en
Feedback
ترجمان علوم انسانى

ترجمان علوم انسانى

Open in Telegram

📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علوم‌انسانی 📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید: https://B2n.ir/bp3486 🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6 🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd 🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6 📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel ترجمان علوم انسانى

Channel ترجمان علوم انسانى (@tarjomaanweb) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 42 580 subscribers, ranking 4 296 in the Education category and 8 035 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 42 580 subscribers.

According to the latest data from 20 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -35 over the last 30 days and by -9 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 13.92%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.34% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 5 930 views. Within the first day, a publication typically gains 1 847 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as ترجمان, مجلۀ, عادت, شمارۀ, نوشتۀ.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علوم‌انسانی 📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید: https://B2n.ir/bp3486 🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6 🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd 🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6 📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 21 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.

42 580
Subscribers
-924 hours
+247 days
-3530 days
Posts Archive
🎯 دکترین نتانیاهو: معجون بدبینی و افراطی‌گری چطور به فاجعه انجامید؟ 🔴 بنیامین نتانیاهو نزدیک به دو دهه است که در سمت نخست‌وزیری اسرائیل باقی مانده، رکوردی که هیچ نخست‌وزیر دیگری در تاریخ کوتاه رژیم صهیونیستی به آن نرسیده است. او در سال‌هایی که قدرت را در دست داشته، قاعدۀ بسیاری چیزها را عوض کرده است. با گزین‌گویه‌های موهوم آخرالزمانی‌اش دربارۀ خطراتی وجودی که اسرائیل را تهدید می‌کنند، رنجی خارج از تصور بر فلسطینیان وارد آورده و با جهان‌بینیِ بدبینانۀ تاریکش، هیچ‌وقت با هیچ شکلی از صلح و توافق با همسایگان اسرائیل همراه نبوده است. نتانیاهو چطور فکر می‌کند؟ 🔴 جاشوا لیفر، روزنامه‌‌نگاری که مدت‌ها دربارۀ نتانیاهو و شیوۀ حکمرانی‌اش تحقیق کرده، معتقد است نتانیاهو، ترکیبی متعارض و پیچیده از چهار چیز است: نئولیبرالیسم، جنگ‌طلبی، پوپولیسم و تکنوکراسی. 🔴 اگرچه نتانیاهو متحد یهودیان افراطیِ فوق‌العاده مذهبی در اسرائیل است و اشتراکات فکری بسیاری با آن‌ها دارد، خودش هیچگاه آدمی مذهبی نبوده. بلکه به تعبیرِ لیفر آدمی به‌شدت سکولار است که نگاهی بسیار تیره به جهان دارد. بخشی از این جهان‌بینی برآمده از بزرگ‌شدن نزد پدری است که مورخی با اعتقادات عجیب‌و‌غریب بود. اما بخش مهم‌تر، ناشی از کارزاری پوپولیستی است که موفقیتهای سیاسی نتانیاهو از آنجا آغاز شد: مخالفت سرسختانه با گفتگوهای صلح اسحاق رابین و پافشاری بر اینکه صلح با اعراب بی‌معنی و برای اسرائیل خطرناک است. 🔴 نتانیاهو سال ۱۹۹۶، با برنامه‌های مفصلی برای بازسازی اقتصاد اسرائیل بر پایۀ اصول بازار آزاد تاچری به قدرت رسید: اصلاح ساختار بوروکراتیک، آزادسازی بازار کار، و کاهش یارانه‌ها برای صنایع در حال ورشکستگی. 🔴 بخشی از این اصلاحات اقتصادی انجام شد، اما مهم‌تر از آن، فرهنگ سیاسی جدیدی بود که نتانیاهو در اسرائیل باب کرد. او اولین نخست‌وزیر تلویزیونی اسرائیل بود. برای تقویت اجراهای عمومی‌اش، کلاس بازیگری رفت، آرایش می‌کرد، کت‌و‌شلوارهای گران‌قیمت می‌پوشید و مطمئن می‌شد که دوربین‌ها فقط زاویه‌ای از صورتش را نشان دهند که بی‌نقص‌تر است. در کنار این تجمل‌گرایی، زبانِ سیاسی تازه‌ای را به میدان آورد: او حزب خودش -لیکود- را اندک اندک به حزبی پوپولیست و اقتدارگرا تبدیل کرد که حول شخصیت او می‌چرخید. 🔴 ایدۀ اصلی او در حکمرانی، به تعبیر میکا گودمن، فیلسوف و روشنفکر راست‌گرای اسرائیلی، «مدیریت اشغال» بود. از نظر نتانیاهو اسرائیل باید برای همیشه اشغالگر باشد، اما این اشغالگری را چنان حق‌به‌جانب نشان دهد که طبیعی و منطقی به نظر برسد. 🔴 نتانیاهو توانست اندک اندک این ایده را حتی در میان مخالفان خودش جا بیاندازد. آنچه اسرائیلی‌ها «کانسپتزیا» می‌نامند -یعنی همان مدیریت اشغال و سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن- در حوزۀ سیاست خارجی نیز بازتاب یافت. نتانیاهو از دیرباز مخالف حضور گستردۀ آمریکا در منطقه بود، چون فکر می‌کرد آمریکا دست اسرائیل را می‌بندد. در ایدۀ جایگزین او، اسرائیل با پیوندزدن امنیت منطقه به امنیت خودش، می‌تواند به کنشگری محوری و مستقل در خاورمیانه تبدیل شود. «پیمان ابراهیم» جاه‌طلبانه‌ترین گام او برای تحقق‌بخشیدن به این رؤیا بود. 🔴 جاشوا لیفر می‌نویسد: حملۀ حماس در هفت اکتبر تمام طرح و نقشه‌های نتانیاهو را نقش بر آب کرد. شدت این حمله نشان داد که «مدیریت اشغال»، ناگزیر به چه هزینه‌های سنگینی برای اسرائیل منتهی خواهد شد. در طول تقریباً دو دهۀ اخیر، فلسطینی‌ها متحمل درد و رنج بسیاری شده‌اند و اسرائیل طی سالیان دراز دچار نوعی خودپسندی و بی‌اعتناییِ خطرناک نسبت به سرنوشت همسایگان فلسطینی‌اش شده است، به این امید که مسئلۀ فلسطین بعد از پیمان ابراهیم، خودبه‌خود فراموش خواهد شد. تحلیلی که سراپا غلط از آب درآمد. 📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «دکترین نتانیاهو» است که در پروندۀ شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. @tarjomaanweb

