en
Feedback
" زبان زندگی" ارتباطی بدون خشونت

" زبان زندگی" ارتباطی بدون خشونت

Open in Telegram

کانال خبررسانی برنامه‌ها - کارگاه‌های زبان‌زندگی www.zabanezendegi.com برای ارتباط با ادمین @Morteza84626 سفارش کتاب شماره تلفن: 09394223559 گروه کانال https://t.me/+Vr6ZUIZ58ysPMyi8

Show more
6 072
Subscribers
+124 hours
+147 days
+2630 days
Posts Archive
‍ از سلطه به مشارکت الگوهای مشارکت در خانه
در فاصله‌ی فقط چند نسل، الگوی غالب بر روابط خانوادگی از سلطه به مشارکت جابه‌جا شده است
تجربه‌ی گذشته در خانواده‌ای تسلط‌مدار، با پیام‌هایی مانند “بچه‌ها برای دیده‌شدن هستند، نه شنیده‌شدن”، “من چیزی به تو می‌دهم تا درباره‌اش گریه کنی”، و “به روش من انجام بده”، نشانه‌ی الگویی است که در آن پویایی قدرت، سلسله‌مراتبی و یک‌طرفه است؛ پدران و مادرانی همه‌کاره با قدرت مطلق، و بچه‌هایی به‌نسبت ضعیف که از آن‌ها انتظار می‌رود به اراده‌ی پدران و مادران گردن نهند. بسیاری از پدران و مادرانی که با آن‌ها در حوزه‌ی ارتباط بدون‌خشونت کار کرده‌ام، از مشارکت فرزندان‌شان در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی استقبال می‌کنند؛ چون ارتباط را با شنیدن به‌جای سرکوفت‌زدن، اعتمادکردن به‌جای تنبیه‌کردن، و درک‌کردن به‌جای قضاوت‌کردن، همراه با تقاضاهای بیش‌تر و دستورهای کم‌تر پیش می‌برند و به دنبال توانمندسازی فرزندان‌شان از طریق اختیاردادن به آن‌ها برای به‌کارگیری قدرت تصمیم‌گیریِ خودشان هستند. برگرفته از کتاب ایجاد فرهنگی از محبت با ارتباط بدون‌خشونت انسانی‌کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز تأمل و تمرین 🔘 در رابطه با فرزندان، چه مواقعی هنوز عادت داریم به‌جای شنیدن، دستور بدهیم؛ به‌جای اعتمادکردن، کنترل کنیم؛ یا به‌جای درک‌کردن، قضاوت کنیم؟ 🔘 وقتی چنین می‌کنیم، چه چیزی در درون ما می‌گذرد؟ چه نیازی داریم که می‌خواهیم با کنترل، دستور یا قضاوت به آن پاسخ بدهیم؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

تمرین زبان زندگی ⏰ شنبه‌ها ۹.۳۰ تا ۱۲.۳۰ ⏳ ۱۴ جلسهٔ سه‌ساعته آنلاین 💰 قیمت: ۱۰۲.۰۰۰.۰۰۰ ﷼ (ده میلیون و دویست هزار تومان) 📆 شروع: ۱۸ مهر ۱۴۰۵، اگر به حد نصاب برسد پیش‌نیاز: گذارندن دورهٔ آشنایی با زبان زندگی (مقدماتی) شماره تماس برای هماهنگی و ثبت نام +989352379034

‍ از سلطه به مشارکت
تقریباً در هر نوعی از نظام‌های انسانی شما می‌توانید یک جابه‌جایی تحولی را در کار ببینید.
در زندگی خانوادگی، در تجارت، در روابط بین‌الملل، در روابط جنسیتی، در سیاست، در آموزش‌وپرورش و حتی در سازمان‌های بهداشت و درمان، یک سنت قدیمی و قدرتمند از نظام‌های مبتنی بر سلطه جای خود را به یک الگوی مشارکت می‌دهد. این جابه‌جایی تحولی بدون کشمکش اتفاق نمی‌افتد. تغییر ساده نیست و یک‌باره اتفاق نمی‌افتد؛ ولی تقریباً در هر حوزه‌ی روابط اجتماعی، اتکای قدیمی بر سلسله‌مراتب انعطاف‌ناپذیر و «قدرت بر» به وسیله‌ی روابط مبتنی بر اشتراک، قدرت مشترک و همکاری در جهتِ خیر عمومی، به چالش کشیده شده است. برگرفته از کتاب ایجاد فرهنگی از محبت با ارتباط بدون‌خشونت انسانی‌کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز از “قدرت بر” به “قدرت با” در ارتباط بدون‌خشونت، این جابه‌جایی را می‌توان در رابطه‌های روزمره‌ی خودمان نیز تجربه کرد.
