7 162
Subscribers
-324 hours
-77 days
+530 days
Posts Archive
7 161
+3
▫️▫️▫️
تصویر: ادوارد مایبریج، «اسب محمد در حال تاخت کامل»، ۱۸۸۱؛ از مجموعهی مطالعات حرکت حیوانات، ثبتشده در مرکز پرورش اسب پالو آلتو در کالیفرنیا.
7 161
▫️▫️▫️▫️
🏇 چگونه عکاسی توانست حرکت را ثبت کند؟
بسیاری از حرکتها آنقدر سریع اتفاق میافتند که چشم انسان قادر به تفکیک مراحل مختلف آنها نیست؛ حال تصور کنید ثبت چنین حرکتهایی در سالهای آغازین پیدایش عکاسی تا چه اندازه دشوار بوده است.
حدود دویست سال پیش، ژوزف نیسفور نیپس (Nicéphore Niépce، ۱۷۶۵–۱۸۳۳) موفق شد تصویری را بر صفحهای از جنس قلع که با قیر یهودا پوشانده شده بود، تثبیت کند. این تصویر که از پنجرهی خانهاش در سنلو دو وارن ثبت شده بود، به نام مشهور «منظره از پنجره لو گرا» شناخته میشود. ثبت آن به زمان نوردهی چندروزه نیاز داشت.
پس از مرگ نیپس، همکار پیشین او، لویی داگر (Louis Daguerre، ۱۷۸۷–۱۸۵۱)، فرایند داگرئوتیپ را ابداع کرد؛ روشی که در آن تصویر بر صفحهای مسی با پوشش نقره ثبت میشد و در ۷ ژانویهی ۱۸۳۹ در آکادمی علوم فرانسه معرفی شد. در آن زمان، نوردهی بین ۱۵ تا ۴۰ دقیقه طول میکشید. در دههی بعد، این زمان به چند ثانیه کاهش یافت، اما فناوری عکاسی هنوز برای ثبت دقیق حرکت و تفکیک مراحل آن کافی نبود.
این وضعیت از دههی ۱۸۷۰ دگرگون شد؛ زمانی که دو چهرهی تأثیرگذار، ادوارد مایبریج (Eadweard Muybridge، ۱۸۳۰–۱۹۰۴)، عکاس انگلیسی، و اتین-ژول ماره (Étienne-Jules Marey، ۱۸۳۰–۱۹۰۴)، فیزیولوژیست فرانسوی، روشهایی را برای ثبت پیاپی مراحل حرکت ابداع کردند. آنها با گرفتن عکسهایی در فاصلههای زمانی بسیار کوتاه، توانستند حرکاتی را که پیشتر پیوسته و غیرقابل تفکیک به نظر میرسیدند، به مجموعهای از لحظههای مستقل تبدیل کنند.
مایبریج از اصطلاحاتی چون «مطالعات حرکت» و «عکاسی لحظهای» استفاده میکرد، در حالی که ماره سرانجام اصطلاح کرونوفتوگرافی (Chronophotography) را برای این شیوه برگزید؛ واژهای برگرفته از زبان یونانی به معنای نوشتن زمان با نور.
یکی از مشهورترین آزمایشهای این دو پژوهشگر، ثبت مراحل مختلف حرکت اسب در هنگام تاختن بود؛ آزمایشی که نشان داد حرکت اسب در لحظهای از تاخت، وضعیتی دارد که چشم انسان بهتنهایی قادر به تشخیص آن نیست.
این تجربهها نهتنها مسیر تاریخ عکاسی را تغییر دادند، بلکه زمینهساز شکلگیری سینما و شیوههای نوین مطالعهی حرکت در علم و هنر شدند.
تصویر: ادوارد مایبریج، «اسب محمد در حال تاخت کامل»، ۱۸۸۱؛ از مجموعهی مطالعات حرکت حیوانات، ثبتشده در مرکز پرورش اسب پالو آلتو در کالیفرنیا.
7 161
▫️▫️
هیروشی هامایا (Hiroshi Hamaya، ۱۹۱۵–۱۹۹۹)
«مسافری که با قطار شبانه توکیو را ترک میکند و به سوی سواحل غربی ژاپن میرود، هنگام سپیدهدم درمییابد که این شگفتی قرن بیستم، به شگفتی قرن هجدهم بدل شده است. در اینجا، فاصله جغرافیایی به فاصلهای زمانی تبدیل میشود...»