🎯 چرا نوستالژی‌ها فضای فرهنگی قرن بیست‌و‌یکم را تسخیر کرده‌اند؟ 🔴 دنیای هنر را اشباحِ گذشته به تسخیر خودشان درآورده‌اند. جیسون فاراگو، نویسنده و روزنامه‌‌نگار آمریکایی، دو سال پیش، در مقالۀ بلندی در نیویورک تایمز مگزین، نوشت: «اکنون تقریباً یک‌چهارم از قرنی را پشت سر گذاشته‌ایم که به احتمال زیاد در تاریخ به‌عنوان قرنی شناخته خواهد شد که کمترین نوآوری، کمترین تحول و کمترین ابتکار را از زمان اختراع ماشین چاپ تا امروز داشته است». فاراگو به مُد جدیدی در عرصه‌های مختلف هنری، از موسیقی تا سینما اشاره می‌کرد که چیزی نبود، جز بسته‌بندیِ دوبارۀ موسیقی‌ها و فیلم‌های قدیمی. 🔴 فاراگو نمونه‌ای از منتقدان فرهنگی روزافزونی است که دربارۀ برهوتِ فرهنگی قرن بیست‌و‌یکم می‌نویسند. در میان آن‌ها، مارک فیشر، نویسنده و منتقد هنری تأثیرگذار بریتانیایی، یکی از شاخص‌ترین چهره‌هاست. فیشر در کتاب مشهور خود، اشباح زندگی من، آنچه «رکود فرهنگی و اجتماعی معاصر» می‌دانست را با مفهوم هانتولوژی توضیح داد. هانتولوژی در اصل، واژه‌ای بود که دریدا، فیلسوف فرانسوی، در دهۀ ۹۰میلادی ساخت تا بگوید شبحِ مارکس و مارکسیسم دائماً در سال‌های پس از فروپاشی شوروی بازخواهد گشت. 🔴 مارک فیشر هانتولوژی را از اساس بازتفسیر کرد. نسخهٔ فیشر از هانتولوژی حول ایدۀ «آینده‌های ازدست‌رفته» می‌گردد؛ این احساس که «آینده» قربانیِ محقق‌نشدنِ پیشرفت‌هایی شده است که روشنگری و سرمایه‌داری در قرن بیستم وعده داده بودند. بدین‌ترتیب، انسداد آینده به چشم‌اندازی فرهنگی انجامیده که در آن نوستالژی و احیای گذشته دست بالا را دارند: چهره‌های فکریِ برجستۀ روز، نویسندگانی‌اند که ده‌ها سال است از دنیا رفته‌اند؛ موسیقی‌های محبوبِ زمانه، ده‌ها سال پیش ساخته شده‌اند و وضع سینما و نقاشی و رمان هم همین است. 🔴 فیشر می‌گوید فرهنگِ همه‌گیرِ «بازیافت زباله‌ها»، بیش از همه‌جا، در خودِ عرصۀ فرهنگ محقق شده؛ امری که به نوعی انتزاع کسالت‌آور دامن زده است. آثار فرهنگی به‌شکلی ناگوار، بی‌ارتباط به شرایط امروز به نظر می‌رسند. 🔴 الی مولد، استاد جغرافیای انسانی در دانشگاه لندن، می‌نویسد: چرخۀ بازیافت فرهنگی باعث می‌شود «امر نو» چیزی جز بازآرایی «امر کهنه» نباشد. این فرایند اثری «شبح‌گون» پدید می‌آورد که در آن پژواک گذشته جای امید به آینده را می‌گیرد. سیل بی‌پایان بازسازی‌های هالیوودی، صنعتِ نوستالژی در سریال‌ها و رمان‌ها، یا گروه‌های موسیقی بزرگی که دائماً تورهای جدیدی با اجرای آهنگ‌های قدیمی‌شان ترتیب می‌دهند، نمونه‌های آشکاری از هانتولوژی هستند. اما هانتولوژیِ فیشر پیامدهای عمیق سیاسی و اجتماعی نیز دارد. 🔴 فیشر استدلال می‌کرد که اجماع نولیبرالی جامعه را در نوعی «حالِ ابدی» گرفتار کرده است؛ حالی که در آن امکان تصور آینده‌ای متفاوت از میان رفته است. در نتیجه، چشم‌انداز سیاسی نیز از ایده‌های دوراندیشانه و تحول‌آفرین تهی شده و ایدئولوژی‌ها و شکست‌های گذشته همچنان زمان حال را به تسخیر خودشان درآورده‌اند. جنایت‌های پی‌درپی اسرائیل و حمایت‌های مداوم آمریکا و اروپا از این جنایت‌ها، از نظر فیشر، یکی از آشکارترین نمونه‌های این گیرافتادن در «چرخۀ شبح‌گون شکست‌های گذشته» است. 🔴 الی مولد می‌نویسد: اگرچه مفهوم هانتولوژی در مجموع نگاهی بدبینانه به فضای فرهنگی امروز دارد، اما ظرفیت سیاسیِ آن در این است که ما را به شناسایی اشباح گذشته و آینده‌های ازدست‌رفته‌ای فرامی‌خواند که زمان حال ما را تسخیر کرده‌اند. این مسئله امروز بیش از همیشه ضروری است، زیرا در مواجهه با بحران‌های عمیقی که ترکیب سرمایه‌داری، پوپولیسم و تکنولوژی آفریده‌اند، توسل به نوستالژی به جای اندیشیدن به نوآوری‌های حقیقی، بزرگترین خطایی است که می‌توانیم بکنیم. 📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب Hauntology: The Persistent Echoes of Lost Futures and Unfulfilled Promises نوشتۀ الی مولد است که در وبسایت شخصی او به نام تاسیتی منتشر شده است. @tarjomaanweb

