en
Feedback
امیرحسین خوش حال

امیرحسین خوش حال

Open in Telegram
434
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
تقدیم به شما این مثنوی عاشقانه ام. راستی ممنونم که برای خوندن شعرای من وقت میذارین. 🙏🙏🙏🙏❤️❤️: کرده جانم را مسخّر چشمِ تو کارِ خود را کرد آخر چشمِ تو تو مرا غرقِ نگاهت کرده ای عاشقِ چشمِ سیاهت کرده ای ناز میخواهد دلِ من؛ ناز کن چشمهایت را ببند و باز کن بوی باران میدهد چشمان تو مرده را جان میدهد چشمان تو چشمِ تو آدم فریب است و قشنگ نسبتی دارد نگاهت با تفنگ چشمِ خود بر چشمِ من نزدیک کن با نگاهت از جلو شلیک کن.... من به تنهایی گرفتارم؛ بیا من خبرهای بدی دارم؛ بیا می رسد روزی رهایی؛ صبر کن کم بزن حرفِ جدایی؛ صبر کن میرود سرما و کمتر کن گله صبر کن ای غنچه ی بی حوصله با تو بودن را کمی تمدید کن لحظه ای در رفتنت تردید کن آن زمانی که دم از غم می زنی شرحِ حالِ کاملِ حالِ منی کاش میشد تا ملاقاتم کنی بارِ دیگر با رخت ماتم کنی.... منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 🍏❤️

"شهیار قنبری ِ " عزیزم... داشتم برای 1 ملیونمین بار گوشش میدادم یهو گفتم بذارم باهم گوشش بدیم... تقدیم... منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 🍏❤️

ـ شیر؛ گاهی زخمی از کفتارها ست دار؛ گاهی قاتلِ سردارها ست پنجره؛ احساسِ خوبِ زندگی ست حیف در حبسِ گِل و دیوارها ست روز و شب د
ـ شیر؛ گاهی زخمی از کفتارها ست دار؛ گاهی قاتلِ سردارها ست پنجره؛ احساسِ خوبِ زندگی ست حیف در حبسِ گِل و دیوارها ست روز و شب در خواب باشی بهتر است شهر وقتی دشمنِ بیدارها ست غُصه ی تلخِ من و امروزِ من قصه ی گل در میان خارها ست از عمل خالی شده میدانِ شهر دور تا دورش پر از گفتارها ست مردهایی که پر از نامردی اند آستین هایی که پر از مارها ست زیرِ گامِ نحسِ سربازِ مغول! ردّ خونی از سرِ عطارها ست شیر؛ پیرش هم نمادِ قدرت است گرچه گاهی زخمی از کفتارها ست منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 🍏❤️

شب و دیدم؛ وَ موتُ یادم اومد مَه و دیدم؛ گلوتُ یادم اومد دو تا میمون و دیدم توی پیجی عمو و زنعموتُ یادم اومد منهای یک؛ امیرحس
شب و دیدم؛ وَ موتُ یادم اومد مَه و دیدم؛ گلوتُ یادم اومد دو تا میمون و دیدم توی پیجی عمو و زنعموتُ یادم اومد منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 😍🍏

دلِ من رو شکستی؛ غصه خوردم تو با هرکس نشستی؛ غصه خوردم پناه من شدن موهای بازت تو موهات و که بستی؛ غصه خوردم منهای یک؛ امیرحسی
دلِ من رو شکستی؛ غصه خوردم تو با هرکس نشستی؛ غصه خوردم پناه من شدن موهای بازت تو موهات و که بستی؛ غصه خوردم منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 🍏❤️

این روزا... این روزا... این روزا... آروم باش پسر... آروم... تقدیم به شما غزل جدیدم...: خنجری از پشت خوردم؛ زخم؛ مهمانم شده با
این روزا... این روزا... این روزا... آروم باش پسر... آروم... تقدیم به شما غزل جدیدم...: خنجری از پشت خوردم؛ زخم؛ مهمانم شده باورش سخت است؛ " تنهایی " خراسانم شده باورش سخت است آغوشی که بودش خانه ام گشته ویران تازگی و مثل زندانم شده آن بهاری که رسید و دستِ باغم را گرفت سرد گشته تازگی ها و زمستانم شده آن که بودش دوست و میگفت: « جانم مال تو » دوست شد با دشمنان و دشمنِ جانم شده « کلبه ی احزان شود روزی گلستان... » بعدِ او هر گلستانی که رفتم « بیت الأحزانم » شده نقطه ی آغاز گُل؛ شد نقطه ی پایانِ برگ فصل آغازش رسید و فصلِ پایانم شد رو به رو با دشمنان بودم ولی از بختِ بد خنجری از پشت خوردم؛ زخم؛ مهمانم شده منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 😔😔😔😔😔🍏🍏