این عکس با عنوان «کودکانی در راه پناهگاه برفی هونیارا» (Honyaradō e yuku kodomotachi)، از مجموعهی «سرزمین برف» (Yukiguni)، اثر هیروشی هامایا است که در سال ۱۹۵۶ در شهر توکامَچی، واقع در منطقهای از ژاپن با بارشهای سنگین برف، ثبت شده است.
هامایا بیش از ده سال به ثبت آیینها و سنتهای مردمی سال نو قمری پرداخت؛ آیینهایی که در منطقهی نیگاتا بر اساس تقویم سنتی برگزار میشدند. او در سال ۱۹۶۰ نخستین عکاس آسیایی بود که به آژانس عکاسی مگنوم پیوست.
عکاسی او در برابر شتاب توسعه اقتصادی ژاپن، تصویری متفاوت و شاعرانه از زندگی ارائه میدهد؛ تصویری انسانگرایانه از فرهنگ بومی و زندگی جوامع روستایی شمال ژاپن .
این پروژهی بلندمدت که در دوران جنگ و سالهای پس از آن شکل گرفت، یکی از نقاط آغازین تحول عکاسی ژاپن در دوره پس از جنگ به شمار میرود.
7 161
+9
▫️▫️▫️▫️▫️
ژاک آنری لارتیگ | Jacques Henri Lartigue (1894–1986)
عکاس و نقاش فرانسوی که بیش از هر چیز به ثبت لحظههای گذرا و زیباییهای زندگی روزمره علاقه داشت. او عکاسی را از هشتسالگی آغاز کرد و در طول زندگی، با دوربین خود لحظههایی از حرکت، بازی، سفر، طبیعت و زندگی اجتماعی را به ثبت رساند.
عکسهای لارتیگ سرشار از حرکت، سرزندگی و خودانگیختگیاند. او به دنبال لحظههایی بود که بهسرعت از دست میروند؛ پرشی در هوا، وزش باد، حرکت یک اتومبیل یا لبخندی گذرا. نگاه او به عکاسی، بیش از ثبت واقعیت، تلاشی برای حفظ کیفیت زنده و ناپایدار لحظه بود.
با وجود سالها فعالیت، شهرت جهانی او نسبتاً دیرهنگام و در دههی ۱۹۶۰ شکل گرفت. آثارش امروز از نمونههای برجستهی عکاسی مستند و شخصی قرن بیستم به شمار میروند.
«آنچه برایم اهمیت دارد، لحظهی اکنون است؛ باید هر روز راهی برای شاد بودن پیدا کرد.»
7 161
همزمان با نخستین سالگرد درگذشت واحد خاکدان
رونمایی از دو آرتیستبوک واحد خاکدان در گالری ایرانشهر
«آشفتگی های منظوم» و«پایان یک روز فرخنده» عنوان دو آرتیستبوک واحد خاکدان است که روز جمعه هشتم آبان ماه در گالری ایرانشهر رونمایی خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی این رویداد، همزمان با نخستین سالگرد درگذشت واحد خاکدان دو آرتیستبوک این هنرمند با عنوان«آشفتگی های منظوم» و «پایان یک روز فرخنده» به همراه مجموعه ای از آثار چاپ دستى توسط انتشارات M.M.bookly در گالری ایرانشهر رونمایی خواهند شد.
این دو آرتیستبوک در زمان حیات هنرمند قرار بود رونمایی شوند اما بیماری و درگذشت او موجب این تاخیر شد.
در کنار رونمایی این دو کتاب، تعدادى چاپ دستى سيلك و اچينگ نيز روى ديوارهاى گالری ایرانشهر به نمايش گذاشته مى شود.
استیمنت این نمایشگاه توسط هنرمند فقید واحد خاکدان نوشته شده است.
آرتيست بوك "پايان يك روز فرخنده" در قطع ۷۰*۵۰ با تيراژ ٣٠ نسخه و چاپ اچينگ و کتاب «آشفتگی منظوم» با تیراژ ٥٠ نسخه چاپ سيلك اسكرين است. همه صفحه های اين دو كتاب توسط واحد خاکدان امضاء شده اند.
