ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

tootimag

tootimag

الذهاب إلى القناة على Telegram

آی دی من جهت تماس: @Noroozrooz

إظهار المزيد
إيران73 572الفئة غير محددة
7 156
المشتركون
-324 ساعات
-127 أيام
-2030 أيام
أرشيف المشاركات
▫️▫️▫️▫️ تونی کرگ (Tony Cragg) مجسمه‌های تازه از برنز، چوب، سنگ و فولاد گالری ماریان گودمن، نیویورک، آمریکا ۱۰ سپتامبر تا ۲۴
+4
▫️▫️▫️▫️ تونی کرگ (Tony Cragg) مجسمه‌های تازه از برنز، چوب، سنگ و فولاد گالری ماریان گودمن، نیویورک، آمریکا ۱۰ سپتامبر تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ نمایشگاه تازهٔ تونی کرگ، مجسمه‌ساز برجستهٔ بریتانیایی، مجموعه‌ای از آثار جدید او را در مواد گوناگون، از جمله برنز، چوب، سنگ و فولاد کورتن، گرد هم آورده است. این آثار با بهره‌گیری از لایه‌گذاری و روی‌هم‌نشاندن پیچیدهٔ مواد، به بررسی رابطهٔ میان فرم‌های طبیعی و ساخته‌های انسانی می‌پردازند. در مجسمه‌های او، ماده صرفاً وسیله‌ای برای تحقق یک طرح از پیش تعیین‌شده نیست؛ بلکه ویژگی‌های فیزیکی، ساختار درونی و قابلیت‌های دگرگونی آن در شکل‌گیری اثر نقش دارند. لایه‌ها و انباشت‌ها، ضمن ایجاد پیچیدگی بصری، مرز میان نظم هندسی و رشد ارگانیک را نیز به پرسش می‌کشند. آثار کرگ را می‌توان تلاشی برای گسترش ادراک ما از جهان مادی دانست؛ جهانی که در آن طبیعت و صنعت، نظم و بی‌نظمی، و ساختار و دگرگونی در تقابل مطلق با یکدیگر قرار نمی‌گیرند، بلکه در فرایند شکل‌گیری فرم‌ها به هم پیوند می‌خورند.

▫️▫️▫️▫️ لیز لو سور (Lise Lou Sore) هنرمند هلندی، متولد ۱۹۸۶ در نیجر حمل کردن (Carrying)، ۲۰۲۴ چیدمان معلق، ترکیب مواد و رسان
▫️▫️▫️▫️ لیز لو سور (Lise Lou Sore) هنرمند هلندی، متولد ۱۹۸۶ در نیجر حمل کردن (Carrying)، ۲۰۲۴ چیدمان معلق، ترکیب مواد و رسانه‌های مختلف «حمل کردن» خودنگاره‌ای از لیز لو سور است که در قالب چیدمانی معلق، عظیم و چندلایه شکل گرفته است. این اثر با بهره‌گیری از شفافیت، سایه و حضور فیزیکی ماده، رابطه‌ای پیچیده میان بدن، فضا و احساس برقرار می‌کند. این چیدمان با استفاده از گرافیت بر پارچه‌های نازک و توری پنیرسازیِ سفیدنشده شکل گرفته است؛ لایه‌هایی که در فضا معلق‌اند و با عبور نور، سایه‌هایی متغیر پدید می‌آورند. در اینجا، بدن نه به‌صورت حضوری یکپارچه و قطعی، بلکه همچون حضوری شکننده و چندپاره آشکار می‌شود؛ حضوری که میان دیده‌شدن و محوشدن در نوسان است. لو سور در خودنگاره‌هایش از طریق شفافیت و سایه به کاوش در آسیب‌پذیری، عواطف و حضور جسمانی می‌پردازد. آثار او همچنین به تجربه‌های جابه‌جایی، گسست از ریشه‌ها، شکل‌گیری هویت، فقدان و پیوند با دیگران بازمی‌گردند؛ تجربه‌هایی که با دوران کودکی او در غرب آفریقا و گذار به جامعه غربی و فردگرایی آن پیوند دارند.

