نشر سایه سخن
Open in Telegram
📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب از سایت: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت تلگرام: 👇👇👇👇 @sayehsokhanpub آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن: 02166496410 و 02166408408
Show more9 390
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+230 days
Posts Archive
9 390
🖊 چرا شاهنامه اینقدر خاص است؟
✍️صالح نیکبخت
فردوسی در شاهنامه دو خط قرمز دارد؛ دو ستونی که در آن خفقانِ سنگین، با تمام وجود فریاد میزند: ایراندوستی و خردگرایی. کمتر کتابی در تاریخ اینچنین پیدرپی در ستایش خرد سخن گفته. شاهنامه با این ابیات آغاز میشود:
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
از نظر فردوسی خدا یکتاست، اما راهِ رسیدن به او خرد است. خرد، خط قرمز فردوسی است؛ و اگر دیو و اژدها و جادو در نگاه نخست با خرد ناسازگار مینمایند، او از همان آغاز میگوید:
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگ فسون و بهانه مدان
از او هرچه اندرخورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی بَرَد
در شاهنامه، هیچ چیز سفید مطلق نیست؛ نه قهرمان بیعیب داریم نه شرور مطلق! پادشاهان و پهلوانان، ترکیبی از سفیدی و سیاهیاند و با سنجش عشق به ایران و خرد، در ذهن مخاطب ستودنی یا ناپسند جلوه میکنند. از این جهت شاهنامه، آینهٔ زندگی واقعی مردمان این سرزمین است.
معیار فردوسی از شخصیتهای شاهنامه فعل آنهاست نه نژادشان. از اغریرث ترکزبان، پیران ویسهٔ وزیر توران، مرداس پدر ضحاک و مهراب کابلی عرب به نیکی یاد میکند، اما بیخردی کیکاووس و گشتاسپ ایرانی او را به خشم میآورد.
فردوسی حتی در میدان جنگ، خردگراست؛ دشمن را کوچک نمیشمارد و بارها درایت و مردانگی پهلوانان تورانی را ستایش میکند.
در سالهای سرودن شاهنامه، ایرانِ بعد از ورود تازیان، نه زبان دارد، نه تاریخ، نه اسطوره. هرچه میگویند اینهاست: «موسی از نیل نجات یافت»، «نوح کشتی ساخت»، «ابراهیم در آتش نسوخت»، «یوسف و زلیخا عاشق شدند».
در همان شرایط، حکیمی از طوس برخاست که با زیرکیِ دیوانهوار برای هر روایتِ غیرایرانی، نسخهای ایرانیِ اصیلتر را به شعر درآورد؛ روایتهایی که قلب را به لرزه و روح را به پرواز درمیآورند.
او به ایرانیان یادآور میشود پیش از داستان فرعون و موسی، داستان ضحاک و فریدون وجود داشت: ضحاک همه نوزادان پسر را میکشد، فریدون در جنگل با شیر گاو بزرگ میشود و به جادو و ظلم ضحاک پایان میدهد.
در برابر قالیچهٔ سلیمان، جمشید با جام جادوییاش به آسمان پرواز میکند؛ و به فرمان ایزد در برابر طوفان برف سهمگین جفتی از هر حیوان را به بهشت زیرزمینی میبرد، داستانی مشابه کشتی نوح و جالب اینکه عمر جمشید هم ۹۰۰ سال است!
جمشید در نهایت ادعای خدایی میکند (مانند نمرود) و در درختی توسط ضحاک به دو نیم میشود، شبیه زکریا نبی (دو نیم شدن با اره توسط ابلیس).