مازیار مصوررحمانی، مدیر انتشارات M.M.Bookly میگوید: تکثیر اندیشهها و تصورات هنرمندان و ثبت کردن در کتابی و یا ورقی و نگهداری از آن در طی زمان، به تدریج در صعود از یک منحنی تکامل و مشخص قرارگرفته است. تهیه کتابی با موضوع چاپ و هدف تکثیرآثارهنرمندان مشکلات خاصی دارد که ناشی از جایگاه ویژه این صنعت نو در جامعه هنری است. این صنعت گرچه از نظر پیشرفت تکنولوژی به سطوح بالا رسیده است اما بنا به ماهیت آن همچنان با عموم طبقات جامعه ارتباط نزدیک پیدا نکرده است. علاوه بر گستردگی طیف صنایع فعال درقلمرو چاپ و تکثیر، انتشار مجموعه هایی از آثارهنرمندان با تیراژ محدود در بسیاری از نقاط جهان مرسوم است .
او افزود: به دلیل ضرورت اهمیت چاپ دستی و ویژگی های آن از منظر هنرمندان و دنیای هنر از سری کتاب های به چاپ رسیده در M.M.Bookly کتاب های چاپ دستی هنرمندان است که تمام صفحات مجلد شده از این کتاب ها به صورت چاپ دستی و با استانداردهای جهانی این رشته از هنر در دسترس قرار گرفته است. مجموعه M.M.Bookly تنها مجموعه ای است که برای اولین بار درصدد ارائه کتاب هایی با تیراژ محدود به همراه اثر اصل از هنرمند، به این مهم پرداخته است.
مصوررحمانی ادامه میدهد:علاوه برگردآوری شاخص ترین آثار هنرمندان به شکل کتاب و مجموعه ها، با افزودن یک یا چند اثر اصل از هنرمند برای بالابردن سطح کیفی و ارزش افزوده برای هرجلد از محصولات خود این مهم را درنظر داشته ایم که دوستداران و خریداران با تهیه این کتاب ها یک اثر اصل از هنرمند را به مجموعه هنری خود می افزایند براین اساس با استفاده از کاغذ مرغوب، نوع چاپ، صحافی وبسته بندی منحصربه فرد با کیفیت ترین نسخ مجلد را به بازار هنر و دوستداران عرضه کرده ایم. بر این عقیده پایدار هستیم که تهیه کتاب ها و مجموعه های ارایه شده تنها افزودن آن به کتابخانه های شخصی نیست، بلکه به دست اوردن یک اثر هنری به شکلی خاص از هنرمند است.
مراسم رونمایی دو آرتیست بوک واحد خاكدان جمعه هشتم آبان ماه در گالری ایرانشهر به آدرس تهران، خیابان نجاتالهی، کوچه ششم شماره ۱۵ روز جمعه از ساعت ۱۶ تا ۲۱ برپا خواهد بود. همچنین نمایشگاه این رویداد تا 19 آبان ماه ادامه خواهد داشت.
7 161
+6
◽️▫️
روی لیختنشتاین (۱۹۲۳–۱۹۹۷)
نمایشگاه «مثل نو» (Like New) در موزه هنر آمریکایی ویتنی در نیویورک، بازخوانی جسورانهای از آثار این هنرمند برای زمانهٔ حاضر ارائه میدهد.
این نمایشگاه با گردآوری حدود ۱۳۰ اثر، از آثار آغازین دههٔ ۱۹۴۰ تا کارهای دههٔ ۱۹۹۰، نشان میدهد که چگونه علاقهٔ اولیهٔ لیختنشتاین به ادراک و تشخیص بصری، مسیر پژوهش هنری او را در سراسر زندگی حرفهایاش شکل داد؛ پژوهشی دربارهٔ تکثیر، شبیهسازی و فرهنگ تصویر.
لیختنشتاین در نقاشی، طراحی، کلاژ، چاپ، مجسمهسازی و فیلم، تصویر را صورتی ناپایدار در نظر میگرفت؛ چیزی که میتوان آن را وام گرفت، ترجمه کرد، در چارچوبی تازه قرار داد و دگرگون ساخت.
از این نمایشگاه تا ۱۰ مه ۲۰۲۷ در موزه هنر آمریکایی ویتنی دیدن کنید.