“قدرت بر” زمانی شکل می‌گیرد که بخواهیم دیگری را تغییر دهیم، متقاعد کنیم یا وادار به کاری کنیم تا نیازهای ما برآورده شود؛ حتی اگر این کار با قضاوت، سرزنش، تهدید یا فشار همراه باشد.
اما “قدرت با” از میل به باهم بودن می‌آید؛ از این‌که هم نیازهای خودمان را جدی بگیریم و هم برای شنیدن و فهمیدن نیازهای دیگری جا باز کنیم. هدف، غلبه بر یکدیگر یا کنار گذاشتن نیازهای خود نیست؛ پیدا کردن راهی است که در آن بتوانیم با هم ارتباط داشته باشیم، یکدیگر را بیشتر بفهمیم و تا حد امکان، به زندگیِ هر دو خدمت کنیم. در شرایط بحرانی، شاید این انتخاب بیش از همیشه به رابطه‌های ما مربوط باشد: این‌که حتی در اختلاف و فشار، دیگری را دشمنِ نیازهای خود نبینیم و به جای تلاش برای غلبه، در پی ارتباطی باشیم که ما را به هم نزدیک‌تر کند. تأمل و تمرین در یک رابطه یا موقعیت دشوار، لحظه‌ای مکث کنیم و از خود بپرسیم: 🔘 آیا اکنون می‌خواهم بر دیگری قدرت داشته باشم، یا می‌خواهم راهی برای باهم بودن پیدا کنم؟ نیاز خودم را ببینم، نیاز دیگری را حدس بزنم و ببینم چه می‌توانم بگویم یا درخواست کنم که ما را به فهم و همدلی و ارتباطی زنده‌تر نزدیک‌تر کند. شاید سهم ما در این جابه‌جایی، از همین‌جا آغاز شود: کم‌تر تلاش برای غلبه، و بیش‌تر تلاش برای باهم بودن. #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ ‍ وقتی خبرنگار از مارشال روزنبرگ پرسید: "اگر شما نیاز به همدلی داشتید، به چه‌کسی مراجعه می‌کردید؟" گفت: به‌نظرم اغلب آدم‌ها خودشان سریع متوجه می‌شوند که چه کسی خیلی خوب به آن‌ها گوش می‌کند و آن‌ها هم نزد وی می‌روند.
تحقیقات نشان داده‌اند که گفت‌وگو با روان‌درمان‌گرها و گفت‌وگو با کسانی‌که آموزشی ندیده‌اند، سطح یک‌سانی از رضایت را در اشخاص ایجاد کرده است.
خبرنگار گفت: "خب این‌طوری یکی می‌تواند با یک کافه‌چی حرف بزند و حالش بهتر از همیشه شود؟" مارشال روزنبرگ گفت: "خب، اگر واقعاً حالش را خوب می‌کند، من هم به‌جای او بودم با همان کافه‌چی حرف می‌زدم". [به‌خاطر انتشار این گزارش نزدیک بود از انجمن روان‌شناسان اخراج شوم]. اما من واقعاً اعتقاد دارم که فرآیند بهبودی در ارتباط همدلانه‌ی میان دو انسان اتفاق می‌افتد. #مارشال_روزنبرگ از کتاب حل اختلاف از طریق ارتباط‌بی‌خشونت ترجمه‌ی زهرا ف. جلالی #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #زبان‌زرافه #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ همراهان عزیز اگر مطالب کانال “زبان زندگی” برای‌تان الهام‌بخش و هم‌سو با ارزش‌های انسانی، همدلی، رشد و آگاهی است، خوشحال می‌شویم با بازنشر آن‌ها در میان دوستان و گروه‌های خانوادگی و اجتماعی، در گسترش این زبان همراه‌مان باشید. این کانال هیچ منفعت مالی‌ای ندارد و برای استخراج، انتخاب و تهیه و تنظیم مطالب، وقت و انرژی زیادی صرف می‌شود. اگر مطلبی را بازنشر می‌کنید، خوشحال می‌شویم لینک پست یا کانال را هم همراهش بفرستید. از همراهی و دلگرمی‌تان صمیمانه سپاسگزاریم ❤️

‍ ‍ ورای چهار مرحله جابه‌جایی آگاهی
این جابه‌جایی در آگاهی می‌تواند قدرتمندانه ارتباط فرد را با خود و دیگران دگرگون کند. با جابه‌جایی آگاهی و ارتباط از بیرون به درون، و با توجه کردن به آنچه درون خود و دیگری می‌گذرد، جهانی که در آن زندگی می‌کنیم به معنای واقعی کلمه آغاز به تغییر می‌کند.