🎯 اشک‌هایت را بگذار برای استوری اینستاگرام 🔺 چرا نسل زد از تراپی خوشش نمی‌آید؟ 🔴 چطور می‌شود به کسی بگوییم دارد غرق می‌شود، اما همه‌چیز هم تحت‌کنترل است؟ پاسخ این سؤال برای نسل‌های قبل روان‌درمانی بود: اتاقی با نور ملایم؛ غریبه‌ای که با مهربانی نگاهتان می‌کند؛ و ۵۰ دقیقه وقت برای اینکه سفرۀ دلتان را باز کنید. اما برای بسیاری از نسل‌زدی‌ها روان‌درمانی پناهگاهی امن نیست، بلکه اتاقی است تاریک و دلگیر با بوی مواد ضدعفونی‌کننده که گران‌تر از آن است که از عهدۀ هزینه‌هایش برآیند. و بدتر از آن، دیگر دارد ... خز می‌شود. یک نظرسنجی جدید نشان می‌دهد که ۳۷ درصدِ نسل‌زدی‌ها مراجعه به روان‌درمانی را نشانۀ ضعف می‌دانند. 🔴 در تیک‌تاک ویدئوهای طنز پربازدیدی وجود دارد با عنوان «چه حسی راجع ‌بهش داری؟» در این ویدئوها، تیک‌تاکرهای نسل زدی، با آه‌کشیدن‌های اغراق‌آمیز و نگاه‌های کلافه و خسته، روان‌درمانگران را مسخره می‌کنند. 🔴 مسئله فراتر از مسائل مالی یا در دسترس‌بودنِ روان‌درمانی است. مسئله سر شکافِ فرهنگی‌ای است که دربارۀ معنای کمک‌خواستن، آسیب‌پذیربودن و التیام‌پیداکردن ایجاد شده است. نسل زد آموخته است شخصیت غمگینی در دنیای مجازی به نمایش بگذارد، حتی دربارۀ سلامت روان حرف بزند، اما نگذارد کسی به دنیای درونی‌اش راه پیدا کند. از نگاه نسل زد، روان‌درمانیِ سنتی نمایشی بیش نیست و ترجیح می‌دهند سراغش نروند. این در حالی است که در بین همین نسل، بیشترین نرخ اضطراب و افسردگی و افکار خودکشی گزارش می‌شود. 🔴 نسل‌ زد ترجیح می‌دهد درد و رنج‌هایش را به‌صورت آنلاین در قالب اعترافات، میم‌ها و ترندهای پربازدید ابراز کند، ولی سراغ روان‌درمانی که برای نسل‌های پیشین حکم پناهگاه را داشت، نرود. اما عاقبت این روی‌گردانی چیست؟ 🔴 تناقض اینجاست که این نسل، بیش از هر نسل دیگری، بر «زبان روان‌درمانی» مسلط است و از اصطلاحات آن استفاده می‌کند: نسل‌ زدی‌ها «مرز»هایشان را می‌شناسند، «واکنش‌هایشان به تروما» را می‌دانند، نشانه‌های ای‌دی‌اچ‌دی را از حفظ‌اند، اما به روان‌درمانگران اعتماد نمی‌کنند. به‌جایش راه تازه‌ای برای تخلیۀ هیجان پیدا کرده‌اند. چیزی که خودشان نامش را «از پا درآمدن» گذاشته‌اند. منظور از این تعبیر، ویدئو‌هایی است که برای تیک‌تاک یا اینستاگرام ساخته می‌شوند و در آن فرد، لحظۀ فروپاشی روانی‌اش را به تصویر می‌کشد - جلوی آیینه، توی ماشین یا هر جای دیگر. 🔴 این نوع تخلیۀ روانیِ نمایشی امن و تحت کنترلِ کامل خود فرد است. بااین‌حال روشن نیست که واقعاً چقدر کمک‌کننده است. چرا که علی‌رغم همۀ این‌ها آمار ناخشنودی‌های روانی دائماً در حال افزایش کند. 🔴 مت هاسی، تراپیست بریتانیایی، می‌گوید: نسل زد به روان‌درمانی بی‌اعتماد است، همانطور که به همۀ نهادهای اجتماعی دیگر، از جمله دولت بی‌اعتماد است. از طرف دیگر، نحوۀ بیانِ «درد روانی» در میان نسل‌زدی‌ها متفاوت است. آن‌ها استاد روایت درد خود در فضای مجازی‌اند، اما از پاسخ به درخواست‌هایی مثل «از کودکی‌ات بگو» یا «چه احساسی بهش داری» طفره می‌رود. در نهایت، باید وفاداری عمیقی را در نظر گرفت که نسل زد به همسالان خود دارد. آن‌ها همۀ بزرگسالان -از جمله روان‌درمانگران- را غریبه می‌دانند، کسانی که درکی از احوالات آن‌ها ندارند. 📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «اشک‌هایت را بگذار برای استوری اینستاگرام» نوشتۀ مت هاسی است که در پروندۀ ویژۀ شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان آمده. این پرونده با همکاری «کانون اندیشۀ جوان» منتشر شده است. @tarjomaanweb

