۰
938
13
مروری بر بحران آموزش در ایران ۱۴۰۴ یک سال آموزش ازدست‌رفته را چگونه می‌توان جبران کرد 🔸سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ یکی از پرآشوب‌ترین سال‌ها برای آموزش عمومی در ایران بود. سالی که اعتراضات، سرکوب و جنگ نیز به کمبود معلم، فرسودگی ساختاری، سرکوب صنفی، تورم، نبود بودجه و کیفیت آموزش و نابرابری اضافه شد. علاوه بر این‌ها قطعی برق و گاز، آلودگی هوا، تعطیلی‌های مکرر، اختلال اینترنت، ناکارآمدی آموزش مجازی، فشار اقتصادی بر خانواده‌ها و برخورد امنیتی با معلمانی که درباره وضعیت آموزش اعتراض کردند، به این بحران بیش از پیش دامن زد. 🔸می‌توان گفت نتیجه همه این‌ها اختلال در خودِ فرایند یادگیری بود که در نهایت اثرات مخربی بر آینده ایران خواهد گذاشت. این اختلال را به خوبی می‌توان در میانگین پایین نمرات امتحانات نهایی، شکاف روزافزون میان دانش‌آموزان مدارس برخوردار و محروم و افزایش شمار کودکان خارج از چرخه تحصیل، دید. 🔸از سوی دیگر جبران حتی یک روز تعطیلی در مدرسه نیازمند برنامه، معلم، فضای آموزشی و امکان دسترسی دانش‌آموز به منابع درسی است. اگر تعطیلی‌ها پراکنده و پیش‌بینی‌نشده باشند، برنامه درسی از ریتم می‌افتد و معلم ناچار می‌شود بخشی از مطالب را حذف یا با سرعت بیشتری تدریس کند. در این میان دانش‌آموزان مناطق محروم بیش از دیگران آسیب می‌بینند. خانواده‌ای که توان پرداخت هزینه کلاس خصوصی یا تهیه تجهیزات آموزشی ندارد، نمی‌تواند تعطیلی مدرسه را با آموزش جایگزین جبران کند. 🔸در این گزارش به بررسی ابعاد گوناگون این بحران پرداخته‌ایم: از تلفات سنگین انسانی در میان دانش‌آموزان و معلمان، تخریب فیزیکی صدها فضای آموزشی و پیامدهای روانی ناشی از جنگ و آوارگی گرفته تا ناکارآمدی زیرساخت‌های آموزش مجازی، افزایش شمار کودکان بازمانده از تحصیل، افت نمرات نهایی و برخوردهای قضایی و امنیتی با تشکل‌ها و فعالان صنفی معلمان. 🔸همچنین پیشنهادهایی ملموس برای جامعه مدنی، انجمن‌های صنفی و فعالان حوزه آموزش ارائه کرده‌ایم تا با اتکا به استانداردهای بین‌المللی آموزش در شرایط اضطراری (INEE)، بتوانند نقشه راهی را برای نجات آموزش ایران ترسیم کنند. ⛓️‍💥این گزارش را در وبسایت اصل۲۰ بخوانید. #اصل۲۰
1 581
14
فعالان صنفی دانشگاه تهران: «بورس نخبگان» ابزاری برای انفعال و سکوت دانشجویان است 🔸محمدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران، از اجرای طرحی با عنوان «بورس نخبگان» از آغاز سال تحصیلی جدید خبر داده است. بر اساس این مصوبه، پذیرفته‌شدگان کنکور سراسری با رتبه‌های زیر ۱۰۰ در گروه‌های علوم تجربی، ریاضی و انسانی و رتبه‌های زیر ۵۰ در رشته‌های هنر و زبان، ماهانه ۲۰ میلیون تومان کمک‌هزینه معیشتی همراه با شرایط اسکان ویژه دریافت می‌کنند، مشروط به این‌که معدل آن‌ها در تمام طول هشت ترم تحصیلی بالای ۱۷ بماند. هدف اعلام‌شده از این طرح، رفع دغدغه‌های معیشتی دانشجویان مستعد بیان شده است. 