en
Feedback
EUTHANAS

EUTHANAS

Open in Telegram

• من یک روانِ پاکم در هزار کالبد t.me/HidenChat_Bot?start=133467880 𓂀 @Pharida

Show more
2 606
Subscribers
No data24 hours
-457 days
-41430 days
Posts Archive
4_6046614749272085470.mp33.32 MB

photo content

یک ماه تنش، یک ماه فشار کاری و روانی، یک ماه بحران، یک ماه درماندگی و استیصال .. و این یک ماهِ لنتی ک انگار نمیخاس تموم بشه و تموم شد ! بعید میدیدم شیرین تموم بشه و خیلی شیرین تموم شد امروز ... کاملن در قالب آناکین بودم که ممکن بود به دارث ویدر مبدل بشم .. چلنج های جدید و پروژه های همزمان و بچه های جدید ... وضعیت شگفت انگیزی داشت فرزندِ من .. مث کُره اسبی ک پاش شکسته، می نالید .. و ماده اسبی ک بیخاب پاشو لیس میکشید .. لیس می کشید .....

یک ماه تنش، یک ماه فشار کاری و روانی، یک ماه بحران، یک ماه درماندگی و استیصال .. و این یک ماهِ لنتی ک انگار نمیخاس تموم بشه و تموم شد ! بعید میدیدم شیرین تموم بشه و خیلی شیرین تموم شد امروز ... چلنج های جدید و پروژه های همزمان و بچه های جدید ... وضعیت شگفت انگیزی داشت فرزندِ من .. مث کُره اسبی ک پاش شکسته، می نالید .. و ماده اسبی ک بیخاب پاشو لیس میکشید ..

یک ماه تنش، یک ماه فشار کاری و روانی، یک ماه بحران، یک ماه درماندگی و استیصال .. و این یک ماهِ لنتی ک انگار نمیخاس تموم بشه و تموم شد ! چلنج های جدید و پروژه های همزمان و بچه های جدید ... وضعیت شگفت انگیزی داشت فرزندِ من .. مث کُره اسبی ک پاش شکسته، می نالید .. و ماده اسبی ک بیخاب پاشو لیس میکشید ..

تاریکی شدیدی که گمان میکنم عمق زیادی داره، و مثل یک توده نرم و پف هر لحظه ممکنه خلسه وار هیکل آدمی رو در خود ببلعه .. سردی عجیبی درون این عُمق ترسناک وجود داره .. صدای سکوت اونقد سنگینه ک حتا صدای جریان خون توی رگهام شنیده میشه .. یک بخار غلیظ که به کُندی به قندیل تبدیل میشه و دوباره با انجماد یواش تَرَک میخوره و دود میشه .. درد وَ تاریکی .. دردو سرمای تیز .. و عمق طولانی باریکی ک هر آن هُول به دلم میندازه .. نرم و پف .. بدون هیچ ذهنیتی؛ درست وسط پیشانی، سوراخ تمیزی ذهنم رو با خودش به نقطه ایی میبره ک همه جا سفیده .. و خبری از تاریکی نیست .. و دلم به درد و غم خودش ادامه میده چون همونقد هولناکی در سفیدی مطلق هم سراسر وجودمُ گرفته ... دندونام و گوش راستم انگار که سلاخی بشن از مدار بدنم خارج میشن .. و عذاب میکشم .. + تا سه بشمُر ! - یک ... دو ... سه ... نور بنفش .. و آزاد سازی هیدروژن .. قطعن اینبار قلب؛ انتخاب نخاهم کرد ...

اینکه توی اوج فشردگی کاری و همزمانی چندتا پروژه و افتضاحی شرایط خستگی و ذهن های از کار افتاده، و مشکلات عجیب غریب ؛ یه نفر که به شدت خسته شده.. ازش یه کاری میخای انجام بده که حق داره حتا با مشت بکوبه توی صورتت ولی با لبخند میگه : چَشم ! از همه چیزی توی این دنیا قشنگتره ... قدر این آدما رو خیلی بدونید ..

یاد دارک بودن انیمه توکیوغول بخیر

تو فقط با من حرف بزن ازم تعریف کن ..