بهبه عجب کتابی. کلی مطلب درباره ی استاد « عزت الله انتظامی » عزیز هست... از عکس و خاطره و ... . من حقیرم سعادت داشتم برای ایش
+1
بهبه عجب کتابی. کلی مطلب درباره ی استاد « عزت الله انتظامی » عزیز هست... از عکس و خاطره و ... . من حقیرم سعادت داشتم برای ایشون شعر طنز بگم...

بهبه عجب کتابی. کلی مطلب درباره ی « عباس کیارستمی » ماندگار هست... از عکس و خاطره و ... . من حقیرم سعادت داشتم برای ایشون شعر
+1
بهبه عجب کتابی. کلی مطلب درباره ی « عباس کیارستمی » ماندگار هست... از عکس و خاطره و ... . من حقیرم سعادت داشتم برای ایشون شعر طنز بگم...

ناشر: انتشارات مروارید برای طرفدارانِ طنز کتاب خوبیه. اومده کل طنزپردازای ایران و که نام مستعار دارن رو گردآوری کرده... اسمِ
+1
ناشر: انتشارات مروارید برای طرفدارانِ طنز کتاب خوبیه. اومده کل طنزپردازای ایران و که نام مستعار دارن رو گردآوری کرده... اسمِ ناچیزِ منم هست ☺️... خدا رو شکر 🙏... آقای اصلانی واقعن برای تاریخ طنز ایران زحمت میکشه... خدا حفظشون کنه. یه کتاب معروف دیگه م دارن به اسم: « فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز »

حدودن 96 سال دیگه میشه سالِ 1500... قرن عوض میشه... عید میشه... مردم میرن خرید... سفر... مهمونی... دورزدن... دید و بازدید.... و ما به احتمالِ زیاد همه مون دیگه در این دنیا نیستیم و مُردیم... تازه به احتمال زیاد خیلی قبلتر از 1500 فوت کردیم... تعجب میکنم از این که فکر میکنیم نمیمیریم... میدونیم میمیریم ولی درکش نمیکنیم و فکر میکنیم شوخیه... ادمای سال 1500 هم سال 1600 میرن... کمی اروم تر... کمی ملایم تر... کمی منعطفتر... کمی مهربونتر... ما یکسریا رو دفن کردیم... یکسری ها هم ما رو دفن میکنن... و باز یکسری ها اونایی که ما رو دفن کردن و دفن میکنن... زیاد خبری نیست... اینقدر شتاب برای چی؟ اینقدر حرص برای چی؟ میگن « مالِ دنیا » اسمش روشه: مالِ دنیا... مالِ تو نیست... برای دنیاست... کمی اروم تر... کمی ملایم تر... کمی منعطفتر... کمی مهربونتر... « مرگ « ترسناک نیست... زندگی نکردن ترسناکه... بیشتر ترس ما از زندگی نکردن هست تا مرگ... ولی از مرگ میترسیم... خوب زندگی کن... خوب زندگی کردن به معنای ول زندگی کردن نیست... از این فرصت محدودی که روزگار بهت داده استفاده کن... هر ثانیه میتونه تموم بشه... برو دنبال علایقت... استعدادات و پرورش بده... سبب خیر باش... مهربون باش... چیزی رنجت میده از خودت دورش کن... هرچی و هرکی که هست دورش کن... سال 1500 هم سال تحویل میشه... عید میشه... پیام تبریک میاد... و ما خیلی خوش شانس باشیم شاید 2 نفری اومدن سر قبرمون و یه فاتحه ای خوندن... شاید... وگرنه به احتمالِ زیاد اونایی هم که ما رو میشناختن تا اون موقع مردن... میگن یه روزی اخرین نفری هم که شما رو میشناخته میمیره.... درسته... کمی اروم تر... کمی ملایم تر... کمی منعطفتر... کمی مهربونتر... منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 🍏❤️