▫️▫️▫️▫️ Tai «Davé» Cheung شبی در داوه Chez Davé، رستوران چینی Tai «Davé» Cheung، از ۱۹۸۲ تا ۲۰۱۷ در پاریس فعالیت داشت و به ی
+9
▫️▫️▫️▫️ Tai «Davé» Cheung شبی در داوه Chez Davé، رستوران چینی Tai «Davé» Cheung، از ۱۹۸۲ تا ۲۰۱۷ در پاریس فعالیت داشت و به یکی از پاتوق‌های مهم هنرمندان، طراحان، موسیقی‌دانان، فیلم‌سازان و چهره‌های مد تبدیل شد. این مکان بیش از یک رستوران بود؛ فضایی صمیمی و تقریباً خصوصی که مشتریانش اغلب دوستان Davé بودند. منویی وجود نداشت و او خودش برای مهمانان غذا انتخاب می‌کرد. ورود به رستوران آسان نبود، اما اگر Davé شما را می‌شناخت، جایی برایتان پیدا می‌شد. چهره‌هایی چون Helmut Newton، Yves Saint Laurent، Keith Haring، Lou Reed، Iggy Pop و Yoko Ono از مهمانان آن بودند. Davé از بسیاری از آنها با دوربین پولاروید عکس می‌گرفت و طی سال‌ها مجموعه‌ای بزرگ از این تصاویر شکل گرفت؛ آرشیوی از زندگی فرهنگی و شبانه‌ی پاریس. کتاب A Night at Davé بخشی از این پولارویدها را گرد آورده است؛ تصویری از جهانی که در آن هنر، مد، موسیقی، سینما و زندگی روزمره در فضایی کوچک و خودمانی به هم می‌رسیدند.

▫️▫️▫️▫️ Otto Dix (۱۸۹۱–۱۹۶۹) نقاش و چاپگر آلمانی و از چهره‌های مهم عینیت نو (Neue Sachlichkeit) جنبشی که در آلمانِ پس از جنگ
▫️▫️▫️▫️ Otto Dix (۱۸۹۱–۱۹۶۹) نقاش و چاپگر آلمانی و از چهره‌های مهم عینیت نو (Neue Sachlichkeit) جنبشی که در آلمانِ پس از جنگ جهانی اول، در واکنش به اکسپرسیونیسم و رمانتیسیسم شکل گرفت. «Dienstmädchen am Sonntag «خدمتکاران در روز یکشنبه» اتو دیکس، ۱۹۲۳ این اثر به دوره‌ای تعلق دارد که دیکس با نگاهی بی‌رحم و تقریباً کالبدشکافانه، جامعه‌ی آلمانِ جمهوری وایمار را ثبت می‌کرد. در اینجا نیز برخلاف یک تصویر معمول از «روز تعطیل»، خبری از آسودگی و زیبایی رمانتیک نیست. بدن‌ها، لباس‌ها، حالت ایستادن و فضای اثر نوعی خستگی اجتماعی و طبقاتی را منتقل می‌کنند. نکته‌ی مهم در کار دیکس این است که واقع‌گرایی او صرفاً بازنمایی ظاهر نیست؛ او واقعیت را تا جایی پیش می‌برد که زشت، فرسوده و ناراحت‌کننده شود. همین ویژگی او را در کنار George Grosz و Max Beckmann به یکی از مهم‌ترین نمایندگان Neue Sachlichkeit تبدیل کرده است. در این اثر، یکشنبه هم جالب است: روزی که از نظر فرهنگی باید زمان استراحت و رهایی باشد، اما در تصویر دیکس ظاهراً چیزی از رهایی اتفاق نیفتاده است. این تضاد، اثر را از یک صحنه‌ی روزمره فراتر می‌برد.

