2 959
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
2 959
آدم هیچوقت نباید بگه “صد سال سیاه همچین کاری رو نمیکنم.”
چون سیاهی سالها که به آدم فشار بیاره خیلی کارارو میکنه.
2 959
حتی شروع کننده های خوبی هم نیستیم؛اما بهترین رها کننده هاییم، چنان جدا میشیم از مسیر که انگار اصلا چیزی رو شروع نکردیم.
ما آدم های وسط راهیم
2 959
سه درس ساده ی مهمی که از تماشای روابط انسانی موفق اطرافم یاد گرفته ام:
☝🏻 هیچ قصه ی عاشقانه بزرگ بادوامی وجود ندارد. استمرار فرزند درک متقابل است و نه یک شعله ی اولیه ی بزرگ. و عشق یعنی مراقبت کردن از آرامش.
☝🏻 اگر بپذیرم بی نقص نیستم، و اگر به نقص ها و تاریکیهای وجودم نفرت نورزم، می آموزم دیگری را چنان که هست و با خیر و شر همزمانش بپذیرم یا نپذیرم، و تقلای بیهوده ویرایش رفتار یا گفتار دیگران را متوقف کنم.
☝🏻 یاد گرفتم در هر کشمکش ساده اگر به جای خودم حرف نزنم، تجربه های پیشین فرد روبرو به جای من با ذهن او سخن
خواهد گفت. جادوی مکالمه-البته با روح باز و بخشنده و پذیرای هر دو سمت گفتگو- بزرگترین راه گذر از گردنه های مهلک رابطه است.
همین.
حمید سلیمی
2 959
Repost from kamran
تا یکی مریض میشه، تا یکی از دنیا میره، تا یکی یه مشکلی براش پیش میاد، دوروبریهاش میگن «تازه بازنشست شده بود میخواست به زندگیش برسه!» یا «تازه خونه خریده بود!» یا «تازه داشت سروسامون میگرفت!» و جملاتی از این قبیل تا باهاشون درد رو تازه و جذاب نگه دارن. وقتی در طول عمر، از کودکی تا بزرگسالی این جملهها رو بشنویم، ناخودآگاه به این باور میرسیم که از یه جایی به بعد باید زندگی خوب شه. دغدغهها آروم شه. اوضاع سروسامون بگیره و یه جور آرامش مطلق به روزهامون حاکم شه که حالا بعد یه مشکل اساسی بزنه نابودش کنه تا در موردمون بگن «طفلی تازه داشت زندگی میکرد!»
ولی واقعیت اینه که معمولاً از جایی حوالی ۲۰ سالگی به بعد، زندگی ملغمهای میشه از چالشهای عاطفی، مالی، خانوادگی، اجتماعی و جسمی. هرچی هم جلوتر بری نه تنها حل نمیشن بلکه فقط تغییرشکل میدن و تا آخر عمر کنارت میمونن. زندگی دقیقا همینه. منتظر یه روز خوب نباشید.
نمیدونم چرا گاهی اِنّ مَعَ العُسْرِ یسْراً رو معنی میکنن: «پس از» سختی، آسانی است.
من از همون دوره راهنمایی یادم مونده «مع» یعنی به همراه.
همراه سختی، آسونیه.
زندگی مفهوم ملسی داره.
«سپهر»
2 959
حس آدمی رو دارم که توی کلبهست، ولی بیرون باد و بورانه، یه فنجون چایی دستشه و میگه هوا چقد خرابه.
+همینقدر از درون آرومم.
2 959
زندگی من بدون تو، میشه یه مجموعهی کامل از درد و شکست و تنهایی؛ هیچکس نیست که صبح که بیدار میشم پروفایلشو چک کنم و نگران بیدار شدنش باشم، که برم دردامو براش بگم و نگران قضاوت شدن نباشم، که باهاش مسخره بازی دربیارم و بخندیم به ترک دیوار حتی، که براش با قیافهی زشت و بیرنگ و روح ویدئو مسیج بفرستم، که نگران از دست دادنش نباشم، که کنارش از خودم بودن نترسم، که بهم حس خوب بده و توی تمام سختیها کنارم باشه، که وقتی حالم بده در حالیکه خستهس بیدار بمونه و بخندونتم، که وقتی مینویسم "هیچکسو ندارم" اسم و چهره و خندهها و نگاهش تو سرم شکل بگیره؛ زندگی بدون تو، یعنی حذف یک دلیل برای زندگی کردن و ادامه دادن وسط قحطی دلیل!