#RoyLichtenstein #WhitneyMuseum #ThaddaeusRopac
تصاویر: روی لیختنشتاین، نمایشگاه «مثل نو»، نماهایی از چیدمان نمایشگاه، موزه هنر آمریکایی ویتنی، نیویورک، ۲۰۲۶. © املاک روی لیختنشتاین. عکسها: جیسون لوری و ایوون تِنت / BFA.com
7 161
+4
▫️▫️▫️▫️
میکلآنجلو پیستولتو | پیش و پس از آرتِه پووِرا
گالریا کونتینوا، پاریس، فرانسه
۱۶ اکتبر تا ۱۶ ژانویه
این نمایشگاه با مرور هفت دهه فعالیت هنری میکلآنجلو پیستولتو، نقاشیهای آینهای، مجسمهها و چیدمانهای مفهومی او را گرد هم میآورد؛ آثاری که مسیر تحول هنرمند را پیش، در دوران و پس از جنبش آرتِه پووِرا دنبال میکنند.
در آثار پیستولتو، آینه صرفاً سطحی برای بازتاب نیست؛ تماشاگر نیز وارد تصویر میشود و به بخشی از اثر بدل میگردد. بدینترتیب، مرز میان اثر هنری و واقعیت، هنرمند و مخاطب، پیوسته مورد پرسش قرار میگیرد.
پیستولتو، متولد ۱۹۳۳ در ایتالیا، از چهرههای محوری آرتِه پووِرا است؛ جنبشی که با فاصله گرفتن از مواد و روشهای متعارف هنر، امکانهای تازهای برای رابطه میان ماده، ایده و زندگی گشود. در آثار او، هنر از ساختن اشیاء فراتر میرود و به عرصهای برای تأمل درباره جامعه، مشارکت مدنی و مسئولیت هنرمند تبدیل میشود.
این نمایشگاه فرصتی است برای بازنگری در مسیری که پیستولتو طی کرده است؛ مسیری که در آن، هنر نه جهانی جدا از زندگی، بلکه فضایی برای مواجهه با خود، دیگری و ساختارهای اجتماعی است.
7 161
▫️▫️
فرانسیس بیکن؛ در مواجهه با چهره و مرگ
فرانسیس بیکن (۱۹۰۹–۱۹۹۲)، نقاش ایرلندیتبار بریتانیایی، از مهمترین چهرههای نقاشی فیگوراتیو قرن بیستم بود. آثار او با پیکرههای دگرگونشده، چهرههای مضطرب و بدنهایی محصور در ساختارهای هندسی، تصویری ناآرام از وضعیت انسان ارائه میکنند؛ انسانی گرفتار میان رنج، انزوا و زوال.
بیکن در سال ۱۹۷۵، در گفتوگو با دیوید سیلوستر، منتقد هنری، دربارهٔ خودنگارههایش گفت:
«از چهرهٔ خودم بیزارم... خودنگارههای زیادی کشیدهام، چون آدمهای اطرافم مثل مگس یکی پس از دیگری میمردند و دیگر کسی را نداشتم که نقاشی کنم.»
در این سخن، خودنگاره از بازنمایی چهره فراتر میرود و به مواجههای با مرگ و فقدان بدل میشود. وقتی دیگری از دست میرود، نقاش به چهرهٔ خویش بازمیگردد؛ نه از سر شیفتگی به خود، بلکه در غیاب کسانی که دیگر حضور ندارند.
فرانسیس بیکن، خودنگاره، ۱۹۶۹
رنگروغن روی بوم، ۳۵٫۵ × ۳۰٫۵ سانتیمتر، مجموعهٔ خصوصی.
۲۸ اکتبر، سالروز تولد فرانسیس بیکن.
7 161
▫️▫️▫️
اورسولا فون رایدینگزواردا (۱۹۴۲–۲۰۲۶)
اورسولا فون رایدینگزواردا مجسمهساز برجستهٔ آمریکاییِ زادهٔ آلمان بود که بهواسطهٔ مجسمههای بزرگمقیاس خود، ساختهشده عمدتاً از چوب سدر، شناخته میشد. آثار او در مرز میان هندسه، طبیعت و معماری قرار دارند و اغلب یادآور صخرهها، تنههای درخت، استخوان و ساختارهای فرسودهاند.
او در سال ۱۹۴۲ در آلمان، از مادری لهستانی و پدری اوکراینی متولد شد. کودکیاش با جنگ جهانی دوم، آوارگی و زندگی در اردوگاههای پناهندگان همراه بود. خانوادهاش در سال ۱۹۵۰ به ایالات متحده مهاجرت کردند. او پس از تحصیل هنر در دانشگاه میامی، در سال ۱۹۷۵ مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبا را از دانشگاه کلمبیا در نیویورک دریافت کرد.