▫️▫️▫️▫️ امروز، صدوسیزدهمین سالروز تولد هنرمند، مِرِت اوپنهایم است. اوپنهایم بیش از همه به‌خاطر فنجان معروفِ پوشیده از خز شنا
▫️▫️▫️▫️ امروز، صدوسیزدهمین سالروز تولد هنرمند، مِرِت اوپنهایم است. اوپنهایم بیش از همه به‌خاطر فنجان معروفِ پوشیده از خز شناخته می‌شود؛ اما دامنهٔ فعالیت هنری او بسیار گسترده‌تر بود: از اشیای جسورانه‌ای که نخستین‌بار در دههٔ ۱۹۳۰ در کنار آثار سوررئالیست‌ها به نمایش درآمدند، تا کلاژهای نقاشی‌شده‌ای که در آن‌ها از مواد طبیعیِ یافت‌شده در چشم‌انداز آلپ استفاده می‌کرد، و همچنین مجسمه‌هایی ساخته‌شده از برنز و سنگ‌های نیمه‌قیمتی. اوپنهایم صرفاً سازندهٔ اشیا نبود و در رسانه‌های گوناگون کار می‌کرد. نقاشی‌های «سر قرمز، بدن آبی» و «شبح کوچک در حال خوردن نان» نشان‌دهندهٔ علاقهٔ او به فرم‌هایی با ماهیتی مبهم و دوگانه‌اند؛ فرم‌هایی که گاه زنده به نظر می‌رسند و گاه شیءوار باقی می‌مانند. او همین جست‌وجو را در طراحی‌های مرکب و گواش، و حتی با موادی چون رژلب و نخ و دیگر مواد معمول و نامتعارف هنری نیز دنبال کرد. نقاشی، «شبح کوچک در حال خوردن نان»

▫️▫️▫️▫️ جورج گروس (George Grosz) (۱۸۹۳–۱۹۵۹)، هنرمند آلمانی، از چهره‌های برجستهٔ دادائیسم برلین و جنبش «عینیت نو» در دوران ج
▫️▫️▫️▫️ جورج گروس (George Grosz) (۱۸۹۳–۱۹۵۹)، هنرمند آلمانی، از چهره‌های برجستهٔ دادائیسم برلین و جنبش «عینیت نو» در دوران جمهوری وایمار بود. او بیش از همه به‌خاطر طراحی‌ها و نقاشی‌های گزنده و کاریکاتورگونه‌اش از زندگی اجتماعی برلین در دههٔ ۱۹۲۰ شناخته می‌شود. گروس در آثارش فساد، مناسبات طبقاتی، قدرت، خشونت و ابتذال اجتماعی را با طنزی تلخ و بی‌رحمانه به تصویر می‌کشید. شخصیت‌های آثار او اغلب چهره‌هایی اغراق‌شده و دفرمه‌اند؛ تیپ‌هایی اجتماعی که به‌جای فردیت، نمایندهٔ طبقه و موقعیتی مشخص‌اند. Illustre Gesellschaft (جامعهٔ ممتاز)، ۱۹۲۷، نمونه‌ای از همین نگاه انتقادی است؛ اثری که در آن ظرافت خط و دقت طراحی با طنزی سیاه و نگاهی بی‌اعتماد به جامعهٔ مرفه درهم می‌آمیزد. آبرنگ، قلم و مرکب روی کاغذ ۴۷ × ۳۶٫۸ سانتی‌متر مجموعهٔ خصوصی

▫️▫️▫️▫️ Tesfaye Urgessa هنرمند معاصر اتیوپیایی است که در نقاشی‌ها، طراحی‌های گرافیتی و آبرنگ‌هایش به موضوعاتی مانند حرکت، جا
+4
▫️▫️▫️▫️ Tesfaye Urgessa هنرمند معاصر اتیوپیایی است که در نقاشی‌ها، طراحی‌های گرافیتی و آبرنگ‌هایش به موضوعاتی مانند حرکت، جابه‌جایی، مهاجرت، هویت و بیگانگی می‌پردازد. نمایشگاه The Lingering Departure در White Cube هنگ‌کنگ، از ۹ سپتامبر تا ۲۰ اکتبر برگزار شده است. آثار این مجموعه اغلب پیکره‌های انسانیِ تکه‌تکه و درهم‌تنیده را در فضاهایی مبهم و ناپایدار نشان می‌دهند؛ گویی شخصیت‌ها در وضعیتی میان رفتن و ماندن معلق‌اند. اُرگسا در کار خود شمایل‌نگاری ارتدوکس اتیوپیایی را با تأثیرات اکسپرسیونیسم آلمانی و سنت‌های نقاشی فیگوراتیو معاصر ترکیب می‌کند. استفاده از رنگ‌های خاکی و ترکیب‌بندی‌های چندلایه، فضایی هم‌زمان شخصی، تاریخی و فرهنگی ایجاد می‌کند که مسئلهٔ جابجایی و ازجاکندگی را دنبال می‌کند. او متولد آدیس‌آبابا است و میان اتیوپی و آلمان زندگی و کار می‌کند و در سال ۲۰۲۴ نمایندهٔ اتیوپی در شصتمین دوسالانهٔ ونیز بود.

