1 780
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-930 days
Posts Archive
1 780
Repost from Eramnesia
ولی خاک، تو با او مهربان باش. اگر آتش با او مهربان نبود. اگر زندگی، اگر مرگ با او مهربان نبود. اگر انسان های دیگر با او مهربان نبودند، خاک، تو با او مهربان باش.
_رازهای سرزمین من، رضا براهنی
1 780
پدر و مادر عزیزم
شارلوت عزیز؛
دیروز من را به بخش اعدامیها آوردند. زمانی که این نامه را با لباسها و لوازم شخصی من دریافت میکنید، من دیگر نخواهم بود.
به دوستان بگویید ما همه شجاع و بدون تزلزل خواهیم مرد.
از تمام آنچه برای من کردید متشکرم. با تمام توان شما را میبوسم.
زنده باد آزادی
۴ اکتبر ۱۹۴۳
-مارسل
[از کتاب نامههای تیر باران شده به دست گشتاپو- در زمان جنگ جهانی دوم]
1 780
آغاز شد
سالی بلند
سالی که سرو های جوان
برفهای خونین را
از شاخههای خویش تکاندند…
#محمد_مختاری
1 780
سقفِ #آزادی، رابطه مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد. در جامعهای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت، کوتاه میشود. وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ، سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند. مردمِ عوام هم برای بقا، آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند، تا اینکه کمر خم میشود، و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
داستایفسکی
1 780
در انتهای جاده مردد ایستادم و درحالی که با اشتیاق به شاخ و برگهای تیره درختان خیره شده بودم. احساس کردم رایحهی فساد و مرگ که از برگهای خیس و مرطوب به مشامم میرسد مانند انعکاسی از درون من است و با خود گفتم چقدر زندگی سرد و بیروح است.
- دمیان، هرمان هسه
1 780
چرا من بشری باشم که تمامِ شکنجههای این وضعیت پر مسئولیت و بغایت مبهم را به دوش بکشم؟ چرا به عنوان مثال من نباید کمدی در اتاق تو باشم که وقتی تو بر روی مبل یا پشت میز مینشینی یا وقتی دراز میکشی و به خواب میروی _تمام دعاهای خیر بر خوابت باد_ مستقیماً تو را نظاره کنم؟
چرا من آن کمد نیستم؟
-کافکا/نامه به ملینا
1 780
ما دهانهای بسیاری داشتیم
و هر دهان را که میبستند
سرودمان را
دهانی دیگر ادامه میداد...
بابک زمانی
1 780
اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد؛ اکنون که مینویسم دومی بر جریان روزهایم غلبه دارد شاید به همین دلیل دارم برایت مینویسم لئون.
-نامه به لئون استروف
-آلخاندرا پیثارنیک
1 780
اگر شما مارا زخمی کردید، آیا ما نباید خونریزی کنیم؟
اگر شما مارا قلقلک دادید، آیا ما نباید بخندیم؟
اگر شما مارا مسموم کردید، آیا نباید بمیریم؟
و اگر شما به ما ظلم کردید، آیا ما نباید انتقام بگیریم؟
- شکسپیر، استفاده شده در فیلمنامه The Pianist
1 780
Repost from Email & Petition Rev
🔴 ایمیل و توییت بزنید:
دو برادری که جانشان در خطر است.
فرهاد و فرزاد طهزاده دو برادر به ترتیب ۲۶ ساله و ۲۵ ساله هستند. این دو برادر اهل اشنویهاند. حکم اعدام (جنایت عامدانه حکومت فاسد اسلامی) فرهاد و فرزاد توسط بیدادگاه انقلاب ارومیه صادر شده است. جان این دو عزیز در خطر جدی است. جمهوری اعدام به زودی قصد به قتل رساندنشان را دارد.
• انتهای متن ایمیل نام و نام خانوادگی را ذکر کنید (میتواند مستعار باشد).
• پیش از ارسال حتماً متن را بازنویسی کنید و یا چند کلمه از آن را تغییر دهید.
🔻 ایمیل به صورت خودکار
• به نمایندگان پارلمان آلمان
گروه۱ گروه۲
گروه۳ گروه۴
گروه۵ گروه۶
گروه۷ گروه۸
• به خبرگزاریها و سازمانهای حقوق بشری
🔻 ایمیل به صورت دستی
• به نمایندگان پارلمان آلمان
گروه۱ گروه۲
گروه۳ گروه۴
گروه۵ گروه۶
گروه۷ گروه۸
• به خبرگزاریها و سازمانهای حقوق بشری
🔺 در بازنشر این ایمیل کمک کنید.
1 780
میگی این مملکت هرج و مرج نیست؟ هرج و مرج مگه چیه؟ مارو میچاپید، از خونه و زندگی آوارهمون کردید، دیگه از ما چیزی نمونده...
کی لامذهبه؟ شماها که هزار مرتبه قرآنو مهر کردید و زیر قولتون زدید؟ نیومدید قسم نخوردید که همه امان دارن؟ چرا آدمارو بیخودی میگیرید؟ چرا بیخودی میکشید؟
- گیله مرد، بزرگ علوی
1 780
Repost from Eramnesia
در نهم اکتبر ۱۹۶۷ و در سن ۳۹ سالگی چهگوارا در برابر چوخهی آتش کشته شد. بقول خودش به دنیا نیامده بود تا در سنین پیری بمیرد. میگفت در جریان انقلاب یا باید پیروز شد یا خواهی مُرد. پس چه گوارا در کوبا پیروز شد و در بولیوی مُرد. آخرین کلماتی که در هنگام مرگ از زبان چه گوارا شنیده میشد این بود: "شلیک کنید. شما فقط یک چهگوارا را میکشید."
و به راستی هم چنین شد او الهامبخش تمام انقلابیون با هر طرز تفکری در کل دنیا شد.
1 780
آلبرکامو به هر حال حتی در تاریکترین لحظات خود در اروپا، خاطرهی آفتاب طاقت فرسای مدیترانه را از یاد نبرد. یکی از نمونههای انسان پوچگرا، دون ژوان اسپانیایی است و بیتردید "بیتفاوتی تمام جهان" که هستهی رابطهی کامو با مذهب را شکل میبخشید، دیدگاه مردی است که در زیر آسمانِ همیشه آبیِ مدیترانه رشد کرده و با یادآوریِ آن، همواره به این حقیقتِ آشکار میرسد که ورای این آسمان روشن، هیچچیز، مطلقا هیچچیز وجود ندارد.
1 780
در واقع ما برای ادامهی زندگی درگیر هزاران کار کوچک هستیم؛ بنابراین عادت نداریم که یک لحظه عقب بکشیم و به زندگی خود نگاه کنیم و بگوییم، همهاش همین است؟ این تمام چیزهایی است که میخواهم؟ جای هیچچیز این وسط خالی نیست؟
- سهشنبهها با موری، میچ آلبوم
1 780
«من حالا چه هستم؟ هیچ! صفر! فردا چه خواهم شد؟ فردا ممکن است باز از میان مردگان برخیزم و زندگی نویی شروع کنم. و «انسان» را، تا هنوز کاملا در من تباه نشده، کشف کنم.»
- قمارباز؛ فئودور داستایفسکی.
1 780
رقبای شما عاشق این هستند که باور کنید امیدی نیست، هیچ قدرتی ندارید، دلیلی برای انجام کاری وجود ندارد و نمیتوانید ببرید. امید موهبتی است که لازم نیست واگذارش کنید، قدرتی که مجبور نیستید کنار بگذارید.
— از «امید در تاریکی» اثر ربهکا سولنیت برگردان نرگس حسنلی