🔸در همین زمینه، کانال تلگرامی «تهران-دانشجو» که از سوی فعالان صنفی مستقل دانشگاه تهران اداره می‌شود، این تصمیم را تلاشی برای تغییر مناسبات دانشگاه و اعمال کنترل بر دانشجویان ارزیابی می‌کند. این فعالان صنفی با اشاره به طرح‌های مشابهی نظیر تسهیلات بنیاد ملی نخبگان نوشته‌اند که شروط علمی در این برنامه‌ها عملاً با نظارت‌های انضباطی گره خورده است. در گذشته، دریافت‌کنندگان چنین کمک‌هایی در صورت هرگونه محکومیت در کمیته‌های انضباطی، ورود به مطالبات صنفی یا خروج تحصیلی بدون هماهنگی، مجبور می‌شدند مبالغ دریافتی را دوبرابر و به نرخ تورم روز پس بدهند؛ سازوکاری که نخبگی را به انفعال سیاسی و سکوت در برابر سیاست‌های دانشگاه مشروط می‌کند. 🔸این کانال صنفی همچنین به تضاد موجود در توزیع امکانات اشاره می‌کند؛ جایی که مدیریت دانشگاه به بهانه کمبود منابع مالی، اسکان دانشجویان سنواتی را لغو و خدمات تغذیه را به پیمانکاران خصوصی واگذار کرده بود، اما اکنون منابع لازم را برای پرداخت مقرری‌های نقدی به گروهی خاص در اختیار دارد. فعالان دانشگاه تهران می‌گویند در شرایطی که سهم عمده رتبه‌های برتر کنکور به دهک‌های مرفه جامعه می‌رسد، این نوع پرداخت‌ها شکاف طبقاتی در دانشگاه را عمیق‌تر می‌کند. در حالی که در سال‌های اخیر برخوردهای انضباطی و قضایی همواره بدون تمایز میان رتبه‌های برتر و دیگر دانشجویان صورت گرفته است. 🔸این تشکل صنفی می‌گوید که دانشگاه تهران با تغییر ساختار پذیرش و افزایش تعرفه‌ها، به دنبال کسب درآمد و تبدیل آموزش به یک بنگاه اقتصادی است. بررسی دفترچه آزمون کارشناسی ارشد سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد ظرفیت پردیس‌های خودگردان این دانشگاه از ۸۷۲ نفر در سال گذشته به هزار و ۴۹۷ نفر افزایش یافته که نشان‌دهنده رشدی نزدیک به دو برابر است. هم‌زمان، بر اساس مصوبه جدید، شهریه دانشجویان در تمام مقاطع با افزایشی ۷۵ درصدی نسبت به سال تحصیلی پیشین همراه شده است. 🔸این افزایش ظرفیت‌های پولی در شرایطی رقم می‌خورد که پذیرش در دوره‌های نوبت دوم (شبانه) در این دانشگاه به شکل کامل متوقف شده است. رئیس دانشگاه تهران پیش‌تر این اقدام را با پرهزینه بودن خدمات رفاهی برای دانشجویان شبانه توجیه کرده و گفته بود شهریه دریافتی از این افراد حتی یارانه غذای آنان را پوشش نمی‌دهد. این تشکل صنفی می‌گوید که دانشگاه اولویت‌های عمومی آموزش را کنار گذاشته و با منطق درآمدزایی مستقیم، صندلی‌های دانشگاهی را به کالا تبدیل کرده است. #اصل۲۰
1 009
15
No text...
