Chamta-چمتا
Open in Telegram
"چمتا"، کوله باری ست از صدا و خاطره؛ این برنامه میکوشد مخاطبین ایرانی را با موسیقی دیگر ملل دنیا آشنا کند.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
4 698
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
4 698
نادا مالانیما- «یک ماچ آبدار به فلورانس ببر»
حرف هجرته و حرف دوری؛ حرف از غم جا موندن از یک دنیا خاطره؛ حرف حزن دور افتادن از خیابونها و آدمهای آشنا؛ قصهای كه خیلی از ما شده حتی به جبر تو این سالها تجربهش كردیم. و حالا كه حرفشه و فرصت شده كه با هم صمیمی باشیم میون یه پرانتز بزرگ اعتراف كنم كه این درد دوری از خونه لااقل برای من یكی محل شایانی از اعراب نداشته. راستش هیچ وقت نتونستم بفهمم كه وطن یعنی چی و كجا و ...و حالا كه حرف به اینجا لیز خورد ازتون تمنا می كنم كه این حرفها رو به حساب «جهان وطنی» و این جور قرتی بازی های كلام مدرن نگذارید كه این حرفهای سنگین و مغلق هم حسابی با جان و روان من فاصله داره. ماجرا اونقدرها پیچیده نیست؛ شاید فقط از درک این نكته عاجز مونده باشم كه آدمیزاد چطور میتونه به چیزی كه انتخابش نكرده مغرور باشه یا حتی ازش شرمگین. نتونستم بفهمم دلیل این همه حب و بغض رو. همین.
بگذریم و پرانتز رو ببندیم كه امشب قلم (كیبورد) به دست گرفتم و این ترانه رو ترجمه كردم كه خاطرهی وطنی رو زنده كنم كه شما با مهر و حضورتون برای من و باقی بچههای چمتا ساختید.
این رو هم خوبه بگم كه میون این شبهای سخت بیماری و خوابیدن طولانی مدت رو تخت مریضخونه؛ راستی كه معنای وطن می تونه حتی تا آپارتمان كوچک آدم و یا حتی تختخوابش هم تغییر پیدا كنه. نه؟ خواستم براتون بنویسم كه میون همون شبهای سخت؛ پیامهای پر از مهر و لطف شما دوستهای مهربون بزرگترین قوت قلبم بود و دلم رو به هوای شهری قرص می كرد كه به عبور ایام و لای این صفحات مجازی با هم و در كنار هم ساختیم.
شهری پر از خیابونهای ساز و آواز؛ پر كوچههای صلح و دوستی؛ پر خونههایی از جنس ترانه و ... و همشهریهایی همه دلدادهی آرامش و بیزار از جنگ و دروغ...
حالا كه عمری به روزگار برقرار بود؛ این ترانه رو با «یک ماچ آبدار» تقدیم همهی شما هم شهریهای خوبم می كنم كه تو مدت غیبت من چراغ شهر مون رو روشن نگه داشتید.
امید كه سالهای سال در كنار هم از نی خوش نغمه و ساز خوش آهنگ بگیم و اندوه از خاطر تنگمون بشوییم.
ارادتمند شما همه
محمد سفریان
4 698
«شارزان»
آلبانو کاریزی و رومینا پاور در سال 1981 ترانهی «شارزان» را به بازار فرستادند و به این ترتیب یکی از پرفروشترین و محبوبترین آثار مشترکشان را رقم زدند. این زوج افسانهای در این ترانه داستان دو دلداده را روایت میکنند و از سرزمینی رویایی قصه میکنند که بر بنیان رویاها و مهر این دو عاشق بنا شدهاست. سرزمینی خیالی یا همان «شارزان»
4 698
روزگار آغاز حیات بغداد با این مشخصات و نام و نشان شهری به دورهی حكومت عباسیان و خلافت منصور عباسی بر می گردد. اما خارج از نام و نشان شهری؛ این تكه از خاک زمین؛ خاستگاه قدیمیترین و ارجمندترین تمدنهای شهری بوده و سرزمین خلق بسیاری از افسانهها و اسطورهها؛ از گیلوگمش و باغهای معلق تا برج بابل و دیگر اساطیر بین النهرینی.
بغداد كه به لغت پهلوی؛ به معنای «خداداد» است؛ در همان قرنهای آغازین زندگیاش؛ بدل به خانهی علم مشرق زمین شد و بسیاری از آثار ارزشمند یونان و روم باستان در خانههای ادب این شهر به زبان عربی ترجمه و به فرهیختگان مشرق زمین معرفی شدند؛ موسیقی و هنر در این شهر رواج گرفت و قصهی بازارهای پر رونقش نقل محافل مردم شد تا كه رفته رفته بغداد؛ ناموس اعراب لقب بگیرد.
شهر قصههای دلكش هزار و یك شب؛ اگر چه پس از حملهی هلاكوخان مغول از ابهت و شكوهش دور افتاد اما هیچگاه قد این روزگار؛ از آرامش و جلالش فاصله نگرفت.
پس از بمباران های ویران كننده ی ارتش آمریكا، كه دیكتاتور را به گور برد و جایش در هر جا خارهای سیاه خشم و نفرت رویاند؛ حالا سالهاست كه خیابانهای پر از تاریخ این شهر، گاه و بیگاه جولانگاه عربدهی سربازان تروریست دولت اسلامی میشوند و كنارههای رود دجلهاش كه دیرزمانی نشیمنگاه مغنیان بودند؛ بدل به خلوت پر آشوبی گشتهاند برای گریستن به حال روزهای سیاه و وداع مادران با كودكان بی جان ...
در حال و هوای روزگار صلح و آشتی؛ و برای مرهم گذاشتن به زخمهای این همه عربده و توپ و خون و نیرنگ؛ با هم به صدای جاودانهی كاظم ساهرگوش بسپاریم كه با عشق فراوانش؛ بغداد را بدل به یک نغمهی آشنا كردهاست.
4 698
«...و هنوز»
خواننده: شارل آزناوور
آهنگساز: ژرژ گارورانتس
ترانهای برای هنگامه های تلخ وداع، برای گسستنهایی از جنس عبور و بدون ناگزیر.
4 698
«فصل گیلاسها» را ژان باتیست کلمان، شاعر انقلابی فرانسه در سال 1866 سرود. شعری که با موسیقی آنتوان رنار به قامت ترانه درآمد و سه سال بعد یکی از سرودهای انقلابی کمونارهای پاریسی شد تا با زمزمهی ترانهای عاشقانه سوگوار «هفتهی خونین» پاریس (بیست و یکم تا بیست و هشتم ماه می) شوند و در همانحال زندگی و امید به رویش دوباره را ستایش کنند. انقلابیون، کوتاهی «فصل گیلاسها» را به کوتاهی دوران کمون مانند کردند و گیلاسها را استعارهای شمردند از خونهای سرخِ جانهای شیفتهای که یک یک بر زمین افتادند.
4 698
«زندگی در گذری مدام است»
خواننده: شرلی بسی
متن ترانه "Life Goes On" با اعجابی از روانی تصاویر و با استفاده از کلماتی ساده و بی تکلف؛ راوی حس زیبای تغییر است و مهری دلنشین بر ادامه دار بودن زندگی. صدای خوب نهراسیدن و ادامه دادن است و شیرینی لبخندی از سر رضا بر هنگامههای به ظاهر تلخ روزگار...
