714
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴آنتونیو گرامشی از سلولِ زنداناش در ایتالیای موسولینی نوشت:
فلسفهی پراکسیس ــ پروژهای که بتواند هژمونیِ سرمایه را به چالش بکشد ــ باید نقطهی آغازش «عقل سلیم» مردمی باشد که میخواهد بسیجشان کند…
نوستالژی انقلابی
چارلی لاوری، تام کووین ✍
ترجمهی: احمد سیف
@amookhtan
1079. سلطنت بهطور تاريخي يک شکل حکومتي منسوخ است و بە جهان کهن تعلق دارد. روند تاريخ در يکي دو سدە اخير نشان ميدهد کە در اغلب کشورهاي جهان شکل حکومتي جمهوري جاي سلطنت را گرفتە است، نه برعکس.
@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴موسي اکرمي نوشت:
🔴حقوق بنيادين انسان(حقوق شهروندی:حق آزادي بيان، حق برابري ملتها، حق آموزش زبان مادری، لغو؛ شکنجه، اعدام، آپارتاید نژادي، جنسي و مذهبي و ...) نبايد تحت تأثير نظر اکثريتی قرار گيرد، که حقوق خود را نمیشناسند زيرا...
1. دموکراسي واقعی بدون آنها تهي است.
2. رای گیری در مورد بود و نبود حقوق بنيادين انسان از پایه نادرست است.
3. مشروعيت اين حقوق نه بر پايهي رأي، بلکه بر پايهي حقايق ساختاري و حقوق بنيادين انسان است
4. مرجعيت اين حقوق نه خواست فرد يا گروه خاص، بلکه اصول اخلاقي جهاني انسانی پذیرفته شدهی جهانی است.
5. هر نظام قدرت متمرکز، اقتدارگرا و ناقض حقوق بنيادين، نميتواند در همهپرسي دموکراتيک مشروع شود.
6. تغيير ساختاري و ايجاد جامعهي دموکراتيک نيازمند زمان، آموزش، مشارکت عمومي و بازتوزيع قدرت است.
7. تغيير ساختاري و ايجاد جامعهي دموکراتيک را نميتوان صرفاً از راه انتخابات يا همهپرسي فوري محقق کرد.
8. انتخابات ميتواند ابزار مشارکت باشد، اما گزينههايي که ماهيت اقتدارگرا دارند نبايد در ميان گزينهها مطرح شوند.
9. حقوق بنيادين رأيناپذير است: آزاديهاي اجتماعي و سياسي، حق برابري، منع تبعيض، حق آموزش به زبان مادري، حق مشارکت سياسي و اقتصادي و غیره.
10. انتخابات ميتواند ابزار مشارکت باشد، ولي گزينههايي که ماهيت اقتدارگرا دارند (نظامهاي قدرت ذاتاً متمرکز، اقتدارگرا و ناقض حقوق بنيادين) نبايد در ميان گزينهها مطرح شوند.
11. بايد پذيرش و تشويق و ترويج و اجرايي کردن شوراهاي محلي، اداره جمعي واحدهاي توليدي، تصميمگيري مشترک در مناطق مختلف بديهي تلقي گرد.
12. اين نهادها تضمين ميکنند که جامعه نه تنها در لحظهي رأيدهي يا رأيگيري بلکه در فرآيند سياسي فعالانه مشارکت داشته باشد.
13. بايد به اقدامات لازم در راستاي افزايش آگاهي عمومي، نقد رسانهاي و آموزش شهروندي براي کاهش اثر هژموني ايدئولوژيک و «آگاهي کاذب» پرداخت.
14. بايد از نگاه بلندمدت، نه فوري برخوردار بود. بايد به ايجاد تغييرات مستمر و تدريجي انديشيد و دست زد، نه اين که صرفاً بر انتخابات سريع يا همهپرسي. متمرکز شد.
15. بدينسان، گزينههاي اقتدارگرا، حتي اگر محبوب باشند، نبايد در همهپرسيها و انتخابات پايهگذار آينده دموکراسي قرار گيرند.
16. دموکراسي راستين نه صرفاً رجوع به رأي اکثريت بلکه مستلزم روند بلندمدت بازتوزيع قدرت، گسترش مشارکت مستقيم و تضمين حقوق بنيادين است.
17.دموکراسي راستين نه محصول شمارش آرا، بلکه فرآيندي است که حقوق بنيادين انسانها را تضمين ميکند و مانع بازتوليد نابرابري و اقتدارگرايي ميشود.