57
16
🔺اين روزها چه خبر؟ 🔺 در ایران، بحران اقتصادی و کاهش شدید قدرت خرید، فشار معیشتی بر مردم را به سطح تازه‌ای رسانده است؛ هم‌زم
🔺اين روزها چه خبر؟ 🔺 در ایران، بحران اقتصادی و کاهش شدید قدرت خرید، فشار معیشتی بر مردم را به سطح تازه‌ای رسانده است؛ هم‌زمان با ادامه جنگ و تشدید حملات نظامی و تحریم‌ها، سایه ناامنی و احتمال گسترش درگیری همچنان بر کشور سنگینی می‌کند. در همین شرایط، اعتراضات معیشتی و اجتماعی نیز بار دیگر در نقاط مختلف کشور در حال شکل‌گیری است و نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی و آینده کشور افزایش یافته است. #اصل٢٠ #آزادى_بيان
1 497
17
قرارداد پرستاران بیمارستان فیاض‌بخش تهران لغو و برای آن‌ها پرونده قضایی تشکیل شده است 🔸پیگیری مطالبات صنفی و معیشتی کادر درمان بیمارستان فیاض‌بخش تهران، اکنون به تشکیل پرونده‌های قضایی، لغو قراردادها و احضارهای انضباطی برای شماری از آن‌ها کشیده شده است. پرستاران این مرکز درمانی از دی‌ماه سال گذشته خواهان بهبود شرایط کاری خود بوده‌اند. 🔸به گزارش «پیام ما» مطالبات اولیه آن‌ها شامل لغو اضافه‌کاری‌های اجباری، اصلاح دستمزد پایین اضافه‌کاری، رفع کمبود نیروی انسانی و کاهش تعداد شیفت‌های کاری بود. این درخواست‌ها در آغاز به صورت نامه‌نگاری و برگزاری جلسات با مسئولان بیمارستان و حراست سازمان تأمین اجتماعی مطرح شد. 🔸کارکنان بیمارستان با تشکیل گروه‌های مجازی، به بررسی وضعیت معیشتی خود پرداختند. نتیجه این گفتگوها به تنظیم نامه‌ای مشترک و طرح آن در سالن اجتماعات بیمارستان انجامید. در جریان این نشست، نحوه بیان مطالبات با واکنش مسئولان حراست روبرو شد. در پی آن، تماس‌هایی با برخی کارکنان برقرار و درباره حضور در این تجمعات با آن‌ها صحبت شد. 🔸به گفته پرستاران، تجمع‌های اولیه کاملا صنفی و حول محور مسائل معیشتی بود. خواسته‌های مطرح‌شده در چارچوب امکانات سازمان تأمین اجتماعی قرار داشت. با توجه به شرایط جنگی کشور در آن مقطع زمانی، کارکنان تصمیم گرفتند پیگیری مطالبات خود را برای مدتی متوقف کنند. 🔸پس از برقراری آتش‌بس و آرام شدن فضای کشور، کادر درمان بیمارستان فیاض‌بخش بار دیگر نامه‌های خود را پیگیری کردند. دریافت نکردن پاسخ روشن و پرداخت‌های محدود معوقات، نتوانست رضایت کارکنان را جلب کند. در این مرحله، نامه‌ای با عنوان «استعفای دسته‌جمعی» تهیه و به مدیریت بیمارستان ارائه شد. پس از آن بیش از صد نفر از کارکنان با پیامدهای این اقدام از جمله جابه‌جایی محل خدمت و ارجاع به کمیته‌های انضباطی مواجه شدند. 🔸اعتراضات در روزهای هفتم تا دهم مرداد وارد مرحله‌ای تازه شد. تجمع‌های مقطعی در محوطه بیمارستان شکل گرفت. کادر درمان بیمارستان می‌گویند این حضور حتی بدون دادن شعارهای سیاسی برگزار شده است و روند ارائه خدمات درمانی به بیماران و فعالیت اورژانس به صورت عادی ادامه داشت. تصاویر دوربین‌های مداربسته بیمارستان و داده‌های سامانه تریاژ نیز این موضوع را نشان می‌دهد. در این روزها هیچ مقام مسئولی برای گفتگوی مستقیم با معترضان در محل حاضر نشد. 