همین😔
🎧@hamkam42
2 959
با پایان رسمی سال اول باید بگم که :
۱- هیچ چیز خانواده نمیشه.
۲- زندگی پیشبینی ناپذیره.
۳-زندگی هیچ چیز بهتون بدهکار نیست.
۴-همیشه رفتن از موندن راحتتره. موندن بهونهی قویتری میخواد.
۵-مهمترین چالش مهاجرت ساختن یک کامیونیتی درست حسابیه.
۶- هیچ چیز خانواده نمیشه.
2 959
گفتم: "پس زخمهایمان چه؟"
گفت: دارم بخیه میزنم دیگه عزیزم.
گفتم: نه دکتر! الان باید میگفتید "نور از محل آنها وارد میشود".
گفت: اگه نور از محل زخمها وارد میشد همهی آدمای دنیا نورافکن بودن. واللا تا اونجایی که من دیدم، از زخم فقط عفونت و تروما وارد میشه.
گفتم: پس نور از کجا وارد میشه؟
گفت: من خیلی عمر کردم. خیلی هم به آدما دقت کردم. بهنظرم نور فقط از شادمانی وارد میشه. اصلا خودت تا حالا آدم شادِ غیرنورانی دیدی؟
گفتم: خب با اینهمه زخم چجوری شاد باشیم؟
گفت: اونجاشو منم نمیدونم. قلق کارشونو نمیگن رِندهای زخمخوردهی شاد نورانی!... خب کار من تموم شد. پانسمانشو هر روز عوض کن. سهچهار روز حموم نرو. توو آینه به چشمات نگاه نکن. هفتهی آینده هم بیا زخمتو ببینم. الانم برو خوب شو و سعی کن حداقل از اونجاهایی که یهبار زخم خوردی دوباره زخم نخوری.
حمید باقرلو
🎧@hamkam42
2 959
Repost from kamran
۱۰+۱ فرمان
+ جنگیدن انگار بخشی از وجودمه، یه جا که یه چیزی که نمیشه باید بجنگم درستش کنم، ارزشش رو داره؟ نه خیلی اوقات.
+میانگین تاریخ انقضای آرزوهام چهار ساله، اگر شد خوشحال میشم، اگر نشه تو این مدت یه طوری دیگه نمیخوامش که اگر اتفاق بیفته ناراحت هم میشم.
+محترم رفتار کردن اصله، اینکه دوستش ندارم یا دوستم نداره مهم نیست. آدم نمیتونه به زور خودش رو توی دل کسی بشونه.
+هر نقطهای از شخصیتت که فکر میکنی خیلی درسته توسط آدمهای اطرافت که دوستشون داری تشدید میشه. وقتی بعد از مدتی میفهمی اشتباه میکردی، نمیدونی باید به خودت شک کنی یا روابطی که اینطور نیمهی تاریک وجودت رو تشدیدت میکردن.
+بر خلاف باور رایج، آدم اطرافیانش رو در شادیهاش میشناسه، کسی که دوستت داشته باشه واقعا از شاد بودنت شاد میشه. ادای آدم غمگین درآوردن رو تقریبا همه بلدن، اما یه حسود اصلا نمیتونه ادای شاد بودن رو وقتی شادی دربیاره.
+سکوت سلاح قویایه، وقتی خیلی چیزی نگی کسی نمیتونه به آرزوها و باورتهات حمله کنه، اینطوری نیاز نیست دائم بابت علایقت بجنگی.
+پشت وقایع طوفانی، اگر قشنگ صبر کنی برنده میشی. صبر پردهها رو کنار میزنه و خب یه جاهایی میبینی واقعا تو آدم بد ماجرا بودی نه قربانی.
+باید بذاریم روابطی رو که باید از دست برن از دست بره، تلاش بیهوده غم بعد از از دست دادن رو زیاد میکنه.
+محبت کلید انسانیت و ترمیم بشریته. هرجا تونستی کاری بکن. ولی یه تفاوت ظریف بین تونستن و به زحمت انداختن هست، دومی به توقعت از آدمها دامن میزنه و نقش اول نشخوار فکریت میشه. آدمها ارزش محبت دیدن دارن، اما همه ارزش محبتی که باهاش خودت رو به زحمت بندازی ندارن.
+انقدر از آدمها شاکی نباش، همهی ما در موقعیتهایی خود حیوانیم.
+معنویت خوبه، فقط یه روح قوی از پس یکسری چیزها بر میاد.