▫️▫️▫️ 🍁 به استقبال پاییز مناظر پاییزی در آثار گرندما موزس چندان معمول نیستند. با اینکه خانه‌ی این هنرمند خودآموخته در شمال
▫️▫️▫️ 🍁 به استقبال پاییز مناظر پاییزی در آثار گرندما موزس چندان معمول نیستند. با اینکه خانه‌ی این هنرمند خودآموخته در شمال ایالت نیویورک چشم‌اندازهای تماشایی از تغییر رنگ برگ‌ها را پیش روی او می‌گذاشت، پاییز کم‌نماینده‌ترین فصل در میان بیش از ۱۶۰۰ نقاشی اوست. «For This Is the Fall of the Year (این است پاییزِ سال)، اثر سال ۱۹۴۷، یکی از مجموعه مناظر پاییزی است که در نمایشگاه مروری «Grandma Moses: A Good Day’s Work» به نمایش درآمده؛ نمایشگاهی که اخیراً در موزه هنر آمریکایی کریستال بریجز افتتاح شده است. این نمایشگاه با بیش از ۸۰ نقاشی و اثر گلدوزی، در کنار یادگاری‌ها و عکس‌ها، مجموعه آثار موزس را به‌عنوان تلفیقی از خلاقیت، کار و خاطرات یک زندگی صدساله گرامی می‌دارد. این نمایشگاه تا دوشنبه ۲۹ مارس ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت. 🎨 تصویر: گرندما موزس، «For This Is the Fall of the Year»، ۱۹۴۷، رنگ‌روغن روی تخته فیبر با چگالی بالا؛ مجموعه خصوصی، با همکاری مؤسسه پژوهشی کالیر، نیویورک. © Grandma Moses Properties Co., NY.

▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🥁 بیایید کارمان‌یول را برقصیم / زنده باد صدای توپ! «کارمان‌یول» (Die Carmagnole) اثر کاته کولویتس، ۱۹۰۱، به یک
▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🥁 بیایید کارمان‌یول را برقصیم / زنده باد صدای توپ! «کارمان‌یول» (Die Carmagnole) اثر کاته کولویتس، ۱۹۰۱، به یک سرود و شعار مبارزاتی از قرن گذشته اشاره دارد. این ترانه در پیوند با تصرف شهر کارمانولا در شمال ایتالیا در سال ۱۷۹۲ به دست انقلابیون فرانسه شکل گرفت. کولویتس نابرابری اقتصادی فرانسه در قرن هجدهم را به شرایط اجتماعی زمانه و مکان زندگی خود پیوند می‌دهد؛ ساختمان‌هایی که در پس‌زمینه‌ی این اچینگ دیده می‌شوند، به‌وضوح یادآور آلمان، زادگاه هنرمند، هستند. 🎨 کاته کولویتس، «کارمان‌یول (رقص در اطراف گیوتین)»، ۱۹۰۱، اچینگ و درای‌پوینت.

▫️▫️▫️▫️ رودولف شلیشتر (Rudolf Schlichter)، نقاش و هنرمند آلمانی، از چهره‌های مهم جنبش عینیت نو (Neue Sachlichkeit) بود. او د
▫️▫️▫️▫️ رودولف شلیشتر (Rudolf Schlichter)، نقاش و هنرمند آلمانی، از چهره‌های مهم جنبش عینیت نو (Neue Sachlichkeit) بود. او در سال ۱۸۹۰ در کالف آلمان به دنیا آمد و در ۱۹۵۵ در مونیخ درگذشت. «هاوس‌فوگت‌پلاتس» Hausvogteiplatz، ۱۹۲۶ شلیشتر از هنرمندانی بود که تجربهٔ جنگ جهانی اول و آشفتگی اجتماعی و سیاسی جمهوری وایمار را به شکلی سرد، دقیق و گاه گزنده به تصویر کشید. در آثار او، شهر مدرن برلین با خیابان‌ها، ساختمان‌ها و انسان‌هایش، صحنه‌ای برای نمایش تنش‌های جامعهٔ پس از جنگ است. Hausvogteiplatz نیز در همین چارچوب قابل دیدن است: فضایی شهری که بیش از آنکه صرفاً یک منظرهٔ معماری باشد، تصویری از زندگی مدرن و سازمان‌یافتهٔ شهری است؛ هندسهٔ ساختمان‌ها و حضور انسان‌ها در برابر آن، نوعی فاصله و بیگانگی ایجاد می‌کند. با به قدرت رسیدن نازی‌ها، شرایط فعالیت هنری شلیشتر به‌شدت محدود شد. در سال ۱۹۳۷ شماری از آثارش در جریان برنامهٔ مصادرهٔ آثار موسوم به «هنر منحط» توقیف شد و از سال ۱۹۳۹ نیز از نمایش آثارش منع شد. در ۱۹۴۲، استودیوی او در بمباران متفقین از بین رفت.