آرتور شوپنهاور می‌گوید: «ابراز هر حقیقتی از سه مرحله می‌گذرد: ۱) مورد تمسخر قرار می‌گیرد. ۲) به‌شدت با آن مخالفت می‌شود. ۳) به‌عنوان امری بدیهی پذیرفته می‌شود.» در ارتباط بدون‌خشونت، چهار مفهوم اساسی وجود دارد: ⚪️ هر کسی مسئول انتخاب واکنش‌هایش به افراد و وقایع است. ⚪️ هر کسی مسئول احساس‌هایش است. ⚪️ نیازها موهبت‌اند و بار اضافی نیستند. ⚪️ تجربه‌های همدلی در قلب ارتباط مؤثر است. برگرفته از کتاب انسانی کردن خدمات بهداشتی درمانی نوشته‌ی ملانی سیرز ترجمه‌ی حمیده مصطفایی از بیرون به درون آن‌چه در چهار مرحله‌ی ارتباط بدون‌خشونت آموخته‌ایم، می‌تواند ما را به همین جابه‌جایی دعوت کند. با مشاهده، از قضاوت و تفسیر درباره‌ی آن‌چه در بیرون می‌بینیم فاصله می‌گیریم و به آن‌چه واقعاً رخ داده توجه می‌کنیم. با توجه کردن به احساس‌های‌مان، به جای نسبت دادن آن‌ها به دیگری، به تجربه‌ی درونی خود بازمی‌گردیم. با شناخت نیازها، به آن‌چه در زندگی‌مان ارزشمند و زنده است نزدیک می‌شویم. و با توجه به احساس‌ها و نیازهای دیگری، از قضاوت درباره‌ی او فاصله می‌گیریم و امکان همدلی فراهم می‌شود. به این ترتیب، چهار مرحله می‌توانند بیش از یک شیوه‌ی ارتباطی باشند؛ می‌توانند نقطه‌ی توجه ما را از بیرون به درون جابه‌جا کنند: از “او چه کرد؟” به “در من چه می‌گذرد؟” و سپس به “در او چه می‌گذرد؟” تأمل و تمرین 🔘 وقتی تمام توجه‌ام به رفتار یا واکنش دیگری معطوف شده است، آیا می‌توانم مکث کنم و ببینم در درون خودم چه می‌گذرد و چه نیازی در من زنده است؟ 🔘 آیا می‌توانم با همین توجه به آن‌چه در درون دیگری می‌گذرد نیز نزدیک شوم؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ ورای چهار مرحله تفاوت همدلی و گوش کردنِ فعال
گوش‌کردنِ فعال بیش‌تر بر درکِ ذهنیِ آن‌چه فرد می‌گوید متمرکز است و لزوماً به معنای همدلی واقعی نیست. همدلی نیز با هم‌دردی متفاوت است؛ همدلی زمانی روی می‌دهد که دو نفر در جایگاهی برابر، با قلبی پذیرا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. در ارتباط همدلانه، تمرکز بر نیازهاست، نه راهبردها؛ از همین رو کم‌ترین احتمال را برای ایجاد واکنش دفاعی دارد. برای همدلی با دیگری، ابتدا باید با خودمان مرتبط و شفاف باشیم؛ چون به همان میزانی که با خود همدلی داریم، می‌توانیم با دیگری همدلی کنیم.
برگرفته از کتاب انسانی کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز ترجمه‌ی حمیده مصطفایی برای همدلی کردن، لازم نیست رهبر معنوی یا متخصص احساسات و نیازهای انسان باشیم. در همدلی، قرار نیست احساس و نیاز دیگری را دقیق تشخیص دهیم؛ کافی‌ست با کنجکاوی، احساس و نیاز احتمالی او را حدس بزنیم تا به آن‌چه در درون‌اش می‌گذرد نزدیک‌تر شویم. هدف از این حدس‌ها، پیدا کردن پاسخ درست درباره‌ی دیگری نیست؛ بلکه کمک به اوست تا توجه‌اش را به تجربه‌ی درونی خودش برگرداند و با احساس‌ها و نیازهایش ارتباط پیدا کند. اگر حدس ما درست نباشد، می‌تواند آن را اصلاح یا رد کند. در این فرآیند، کافی‌ست خودمان را از مرکز توجه کنار بگذاریم؛ به‌جای قضاوت، راه‌حل دادن یا آماده کردن پاسخ، توجه‌مان را به تجربه‌ی درونی فرد بدهیم. هرچه با احساس‌ها و نیازهای خودمان ارتباط روشنی داشته باشیم، امکان ارتباط همدلانه با دیگری نیز بیش‌تر می‌شود. تأملی برای تمرین 🔘 وقتی می‌خواهم با دیگری همدلانه ارتباط برقرار کنم، چگونه می‌توانم خودم را از مرکز توجه کنار بگذارم، با کنجکاوی احساس و نیاز احتمالی او را حدس بزنم و به او فرصت بدهم تجربه‌ی درونی خودش را واضح ببیند؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ صلح از کجا آغاز می‌شود؟
سال‌های قبل، برای روز جهانی صلح، درباره‌ی صلح می‌نوشتیم.