🎯 یک استارتاپ می‌خواهد نور خورشید را کم کند 🔴 سی‌و‌پنج سال پیش، در روزهای ابتدایی ماه آوریل، بخارهایی از بخش شمالی کوه پیناتوبو در فیلیپین بیرون زد. اندک اندک در جاهای دیگری از دامنۀ کوه هم نشت گازهای داغ دیده شد. زمین‌شناسا ن احتمال می‌دادند این آتشفشان مشهور آمادۀ فوران باشد. اما کسی انتظار آنچه در ۱۲ ژوئن رخ داد را نداشت: پیناتوبو منفجر شد. ستون عظیمی از خاکستر به ارتفاع نوزده کیلومتر به آسمان رفت و یکی از بزرگترین فوران‌های آتشفشانی در قرن بیستم آغاز شد. فعالیت‌های آتشفشانی تا چندین روز ادامه یافت و گدازه تا دویست‌کیلومتر آنسوتر جاری گردید. 🔴 فوران پیناتوبو میلیون‌ها تُن دی‌اکسید گوگرد به استراتوسفر فرستاد. این گاز در اتمسفر واکنش داد و به قطراتی تبدیل شد که نور خورشید را می‌پراکند و سیارۀ زمین نور کمتری دریافت می‌کرد. در نتیجۀ این فوران دمای زمین یک درجۀ فارنهایت کاهش یافت. 🔴 حالا که دمای سیارۀ زمین سال به سال رکورد جدیدی می‌زند، «استارداست»، استارتاپ کوچکی با جاه‌طلبی‌های بزرگ، قصد دارد نسخه‌ای مصنوعی و کنترل‌شده از فوران‌های آتشفشانی را، برای خنک‌کردن سیاره، به بازار عرضه کند. این شرکت در حال توسعهٔ ذراتی بسیار بازتابنده است که می‌توان آن‌ها را بالای ابرها پخش کرد تا در هوا به‌صورت آینه‌گون معلق بمانند و به مقابله با گرم‌شدن جهانی کمک کنند. اگرچه این ایده سابقه‌ای چنددهه‌ای دارد، اما استارداست حالا گامی بزرگ به پیش برداشته است. 🔴 از دهۀ ۱۹۹۰ تاکنون، پیمان‌ها و معاهدات جهانی برای پیشگیری از بحران‌های اقلیمی، یکی پس از دیگری شکست خورده است و در این وضعیت، خیلی‌ها طرفدار طرح‌های «مهندسی آب‌و‌هوا» شده‌اند. 🔴 طرفداران تحقیق در این حوزه می‌گویند حالا که تلاش‌ها برای مهار گرم‌شدن زمین به جایی نرسیده، بشر ناچار است همۀ گزینه‌ها را روی میز بگذارد. دو اقلیم‌شناس در یادداشتی تازه در تایمز نوشتند «اگر بازتاب نور خورشید بتواند جان انسان‌ها را نجات دهد و از محیط‌زیست محافظت کند، دست‌کم آن‌قدر اهمیت دارد که درباره‌اش گفت‌وگو کنیم». اما از طرف دیگر، استدلال‌های مخالفانِ مهندسی آب‌و‌هوا هم چندان غیرمنطقی نیستند. آن‌ها می‌پرسند از کجا معلوم پیامدهای پیش‌بینی‌نشدۀ چنین طرح‌هایی هم جان میلیون‌ها انسان را به خطر نیاندازد؟ 🔴 چون پای جان انسان‌هایی از سراسر زمین مطرح است، باید پیش از اجرای چنین طرح‌هایی، توافقی جامع میان کشورها ایجاد شود. اما با چه سازوکاری؟ و با چه تضمینی؟ اگر ابرقدرت‌ها ناگهان پا پس بکشند، بقیه چه می‌توانند بکنند؟ 🔴 به‌علاوه، یکی دیگر از جنبه‌های منفی مهندسی آب‌وهوا این است که اگر یک‌ بار به کار گرفته شود، ناچار باید برای مدت بسیار طولانی ادامه پیدا کند. وقتی ذرات بازتابنده برای اولین‌بار در جو پخش شوند، باید دائماً جایگزین شوند. چون اگر این جایگزینی متوقف شود، دما ناگهان اوج می‌گیرد، چشم‌اندازی که اکنون با عنوان «جهش دماییِ پس از توقف» شناخته می‌شود. همۀ این‌ها باعث می‌شود نتوان با خیال راحت به استقبال این دست تکنولوژی‌ها رفت. مهندسی آب‌و‌هوا راه‌حل تغییرات آب‌و‌هوایی نیست، چون در نهایت نوعی تسکین‌دهنده است. 📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «یک استارتاپ می‌خواهد نور خورشید را کم کند» است که در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. @tarjomaanweb 👇

📌 همراهان گرامی ترجمان 🔴 متأسفانه سایت فروشگاه، به دلیل اختلال فنی، موقتاً از دسترس خارج شده است. می‌کوشیم تا در کوتاه‌ترین
📌 همراهان گرامی ترجمان 🔴 متأسفانه سایت فروشگاه، به دلیل اختلال فنی، موقتاً از دسترس خارج شده است. می‌کوشیم تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن مشکل را برطرف کنیم.   🔴 تا زمان رفع مشکل، لطفاً سفارش‌های خود را از طریق پیام در بله، تلگرام، اینستاگرام، و یا به‌صورت تلفنی ثبت کنید: 🎯 بله: tarjomaaan@ 🎯 تلگرام: tarjomaaan@ 🎯 اینستاگرام: tarjomaanpub 📞 شماره تماس: 81640241-021   از شکیبایی و همراهی شما سپاسگزاریم.