رایدینگزواردا با استفاده از الوارهای چوب سدر، از طریق برش، تراش و انباشت قطعات، حجمهایی پیچیده و ارگانیک خلق میکرد. او معمولاً پیش از ساخت، ماکت یا طراحی مقدماتی تهیه نمیکرد و اجازه میداد فرم در جریان کار و مواجههٔ مستقیم با ماده شکل بگیرد. بااینحال، همواره تصویری مشخص از اثر موردنظرش در ذهن داشت.
اگرچه چوب مادهٔ اصلی کار او بود، در دورههای مختلف از برنز، نمد و مواد دیگر نیز استفاده کرد. آثارش در موزهها و مجموعههای مهمی چون موزه هنر مدرن نیویورک و موزه متروپولیتن نگهداری میشوند.
اهمیت کار او در پیوند میان نظم هندسی و فرم ارگانیک، تأکید بر کیفیت جسمانی ماده و تبدیل فرایند ساخت به بخشی اساسی از تجربهٔ مجسمه نهفته است. رایدینگزواردا در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶، در ۸۴سالگی، درگذشت.
7 161
+9
▫️▫️▫️
«من پیش از ساخت مجسمههایم، هیچوقت ماکت یا طرح اولیه تهیه نمیکنم؛ فرقی هم نمیکند اثر چقدر بزرگ باشد. حتی اثر بزرگی را که اکنون در موزه هنر فیلادلفیا به نمایش گذاشته شده، پیش از ساختن طراحی نکردم. اگر ابتدا آنها را طراحی میکردم، بسیار کمتر از آنچه اکنون هستند، زنده میبودند.
آنچه اتفاق میافتد این است که من همیشه از پایین شروع میکنم. شروع کردن از بالا غیرممکن است، چون نیروی جاذبه بهتنهایی کارم را تمام میکند!
من با الوارهای چوب سدر، با مقطع چهار در چهار اینچ، کار میکنم. برای تعیین مقیاس، طرح کلی فرم را روی زمین مشخص میکنم و فرورفتگیهایی را که میخواهم از چوب کم کنم، علامت میزنم. این نشانهها در سراسر قطر مجسمه، شکل آن را دگرگون میکنند.
من همیشه تصویر مشخصی از آنچه میخواهم در ذهنم دارم؛ چون در غیر این صورت، اصلاً نمیتوانستم شروع کنم.»
اورسولا فون رایدینگزواردا
7 161
▫️▫️▫️▫️
مرقع شاهطهماسب، با دیباچهای منسوب به شاهقلی خلیفهٔ مهردار، از جمله مرقعاتی است که در نیمۀ دوم قرن دهم هجری قمری تدوین و تکمیل شدهاند. این مرقع که در کتابخانۀ دانشگاه استانبول، به شمارۀ ۱۴۲۲، نگهداری میشود، مشتمل بر ۸۹ ورق به ابعاد ۴۷٫۶ × ۳۴ سانتیمتر است. محتوای آن را نقاشیها، طراحیها و نمونههای خوشنویسی متعلق به دورههای جلایری تا صفوی تشکیل میدهند.
دکتر نفیسه ضرغامی، مرقعپژوه، این آثار را گردآوری کرده و مقدمهای بر این مرقع نوشته است.
نشر آبان بهتازگی این مرقع نفیس را در قطع رحلی و با جلد سخت منتشر کرده است و این اثر بهزودی در بازار کتاب عرضه خواهد شد.
7 161
▫️▫️▫️
گئورگ بازلیتس؛ قهرمانان، ۱۹۶۵–۱۹۶۶
گئورگ بازلیتس (۱۹۳۸–۲۰۲۶)، یکی از مهمترین نقاشان اروپای پس از جنگ، مجموعهی «قهرمانان» را در سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ خلق کرد؛ زمانی که تنها ۲۷ سال داشت و هنوز در آغاز مسیر حرفهای خود بود.
بازلیتس پس از ترک آلمان شرقی، جایی که هنر در خدمت آرمانهای ایدئولوژیک و تربیت اجتماعی قرار داشت، در آلمان غربی نیز با فضای هنریای مواجه شد که بهتدریج تحت تأثیر پاپآرت و مینیمالیسم قرار میگرفت. او از هر دو فضا فاصله گرفت و بهجای همراهی با خوشبینی رایج نسبت به آیندهی آلمان، به سراغ گذشتهای رفت که جامعه ترجیح میداد آن را فراموش کند.