امسال اما، در میان این همه رنج و خشونت، بیش‌تر از آن‌که پاسخی برای این پرسش داشته باشیم، دل‌مان می‌خواهد کمی با آن مکث کنیم:
وقتی خشونت این‌همه به زندگی‌مان نزدیک شده، صلح را چگونه می‌توانیم در زندگی‌مان زنده نگه داریم؟ شاید از همین‌جا؛ از دیدن خودمان و دیگری، از شنیدن احساس‌ها و نیازهای انسانی، و از مراقبت از ارتباط، حتی در جایی که اختلاف و رنج حضور دارد. شاید صلح، پیش از آن‌که چیزی باشد که در جهان به دنبالش می‌گردیم، کیفیتی باشد که می‌توانیم در رابطه‌های‌مان تجربه کنیم و در زندگی‌مان زنده نگه داریم. صلح از خود من آغاز می‌شود. مارشال روزنبرگ 🔘 اگر دوست داشتید، این روزها صلح برای شما چه معنایی دارد؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ ورای چهار مرحله تجربه‌ی همدلی در قلب ارتباط مؤثر قرار دارد.
همدلی یعنی با حضور و پذیرش، احساس‌ها و نیازهایی را که دیگری به‌صورت کلامی یا غیرکلامی بیان می‌کند، به‌وضوح درک کنیم و با محبت همراه او باشیم. این پذیرشِ بی‌قیدوشرط به او کمک می‌کند خودش را نیز بپذیرد.
برگرفته از کتاب انسانی کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز ترجمه‌ی حمیده مصطفایی همدلی، پیش از آن‌که به کلمات نیاز داشته باشد، به حضور نیاز دارد؛ حضوری که در آن قضاوت‌ها، برداشت‌ها و ایده‌های قبلی خود را کنار می‌گذاریم و اجازه می‌دهیم تجربه‌ی دیگری، همان‌گونه که هست، شنیده و دیده شود. وقتی کسی احساس می‌کند بدون قضاوت شنیده و پذیرفته می‌شود، فشارِ دفاع از خود یا پنهان کردن آن‌چه در درون‌اش می‌گذرد، کم‌تر می‌شود. چنین تجربه‌ای می‌تواند احساس رهایی و امنیت ایجاد کند و به او فرصت دهد با آزادی بیش‌تری با احساس‌ها و نیازهای خود روبه‌رو شود. قدرت حضور همدلانه می‌تواند فضایی ایجاد کند که فرد در آن، بدون ترس از قضاوت، خودش باشد، آن‌چه را در درون‌اش می‌گذرد ببیند و با پذیرش بیش‌تری با خود روبه‌رو شود. تأملی برای تمرین 🔘 وقتی دیگری احساس‌ها و نیازهایش را، بیان می‌کند، چگونه می‌توانم با حضور و پذیرش، آن‌چه را در او می‌گذرد به‌وضوح درک کنم و با محبت همراهش باشم؟ 🔘 چه چیزهایی در من مانع می‌شوند که دیگری را با حضور و پذیرش بشنوم؟ 🔘 چگونه می‌توانم این موانع را ببینم و به آن‌ها توجه کنم تا فضای امن‌تری برای شنیده‌شدن او فراهم شود؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

روزهای دوشنبه عصر از ساعت ۱۹ تا ۲۱ شروع از ۶ مهر
روزهای دوشنبه عصر از ساعت ۱۹ تا ۲۱ شروع از ۶ مهر

‍ ورای چهار مرحله نیازهای شما موهبتی برای دیگران هستند، نه یک بار اضافی.
ترکیبِ دو باورِ افسانه‌ای: “نیازهای‌تان باری بر دیگران است” و “بدون این‌که از دیگری بخواهید، نیاز شما باید برآورده شود”؛ الگوهای ارتباطی تحریف‌شده و ناصادقی را ایجاد می‌کند. وقتی باورتان از “نیازهای‌تان یک بار اضافی است” به “نیازهای‌تان یک موهبت است” تغییر کند، می‌توانید با اطمینان بیش‌تری آن‌چه را می‌خواهید بیان کنید.