🔸روز دهم مرداد، خروج یکی از کارکنان در دستگاه ثبت تردد ثبت نشد. پس از پیگیری، مشخص شد قرارداد کاری او لغو شده است. روز یازدهم مرداد، تعدادی از کارکنان برای پیگیری وضعیت شغلی خود به دفتر مدیریت بیمارستان مراجعه کردند. در جریان این حضور، سه فرد ناشناس بدون ارائه حکم وارد اتاق شدند. این افراد از کارکنان خواستند رو به دیوار بایستند. تفتیش بدنی و بازرسی تلفن‌های همراه کادر درمان انجام شد. از کارکنان خواسته شد صورت‌جلسه بازرسی وسایل الکترونیکی را امضا کنند. 🔸برخی افراد از امضای این برگه خودداری کردند. پرسش‌هایی درباره دیدگاه‌های شخصی و مسائلی خارج از چارچوب شغلی مطرح شد. گزارش‌ها حاکی از بروز درگیری فیزیکی با برخی معترضان است. حتی یکی از کارکنان پس از انتقال به اتاقی دیگر، با آسیب‌دیدگی در ناحیه صورت روبرو شده است. 🔸پس از این وقایع، سازمان تأمین اجتماعی بازگشت به کار برخی نیروهای تعلیق‌شده را به ارائه تعهدنامه مشروط کرد. در این تعهدنامه‌ها به موضوعاتی نظیر ابراز پشیمانی از انتشار ویدیوها در شبکه‌های خارج از کشور اشاره شده است. پرستاران با رد این ادعاها، ماهیت صرفا صنفی اعتراض خود را در متن تعهدنامه‌ها قید کردند. 🔸روند رسیدگی به این پرونده اکنون برای پنج نفر از پرستاران به مراجع قضایی کشیده شده است. بر اساس ابلاغیه‌های صادر شده، این افراد با اتهام‌های نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به دادسرا احضار شده‌اند. معترضان می‌گویند هیچ موضوع سیاسی در میان نبوده است. پایان این مساله هنوز مشخص نیست و وضعیت قرارداد شماری از پرستاران در کمیته‌های بررسی در دست اقدام است. #اصل۲۰
1 009
18
No text...
64
19
کافه‌نشینی و احساس تعلق اجتماعی 🔸در شرایطی که جامعه مدنی به معنای سنتی و نهادی آن با محدودیت‌های ساختاری و انسداد روبه‌رو شده و فضاهای عمومی رسمی کارکرد خود را برای زیست آزادانه از دست داده‌اند، نیاز شهروندان به باهم‌بودن از بین نرفته است. مفهوم «حق به شهر»، ناظر بر حق انسان‌ها برای شکل‌دادن به محیط زندگی و تغییر زیست جمعی خویش است. حقی که در ایران امروز از خلال فضاهای روزمره‌ای چون کافه‌ها و پاتوق‌های شهری بازپس گرفته می‌شود و بستری برای پیوند اجتماعی می‌آفریند. 🔸کافه‌نشینی در دهه‌های اخیر، به‌ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» (ژینا)، نوعی کنشگری مدنی را در خود جای داده است. فضایی بین خانه و محل کار که افراد فارغ از اجبارهای رسمی در آن به گفت‌وگو، شبکه‌سازی و خلق احساس تعلق می‌پردازند. پلمب‌ها و فشارهای مکرر برای مهار سبک‌های متنوع زندگی نتوانسته این میل جمع شدن را متوقف کند، زیرا حفظ پیوندهای انسانی، بخشی از مقاومت زندگی روزمره در برابر انزوای تحمیلی است. ❓اما در غیاب فضاهای رسمی و جامعه مدنی به معنای سنتی، جامعه چگونه راه خودش را برای جمع شدن پیدا می‌کند؟ ⛓️‍💥این گزارش را در وبسایت اصل۲۰ بخوانید. #اصل۲۰
940
20