Twenty One Pilots - Stressed Out.flac23.58 MB

اتم‌های آهنِ موجود در مولکول هموگلوبینی که مسئول جابه‌جایی اکسیژن از ریه‌ها به نقاط دیگه بدن اند، همه‌شون یه روزی در قلب یه ستاره‌ی در حال مرگ تولید شده‌ن؛ و بعد از مرگ اون ستاره‌ی مادر، در کیهان پراکنده شدن و در به‌وجود اومدن  اجرام کیهانی سهمی به عهده گرفته‌ان... اتم‌های سبک‌تر از آهن نیز همین‌طور [ البته غیر از سنگ‌بنای طبیعت، هیدروژن ] ... اما اتم‌های سنگین‌تر از آهن، فقط در انفجارهای خیلی بزرگی که حاصل مرگ ستاره‌های فوق سنگین‌اند و می‌تونند انرژی لازم برای هم‌جوشی آن اتم‌ها را تامین کنند، به وجود می‌یان؛ در سوپرنواها... در واقع، قبل از ما، به عنوان موجودی که ترکیبی از اتم‌ها و مولکول‌های مختلف‌ایم، ستاره‌های زیادی مرگ‌های آهسته و کوچک و یا سوپرنواهای انفجاری و خیره کننده‌ای رو پشت سر گذاشتن.. که نهایتن فرصت برای در کنار هم قرار گرفتنِ اتم‌ها فراهم شده؛ اینهمه پروسه‌ی حماسی و بزرگ و پیچیده برای به وجود اومدنِ ما مسخره های تاپاله که حتا رفتار و اخلاق درست کنار هم زندگی کردن هم نداریم چه برسه تعالی و تکامل و این دست مباحث ... هووففف ..

اینو گزاشتم توی مسیر رفتن به مریخ گوش بدم

یهویی از یه خاب عمیق چشاتُ وا کُنی و فقط یه جاده تاریکِ بی انتها ببینی .. هرجا نگاه کنی فقط تاریکی مطلق ! و یهویی به خودت بیایی ببینی سوار یه ماشینی هستی ک داره با سرعت غیر مُجاز توی این جاده جولان میده .. قلبت بریزه، انگار ته دلت رَخت بشورن ...... تنها نوری ک می بینی نور چراغای ماشین توی عمقِ بینهایت جاده س .. یهویی از بدنت جدا میشی .. و از ماشین عقب میمونی .. ماشین با سرعت و با چراغ های محو دور میشه و تو کف جاده جا موندی ... این حسُ فقط اونایی میفهمنش ک از اتوبان کاشان رد شدن .. نیمه های شب ..

Plutôt qu’être seul, mieux vaut être mal accompagné ...

اینم یادگاری قشنگ پاییز چاهارصدو سه از دو سه تا فسقلی دهه هشتادی؛ که با سریال آرکین منو از خابزدگی نجات دادن ..

👾○ | ●👽 #R

درگیر مکانیسم های تکرار شونده برای بقای ژنهای محافظت شده در درونِ من دلیل یه چرخه مسخره شده .. تلاش و تامل رقت انگیز برای کنترل زمان .. حتا از مرحله جدی نگرفتن زندگی؛ نتونستم تا حدودی عبور کنم که دغدغه ی جدیدِ پیری زودرس سبب محکمی برای حال• بدیهای اخیرم شده .. قبل ازینکه خودم معین کنم ژنهای من پس از فنا شدنم کجا جایگیری بشن، پیری منو فرا میگیره و ضعیف و مغموم باید چرتکه معکوس بندازم ...

درگیر مکانیسم های تکرار شونده برای بقای ژنهای محافظت شده در درونِ من دلیل یه چرخه مسخره شده .. تلاش و تامل رقت انگیز برای کنترل زمان .. حتا از مرحله جدی نگرفتن زندگی؛ نتونستم تا حدودی عبور کنم که دغدغه ی جدیدِ پیری زودرس سبب محکمی برای حال• بدیهای اخیرم شده .. قبل ازینکه خودم معین کنم ژنهای من پس از فنا شدنم کجا جایگیری بشن، پیری منو فرا میگیره و ضعیف و مغموم باید چرتکه معکوس بندازم ...

Chris Rea - Curse of the Traveller (2019 Remaster).flac38.68 MB