▫️▫️▫️▫️ هانس بالوشک (Hans Baluschek)، نقاش، گرافیست و نویسندهٔ آلمانی، در سال ۱۸۷۰ در برسلاو، پروس (وُروتسواف امروزی در لهست
▫️▫️▫️▫️ هانس بالوشک (Hans Baluschek)، نقاش، گرافیست و نویسندهٔ آلمانی، در سال ۱۸۷۰ در برسلاو، پروس (وُروتسواف امروزی در لهستان) متولد شد و در ۱۹۳۵ در برلین درگذشت. «پایان کار (یکشنبهٔ کاری)» Feierabend (Arbeitsonntag)، ۱۹۲۵ رنگ‌روغن روی بوم، ۱۲۱ × ۹۱ سانتی‌متر موزهٔ بروهان، شارلوتنبورگ، برلین بالوشک از چهره‌های مهم رئالیسم اجتماعی آلمان بود و بخش بزرگی از آثارش به زندگی طبقهٔ کارگر، فقر، فرسودگی و مناسبات اجتماعی در برلین می‌پرداخت. در این اثر نیز عنوان «Feierabend» ــ که به زمان پایان کار اشاره دارد ــ در کنار «Arbeitsunntag» (یکشنبهٔ کاری)، نوعی تناقض اجتماعی را شکل می‌دهد: حتی روزی که باید روز استراحت باشد، به ادامهٔ کار و فرسودگی اختصاص یافته است. در نقاشی‌های بالوشک، شهر فقط پس‌زمینه نیست؛ خودِ شهر به بخشی از وضعیت انسانی تبدیل می‌شود. فضای صنعتی، آدم‌های خسته و حرکت سنگین پیکره‌ها، تصویری بی‌پرده از زندگی مدرن و کار روزمره می‌سازند.

▫️▫️▫️ «قارچ‌ها» (۲۰۲۶) آی وی‌وی اثر عمومی و عظیم «قارچ‌ها» از Ai Weiwei، در موزه هنرهای معاصر استرالیا، نمادهای جنگ را به فر
+4
▫️▫️▫️ «قارچ‌ها» (۲۰۲۶) آی وی‌وی اثر عمومی و عظیم «قارچ‌ها» از Ai Weiwei، در موزه هنرهای معاصر استرالیا، نمادهای جنگ را به فراخوانی برای صلح تبدیل می‌کند. این اثر که در محوطه Tallawoladah Lawn و مشرف به بندر سیدنی (Warrane/Sydney Harbour) قرار گرفته، در فضایی به طول ۴۰ متر گسترده شده و از ۵۰۰ مجسمه چدنی از کلاه‌خودهای جنگی تشکیل شده است. این مجسمه‌ها در ده ردیف چیده شده‌اند و مسیر مرکزی میان آن‌ها به بازدیدکنندگان امکان می‌دهد از میان اثر عبور کنند و درباره شکنندگی زندگی، تاب‌آوری و هزینه انسانی جنگ تأمل کنند. عنوان اثر، «قارچ‌ها»، به ویژگی‌های باززاینده و تجدیدشونده قارچ‌ها اشاره دارد و امکان شکل‌گیری دوباره زندگی و التیام پس از ویرانی را تداعی می‌کند. «امیدوارم این اثر مردم را به تأمل درباره جنگ و صلح وادارد.» آی وی‌وی