🎯 نسل‌گوست‌شده 📌 هیچ نسلی به‌اندازۀ نسل زِد «نه» نشنیده است 🔴 در مدرسه به شما می‌گویند شما بهترینید و اگر سخت‌کوش باشید، دروازه‌های جهان به رویتان باز خواهد شد. اما وقتی بزرگتر می‌شوید، همه‌چیز رنگ می‌بازد. در دانشگاهی که دوست دارید، پذیرفته نمی‌شوید. با آدم‌ها وارد رابطه می‌شوید، اما سر هیچ‌و‌پوچ، همه‌جا بلاکتان می‌کنند و می‌روند. هرجا درخواست کار می‌کنید، «نه» می‌شنوید و وقتی با هزار بدبختی جایی استخدام می‌شوید، کارتان آن چیزی نیست که می‌خواستید. جوانان امروزی، با شدتی بی‌سابقه، ناکام می‌شوند. این‌همه «نشدن» و «نه شنیدن»، روحیۀ ویژه‌ای در آن‌ها به وجود آورده است. 🔴 هر نسلی معتقد است بدترین قرعه به نام خودش افتاده. ولی نسل‌زدی‌ها در موقعیت بغرنجی قرار گرفته‌اند؛ از یک سو به‌واسطۀ فناوری دسترسی بی‌سابقه‌ای به فرصت‌ها دارند، و از سوی دیگر به‌طرز بی‌سابقه‌ای جواب‌های سربالا می‌شنوند. آن‌ها هیچ‌گاه تا این حد به «بله»های احتمالی دسترسی نداشته‌اند. ولی در هیچ دوره‌ای هم این‌قدر «نه» نشنیده‌اند. 🔴 در حوزۀ روابط عاطفی، امروزه جوانان حدود ده سالِ پیش از ازدواج را به قرار و رابطه می‌گذرانند؛ میانگین سن ازدواج برای مردان ۳۱.۱ و برای زنان ۲۹.۲ سال است. در این ده سال، جوانان بیش از هر دورۀ دیگری به شریک‌های عاطفی بالقوه دسترسی دارند، ولی این دوره مملو از سرخوردگی‌ها و بلاتکلیفی‌های بی‌پایان و صدالبته فضای جهنمیِ رابطه‌های ناموفق است. آدم‌ها میان «سیچویشن‌شیب‌ها»، «کراش‌ها» و «ردفلگ‌ها» و «گرین‌فلگ‌ها» دست و پا می‌زنند تا شاید عشقِ واقعی‌شان را پیدا کنند، اما اغلب چیزی گیرشان نمی‌آید. 🔴 جف گوئنتر، درمانگر متخصص نوجوانان، می‌گوید: «جوانان امروزی خیلی سریع قید رابطه را می‌زنند، چون می‌دانند افراد بی‌شماری وجود دارند که فقط با یک کلیک می‌توان سراغشان رفت.» اما این فضا لزوماً مثبت نیست. انگار نوعی بی‌حسی فراگیر است، نوعی بیگانگی با احساسات که در آن بود و نبود آدم‌ها فرقی ندارد. 🔴 در حوزۀ تحصیل هم شرایط خوب نیست. از سویی جوانان فرصت‌های آموزشی بی‌شماری در اختیار دارند، در داخل و خارج از کشور، در حوزۀ آموزش‌های رسمی دانشگاهی، یا بیرون از دانشگاه. اما درعین‌حال، معلمان و استادان دائماً از بی‌علاقگی و بی‌توجهی جوانان شکایت می‌کنند. ناتالی بوکوالد، روان‌شناس و مشاور آموزشی، می‌گوید: امروزه کمتر جوانی را پیدا می‌کنید که از پذیرفته‌نشدن در دانشگاه دلخواهش ماتم بگیرد. بیشتر اوقات، وقتی با آن‌ها حرف می‌زنی می‌گویند: «فقط درخواست داده بودم، انتظار نداشتم پذیرفته شوم، برایم اهمیت چندانی هم نداشت». 🔴 در حوزۀ کار، وضعیت «نه شنیدن» از همه بدتر است. جوانان امروزی با استفاده از برنامک‌های کاریابی، در فقط یک روز، آنقدر برای جاهای مختلف رزومه می‌فرستند که نسل‌های قبلی، در طول عمر کاری‌شان نمی‌فرستادند. 🔴 کریستوفر، جوان ۲۴‌ ساله‌ای که دلیا کای، روزنامه‌نگار و مشاور کسب‌و‌کار، با او مصاحبه کرد، گفت: در طول یک‌سال برای بیش از ۶۰۰ موقعیت شغلی در حوزۀ مالی و بازاریابی درخواست فرستاده، تا بالاخره توانسته است یک جا مشغول به کار شود. این ردشدن‌ها هم پیامدهایی عملی دارند و هم بر باورهای افراد تأثیر می‌گذارند. وقتی اعضای یک نسل به‌صورت جمعی طعم این تجربیات را بچشند، شخصیتشان بر اساس آن شکل می‌گیرد. حتماً شنیده‌اید که می‌گویند «نسل‌زدی‌ها به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دهند» شاید دلیلش این است که اگر اهمیت بدهند، نابود می‌شوند. 🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «هیچ نسلی به اندازۀ نسل زد گوست نشده است» است که در پروندۀ شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان آمده. این پرونده با همکاری «کانون اندیشۀ جوان» منتشر شده است. @tarjomaanweb