@amookhtan
@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴#آموختن: ميان کارگري که نيروي کار خود را براي ادامهي زندهگي مادي خود و خانوادهاش ميفروشد، و اين را مبادلهيي برابر ميداند، با کارگري که خود را عضو طبقهيي اجتماعي ميشناسد که از مزایای مادي و معنوي بيبهره مانده است، و با اينکه خود سازندهي ارزش اضافي و سود سرمايهداران است، باز زندهگي سالم، امن، و مطمئني ندارد، تفاوت است. اين دومي داراي آگاهي طبقاتي است، يعني از رسالت تاريخي خود با خبر است، که با اصل رهايي خود طبقهي کارگر به دست خودش هم خوانايي دارد. در واقع طبقهي کارگر به طور عيني در وضعيتي به سر ميبرد که ميتواند به آگاهي طبقاتي دست يابد، و به «طبقهي براي خود» تبديل شود و در این زمان است که هر کنش اجتماعی او وارد مرحلهی پراکسیس گردیده است. اما تا زماني که به آگاهي طبقاتي دست نيافته باشد، «طبقهيي در خود» است، و قادر به کنش اجتماعی نهخواهد شد.
@amookhtan
@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴- محمود: «پدر، تو چند سال است که تریاک میکشی؟»
- مشهدی قربان: «دقیقاً از بیستونه مرداد هزار و سیصد و سیودو.»
آواز کشتگان
رضا براهنی✍️
@amookhtan
1078.دريک دموکراسي واقعي،قدرت ازپايين به سمت بالا حرکت ميکند.اما دردفترچهگذار،قدرت مانند «شاه»، ازبالابه پايين ديکته ميشود.وقتي «شاه» حق نصب وعزل همه را داشته باشد، مردم ديگر «شهروند» نيستند، بلکه «رعيت» جديدي هستند که فقط نام اربابشان عوض شده است.
1077.پروژهي بازگشت سلطنت، حتااگردرلفافهي «مشروطهخواهی»پيچيده شود،تلاشي براي احياي نظمي است که مردم ايران باهزينهيي سنگين آنرابه زبالهدان تاریخ انداختند؛نظامي دیکتاتوری برآمده ازکودتای32،خفقان ساواک وتمرکزثروت دردست اقليتي وابسته به آمریکاوانگليس بود.
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴با انتشار میلیونها سند جدید از سوی دولت آمریکا درباره تحقیقات مربوط به جفری اپستین، سرمایهدار بدنام و مجرم جنسی، فهرست برخی از ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد جهان که با او در ارتباط بودهاند، طولانیتر شده است.
@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴یک تیم باستانشناسی میگوید استخوان پای فیلی که در جنوب اسپانیا کشف شده است،
میتواند اولین مدرک محکمی باشد که نشان میدهد هانیبال، سردار باستانی کارتاژی، در اروپا از فیلهای جنگی استفاده میکرده است.
این تیم در مقالهای در مجله علوم باستانشناسی نوشته که این استخوان را در یک حفاری مربوط به عصر آهن در نزدیکی کوردوبا پیدا کردهاند.
آنها میگویند کشف بقایای فیل در اروپا، به غیر از عاج، بسیار نادر است.
نقاشیهای جنگ هانیبال علیه رومیها مدتها نشان میداد که از فیل در نبردها استفاده میشده است، اما تاکنون هیچ مدرک محکمی برای تأیید این نظریهها وجود نداشته است./بی بی سی
@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
@amookhtan
«امپرياليسم مخلوق هيچ کشور يا گروهي از کشورها نيست. محصول مرحلهي خاصي از باليدهگي در تکامل جهاني سرمايه است. يک شرايط بينالمللي ذاتي، کليتي نامشهود، که فقط در تمامي مناسباتش قابل تشخيص است و از آن هيچ ملتي به ارادهي خويش نميتواند فاصله بگيرد. تنها از اين نقطهنظر امکان دارد مسئلهي «دفاع ملي» را در جنگ کنوني [منظور جنگ جهاني اول است] به درستي درک کرد.
...