روز دختر مبارک: اگه دختر نباشه خونه سرده توی خونه بوی جورابِ مَرده! رو لبها فحشه و حرفای زشته اگه دختر بیاد دنیات بهشته! پدر میگفت: « رسمِ روزگاره که دختر با خودش برکت میاره » توو تاریکی نشستی غصه داری همه جات و ز بی کاری بخاری! پر از دردی و دنیات سوت و کوره اتاقت بدتر از شبهای گوره! اگه دختر بیاد غمهات میشن دور تموم لحظه هات پر میشه از نور شاید فکر میکنی حرفم جفنگه ولی هر خونه با دختر قشنگه! ببین من وارثِ نسلی عتیقه م ولی با دخترا خیلی رفیقم! اگه جنگاوری و کُنده تیغت! نخور غم، دخترت میشه رفیقت اگه بیماری و جات روی تخته بدون دختر رفیقِ روزِ سخته! زمان خستگیت چایی میاره کنارش هم دوتا خرما میذاره میگه: « بابا بخور چاییت و سرده! خودت گفتی که سختی مالِ مرده! الهی هرکه بدخواته بمیره! میخوای من قر بدم رقصت بگیره؟» خلاصه دخترا سنگِ صبورن توو شبهای سیاهت مثل نورن وَ دختر مثل شمعِ روی میزه اگه شالش بیوفته هم عزیزه! منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 😁😁 بوس به همه ی دخترای گروه 😉

پس از این بی قراری ها؛ قراری هست باور کن و بعد از این زمستان ها؛ بهاری هست باور کن شبیه یارِ دیرینه؛ وطن گیرم تو را پس زد برا
پس از این بی قراری ها؛ قراری هست باور کن و بعد از این زمستان ها؛ بهاری هست باور کن شبیه یارِ دیرینه؛ وطن گیرم تو را پس زد برای مرد بی موطِن؛ دیاری هست باور کن ز اسب افتاده ای اما هنوز از اصل لبریزی به دشتِ ناجوانمردان؛ سواری هست باور کن مرنج از لاشخورهایی که تنها فکرِ مردارند برای شیر آزاده؛ شکاری هست باور کن کلاغ بدخبر وقتی خیابان را قرق کرده نشستن در قفس سهمِ قناری هست باور کن... منهای یک؛ امیرحسین خوش حال ❤️🍏

شاهکار... شاهکار... شاهکار... مرسی سلطان... از روز اولی که این اهنگ و دادی همیشه گوشش میدم... مرسی... میگه: « نبود همراه که برگردم... » ما فکر میکنیم همراه کسیه که باهات بیاد... نه گاهی همراه اونیه که میاد بهت میگه بیا برگردیم داری نادرست میری... منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 😔🍏❤️

بخشی از غزل جدیدم تقدیم به شما... : تو رفتی و دلم خون شد؛ دلم خون شد؛ دلم خون شد دلم خون شد؛ دلم خون شد؛ دو چشمم رودِ کارون ش
بخشی از غزل جدیدم تقدیم به شما... : تو رفتی و دلم خون شد؛ دلم خون شد؛ دلم خون شد دلم خون شد؛ دلم خون شد؛ دو چشمم رودِ کارون شد تو رفتی و جنون آمد؛ جنون آمد؛ جنون آمد جنون آمد؛ جنون آمد؛ وجودم بیدِ مجنون شد تو رفتی و زمین خوردم؛ زمین خوردم؛ زمین خوردم زمین خوردم؛ زمین خوردم؛ وَ جان از سینه بیرون شد تو رفتی و نفهمیدم؛ نفهمیدم؛ نفهمیدم نفهمیدم؛ نفهمیدم؛ « ندانم من دگر چون شد » تو رفتی و قیامت شد؛ قیامت شد؛ قیامت شد قیامت شد؛ قیامت شد؛ جهانم سرد و محزون شد منهای یک؛ امیرحسین خوش حال ❤️🍏

1. وقتی یه خانومی توی پوشش شوهرش یا پارتنرش دخالت میکنه اسمش و میذاره: « توجه ». اگه شوهرش یا پارتنرش توی پوشش اون دخالت کنه اسمش و میذاره: « تعصب » 2. وقتی سگ داری و میگی که « حامیه حیواناتی »، نمیشه سگت که توی خیابون دنبال گربه میکنه غش غش بخندی. اون گربه هم یه حیوونه و ازار دادنش بده. وَ نمیشه سینه ی مرغ و بدی سگت بخوره چون اون مرغم یه حیوونه. پس « حامیه حیوانات » نیستی. حامیه سگتی. 3. وقتی سگت توی اپارتمانت سروصدا میکنه و همسایه شاکی میشه، میگی: « وای اینا چه پررو هستن و بی ادبن و فضولن و ... » خُب چرا خودت رو صدای مرغ و خروسای همسایه ی دیگه تون حساسی؟ 4. وقتی با سگت که از خودت بزرگتره توی پیاده رو راه میری و یکی میترسه میگی: « نترسین اهلیه ». خب الان گوسفندم اهلیه و یکی با گوسفند بیاد توی پیاده رو راه بره جالبه؟ 5. وقتی با سگت میری خونه کسی؛ اگه سختشون باشه میگی: « یعنی چی؟ چرا به ادم و اعتقاداش احترام نمیذارن؟ یعنی توقع دارن من بی سگ برم خونه شون؟ ».... خب تو چرا به اعتقادات اونا احترام نمیذاری؟. 6. بوس به همه تون. منهای یک؛ امیرحسین خوش حال ❤️🍏