در مجموعهی «قهرمانان»، پیکرههای عظیم مردانه در چشماندازهایی ویران و آخرالزمانی ظاهر میشوند. این مردان، برخلاف تصویر متعارف قهرمان، نه نشانی از شکوه و پیروزی دارند و نه از قدرتی استوار برخوردارند. بدنهای تحریفشده، سرهای کوچک، لباسهای پاره و اندامهای آسیبپذیرشان، آنها را به موجوداتی شکستخورده، تنها و سرگردان بدل میکند. ابزارهای ساده، دستهای گرفتار در تله و پرچمهای سرخی که هویتشان نامشخص باقی میماند، بر ابهام تاریخی و سیاسی این تصاویر میافزایند.
بازلیتس در این آثار از مانیریسم ایتالیایی، بهویژه بدنهای نامتعارف و ترکیببندیهای ناهماهنگ آن، تأثیر پذیرفت. رنگهای خاکی و لایههای ضخیم و خشن رنگ، در کنار خطوط سنگین و تحریف فرمها، زبانی تصویری پدید میآورند که از واقعگرایی فاصله میگیرد و بر تجربهی فروپاشیدگی تأکید میکند. او بعدها با تقسیمبندی ساختگی پیکرهها در سطح بوم و وارونهکردن نقاشیها، رابطهی متعارف میان تصویر، موضوع و نگاه بیننده را بیش از پیش به چالش کشید.
در این مجموعه، عنوان «قهرمان» با وضعیت واقعی پیکرهها در تضاد قرار میگیرد. قهرمانان بازلیتس شکستخوردهاند؛ بازماندگان جهانی که آرمانها و ایدئولوژیهایش اعتبار خود را از دست دادهاند. این پیکرهها را همچنین میتوان بازتابی از موقعیت خود هنرمند دانست؛ هنرمندی که از نظامهای فکری مسلط و جریانهای غالب هنر فاصله میگیرد و انزوای این موضع را میپذیرد.
مجموعهی «قهرمانان» نقطهی عطفی در شکلگیری زبان مستقل بازلیتس بود؛ زبانی خشن، بیانگر و بیاعتنا به زیباییشناسی متعارف که بعدها بر نقاشی نئواکسپرسیونیستی و نسلهای بعدی هنرمندان تأثیر گذاشت.
7 161
▫️▫️▫️
گئورگ بازلیتس | قهرمانان، ۱۹۶۵–۱۹۶۶
گالری تادئوس روپاک، لندن، بریتانیا
۱۳ اکتبر تا ۱۸ دسامبر
نخستین نمایشگاه در بریتانیا که بهطور اختصاصی به مجموعهی سرنوشتساز و آغازین «قهرمانان» اثر گئورگ بازلیتس اختصاص یافته، مجموعهای عظیم از نقاشیهای رنگروغن، طراحیهای مرکب و چاپها را به نمایش میگذارد؛ آثاری که با زخمها و جابهجاییهای ناشی از اروپای پس از جنگ مواجه میشوند.
این ترکیببندیها در چشماندازهایی خشک، متروک و برهوتوار شکل گرفتهاند و پیکرههایی تحریفشده و آسیبپذیر را در مرکز خود قرار میدهند. دستهای بیشازحد بزرگ، لباسهای پاره و بدنهای عریان یا در معرض دید، تصورات سنتی از قهرمانبودن را برهم میزنند و بهجای آن، نوعی سنگینی عریان و وجودی را پیش میکشند.
گئورگ بازلیتس، متولد سال ۱۹۳۸ در دویچبازلitz آلمان، در طول فعالیت هنری خود میان مونیخ در آلمان، ایمپریا در ایتالیا و زالتسبورگ در اتریش کار و زندگی کرد. او در سال ۲۰۲۶ درگذشت. بازلیتس در میانهی دههی ۱۹۶۰ زبان تصویری خاص خود را شکل داد و همزمان از دو جریان مسلط فاصله گرفت: اکسپرسیونیسم انتزاعیِ رایج در آن دوره و رئالیسم سوسیالیستیِ مورد حمایت حکومت که در دوران جوانیاش با آن مواجه شده بود.