برگرفته از کتاب انسانی کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز ترجمه‌ی حمیده مصطفایی گاهی ترس و خجالت، یا نگرانی از شنیدن “نه”، مانع ابراز نیازهای‌مان می‌شود. ممکن است پنهان‌کردن نیازمان را نوعی محبت بدانیم؛ گویی با چیزی نخواستن، دیگری را از زحمت می‌رهانیم. اما وقتی نیازمان را پنهان نمی‌کنیم و در عین حال آزادی دیگری را برای پاسخ‌دادن محترم می‌شماریم، هم خودمان فرصت شناختن و بیان آن‌چه برای‌مان زندگی‌ساز است را پیدا می‌کنیم و هم به دیگری فرصت شناختن و همراهی با ما را می‌دهیم. آگاهی از نیازها به ما کمک می‌کند به‌جای انتظار، گله یا سرزنش، آن‌چه را برای‌مان زندگی‌ساز است بشناسیم و آن را به تقاضایی روشن تبدیل کنیم. در این صورت، حتی شنیدن “نه” نیز لزوماً به معنای شکست یا ردشدن ما نیست؛ بلکه می‌تواند آغاز گفت‌وگویی باشد برای یافتن راهی که نیازهای هر دو سوی رابطه را در نظر بگیرد. تأمل و تمرین 🔘 آیا تا به حال از ترسِ مزاحم‌شدن، شنیدنِ “نه” یا سرخورده‌شدن، نیازی را پنهان کرده‌ام و آن را نشانه‌ی محبت دانسته‌ام؟ اگر آن نیاز را می‌شناختم و بدون توقع به یک تقاضای واضح تبدیل می‌کردم، چه امکانی برای ارتباط میان ما ایجاد می‌شد؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ ‍ ورای چهار مرحله هر کدام از شما مسئول احساس‌های خودتان هم هستید.
وقتی به افسانه‌ی ظاهراً منطقیِ “دیگران علت احساس‌های‌تان هستند” فکر می‌کنید، به سادگی متوجه می‌شوید که دیگران علت احساس‌های شما نیستند. دیگران می‌توانند احساس‌های شما را تحریک کنند. اگر نیازهای‌تان برآورده شود، شما احساس‌های خوشایندی خواهید داشت. اگر نیازهای‌تان برآورده نشود، احساس‌های ناخوشایندی خواهید داشت.
برگرفته از کتاب انسانی کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز ترجمه‌ی حمیده مصطفایی ما فقط احساس‌های‌مان را تجربه نمی‌کنیم؛ اغلب درباره‌ی آن‌ها هم قضاوت می‌کنیم. یاد گرفته‌ایم بعضی احساس‌ها را بپذیریم و بعضی را انکار کنیم؛ خشم را بد، ترس را ضعف و غم را نشانه‌ی ناتوانی تلقی کنیم. گاهی نیز از ترسِ قضاوت دیگران، احساس خود را پنهان می‌کنیم یا وانمود می‌کنیم چیزی را احساس نمی‌کنیم. در حالی که احساس، نه خوب است و نه بد؛ فقط بخشی از تجربه‌ی درونی ماست. وقتی بتوانیم احساس‌ها را بدون قضاوت ببینیم، چه احساس خودمان باشد و چه احساس دیگری، امکان بیش‌تری داریم که به‌جای واکنش نشان دادن، با آن‌چه در درون‌مان می‌گذرد ارتباط برقرار کنیم. پذیرفتن یک احساس به این معنا نیست که باید بر اساس آن عمل کنیم. می‌توانیم عصبانی باشیم، بدون این‌که پرخاش کنیم؛ غمگین باشیم، بدون این‌که خودمان را سرزنش کنیم؛ و با احساس ناخوشایند دیگری نیز روبه‌رو شویم، بدون این‌که آن را درست یا غلط بدانیم. تأمل و تمرین 🔘 وقتی خودم یا دیگری احساس ناخوشایندی را تجربه می‌کنیم، چگونه می‌توانم به‌جای قضاوت کردن آن احساس، آن را ببینم و بپذیرم و به آن‌چه در درون من یا او می‌گذرد، توجه کنم؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

دوستان عزیز 🌱 اگر دوره‌ی آشنایی و تمرین «زبان زندگی» رو گذروندید و دوست دارید این زبان رو بیشتر در زندگی و رابطه‌هاتون تمرین کنید، با هم بودن و داشتن یک جمع همراه می‌تونه خیلی کمک‌کننده باشه.کارگاه‌های مستمر فرصتیه برای تمرین، ارتباط، یادآوری و نزدیک‌تر شدن به این الگوی ارتباطی. 🤍 اگر شما هم این زبان رو برای زندگی انتخاب کردید،خوشحال می‌شیم کنارمون باشیم. 🌿 برنامه کارگاه مستمر برای پاییز و زمستان آماده ارایه شده است. روزهای شنبه ساعت ۱۷ تا ۲۰ به صورت آنلاین در اپلیکشن زوم   به صورت یک هفته درمیان. برای اطلاع از برنامه مستمر و هماهنگی برای ثبت نام لطفا با این شماره در تلگرام مرتبط شوید. +989352379034

وقتی خشونت به جای خشم حرف می زند! تسهیلگران: معصومه عباسی- هانیه سلطانی زمان: شنبه ها ۹:۳۰-۱۱:۳۰ صبح به وقت ایران یا دوشنبه ه
وقتی خشونت به جای خشم حرف می زند! تسهیلگران: معصومه عباسی- هانیه سلطانی زمان: شنبه ها ۹:۳۰-۱۱:۳۰ صبح به وقت ایران یا دوشنبه ها ۶-۸ شب به وقت ایران ۵ جلسه آنلاین در گوگل میت هزینه دوره: ۴ میلیون تومان شروع دوره: مهرماه ۱۴۰۵ شماره تماس جهت هماهنگی و ثبت نام: ۰۹۳۵۲۳۷۹۰۳۴

‍ ورای چهار مرحله ⚪️ هر کدام از شما مسئول انتخاب واکنش‌های‌تان به افراد و وقایع هستید.
