PENELOPA
Open in Telegram
سرشت حقیقی روح، شکوفایی مستمر است تا حرکت خود را به سوی نواحی عظیم تری از آگاهی شخصی ادامه دهد. .
Show more452
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
452
Hay una vida escondida en tus pupilas
La que se asoma cuando miro y no me mira
Y hay en el cielo una estrellita que ilumina
No sé si es que es la oscuridad quien te domina
Cuídate, que yo no puedo hacerlo
Quédate, aunque el reloj se acerque al cero
Cuídate, aunque sea contra el viento
Que si no veo lo bonito que es tenerte, a lo mejor, me muero
La soledad se ha hecho hasta mi amiga
Ahora que se concentra en esta etapa de la vida
Pero aunque duela, aunque parezca que termina
Yo te quiero siempre, yo jamás te dejaría
Cuídate, que yo no puedo hacerlo
Quédate, aunque el reloj se acerque a cero
Cuídate, aunque sea contra el viento
Que si no veo lo bonito que es tenerte
A lo mejor me muero
Cuidame, que yo no puedo hacerlo
Piénsame, que vivo bajo el mismo cielo
Cuidame, que yo sola, reviento
Mírame, solo un último momento
@MENMETHOD
452
ای همه هستی، صدایم را بشنو، من به تو وابسته ام! به من قدرتی بده، تا بر روی خاک نرم راه بروم و چشم هایی تا ببینم و توانی تا درک کنم که مانند تو هستم، فقط با قدرت توست که می توانم در برابر توفان ها ایستادگی کنم.
گوزن سیاه
مرد مقدس اوکلالا سو
@MENMETHOD
452
"You must understand the whole of life, not just one little part of it. That is why you must read, that is why you must look at the skies. That is why you must sing and dance, and write poems, and suffer, and understand, for all that is life." ~ Jiddu Krishnamurti ~
452
" باید تمامی زندگی را بفهمی , نه فقط جزء کوچکی از او را . به این خاطر است که باید بخوانی , به این خاطر است که باید به آسمان نگاه کنی . به این خاطر است که باید آواز بخوانی و برقصی , و شعر بنویسی و رنج بکشی , و بفهمی , چراکه همه آن زندگی است.
"
جیدو کریشنامورتی
452
شکست عشقی اینقدر دردناکه ...!؟
در یک پژوهش بر استناد ؛ پژوهشگری به نام اتان کراس(Kross) از دانشگاه میشیگان رفت دنبال اینکه ببینه چرا وقتی دست رد به سینهمون میزنن، علاوه بر قلب درد، سرد درد دست درد، کمردرد و بدن درد هم میاد سراغمون ...!؟
واسه رسیدن به جواب دکتر کراس و همکارانش یه گروه از دختر و پسرهایی که اخیرا از یه رابطه عمیق عاطفی بیرون اومده بودن و معشوق سابق به نوعی اونها رو طرد کرده بود رو انتخاب کردن و ازشون خواستن که یه کم از عشق سابقشون حرف بزنن و اگر دارن یه عکسی ازش نشون گروه تحقیق بدن .
مرحله بعد قرار شد
اسکنهای مغزی(MRI) از این گروه از افراد گرفته بشه و بنا شد که لابهلای اسکن مغزی و نشون دادن چند تا عکس ؛ نیم نگاهی هم به عکس عشق سابقشون بندازن
و مروری داشته باشن رو این جریان
که؛ چی شد که اینطوری شد ..؟
حاصل از اسکنهای مغزی این افراد نشون میداد؛ وقتی که خاطرات مرتبط با طرد شدن توسط پارتنرمون تو سرمون مرور میشه، دقیقا همون بخشهایی از مغز فعال میشن که تو تجربه درد فیزیکی فعال میشن و همون حس و حالی رو به وجود میارن که تو زخمی شدن بخشی از بدن اون حس و حال به وجود میاد .
به بیان دیگه ؛
وقتی تو روابط دست رد به سینهمون میزنن و به نوعی طرد میشیم ؛مغز با تصور اینکه آسیب جسمی دیدیم ،
همون نقاطی رو فعال میکنه که اگه دست و پامون بشکنه فعال میشن و همون دردی رو به ما میده که جراحت بخشی از بدن ما اون درد رو به وجود میاره .
برخلاف درد فیزیکی که بالاخره بعد از مدتی از شدتش کم میشه، "درد پس زده شدن" بعد از یه مدت شدت میگیره. چرا! چون آستانه تحمل درد مغز پایین میاد و درد از یه ناحیه به نواحی دیگه نفوذ میکنه و اگر قبلا تو ناحیه اینسولای(insula) مغز بود، اینبار سینگولیت(cingulate) رو هم درگیر میکنه.
که بدن از حالت داغی دراومده و تازه سوالات مغز شروع شده؛ سوالاتی مثل؛
+ دیگه کسی پیدا میشه این مدلی دوستش داشته باشم
+ نکنه تا آخر عمر تنها بمونم
+ از کجا معلوم دوباره عشق رو تجربه کنم
+ اصلا من آدم دوست داشتنیای هستم
و دهها سوال بیجواب ...
مراقب باشین به کی دل میدین ...