▫️▫️▫️ . نمایشگاه «D'une flèche mon cœur percé، مجسمه‌های مارسیال رِیس» در موزهٔ مگنلیِ
+9
▫️▫️▫️ . نمایشگاه «D'une flèche mon cœur percé، مجسمه‌های مارسیال رِیس» در موزهٔ مگنلیِ

▫️▫️▫️▫️ : «مارسیال رِیس در موزه مَگنلیِ والوریس؛ مجسمه‌های جدید میان اسطوره و فرهنگ پاپ» آیا هنرِ تغییر و دگرگونی، از تصاحب اسطوره‌ها و ارائهٔ دیدگاه‌های متفاوت به آن‌ها آغاز نمی‌شود؛ به‌گونه‌ای که نگاه ما به آن‌ها نیز تازه شود؟ نمایشگاه «D'une flèche mon cœur percé» در موزهٔ مگنلی، وجه کمتر دیده‌شده‌ای از فعالیت هنری Martial Raysse را آشکار می‌کند: مجسمه‌سازی؛ حوزه‌ای که در کنار شهرت او به‌عنوان نقاش، جایگاهی جدی و عمیق در کارش دارد. در کنار آثاری بزرگ‌مقیاس، مانند مجسمهٔ عظیم Actéonne، که با جابه‌جا کردن نقشِ «نگاه‌کننده» و «نگاه‌شونده» مخاطب را در موقعیتی تازه قرار می‌دهد، نمایشگاه مجموعه‌ای از مجسمه‌های کوچک‌تر را نیز ارائه می‌کند؛ آثاری که گویی همچون اشیای گران‌بها در ویترین ساخته و عرضه شده‌اند. رِیس در این آثار، برنز پتینه‌شده را با مواد ناهمگون و گاه غافلگیرکننده ترکیب می‌کند: از مواد ارزان و عامه‌پسند و سنگینی سیمان گرفته تا ظرافت کاغذ و رنگ‌دانه. نتیجه، بازی مداومی میان مقیاس، ماده و بافت است. اسطوره‌های یونان باستان و سنت‌های تصویری، منابع مهم کار او هستند؛ اما رِیس صرفاً داستان‌های کهن را بازنمایی نمی‌کند. او آن‌ها را تصاحب می‌کند، زاویهٔ دیدشان را تغییر می‌دهد و گاه جایگاه جنسیتی و نقش شخصیت‌ها را جابه‌جا می‌کند تا قطعیت‌های ذهنی ما را به چالش بکشد. پیکره‌های او از قراردادهای معمول فاصله می‌گیرند و حضوری پدید می‌آورند که در آن طنز و سخت‌گیری فرمی در کنار یکدیگر قرار دارند. آثار، میان امر پیش‌پاافتاده و امر والا حرکت می‌کنند و هم‌زمان با پیکرتراشی باستانی و تصاویر موجود در حافظهٔ جمعی ما وارد گفت‌وگو می‌شوند. در پایان، چیدمان Un théâtre ad vitam (2009) نقاشی و مجسمه را در یک دستگاه روایی واحد گرد هم می‌آورد: مجسمه به نقاشی نگاه می‌کند و نقاشی نیز در مقابل، مجسمه را می‌نگرد. به این ترتیب، اثر به نوعی بازتابِ نگاه در نگاه تبدیل می‌شود؛ بازی‌ای که در آن جایگاهِ ناظر و موضوعِ نگاه مدام تغییر می‌کند. نمایشگاه «D'une flèche mon cœur percé، مجسمه‌های مارسیال رِیس» در موزهٔ مگنلیِ والوریس تا ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ ادامه دارد.

▫️▫️▫️ رودولف واکر (Rudolf Wacker، ۱۸۹۳–۱۹۳۹) پل رودخانه آخ، برِگنتس (Ach River Bridge, Bregenz)، ۱۹۲۶ رنگ‌روغن روی بوم، ۷۹ ×
▫️▫️▫️ رودولف واکر (Rudolf Wacker، ۱۸۹۳–۱۹۳۹) پل رودخانه آخ، برِگنتس (Ach River Bridge, Bregenz)، ۱۹۲۶ رنگ‌روغن روی بوم، ۷۹ × ۱۰۶ سانتی‌متر