انتخاب ایرج، پسر کوچکتر فریدون، به پادشاهی ایرانزمین؛ سپس کشتهشدن او به دست برادران حسود؛
و نابینایی فریدون از شدت اندوه مرگ پسر؛
این رویدادها، آینهای تمامنما از داستان یوسف و یعقوب است، همان برادركشیِ پنهان در سایه حسد، همان نابینایی پدر از غم جدایی، برادركشیِ ایرج به دستِ سلم و تور، تراژدیِ خونینی که مرزهای خانوادگی را به آتش میکشد، در برابر هابیل و قابیل؛ پسرکشیِ رستم و سهراب، در برابر ابراهیم و اسماعیل؛ سزارینِ رستم در برابر سزارین سزار؛ زنده بودن کیخسرو، شاهِ عارفی که عدالت را اجرا خواهد کرد، در برابر یحیی؛ و قدرتِ پهلوانیِ رستم و قارن در مقابل قدرت اسطورههای اقوام دیگر!
از همه گیراتر، داستان سیاوش: شاهزادهای پاکتر از برف و معصومتر از صبح. در برابر عشق حرام سودابه میایستد و میگوید: «من پسر کیکاووسم، اما پیش از آن، پسر ایرانم.» برای اثبات پاکی، از آتش میگذرد؛ شعلهها میرقصند، اما دودی نمیگیرد؛ همان آتش ابراهیم!
فردوسی با زیرکیِ بیهمتا، بیآنکه روایتهای دیگر را رد کند، نسخههای ایرانی را کهنتر و اصیلتر میداند؛ شاهکاری که روح پارسی را جاودانه ساخت. در شاهنامه میگوید: «اینها را فسانه مدان»؛ اینها روایتهای حقیقی یک ملتاند که به شعر درآمدند. اگر تقلیدی هست، دیگران تقلید کردهاند!
علاوه بر این شاهنامه پراست از داستانهای جذاب و پندآموز: عشق ممنوعهٔ زال و رودابه از دو نژاد دشمن؛ ضحاک ماردوش، نماد پلیدی با مارهایی که مغز جوانان ایرانی را میبلعند و هوش ملت را میمکند؛ هفتخوان رستم، قیام کاوه آهنگر که با پیشبند چرمین زنجیر ظلم را پاره میکند؛ نبرد هاماوران؛ رویینتنی اسفندیار و...
فردوسی مسلمان بود، اما ایران برایش از هر چیز گرانقدرتر بود.
با شاهنامه ثابت کرد:
ایران نه فقط یک سرزمین، بلکه مادرِ همهٔ اسطورههای جهان است.
این است شاهنامه.
نه یک کتاب،
بلکه سندِ هویتِ یک تمدن.
اگر در تمام عمر فقط یک کتاب بخوانید،
بگذارید همین باشد.
🆔 @Sayehsokhan
9 390
سلام بر دوستان و همراهان عزیز سایه سخن
در این مدت، سکوتی آگاهانه را انتخاب کردیم؛
سکوتی از جنس همدلی، تأمل و احترام به روزهای سنگینی که بر همهی ما گذشت.
همهی ما، کموبیش، طعم اندوه، دلنگرانی و فقدان را چشیدهایم
و در دل این روزها، با پرسشها و احساسات سختی روبهرو بودهایم.
با اینهمه، زندگی همچنان جریان دارد
و ما باور داریم که زنده نگه داشتن امید، خود نوعی مسئولیت انسانی است.
امروز تصمیم گرفتیم احوالی از شما بپرسیم و دوباره در کنارتان باشیم؛
نه برای نادیده گرفتن رنجها،
بلکه برای یادآوری اینکه در روزهای دشوار،
همراهی، گفتوگو و مراقبت از یکدیگر بیش از همیشه معنا دارد.
ما اینجا هستیم،
در کنار شما، با دردی مشترک و نگاهی رو به فردا.
تا وقتی زندگی هست،
امید هست، نور هست و امکانِ ادامه دادن هست.
به لطف خدا و شما عزیزان، دوستانی که جویای حال ما بودن، ما هم خوبیم، فقط از نظر روحی همچون شما شرایط مناسبی نداریم.