او بهجای پیروی از این جریانها، از شیوهی نقاشیگریِ مانیریسم ایتالیایی در قرن شانزدهم الهام گرفت تا زبانی پیکرهپردازانه، بیپرده و بیانگر خلق کند. در آثار او، اجرای سیال و خاموشنشدنیِ رنگ با مضامینی چون گسستگی جسمانی، زخمهایی یادآور زخمهای مسیح و ابهامهای عامدانهی جنسیتی همراه میشود.
این مجموعه، بنیانی مفهومی و سختگیرانه برای مسیر بعدی بازلیتس فراهم کرد؛ مسیری که سرانجام به ترکیببندیهای وارونهی مشهور او انجامید و جایگاهش را بهعنوان یکی از چهرههای تعیینکنندهی نقاشی اروپای پس از جنگ تثبیت کرد.
دربارهی مجموعهی «قهرمانان»
اهمیت این مجموعه در تناقضی نهفته است که میان عنوان «قهرمان» و وضعیت پیکرهها وجود دارد. اینها قهرمانانی پیروز، باشکوه یا آرمانی نیستند؛ بدنهایی فرسوده، آسیبدیده و ازهمگسیختهاند که در فضایی ویرانشده ایستادهاند.
بازلیتس در این آثار، پیکرهی انسانی را از مقام قهرمانانهاش پایین میکشد، بیآنکه آن را کاملاً از میان ببرد. بدن هنوز حضور دارد، اما دیگر نمیتواند حامل تصویری یکپارچه از قدرت، هویت و عظمت باشد. در اینجا، قهرمان بیشتر به بازماندهای از یک فاجعه شباهت دارد تا کسی که بر آن غلبه کرده است.
به این معنا، مجموعهی «قهرمانان» صرفاً بازنمایی ویرانی پس از جنگ نیست؛ پرسشی است دربارهی امکان بازسازی تصویر انسان پس از فروپاشی ارزشها و آرمانهایی که زمانی به او معنا میبخشیدند.
7 161
+8
▫️▫️▫️
مارتینا دانکووا (Martina Danková) عکاس اهل اسلواکی است که بیشتر بهخاطر پرترههای هنری و شیوهی بیان شخصی و عاطفی در عکاسی شناخته میشود. او در آثارش به چهرهی انسان فراتر از ظاهر مینگرد و میکوشد حالات درونی، احساسات و لایههای پنهان شخصیت را در تصویر آشکار کند.
دانکووا علاوه بر پرترهنگاری، در زمینهی عکاسی صحنهپردازیشده و فضایی نیز فعالیت کرده و گاه به عکاسی انتزاعی روی آورده است. در نگاه او، عکاسی صرفاً ثبت چهره یا واقعیت بیرونی نیست، بلکه راهی برای بیان خویشتن و برقراری ارتباطی صمیمی با جهان درونی انسان است.
#MartinaDankova #Photography #PortraitPhotography #BlackAndWhitePhotography
7 161
▫️▫️
جورج گروس (George Grosz) (۲۶ ژوئیهٔ ۱۸۹۳، برلین – ۶ ژوئیهٔ ۱۹۵۹، برلین غربی) هنرمند آلمانی بود که بیش از همه بهخاطر طراحیها و نقاشیهای کاریکاتورگونهاش از زندگی برلین در دههٔ ۱۹۲۰ شناخته میشود. او در دوران جمهوری وایمار، از چهرههای برجستهٔ جنبش دادائیسم برلین و جنبش عینیت نوین (Neue Sachlichkeit) بود.
گروس در سال ۱۹۳۳ به ایالات متحده مهاجرت کرد و در سال ۱۹۳۸ تابعیت آمریکا را به دست آورد. او با کنار گذاشتن سبک و موضوعات آثار پیشین خود، بهطور منظم نمایشگاه برگزار کرد و سالها در لیگ هنرجویان هنر نیویورک (Art Students League of New York) به تدریس پرداخت. او در سال ۱۹۵۹ به برلین بازگشت و اندکی بعد در همان شهر درگذشت.
اثر: برندیسی (Brindisi)
* هنرمند: جورج گروس
* سال خلق: ۱۹۲۰
* تکنیک: آبرنگ، مرکب و قلم روی کاغذ
* ابعاد: ۴۳٫۲ × ۳۰٫۲ سانتیمتر
* محل نگهداری: مجموعهٔ خصوصی