▫️▫️▫️▫️ رودولف واکر (Rudolf Wacker، ۱۸۹۳–۱۹۳۹) پل رودخانه آخ، برِگنتس (Ach River Bridge, Bregenz)، ۱۹۲۶ رنگ‌روغن روی بوم، ۷۹ × ۱۰۶ سانتی‌متر نقاشی پل رودخانه آخ از آثار مهم رودولف واکر و نمونه‌ای شاخص از نخستین جلوه‌های عینیت نو (Neue Sachlichkeit) در اتریش است. واکر در این اثر منظره‌ای ظاهراً آرام و روزمره را به تصویری سرد، خلوت و اندکی ناآرام تبدیل می‌کند. مسیر پهن و خمیده‌ای که از پیش‌زمینه آغاز می‌شود، نگاه بیننده را به سوی پل و سپس افق هدایت می‌کند؛ اما مسیر در آن سوی رودخانه در منظره محو می‌شود. چند انسان پراکنده، یک کالسکه کودک و سگی کوچک در کنار ساختمان قدیمی گمرک، به صحنه حضوری انسانی می‌بخشند؛ حضوری که نه سرزندگی، بلکه نوعی سکون و انزوا را تشدید می‌کند. رنگ‌های سرد و کم‌تحرک، ساختمان فرسوده و فضای تقریباً خالی اثر، حس تعلیق و زمان‌مندی نامعلوم ایجاد می‌کنند؛ گویی منظره از زمان معمول خود جدا شده است. با وجود دقت و وضوح ظاهری، تصویر صرفاً بازنمایی یک مکان نیست. واکر از واقع‌گرایی برای بیان حسی پنهان‌تر استفاده می‌کند: نوعی ناهماهنگی و پیش‌آگاهی مبهم که در پسِ نظم ظاهری جهان قرار گرفته است. اهمیت اثر در همین دوگانگی است: همه‌چیز واقعی و قابل شناسایی است، اما چیزی در این واقعیت آرام، درست به نظر نمی‌رسد. پل، جاده، ساختمان و آدم‌ها به جای آنکه روایتی مشخص بسازند، فضایی روانی و رازآلود ایجاد می‌کنند؛ فضایی که در آن منظره به تجربه‌ای از تنهایی، انتظار و اضطرابی خاموش تبدیل می‌شود. این اثر پس از دوره‌ای نزدیک به یک سال دوری از فعالیت هنری، در بازگشت واکر به برِگنتس شکل گرفت؛ دوره‌ای که به نظر می‌رسد برای او امکان یافتن زبانی تازه را فراهم کرد: زبانی که در آن، پشت ظاهر واقع‌گرایانه جهان بیرونی، احساس ذهنیِ ناهماهنگی و پیش‌آگاهی‌های مبهم خود را آشکار می‌کند.

◽️ اسکار کوکوشکا این خودنگاره در سال‌های نخست اقامت کوکوشکا در درسدن شکل گرفت؛ دوره‌ای که تجربه‌ی جنگ جهانی اول و پیامدهای رو
◽️ اسکار کوکوشکا این خودنگاره در سال‌های نخست اقامت کوکوشکا در درسدن شکل گرفت؛ دوره‌ای که تجربه‌ی جنگ جهانی اول و پیامدهای روانی آن تأثیر عمیقی بر زندگی و کار او گذاشته بود. کوکوشکا در جریان خدمت نظامی خود در جبهه‌ی ایزونتسو در اوت ۱۹۱۶ دچار آسیب روانی ناشی از جنگ شد؛ وضعیتی که در آن زمان با عنوان «شوک گلوله» (Shell Shock) شناخته می‌شد و به اقامت طولانی او در آسایشگاهی در درسدن انجامید. او در سال ۱۹۱۹ به مقام استادی آکادمی درسدن رسید و در همین شهر این خودنگاره را، در کنار آثار دیگری، خلق کرد. اثر را می‌توان همچون سندی تصویری از وضعیت درونی هنرمند در سال‌های پس از جنگ دید؛ دوره‌ای آکنده از ترس، آشفتگی و اضطراب. چهره‌ی پرسشگر و حالت دوپهلو‌ی بدن، هم‌زمان نوعی پس‌زدن و میل به تماس را منتقل می‌کند. دستی که بر دهان قرار گرفته، در تفسیر موزه‌ی لئوپولد، نشانه‌ای از تردید نسبت به خود و ناتوانی از سخن گفتن در برابر تراژدی‌های جنگ جهانی اول است. در نتیجه، خودنگاره صرفاً بازنمایی چهره‌ی هنرمند نیست؛ بدن و ژست به زبان روانی اثر تبدیل شده‌اند: چهره‌ای که می‌بیند، اما در برابر آنچه دیده است، گویی قادر به گفتن نیست.