. 🎯 بستن تنگۀ هرمز شاید یکی از مهم‌ترین رویدادهای ژئوپلیتیکی قرن بیست‌و‌یکم باشد 🔴 بسته‌شدن یک آبراهه راهبردی به دستِ کشوری تحت محاصره، از نادرترین و درعین‌حال سرنوشت‌سازترین رویدادها در تاریخ اقتصاد جهانی به‌شمار می‌رود. در دوران پس از جنگ جهانی دوم، این اتفاق تنها دو بار رخ داده است. در سال ۱۹۵۶، مصر کانال سوئز را به‌مدت پنج ماه بست و با این‌کار امپراتوری استعماری عظیم بریتانیا را به زانو درآورد. این رخداد برای نخستین‌بار نشان داد که یک کشور کوچک نیز می‌تواند به نظم اقتصادی‌ای که جهان را زیر سلطه درآورده، آسیب جدی وارد کند. 🔴 اکنون نیز ایران تنگه هرمز را، که یک‌چهارم نفت دریابرد جهان از آن عبور می‌کند، به محاصره درآورده است. پرسش این است که آیا این بحران، نوید پایان هژمونی آمریکا را می‌دهد؟ پس از آن چه خواهد شد؟ 🔴 جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بیش از سه هزار کشتی را در خلیج فارس زمین‌گیر کرده و جهان را با کمبود روزانه بیش از ۱۱ میلیون بشکه نفت روبه‌رو ساخته است. زنجیره‌های تأمین مبتنی بر هیدروکربن مختل شده‌اند: نه‌فقط صادرات نفت و گاز، بلکه عرضه اوره مورد استفاده در کودهای شیمیایی، هلیوم مورد نیاز صنایع نیمه‌رسانا، و گوگرد لازم برای تجهیزات دفاعی نیز آسیب دیده‌اند. ایران که سال‌ها زیر فشار تحریم‌های غرب بوده، اکنون دارد با همان سلاح‌های اقتصادی انتقام می‌گیرد. 🔴 پیامدها ویرانگر و زنجیره‌وارند. در نیمکره شمالی، درست در زمانی که کشاورزان برای کشت بهاره آماده می‌شوند، کود شیمیایی رو به اتمام است. مصر و سریلانکا برای سهمیه‌بندی مصرف نفت، سیاست دورکاری را اجرا کرده‌اند. در قاهره، به مغازه‌ها و رستوران‌ها دستور داده شده ساعت ۹ شب تعطیل کنند. در بریتانیا، که واردکننده بزرگ انرژی است، بازده اوراق قرضه دولتی به سطوحی رسیده که از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ دیده نشده بود. و پیش‌بینی می‌شود نرخ تورم در ایالات متحده، که بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت و گاز جهان است، ۴ درصد فراتر رود. 🔴 بحران هرمز، همان‌قدر که یک رویارویی ژئوپولیتیکی است، آزمونی برای نظام مالی جهانی نیز به‌شمار می‌رود. این بحران ممکن است به سلطه دلار آمریکا، هم به‌عنوان ارز ذخیره جهانی و هم معیار همگانی ارزش، پایان دهد؛ جایگاهی که هفت دهه ستون هژمونی آمریکا بوده است. در این دوره، دلار هم مبنای قیمت‌گذاری بین‌المللی نفت خام بوده و هم پشتوانه عمده بدهی جهانی. در سال‌های اخیر، افزایش قیمت انرژی معمولاً موجب تقویت دلار شده، ثروت را به آمریکا آورده و زیان را به کشورهایی فرستاده که از قبل، بیشترین آسیب‌ها را دیده بودند. 🔴 هرمز به معنای پایان رقصِ مرگِ «نفت و دلار» نیست؛ ساختاری که همواره آمیزه‌ای انفجاری از قدرت و بی‌ثباتی بوده است. اما این بحران نشان می‌دهد که گذار هژمونیک، احتمالاً با چه دگرگونی‌های ساختاری‌ای رخ خواهد داد. 🔴 هژمونی آمریکا پیش از بحران هرمز نیز در حال فرسایش بود. عوامل این روند متعددند: نارضایتی فزاینده از سلطه دلار، ظهور چین به‌عنوان رقیبی قدرتمند، تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی، و افزایش قدرت ژئوپولیتیکی در جنوب جهانی. هرمز هم شکنندگی نظام سوخت فسیلی را آشکار کرد و هم محدودیت‌های قدرت آمریکا را. واشنگتن دیگر نه به‌نظر می‌رسد قادر باشد جنگ‌هایی را که آغاز می‌کند ببرد، و نه بتواند پیامدهای اقتصادی بی‌ملاحظگی‌هایش را مدیریت کند. 🔴 با این حال، ساده‌لوحانه خواهد بود اگر انتظار داشته باشیم قدرت آمریکا ناگهان فروبپاشد و فضایی خالی برای چیزی بهتر باز شود. محتمل‌تر آن است که قدرت آمریکا به‌آرامی فرسوده شود، در حالی که می‌کوشد از طریق خشونت و اجبار اقتصادی، مانع شکل‌گیری نظم بین‌المللی تازه گردد. غزه، لبنان و ایران گواهی هستند بر اینکه ماشین جنگی ایالات متحده چگونه وقتی از به‌وجودآوردن نظمی تازه ناتوان است، دست به هر کاری می‌زند تا از ایجاد نظمی بدیل نیز جلوگیری کند. فرو رفتن در این نقش مخرب و واکنشی، تصورِ افول هژمونی آمریکا را منطقی‌تر از همیشه کرده است. 📌 آنچه خواندید مروری است بر مطلب «The Reckoning» نوشته مونا علی در وب‌سایت اکوئیتور. مونا علی استاد اقتصاد دانشگاه ایالتی نیویورک در آمریکاست. @tarjomaanweb