باور این‌که: “شما واقعیت خودتان را خلق می‌کنید.” ممکن است در طی روز مورد تردیدتان قرار بگیرد، وقتی شما تحت تأثیر افراد و موقعیت‌هایی هستید که ظاهراً هیچ کنترلی بر آن‌ها ندارید. اما می‌توانید چگونگی واکنش به آن‌ها را کنترل کنید. زبانی که انتخاب می‌کنید می‌تواند به شما کمک کند تا با نیت درونی‌تان مرتبط باقی بمانید و روش واکنش‌تان به موقعیت‌ها را - و اغلب راهبردهایی که برای برآورده‌شدن نیازهای‌تان استفاده می‌کنید - تغییر دهید.
برگرفته از کتاب انسانی کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز ترجمه‌ی حمیده مصطفایی گاهی در برابر یک موقعیت، آن‌قدر به یک واکنش یا راهبردِ آشنا عادت کرده‌ایم که تصور می‌کنیم تنها راه پاسخ‌دادن به نیازمان همان است. توجه به زبانی که به کار می‌بریم و نیتی که پشتِ واکنش‌مان قرار دارد، می‌تواند کمک کند میان آن‌چه اتفاق افتاده و شیوه‌ی پاسخ‌دادن ما فاصله‌ای برای انتخاب ایجاد شود؛ تا به‌جای واکنش‌های قدیمی و از سرِ عادت، نیاز خود را ببینیم و راه‌های دیگری برای پاسخ‌دادن پیدا کنیم. یک نیاز می‌تواند از راه‌های گوناگونی برآورده شود. بنابراین، وقتی راهبردی که انتخاب کرده‌ایم دیگر پاسخ‌گوی نیازمان نیست، می‌توانیم بدون کنارگذاشتن نیاز، راهبرد دیگری را امتحان کنیم و شیوه‌ی پاسخ‌دادن خود را تغییر دهیم. تأملی برای تمرین 🔘 آیا تجربه‌ای دارید که در آن از سرِ عادت، با یک واکنش یا راهبرد قدیمی عمل کرده باشید و اکنون احساس کنید نیاز به ترمیم دارد؟ چه چیزی می‌تواند به ترمیم آن کمک کند؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ ‍ ‍ کنار هم گذاشتنِ همه
با جداکردنِ این چهار مرحله در ارتباط، شما سریع‌تر متوجه می‌شوید که چطور نیازهای‌تان را برآورده کنید.