غزل جدیدم تقدیم به شما عزیزان... : تو رفتی زیرِ این باران؛ دلم میخواست برگردی شدم ویران؛ شدم ویران؛ دلم میخواست برگردی شبیه یک جسد بودم؛ کنارت جان گرفتم من تو رفتی و شدم بی جان؛ دلم میخواست برگردی خراسانِ مرا یک شب؛ تو بردی لای موهایت شدم آواره بعد از آن؛ دلم میخواست برگردی تو میرفتی به آنسوتر؛ دلم آمد به دنبالت تمام راه تا تهران، دلم میخواست برگردی تو گفتی: « می روم »؛ گفتم: « خدا باشد به همراهت » ولی نه؛ از تو چه پنهان؛ دلم میخواست برگردی تو در میدانِ آزادی؛ نگاهم کردی و رفتی شکستم داخلِ میدان؛ دلم میخواست برگردی پس از تو داخل کوچه؛ صدای پای مرگ آمد و من در لحظه ی پایان؛ دلم میخواست برگردی منهای یک؛ امیرحسین خوش حال ❤️🍏

اولین غزل پاییز 404 م تقدیم به شما عزیزان... راستی امروز تولد کمال هست 🥰داداشم ❤️😘... دیشب بهش تبریک گفتم... خوبیه راه دور
اولین غزل پاییز 404 م تقدیم به شما عزیزان... راستی امروز تولد کمال هست 🥰داداشم ❤️😘... دیشب بهش تبریک گفتم... خوبیه راه دور این هست که دیگه کادو و اینا رو ادم میپیچونه 🤣🤣 و با یه پیام تبریک کار و جمع میکنه 😂😂 راستی بابک کجایی؟ کم پیدایی؛ نگرانتم 🤣 : جای من هر شب به باران فکر کن یا به تاریخِ خراسان فکر کن یوسفم! گرچه عزیزی توی مصر گاهگاهی هم به کنعان فکر کن پر زدی از این حصار؛ ای همقفس! وقت آزادی به زندان فکر کن گرچه داری در عصایت اژدها آه ای موسا! به چوپان فکر کن کلبه ی اَحزان؛ گلستان گشت یا بیت الأحزان شد گلستان؟ فکر کن گر دو روزی بر مرادِ تو بگشت نیست دائم حالِ دوران؛ فکر کن منهای یک؛ امیرحسین خوش حال ❤️😉🍏

پاییز داره میاد.... چه کار کنیم 😞😞😞 خدایا رحم کن این پاییز هم زنده بمونیم... نمیریم از دلتنگی... 😞😞 میخواستم این و اول پاییز بذارم... ولی الان هوا پاییزی هست... پیشاپیش اومدنِ پاییز مبارک... خوش اومد... خیلی خوش اومد... این اهنگ و این غزلم تقدیم به شما... : حالِ غم انگیزِ مرا، پاییز می فهمد معنای پاییز مرا، پاییز می فهمد گفتی که از اشعار من چیزی نمی فهمی این شعر ناچیز مرا، پاییز می فهمد مثل مترسک گشته ام در بین آدم ها اندوه جالیز مرا، پاییز می فهمد بی تو برای ردِّ پایت هم غزل گفتم احساس لبریز مرا، پاییز می فهمد دارم تمام کوچه ها را می روم تنها شب های غمخیز مرا، پاییز می فهمد دیشب « وکیل آباد » را تا آخرش رفتم رفتن به « شاندیزِ » مرا پاییز می فهمد منهای یک؛ امیرحسین خوش حال 🍏❤️

داشتم گوش میدادمش... گفتم واسه شمام بذارم... منهای یک؛ امیرحسین خوش حال ❤️🍏