🎯 ممکن است هوش مصنوعی به زودی منسوخ شود 🔴 برنامه‌نویسان، مدیران سیلیکون‌ولی و سرمایه‌داران وال‌استریت، طوری دربارۀ هوش مصنوعی حرف می‌زنند که گویی هدیه‌ای الهی است که آمده تا همۀ مشکلات را حل‌و‌فصل کند. اما برخلاف آن‌ها، نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد که مردم معمولی چندان دلِ خوشی از هوش مصنوعی ندارند. برای مقایسه، می‌توانیم شرایط امروز را با روزگاری مقایسه کنیم که رایانۀ شخصی و اینترنت در حال حضور بود. تحقیقی در سال ۱۹۹۵ نشان داد که ۷۲ درصد پاسخ‌دهندگان با این فناوری‌ها احساس راحتی می‌کنند و تنها ۲۴ درصد احساسی ناخوشایند داشتند. حالا این نسبت‌ها برعکس است. 🔴 طبق نظرسنجی شبکۀ سی‌ان‌بی‌سی در تابستان سال ۲۰۲۵، فقط ۳۱ درصد از شرکت‌کنندگان با هوش مصنوعی احساس راحتی می‌کنند و ۶۸ درصد احساسی ناخوشایند دارند. چرا این‌همه تفاوت؟ 🔴 در عصر ظهور اینترنت نیز مثل امروز خوش‌بینی‌ها افراطی و پیش‌بینی‌های احمقانه کم نبود، اما نوعی حس ماجراجویی عمومی نیز در اوج بود. جوانان مستعد دانشگاه را رها می‌کردند تا کسب‌و‌کار اینترنتی خودشان راه بیاندازند. اما هوش مصنوعی گویی فقط برای ابرثروتمندان و غول‌هایی جذاب است که مالک مدل‌های هوش مصنوعی‌اند. در مقابل، مردم عادی نگران آنند که دیر یا زود، هوش مصنوعی شغلشان را از چنگشان بیرون خواهد آورد. در واقع، اخراج وسیع کارمندان در شرکت‌های سیلیکون‌ولی هشداری است برای بقیه. 🔴 هوش مصنوعی حتی اگر مستقیماً شغل شما را تهدید نکند، می‌تواند آزاردهنده باشد؛ درست مثل مرزهای خارج از کنترل که حتی کسانی را هم که از مهاجرت غیرقانونی متضرر نمی‌شوند نگران می‌کند. هر دو حس کنترل را از شما می‌گیرند. 🔴 از سوی دیگر، ترس از هوش مصنوعی فقط یک تکه‌گوشت در سوپِ بی‌اعتمادی و دلخوری‌ای است که مدت‌هاست در حال جوشیدن بوده است. مردم همیشه نسبت به فناوری احساساتی دوگانه داشته‌اند. راحتی و امکانات آن را دوست دارند، اما نگران هزینه‌هایش هستند: حریم خصوصی، سلامت روان، انسجام اجتماعی. از این نظر، هوش مصنوعی تفاوتی با کامپیوترهای شخصی، اینترنت یا شبکه‌های اجتماعی ندارد. سرنوشت اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، نگرانی‌ها را دوچندان نیز کرده است. از کجا معلوم که این فناوری جدید به دشمن ما تبدیل نشود؟ 🔴 فقط پتانسیل هوش مصنوعی در نابود‌کردن شغل‌ها نیست که آزاردهنده است. خود فناوری آن نیز قابل درک نیست. حتی کسانی که مدل‌ها را ساخته‌اند دقیقاً نمی‌دانند چرا مدل‌ها آن کارها را انجام می‌دهند. 🔴 به همین دلیل است که بسیاری از جوانان بین هوش مصنوعی و سایر فناوری‌ها تفاوت می‌گذارند. دانشجویی می‌گوید: «آیفونم را دوست دارم. بازی کامپیوتری دوست دارم. عاشق اینترنت هستم. هر سؤالی داشته باشم از گوگل می‌پرسم»، اما هوش مصنوعی فرق دارد. «آیا آدم‌های شرور می‌توانند هوش مصنوعی را طوری تربیت کنند که جواب دلخواهشان را بدهد؟ معلوم نیست». هرچه دانشجویانش بیشتر دربارۀ هوش مصنوعی یاد می‌گیرند، احساس ناامنی و نگرانی‌شان بیشتر می‌شود. 🔴 آیا احساسات عمومی دربارۀ این فناوریِ درحالِ ظهور مهم است؟ بله. اجازه بدهید یک مقایسۀ دیگر انجام دهیم: انرژی هسته‌ای روزی همان پتانسیلی را داشت که امروز هوش مصنوعی نوید می‌دهد. اما مردم هیچ‌گاه با فناوری‌ای که می‌توانست بشریت را نابود کند احساس آرامش و امنیت نکردند. مردم هیچگاه با ساختن رآکتورهای اتمی در نزدیکی محل زندگی‌شان موافق نبودند. هیچ‌وقت نتوانستند به آن اعتماد کنند و مخالفت‌ها آنقدر گسترش یافت که بسیاری از برنامه‌های ساخت رآکتور تعطیل شد. ممکن است هوش مصنوعی سرنوشت مشابهی داشته باشد؟ 📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «هوش مصنوعی احتمالاً بزرگ‌ترین تحول فناورانۀ چند نسل گذشته باشد، و ناخوشایندترینِ آن‌ها» در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید. 🔗 tarjomaan.com/shop @tarjomaanweb

🔵 نمایشگاه مجازی کتاب تا ۴ خرداد ۱۴۰۵ تمدید شد. 📚 کتاب‌های ترجمان را در نمایشگاه مجازی با تخفیف ویژه خریداری کنید. 🔹 در هر
🔵 نمایشگاه مجازی کتاب تا ۴ خرداد ۱۴۰۵ تمدید شد. 📚 کتاب‌های ترجمان را در نمایشگاه مجازی با تخفیف ویژه خریداری کنید. 🔹 در هر ساعت از شبانه‌روز می‌توانید به سایت https://book.icfi.ir بروید و کتاب‌های ترجمان را با ۱۵ تا ۲۵ درصد تخفیف و ارسال رایگان (تا ۲ بسته) تهیه کنید. 🔹 تعدادی از کتاب‌های نسخهٔ الکترونیکی هم دارند و با ۲۵ درصد تخفیف و قیمتی بسیار مناسب قابل تهیه‌اند. 🔔 بسیاری از کتاب‌ها با قیمت قدیمی به فروش می‌رسند. 📌 وارد سایت https://book.icfi.ir شوید؛ در کادر جست‌وجو نام کتاب را بنویسید، یا در جست‌وجوی پیشرفته و در قسمت ناشر، ترجمان را بیابید. @tarjomaanweb