به امید خدا به زودی برمیگردیم...🖤
هر جا هستید لطفا مراقب خودتون باشید.🙏
💚🤍❤️
🆔 @Sayehsokhan
9 390
#سریال_پلوریبوس و #تئوری_انتخاب
فهرست مطالب مقاله:
آیا خوشبختی بدون اختیار، هنوز هم ارزشمند است؟
پلوریبوس؛ یک درام علمی-تخیلی متفاوت
جهانِ بدون انتخاب؛ خوشبختی به چه قیمتی؟
خوشبختی مصنوعی در برابر انسانِ انتخابگر.
آیا انسانِ بدون اختیار، هنوز انسان است؟
پلوریبوس از نگاه نظریه انتخاب ویلیام گلسر
ارضای نیاز بدون انتخاب؛ رضایت واقعی نیست
نابودی دنیای مطلوب؛ ضربهای به هویت انسان
کارول؛ تجسم انسانِ انتخابگر
«بهباشی» سلیگمن؛ آیا بدون بالندگی ممکن
است؟
واژه پلوریبوس از کجا میآید؟
چرا نام سریال «پلوریبوس» است؟
پلوریبوس؛ کثرتی که نابود شده است
پیوند واژه «پلوریبوس» با روانشناسی فردیت
پلوریبوس در برابر وحدت تحمیلی
جمعبندی معنایی
9 390
📕ﺭﻭﯼ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ...
ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ…
ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ…
ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎ "ﮐﻼﻡ" ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﯿﺪ
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﺪ
ﻭﻟﯽ
ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ …
ﻗﺪﺭ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ "ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ" ﺭﺍ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ
.🆔 @Sayehsokhan
9 390
.
صبح، بر میخیزی از جا، قیصری افتاده است!
شب میآسایی، امیرِ دیگری افتاده است!
صبحدم، خورشید چون سر میزند از خاوران
عصر، گوی آتشین در کشوری افتاده است...
"چشمِ آسایش چه داری از سپهرِ تیزرو؟!"
سر بجنبانی کلاهی از سری افتاده است!
از مَنَت سخت است؟ از داودِ سلجوقی بپرس...
تا ضعیفی بَر نشیند، سنجری افتاده است!
رفته در طومارِ ظالم، خونِ مظلومان چو نفت
شعلهای در وِی زِ آهِ مادری افتاده است!
گوش، چون سنگین شود از راه میمانَد رحیل
هرکجا کَشتی فرو شد، لنگری افتاده است!
آه ای اسفندیار! از چشمِ خود غافل شدی...
راست میبینم که در آتش، پَری افتاده است!!
با سپاس از مهندس فرقانی عزیز
.
@h_jannati
🆔 @Sayehsokhan
9 390
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
بی بهانه آغاز شوم، دوباره ببینم، دوباره ببویم،
دوباره لمس کنم. زندگی را، بودنم را، احساسم را و خود خودم را.
🆔 @Sayehsokhan
9 390
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
اینگمار برگمان در این جمله، پیر شدن را با کوهنوردی مقایسه میکند. او میگوید که با افزایش سن، شاید انرژی و توان جسمی کمتر شود، اما در عوض، دید و درک ما از جهان وسیعتر و عمیقتر میگردد.
این تصویر به ما یادآوری میکند که پیر شدن صرفاً از دست دادن نیرو نیست؛ بلکه فرصتی است برای داشتن نگاه گستردهتر و فهم عمیقتر از زندگی، درست مانند کوهنوردی که هرچه بالاتر میرود، منظرهی اطرافش وسیعتر میشود.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
9 390
🎥 پیام ویدئویی دکتر علی صاحبی به مناسبت انتشار پنجاهمین چاپ کتاب تئوری انتخاب :
https://aparat.com/v/wakkre1
9 390
🎥 پیام ویدئویی دکتر علی صاحبی به مناسبت انتشار پنجاهمین چاپ کتاب تئوری انتخاب :
https://aparat.com/v/wakkre1
9 390
🔅“ #تئوری_انتخاب #در_یک_نگاه ” 🔅
بمناسبت #پنجاهمین_چاپ این کتاب
تاثیر سرزنشکردن در زندگی زناشویی:
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگه:
مهمترین انگیزه افراد متاهلی که به روابط فرازناشویی روی میآورند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است،
چیزی که اکنون آن را در زندگی مشترکشان نمییابند.