برنامهي ملي تنها تا زماني ميتوانست نقش تاريخي خود را ايفا کند که بيانگر تجلي ايدهئولوژيکي بورژوازي رو به رشد و تشنهي قدرت باشد، تا زماني که حکومت طبقاتي به اين يا آن طريق بر کشورهاي بزرگ اروپاي مرکزي مستحکم و درون آنها، ابزارها و شرايط لازم رشد خود را خلق کند. از آن زمان به بعد، امپرياليسم برنامهي قديمي دموکراتيک بورژوازيي را به طور کامل به خاک سپرده و به جاي آن فعاليت توسعهطلبانه را صرفنظر از مناسبات ملي، به برنامهي اصلي بورژوازي تمامي کشورها تبديل کرده است. يقينا" عبارتپردازيهاي ملي حفظ شده اما محتوي آن به ضد خود برگردانده شده است. امروز ملت يک عباست که تمايلات امپرياليستي را پنهان ميکند، شعار رقباي امپرياليستي، واپسين اقدام ايدهئولوژيکي که با آن ميتوان تودهها را قانع کرد که نقش گوشت دم توپ را در جنگهاي امپرياليستي ايفا کنند.
اين گرايش عمومي، سياستهاي امپرياليستي، سياستهاي دولتهاي منفرد را به عنوان قانون کور و عاليهي آنها تعيين ميکند، همانطور که قوانين رقابت اقتصادي شرايطي را که طي آن کارخانهداران منفرد ميتوانند توليد کنند تعيين ميکند.
... بين منافع ملي و منافع طبقاتي پرولتاريا، در جنگ و در صلح، عملا" هماهنگي کاملي وجود دارد. هر دوي آنها مستلزم پيگيري قدرتمند مبارزهي طبقاتي و قاطعترين پافشاري بر برنامهي سوسيال دموکراتيک است.» ص442-443
@amookhtan
📚گزيدههايي از رزالوکزامبورگ به کوشش ✍️✍️ پيترهوديس و کوينب_اندرسون ص442-443 ترجمه حسن مرتضوي/نشر نيکا 1385
1076. دفترچهي دوران گذار رضا پهلوي موسوم به «پروژهي شکوفايي ايران» در نظر دارد؛ همانند پدر در 28 مرداد 1332، از طريق دخالت نظامي آمريکا و ...به ايران که نام «مداخلهي بشردوستانه» دارد، به تخت شاهي جلوس کند و موارد زير را برقرار کند:
Repost from نقد اقتصاد سیاسی
ایراد برجستهی سند «مرحله اضطراری» در این است که ثبات را از طریق «تمرکز و کنترل» میجوید، اما دموکراسی ثبات را محصول «مشارکت و مهار قدرت» میداند. نادیده گرفتن زنان، اقلیتها و نهادهای مدنی در این سند، نشاندهندهی یک نگاه سنتی به قدرت است که با واقعیتهای امروز جامعهی ایران هماهنگی ندارد. برای جلوگیری از ظهور یک استبداد تازه، قدرت حتی در اضطرار باید محدود، شفاف، کثرتگرا و پاسخگو بماند. بهجای جستوجو برای یک «فرد دادگر»، ما بایستی یاد بگیریم که قوانین و نهادهایی را بنا کنیم که قدرت سیاستمداران ناصالح را مهار کند.
____________
👈متن کامل
1075.آنچه ازپروژه رضاپهلوی تحت عنوان«شکوفايي ايران»پيش روي ماست،نه يک ساختاردموکراتيک،که حقوق شهروندی همهی ساکنین ایران رابه رسمیت بشناسد،بلکه يک«مهندسي معکوس»ازقدرت مطلقه پدرتاجداراست که درآن«حق حاکميت مردم»فداي«اراده فردي رهبر» ميشود. این گزاره ...
1075.آنچه پروژه رضاپهلوی تحت عنوان«شکوفايي ايران» پيش روي ماست،نه يک ساختاردموکراتيک،که حقوق شهروندی همهی ساکنین ایران رابه رسمیت بشناسد،بلکه يک«مهندسي معکوس»ازقدرت مطلقه پدرتاجداراست که درآن«حق حاکميت مردم»فداي «اراده فردي رهبر» ميشود. این گزاره ...
1074.«دفترچه دوران اضطرار» يا «سپيدنامه روند گذار»، سندي است که توسط جريان سلطنتطلب و تيم سياسي رضا پهلوي به عنوان برنامهيي براي اداره کشور پس از جمهوري اسلامي تدوين شده است. استفاده از عنوان «سپيدنامه» براي اين سند، تلاشي آگاهانه است تا ساختاري که ...