نسخه جدید طرح نظام‌بخشی فضای مجازی؛ «صیانت» با محدودیت‌های بیش‌تر بازگشته است 🔸پیش‌نویس جدید «طرح نظام‌بخشی فضای مجازی» برای نظرخواهی در اختیار نمایندگان مجلس قرار گرفته است. روزنامه شرق گزارش می‌دهد این سند که به عنوان نسخه دوم طرح پرحاشیه «صیانت» شناخته می‌شود، در مقایسه با پیش‌نویس اولیه خلاصه‌تر است، اما تکالیف اجرایی و محدودیت‌هایی بسیار بیشتر برای کاربران و کسب‌وکارهای دیجیتال ایجاد می‌کند. 🔸شرق می‌نویسد که هدف اصلی این تغییرات، انتقال کامل قدرت تصمیم‌گیری به نهادهای حاکمیتی و کاهش نقش دولت در سیاست‌گذاری‌های اینترنتی است. 🔸چهره‌هایی چون حسین‌علی حاجی‌دلیگانی، مصطفی طاهری و نصرالله پژمان‌فر تدوین این نسخه را پیش برده‌اند. این طرح پنج‌صفحه‌ای در تلاش است تصمیم‌گیری برای فضای مجازی را منحصراً به شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی فضای مجازی بسپارد. 🔸مرکز ملی فضای مجازی از جایگاه یک نهاد ساده، به فرمانده عملیات امنیت سایبری تبدیل شده است که تمامی دستگاه‌های اجرایی ملزم به رعایت ابلاغیه‌های آن هستند. 🔸در متن جدید، احراز هویت از یک سیاست کلی به یک الزام حقوقی و پیش‌شرط قطعی برای دریافت خدمات تبدیل شده است. ارائه هرگونه خدمات به کاربران بدون احراز هویت، تخلف محسوب می‌شود. مجازات‌های فلج‌کننده برای پلتفرم‌ها 🔸طرح جدید مجموعه‌ای از ابزارهای تنبیهی بی‌سابقه را در اختیار نهادهای ناظر قرار داده است. تخلفاتی نظیر نقض مقررات، ارائه اطلاعات نادرست و فعالیت خارج از مجوز، مجازات‌های سنگینی در پی دارد: 🔹اعلام عمومی تخلف 🔹محدودیت تبلیغات برای شش ماه تا سه سال 🔹جلوگیری از جذب کاربر جدید برای پنج روز تا سه ماه 🔹محرومیت از تسهیلات دولتی و لغو یا تعلیق مجوز فعالیت 🔹و حتی اعمال جریمه نقدی تا سقف ۱۰ درصد از کل درآمد سالانه ارائه‌دهنده خدمت که می‌تواند حیات اقتصادی کسب‌وکارهای دیجیتال را با خطر جدی مواجه کند. 🔸رسیدگی به تخلفات به یک هیئت سه‌نفره متشکل از نماینده قوه قضائیه، نماینده مرکز ملی فضای مجازی و نماینده اتحادیه کسب‌وکارها سپرده شده است و آرای آن در دیوان عدالت اداری قابل اعتراض خواهد بود. شبکه پیچیده تنظیم‌گران و استثنای حق دسترسی 🔸طرح جدید یک شبکه گسترده از نهادهای تنظیم‌گر ایجاد کرده است. نظارت بر پیام‌رسان‌ها به وزارت ارشاد، صوت و تصویر به صداوسیما، پرداخت‌های مالی به بانک مرکزی و پالایش محتوای مجرمانه به دادستان کل کشور واگذار شده است. 🔸در تبصره‌ای قید شده است که سالم‌سازی فضای مجازی از محتوای غیرمجاز باید انجام شود. این بند نشان می‌دهد که ساختار فیلترینگ فعلی پابرجا خواهد ماند و حق دسترسی همچنان مشروط به تصمیم مراجع نظارتی است. الزام به استفاده از خدمات داخلی 🔸در این پیش‌نویس مواردی چون جرم‌انگاری استفاده از فیلترشکن‌ها و مهلت ۱۲ ساعته پلتفرم‌ها برای حذف محتوای غیرمجاز از متن کنار گذاشته شده است. در مقابل، دستگاه‌های اجرایی مکلف شده‌اند تمام خدمات الکترونیک و اطلاع‌رسانی خود را منحصراً بر بستر پلتفرم‌های داخلی ارائه کنند. پلتفرم داخلی شبکه‌ای تعریف شده است که دست‌کم نیمی از مالکیت آن ایرانی باشد و میزبانی داده‌هایش در داخل کشور صورت گیرد. 🔸در یک نگاه جامع، نسخه جدید طرح نظام‌بخشی فضای مجازی، زیرساخت قانونی بزرگتری را برای تثبیت کنترل نهادهای حاکمیتی بر اینترنت ایران فراهم می‌کند و با وضع جرایم سنگین، فضای فعالیت را برای کسب‌وکارهای خصوصی بسیار محدودتر می‌سازد. #اصل۲۰
1 027