▫️▫️▫️ روز خاکستری» Grauer Tag، ۱۹۲۱ جورج گروس (George Grosz) رنگ‌روغن روی بوم، ۱۱۵ × ۸۰ سانتی‌متر Nationalgalerie، Staatlich
▫️▫️▫️ روز خاکستری» Grauer Tag، ۱۹۲۱ جورج گروس (George Grosz) رنگ‌روغن روی بوم، ۱۱۵ × ۸۰ سانتی‌متر Nationalgalerie، Staatliche Museen zu Berlin

▫️▫️▫️ جورج گروس (George Grosz) ۲۶ ژوئیه ۱۸۹۳، برلین – ۶ ژوئیه ۱۹۵۹، برلین غربی جورج گروس نقاش و طراح آلمانی بود که بیش از همه به‌خاطر طراحی‌ها و نقاشی‌های هجوآمیز و کاریکاتوری‌اش از زندگی اجتماعی و سیاسی برلین در دههٔ ۱۹۲۰ شناخته می‌شود. او از چهره‌های مهم دادائیسم برلین و جریان عینیت نو (Neue Sachlichkeit) در دوران جمهوری وایمار بود. گروس در آثار این دوره، جامعهٔ شهری را با نگاهی تند و انتقادی تصویر می‌کرد؛ به‌ویژه مناسبات طبقاتی، فساد، سرمایه‌داری، نظامی‌گری و زندگی بورژوازی پس از جنگ جهانی اول. شخصیت‌های آثارش اغلب عمداً اغراق‌شده و تیپ‌وارند و فضای شهری او حالتی سرد، عصبی و بی‌رحم دارد. در سال ۱۹۳۳ به ایالات متحده مهاجرت کرد و در ۱۹۳۸ تابعیت آمریکایی گرفت. در آمریکا به‌تدریج از زبان تصویری و موضوعات سیاسی آثار اولیه‌اش فاصله گرفت، به‌طور منظم نمایشگاه برگزار کرد و سال‌ها در Art Students League of New York تدریس کرد. در سال ۱۹۵۹ به برلین بازگشت و اندکی بعد درگذشت. «روز خاکستری» — Grauer Tag، ۱۹۲۱ رنگ‌روغن روی بوم، ۱۱۵ × ۸۰ سانتی‌متر Nationalgalerie، Staatliche Museen zu Berlin «روز خاکستری» از آثار شاخص گروس در دورهٔ عینیت نو است. عنوان اثر به فضای سرد و گرفتهٔ آن اشاره دارد، اما «خاکستری» در اینجا صرفاً کیفیتی بصری نیست؛ کل جهان تصویر را در بر می‌گیرد: شهر، انسان، سیاست و مناسبات اقتصادی. گروس در این نقاشی، چهرهٔ جامعهٔ جمهوری وایمار را به شکل مجموعه‌ای از تیپ‌های اجتماعی در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. پیکره‌ها بیشتر از آنکه شخصیت‌هایی منفرد باشند، نمایندگان نیروهای اجتماعی‌اند. ساختار هندسی و تقریباً خشک تصویر نیز به این احساس کمک می‌کند که انسان‌ها درون یک نظام اجتماعی بزرگ‌تر گرفتار شده‌اند. یکی از نکات مهم در کار گروس این است که کاریکاتور در آثار او صرفاً برای خنداندن نیست؛ تحریف چهره و بدن تبدیل به ابزاری برای آشکار کردن ساختارهای پنهان قدرت، حرص، بی‌تفاوتی و خشونت اجتماعی می‌شود. همین ویژگی، آثار او را از یک تصویرسازی صرفاً سیاسی فراتر می‌برد.

▫️▫️▫️ Anish Kapoor Non-Object
+2
▫️▫️▫️ Anish Kapoor Non-Object