بنابراین، جذابیت روابط فرازناشویی بدین دلیل است که هیچیک از طرفین، انتقاد، سرزنش و شکوه نمیکنند یا نق نمیزنند.
حال آنکه اگر در روابط زناشویی سرزنشها و دیگر رفتارهای ویرانگر نباشد، نیازی به برقراری رابطه فرازناشویی احساس نشده و این گونه روابط اصلا آغاز نمیشود
#تئوری_انتخاب
#دکتر_ویلیام_گلسر
ترجمه:#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #پنجاهم
#ویلیام_گلسر #ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار #انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
9 390
✍ سالها پیش جمع شدیم و انجمن کردیم که برویم کوه. بهزاد بود و بِنی، رَسی و رحمان، من و عمو. عمو پای ثابت همه جمجاخهای ماست. حکم نمک روی « گِلَه بِریژ»۱ دارد عمو. اگر نباشد، هیچ گوشت و گردشی دلچسب و خوشمزه نمیشود. کولهها و کمرها را بستیم. هر کس خودش را به رنگی و روشی برای فتح قله تیار کرد. بهزاد لباس گرم پوشید با کفش وِرّنی! عینک آفتابی هم که فقط شبها از چشم بهزاد میاُفتد. بِنی شلوار و پیراهنِ لیِ سنگ شورِ تَنگ تنش کرد با کتانی نایک سفید. پنج سانت بین پیراهن و شلوارش خالی مانده بود و پوستش پیدا. خم که میشد فاصله خالی به ده سانت می رسید. رَسی تی شرت سفید گشادی تنش کرد با یک اِسْلَش فسفری سبزرنگ و دمپایی انگشتی! رحمان پیراهن و شلوارَکَش را با هم سِت کرد. یکی از این گوشیهای خلبانی هم گذاشت روی گوشش. من لباس معمولی و پوتین برداشتم و یکی از این « مُوزبِرَه»۲ چینیها که در لوازم ورزشیها میفروشند.
✍ جمع عجایب بودیم و انجمن غرایب. از آن جمع تنها عمو ساز و برگ و ابزار و یراقی در خور کوه و کمر تهیه دیده بود. مادر وقتی که بچهها را با آن سر و ساز و پا و پوشیدنی دید گفت؛ « مَری مِه بِچینُونَه داوَت»؟۳. پدر در حالی که بِرٓنُو جوازدار را از جلد برزنتی بیرون میکشید گفت؛ سر و وضع آدم کوهگَرد این نیست. پارک که نمیخواهید بروید؟ کوه است. خار دارد. مار دارد. « بَرد»۴ هست. بلا هست. بدتری هست. سربالایی میروید. سرازیری میآئید. شاید نیاز شد بپرید. بدوید. معلوم است کوه نرفتهاید و کوه را نمیشناسید. دلسوزانه گفت؛ « نَچِن، نِمَه رَسینو»۵.
✍ جماعت حرف پدر را گوش نکردند و از سمت چُل خَزینَه سینه به سینه کوه شدیم. نرسیده به «چالْ چِِرآوا»۶ کشیدیم به چپ و دامنه پر گَوَنِ « کَش وَلیجُو»۷ را به سمت « آوْتافْ»۸ ادامه دادیم. نرسیده به آوتاف حلقه دمپایی رَسی کنده شد. عمو با مکافاتی دمپایی رسی را سر هم کرد. راه افتادیم اما سرعتمان کُند و حرکتمان کم شده بود. به « شَنْ کُو»۹ که رسیدیم داد بهزاد درآمد. قوزکش تاول زده بود به قدر تخم کبوتر. هندزفری خلبانی شده بود وبال گردن رحمان. بِنی در تنگی و تنگنای لیِ سنگ شور قدم از پی قدم نمیتوانست بردارد. «گَلی گَلی»۱۰راه رفتنش موجب خِفَت و خنده بود. توقف کردیم. دقیقتر این است که بگویم زمینگیر شدیم. شَن کو کجا و قله « آوْبید»۱۱ کجا؟ برنامه کوهگردی متوقف شد. بسنده کردیم به خوردن چای و گرفتن عکس. ناکام و نارسیده، کفری و کوفتی، شَل و پَل، زخمی و زده برگشتیم. برنامهای که ریخته بودیم بعلت ساز و برگ نامناسب بجای عیش مایه طیشمان شد. خُلقمان تنگ شد و وقتمان تباه!