وقتی از روی عادت شروع کنید به: ◽️ جدا کردن مشاهده‌ها از ارزیابی‌ها ◽️ شناسایی و ابراز احساس‌هایتان ◽️ تشخیص و ابراز نیازهایی که احساس‌ها را برمی‌انگیزند ◽️ ساختن تقاضاهای واضح با زبانِ عملِ مثبت شما مسئولیت و کنترل تجربه‌های خودتان را در یک روش جدید و قابل ملاحظه بر عهده می‌گیرید. برگرفته از کتاب انسانی کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز ترجمه‌ی حمیده مصطفایی وقتی این چهار مرحله را کنار هم می‌گذاریم، به‌مرور می‌بینیم که در هر موقعیت، همه‌چیز در اختیار ما نیست؛ اما شیوه‌ی نگاه کردن، توجه به احساس‌ها و نیازهای خود و انتخاب پاسخی که می‌دهیم، می‌تواند در اختیار ما باشد. این چهار مرحله کمک می‌کنند پیش از واکنش‌های عادت‌وار، لحظه‌ای مکث کنیم؛ آن‌چه را می‌بینیم از برداشت‌های‌مان جدا کنیم، به احساس و نیاز خود توجه کنیم و بعد ببینیم چه تقاضایی می‌توانیم مطرح کنیم. با تمرین و آموختن این الگو، می‌توانیم به شیوه و نگرشی دست یابیم که در برقراری ارتباط و انتخاب چگونگی پاسخ‌دادن، اختیار و توان بیش‌تری داشته باشیم. تأمل و تمرین 🔘 یک موقعیت واقعی را به یاد بیاورید؛ جایی که رفتار یا سخن دیگری شما را تحت تأثیر قرار داده است. آن موقعیت را با چهار مرحله مرور کنید: مشاهده: چه چیزی اتفاق افتاد، بدون قضاوت یا تفسیر؟ احساس: اکنون چه احساسی دارم؟ نیاز: چه نیازی در من زنده است؟ تقاضا: اکنون چه تقاضای واضح و عملی می‌توانم مطرح کنم؟ وقتی با مکث توجه می‌کنیم و این چهار مرحله را کنار هم می‌بینیم، چه چیز تازه‌ای درباره‌ی خود، نیازهایم و شیوه‌ی پاسخ‌دادنم به این موقعیت درک می‌کنم؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ 📝 تجربه‌ی شخصی آقا سعید روزی ۵ بار و یا بیشتر به موبایل پدرم زنگ میزند . پدرم  یکی از آنها را دو روز یک بار جواب میدهد و بقیه تماس های او را جواب نمی‌دهد. پرسیدم:< چرا انقدر به شما زنگ میزنه؟ > گفت : <میخواد بدون من زنده ام یا نه. میخواد از حال من با خبر بشه تا بره به دیگران بگه که من میدونم چطوری و کجاست .دنبال اینکه بقیه فکر کنن چقدر به من نزدیکه و بگن چقدر حواسش به منه. دنبال امتیاز و توجهِ از طرف دیگران >. این حرفها و بیشتر از اینها از دو سال گذشته شروع شده اند. پدرم کتاب می‌خواند و از موضوعهایی که تا به حال نخوانده استقبال می‌کند. کتاب (واقعی باش) را دادم  تا بخواند. قبلا از احساس و نیازها باهم حرف زده بودیم و تا الان نشنیده بودم که خودش آنها را پیدا کند. کتاب را تا نصفه خوانده بود و بعد از آن سه بار  تلفنی صحبت کردیم.در تماس اول از  دریافتهایش گفت که ۴ مرحله داره مشاهده ،احساس، نیاز و تقاضا . در تماس دوم تقاضا سازی برایش جالب بود و در مورد راهبردها صحبت کرد‌. در تماس سوم گفت :<پاهام خیلی درد می‌کنه. همین الان بیا پیشم و پمادی چیزی  بیار چون دیگه نمیتونم تحمل کنم و دردش  داره میکشدم. > من یک ساعت بعد به خانه پدر رسیدم.در رختخواب نشسته بود و کتاب (واقعی باش) را از آنجایی که خوانده بود روی زمین برعکس گذاشته بود. پماد را به پا و کمر زدم  و ماساژ دادم.  گفتم:< خیلی درد داشتی و دیگه درمونده شده بودی؟> گفت:< آره مشاهده اش میشه پاهام درد میکرد ، گرم وسرد میشد  و احساسم این بود که امونم رو بریده بود و کمک نیاز داشتم به خاطر همین زنگ زدم به شما تا بیای، اینجوری تقاضا ساختم.> سرم را تکان دادم . گفتم : <اوهوم مراقبت و توجه هم میخواستی انگار ،خوب کاری کردی هروقت کمک خواستی بگو حتما> . کتاب برعکس شده را برداشت و چند جمله از تقاضا سازی که علامت گذاشته بود را خواند.  گفت: <در مورد سعید هم میشه اینجوری گفت که تلفن زدن هر دم دقیقه تو آسایش برام نزاشته ولی من احساس تورو میفهمم و منم مثل تو میخوام دیدار کنیم ،حرف بزنیم، همدلی کنیم و میتونیم این کار رو مثلا توی یک پارک بکنیم ، یک ساعت، دو ساعت توی هفته بریم همدیگرو ببینیم حال همو جویا شیم یا یک ساعت توی خیابون .> قرص مسکن را با لیوان آب به دستش دادم . گفتم: <خوشحالم که  پشت غصه ها و اعصاب خردی هات رو شنیدی .> از جا بلند شد و پنجره را باز کرد و باد خنک شب تابستونی آمد داخل. پرسیدم:< الان بهتری؟ > گفت: < آره انگار یکم بهترم.> ارسالی از مائده آریافر 📄 تجربه‌هایی که در کانال "زبان‌زندگی" ارتباطی بدون‌خشونت گذاشته می‌شود؛ تجربه‌ی عملی کاربرد زبان‌زندگی بدون ویرایش و دخالت در نثر آن و با درک نگارنده است، و نه مثال آموزشی. #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir

‍ تقاضاها ویژگی‌های تقاضا تقاضاها عمل‌محور، قابل انجام و در لحظه‌ی حال هستند. برگرفته از کتاب انسانی کردن خدمات بهداشتی درمانی ملانی سیرز ترجمه‌ی حمیده مصطفایی وقتی چیزی از دیگری می‌خواهیم، ممکن است برای خودمان کاملاً واضح باشد که چه می‌خواهیم؛ اما برای طرف مقابل واضح نباشد که دقیقاً چه کاری از او می‌خواهیم.