🎯 این روزها پیام اصلی خودیاری این است: بی‌ملاحظه باشید 🔴 اخیراً توصیه‌های تازه‌ای بر فهرست کتاب‌های پرفروشِ خودیاری چیره شده است. عناوینی مانند «شجاعتِ مطلوب‌نبودن» و «مرزها را تعیین کنید تا به آرامش برسید» به خواننده می‌گویند: از ناامیدکردن دیگران نترس، به تماس‌های دوستان کلافه‌کننده پاسخ نده و نگران نباش اگر در نقش «آدمِ بدِ ماجرا» دیده شوی. ماجرا وقتی نگران‌کننده‌تر می‌شود که فهرست پرفروش‌ها را، آن‌طور که بعضی مورخان گفته‌اند، آینهٔ حال‌وهوای اجتماعی بدانیم. 🔴 برای مثال، کتاب همیشه‌محبوبِ دیل کارنگی، «آیین دوست‌یابی»، در ۱۹۳۶ منتشر شد؛ همان زمانی که خوانندگان هنوز با خاطرهٔ صف‌های نان دست‌به‌گریبان بودند. نرخ بیکاری بالا بود، و امنیت مالی دست‌نیافتنی. 🔴 کارنگی در «آیین دوست‌یابی» وعده می‌داد مردان بزرگ تاریخ با فرمولی ساده به موفقیت رسیده‌اند؛ فرمولی که در دسترس همه است: از مردم دلجویی کنید، دیگران را تحسین کنید، و لبخند بزنید. کتاب او بی‌درنگ موفق شد و به دست مخاطبانی رسید که خود را بداقبال می‌دیدند و از فرمولی برای رسیدن به موفقیت و ثروت، که هم سِرّی بود و هم تکرارشدنی، استقبال کردند. 🔴 سی سال بعد، که بافت اجتماعی از هم‌گسیخته به نظر می‌رسید، نگاه‌ها به نوع تازه‌ای از مانیفست‌های خودیاری معطوف شد. در دوران افزایش ترک‌تحصیل و طلاق، مردم خودیاری‌هایی را دوست داشتند که خانواده را می‌ستود و خاطره‌ای شیرین و آرمانی از شکل قدیمی آن ارائه می‌کرد. «دیر اَبی» و «اَن لندرز» دو خواهر بودند که نوشته‌هایشان در مجلات آمریکایی آن دوران، دست به دست می‌شد. 🔴 هر دوره نسخهٔ خاص خود از «خودیابی» را می‌سازد که به پرسش‌های برخاسته از زمانه پاسخ دهد. در فضای پرتعارض امروز، پیام اصلی خودیاری این است: بازگشت به درون ایرادی ندارد، حتی اگر به بی‌اعتنایی به دیگران بینجامد. 🔴 این پیام درست در زمانه‌ای رواج یافته که هر بار به گوشی نگاه کنید، تصویری تکان‌دهنده از فاجعه‌ای تازه پیش چشم‌تان ظاهر می‌شود. و سرانجام، پیامِ مسلطِ زمانۀ ما چنین است: «ایرادی ندارد کمی بی‌ملاحظه باشید». بنابراین جای تعجب ندارد که لحنِ برخی کتاب‌های خودیاری را در پادکست‌های متمایل به راست می‌شنویم؛ جایی که میزبان‌ها با تمرکز وسواس‌گونه بر خودبهسازی و دقیق‌شدن بر مسائلی مانند خوراک و خواب، نگاه را دوباره به درون معطوف می‌کنند. 🔴 اینفلوئنسرهای «منوسفر» مخاطبانشان را به وزنه‌زدن و مصرف مکمل کراتین ترغیب می‌کنند، و در سوی دیگر، میزبان‌های «وومنوسفر» به طرفدارانشان توصیه می‌کنند پروتئین بیشتری مصرف کنند و استرس را کنار بگذارند تا باروری‌شان افزایش یابد. چنین پیام‌رسانی‌ای میان توصیه و سیاست لغزنده است؛ نکته‌های سادهٔ تناسب‌اندام به اعلام حمایت انتخاباتی بدل می‌شود و توصیه‌های غذایی به تک‌گویی‌هایی علیه فمینیسم. این لغزندگی‌ها به ما یادآوری می‌کند که خودیاری همواره رگه‌هایی پنهان از سیاست داشته است. 📌آنچه خواندید برگرفته از گزارش «خودیاری به همه یاد می‌دهد بی‌ملاحظه باشند» است که در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید. 🔗 tarjomaan.com/shop 🔗 https://zaya.io/2mdm5 @tarjomaanweb

. 📣 به همت کتابفروشی راوی، رویداد "راوی اول شخص" در روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه (سی ادیبهشت تا اول خرداد) در حیات این کتابفروشی برگزار می‌شود. 📚 در این رویداد می‌توانید کتاب‌های منتخبی از ناشرین را با تخفیف خریداری کنید. 📌 ترجمان علوم انسانی نیز در این رویداد شرکت کرده است. منتظر دیدار شما هستیم. 🔸 آدرس: خیابان ولیعصر، بعد از باغ فردوس، کوچه کیارستمی، بن‌بست دلبر، کتابفروشی راوی ⏰ ساعت: ۱۶ تا ۲۲ @tarjomaanweb