✍ شکل و شیوه و تم و ترکیب دولتمردان و ایدهها و ابزارهایشان برای حل مشکلات ایران و رسیدن به قله ثبات و سامان مرا یاد بنی و بهزاد و رسی و رحمان و پاپوش و پوششان می اندازد. از «هُوماری»۱۲ هُرّو تا قله آوبید صدها درد و درّه و معبر و مسیل و مشکل وجود دارد که عبور از هر کدام ابزار و امکان و آدم خودش را میخواهد. سادهسازی مسیر سخت و صعب آوبید را صاف و سر راست نکرد!
✍ دردها و دغدغههای ایران ما کمتر از سختیهای رسیدن قله آوبید نیستند. دولتمردانی که گاهی اراده و انجمن میکنند برای درمان دردها و زدودن دغدغههای ایران مثل من و بنی و بهزاد و رسی و رحمان ساز و برگ و پا و پاپوشی در خور خارزارها و سنگلاخهای کش ولیجو و آوتاف تدارک ندیدهاند. امر حکومت و تدبیر مُدُن مجموعهای از آدمها و امکانات و ارتباط چند وجهی است که هیچ کدام در دولتمردان ما دیده نمیشوند. نه ادم این عرصه هستند. نه امکاناتش را دارند و نه از روابط و بزنگاههای ملی و بین المللی شناخت درست و دقیق دارند. این ادمها قصدشان شاید خیر باشد اما قامتشان اصلن خوب نیست. عبور از میان انبوه گَوَنها و گرفتاریها با دمپایی انگشتی میسر و ممکن نیست. با خامی و خیالپردازی و شعر و شعار راههای صعب پیموده و چاههای تعب پر نمیشوند. برای کوفتن خرمن خارها نه گاو نری دیده میشود و نه مرد کهن. سپهر سیاسی ما در تصرف «بورَه پیا»۱۳هاست!
✍ سیاستورزی همانند کوهگردی ابزار و اندیشه میخواهد. علم باید داشت. اندازه باید گرفت. یاران یارا میخواهد. بقول پدر گَلی گَلی نمیشود به کوه زد. بِرٓنو را با شنگ و قطار و شال و ستره و سربند میباید حمایل کرد. بِرٓنویی که با تی شرت روی ناف و اسلش فسفری و دمپایی انگشتی بر شانه برود نزد آدمهای اهل از پشه کُش دست بچه هم کم خطرتر است. نه ما آن کاره بودیم و نه شما این کاره!
پ ن:
۱، تکه گوشت کبابی.
۲، عصا. چوبدست.
۳، انگار میخواهید بروید عروسی؟
۴،سنگ.
۵، نروید. نمی،رسید.
۶، چاله چارپایان. اسم مکان.
۷، دامنه ولیجان. اسم مکان.
۸، آبشار. آب جاری از بلندا.
۹،محل رویش درختان شن. اسم مکان.
۱۰،گشادگشاد راه رفتن.
۱۱، قلهای در کوه بلومان.
۱۲، دشت هموار.
۱۳، مرد کم ارزش!
@Khapuorah
#ماشااکبری
9 390
⚡️ زلزلهای در خانه ازدواج
اگر فرد به رابطه عاشقانه فرازناشویی پایان دهد اما از افشا کردن آن برای دیگری اجتناب ورزد مجدداً به جای زوج درمانی، درمان فردی را پیشنهاد می کنیم.