تقاضای عمل‌محور، به یک رفتار مشخص اشاره می‌کند؛ رفتاری که طرف مقابل بتواند آن را بفهمد و درباره‌ی انجام دادنش تصمیم بگیرد.
مثلاً: “بیشتر به من توجه کن.” ممکن است برای گوینده معنای مشخصی داشته باشد، اما هنوز معلوم نیست طرف مقابل برای پاسخ به این تقاضا چه کاری باید انجام دهد. می‌توان آن را واضح‌تر کرد: “وقتی باهات حرف می‌زنم، می‌تونی چند دقیقه تلفن‌ات رو کنار بذاری و به حرفم گوش بدی؟” حالا کاری که درخواست شده، مشخص‌تر و قابل انجام‌تر است. قابل انجام بودن یعنی تقاضای ما درباره‌ی رفتاری باشد که در توان و اختیار طرف مقابل است و او بتواند درباره‌ی انجام دادن یا ندادنش تصمیم بگیرد. مثلاً: “هیچ‌وقت دیگه منو ناراحت نکن.” چیزی نیست که دیگری بتواند به‌طور مشخص انجام دهد؛ چون احساسات ما کاملاً در اختیار او نیست. اما می‌توانیم چیزی را که در این موقعیت نیاز داریم، به یک رفتار قابل انجام تبدیل کنیم: “وقتی ناراحتم، می‌تونی قبل از این‌که راه‌حل پیشنهاد بدی، چند دقیقه فقط به حرفم گوش بدی؟” و در لحظه‌ی حال بودن یعنی تقاضا به کاری مربوط باشد که اکنون امکان انجام دادن‌اش وجود دارد؛ نه این‌که فقط درباره‌ی گذشته صحبت کنیم یا از دیگری بخواهیم در آینده، به‌طور کلی، جور دیگری رفتار کند. مثلاً: “کاش از اول این‌طوری با من رفتار می‌کردی.” یا: “از این به بعد باید بیش‌تر حواس‌ات به من باشه.” این جمله‌ها بیش‌تر بیان‌گر ناراحتی یا انتظارند تا تقاضایی که طرف مقابل بتواند همین حالا درباره‌ی آن تصمیم بگیرد. اما:
“می‌تونی الان چند دقیقه بشینی تا درباره‌ی چیزی که ناراحتم کرده با هم صحبت کنیم؟”
تقاضایی است که به یک رفتار مشخص، قابل انجام و مربوط به اکنون اشاره می‌کند. در NVC، تقاضا دعوتی برای مشارکت دیگری در برآورده شدن نیاز است؛ دعوتی مشخص و قابل انجام که دیگری بتواند درباره‌ی پذیرفتن یا نپذیرفتن آن تصمیم بگیرد. تأمل و تمرین به بریده‌ی کتاب و توضیح بالا برگردید. یکی از تقاضاهایی را که اخیراً از کسی داشته‌اید و حالا از نحوه‌ی مطرح کردن‌اش راضی نیستید، به یاد بیاورید. حالا مکث کنید و ببینید: 🔘 آیا برای طرف مقابل واضح بود که دقیقاً چه کاری از او می‌خواهم؟ 🔘 آیا انجام دادن آن کار در توان و اختیار او بود؟ 🔘 آیا می‌توانست همان لحظه درباره‌ی انجام دادن یا ندادن‌اش تصمیم بگیرد؟ اگر پاسخ یکی از این پرسش‌ها “نه” است، همان تقاضا را دوباره بیان کنید؛ این بار با توجه به سه ویژگی‌ای که در این پست دیدیم: عمل‌محور، قابل انجام و در لحظه‌ی حال. و در پایان از خودتان بپرسید: آیا با تغییر شکل تقاضا، هنوز همان نیاز را دنبال می‌کنم؟ #ارتباط_بدون_خشونت #زبان‌زندگی #همدلی www.zabanezendegi.com #ZabaneZendegi #NVC @nvcir