⛈ هرگز کسی را ندیدهام که حتی از فکرکردن به افشای رابطه خلاف تعهد از ترس بخود نلرزد.
☠️ همانطور که کوه یخ کشتی تایتانیک را غرق کرد افشاگری هم رابطه عاطفی را در خطر نابودی قرار میدهد.
👀 اما اطمینان میدهم با وجودی که اعتراف به رابطه عاشقانه فرازناشویی سبب آغاز امواج خروشان میشود، اما بارها شاهد بودهایم که روابط زوجها نه تنها با گفتن حقیقت نجات یافته بلکه بازسازی نیز شده و پیشرفت کرده است.
👁 در حقیقت اولین موج پس از اعتراف، توهمی را که در مورد درست بودن همه چیز داریم نابود میکند.
📚 #برشی_از_کتاب : #10_اصل_برای_زوجدرمانی_موثر
📘#نام_اصلی:
#10_Principles_for_Doing_Effective_Couples_Therapy
✍️ اثر: #جان_گاتمن و #جولی_گاتمن
👌 ترجمه: #مریم_خسروی
📖 صفحه: 97 و 98
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
9 390
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم گفتهی آنتونی هاپکینز را بر زبانم جاری کنم:
دلم میخواهد به همهى عقاید
احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آنها توهین به شعور خودم محسوب میشود!!
پس در بهترین حالت تحملشان میکنم و هیچ نمیگویم ...
🆔 @Sayehsokhan
9 390
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
اندرو متیوس در این متن، زندگی را مانند یک مدرسه بزرگ میبیند و جهان را معلمی بیپایان معرفی میکند. ما برای یادگیری به دنیا آمدهایم و هر تجربه، حتی شکستها و مردودیها، فرصتی است برای فهمیدن درسهای مهم. تا وقتی درس امروز را نیاموختهایم، نمیتوانیم به مرحله بعد برویم و دوباره باید آن تجربه را تکرار کنیم.
او تأکید میکند که اگر با اتفاقها یا الگوهای تکراری در روابط و زندگی مواجه میشویم، مشکل در بیرون نیست بلکه در درون ماست. تا زمانی که خودمان تغییر نکنیم، سر همان «کلاس» باقی میمانیم و زندگی همان درسها را دوباره و دوباره به ما ارائه میدهد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
9 390
🎧 اپیزود بیستودوم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود اول از فصل چهارم | دربارهٔ مدیریت وزن
مدیریت وزن فقط یک رژیم یا عدد روی ترازو نیست. بیشتر وقتها دربارهی رابطهای است که با بدنمون، غذا، ولعها، شرم و شروعهای دوباره داریم.
در این اپیزود، با تینا کریمی دربارهی همین مسیر حرف زدیم؛
از موانع روانشناختی کاهش وزن، نقش ذهنآگاهی، و نگاه رویکرد ACT به ولع، انگیزه و تغییرهای پایدار.
📘 در این اپیزود به کتاب «آگاهانه خوردن» هم اشاره کردیم.
✍️ نویسنده: دکتر سوزان آلبِرز
🖊 مترجمان: تینا کریمی و الهام صادقی
🏛 ناشر: انتشارات ارجمند
لینک خرید کتاب
کد تخفیف: S1794
۲۰٪ تخفیف تا ۹ دی
📲 حامی این اپیزود: آرامیا
اپلیکیشن فارسی مدیتیشن و ذهنآگاهی. لینک و کد تخفیف ۲۵٪ برای اشتراک سالانهش👇
https://aramia.me/qNyBL
📌کد تخفیف: happiness
🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر میکنی برای کسی مفیده، براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
🎧 لینک اپیزود در کستباکس:
https://castbox.fm/vb/885651752
اگر بارها شروع کردهای و خسته شدهای،
شاید این اپیزود یک مکث لازم باشد.
✅ Channel: @school_of_happiness
