PENELOPA
Open in Telegram
سرشت حقیقی روح، شکوفایی مستمر است تا حرکت خود را به سوی نواحی عظیم تری از آگاهی شخصی ادامه دهد. .
Show more452
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
452
شکست عشقی اینقدر دردناکه ...!؟
در یک پژوهش بر استناد ؛ پژوهشگری به نام اتان کراس(Kross) از دانشگاه میشیگان رفت دنبال اینکه ببینه چرا وقتی دست رد به سینهمون میزنن، علاوه بر قلب درد، سرد درد دست درد، کمردرد و بدن درد هم میاد سراغمون ...!؟
واسه رسیدن به جواب دکتر کراس و همکارانش یه گروه از دختر و پسرهایی که اخیرا از یه رابطه عمیق عاطفی بیرون اومده بودن و معشوق سابق به نوعی اونها رو طرد کرده بود رو انتخاب کردن و ازشون خواستن که یه کم از عشق سابقشون حرف بزنن و اگر دارن یه عکسی ازش نشون گروه تحقیق بدن .
مرحله بعد قرار شد
اسکنهای مغزی(MRI) از این گروه از افراد گرفته بشه و بنا شد که لابهلای اسکن مغزی و نشون دادن چند تا عکس ؛ نیم نگاهی هم به عکس عشق سابقشون بندازن
و مروری داشته باشن رو این جریان
که؛ چی شد که اینطوری شد ..؟
حاصل از اسکنهای مغزی این افراد نشون میداد؛ وقتی که خاطرات مرتبط با طرد شدن توسط پارتنرمون تو سرمون مرور میشه، دقیقا همون بخشهایی از مغز فعال میشن که تو تجربه درد فیزیکی فعال میشن و همون حس و حالی رو به وجود میارن که تو زخمی شدن بخشی از بدن اون حس و حال به وجود میاد .
به بیان دیگه ؛
وقتی تو روابط دست رد به سینهمون میزنن و به نوعی طرد میشیم ؛مغز با تصور اینکه آسیب جسمی دیدیم ،
همون نقاطی رو فعال میکنه که اگه دست و پامون بشکنه فعال میشن و همون دردی رو به ما میده که جراحت بخشی از بدن ما اون درد رو به وجود میاره .
برخلاف درد فیزیکی که بالاخره بعد از مدتی از شدتش کم میشه، "درد پس زده شدن" بعد از یه مدت شدت میگیره. چرا! چون آستانه تحمل درد مغز پایین میاد و درد از یه ناحیه به نواحی دیگه نفوذ میکنه و اگر قبلا تو ناحیه اینسولای(insula) مغز بود، اینبار سینگولیت(cingulate) رو هم درگیر میکنه.
که بدن از حالت داغی دراومده و تازه سوالات مغز شروع شده؛ سوالاتی مثل؛
+ دیگه کسی پیدا میشه این مدلی دوستش داشته باشم
+ نکنه تا آخر عمر تنها بمونم
+ از کجا معلوم دوباره عشق رو تجربه کنم
+ اصلا من آدم دوست داشتنیای هستم
و دهها سوال بیجواب ...
مراقب باشین به کی دل میدین ...
452
بنا به دلایلی خودش نمی تواند مین را خنثی کند پس مجبور می شود چندین روز در انتظار نیروی کمکی باقی بماند.
اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر می شود و مرگ او حتمی خواهد بود.در عین حال خستگی بیش از حد ، گرمای روز ، سرمای شب ، بی خوابی ، تشنگی و گرسنگی او را
از پای درآورده است
در این حال و روز ؛ او به حالتی نیمه هوشیار فرو می رود و مدام خاطرات گذشته اش را مرور می کند.
در طی مرور این خاطرات ؛ بیننده متوجه می شود که قبل از این اتفاق ، این سرباز بارها و بارها بر روی مین های دیگری رفته و آنها را منهدم کرده است
مین ِ رابطه عاطفی با همسرش ، مینِ دعوا و نزاع با دوستان و همکارانش ، مینِ درگیری در کافه با غریبه ها و ...
در طول همه حوادث گذشته ، زمانی که پایش روی مین می رفته بلافاصله انفجار رخ می داده و همه چیز نابود می شده اما این مین در این بیابان او را وادار می کند ؛
تا کاری را انجام دهد که قبل از این انجام نمی داده است ، *مکث کردن* .
او چندین روز مکث می کند تا نیروهای کمکی برسند و مین را خنثی کنند.
مکثی طاقت فرسا و بسیار دشوار.
مین در بیابان ؛ استعاره ای است از مین هایی که او در روابط عاطفی ، خانوادگی ، اجتماعی و شغلی خودش منهدم کرده است
مکثِ چندین روزه در آن بیابان به او می آموزد که اگر فوراً و با عجله به آن حوادث و اتفاقات ؛ واکنشی که پیشتر آموخته است را نشان نمی داد ، زندگی بهتری را تجربه می کرد.
و به ما می آموزد که این مکث آگاهانه،
چیزی است که ما در این
زیستن شتابزده ، به شدت به آن نیاز داریم
واکنش های تند و سریع و اتوماتیک به شرایط و اتفاقات ؛ واکنشی ناآگاهانه از سوی فعالیت تله ها عقده ها و سایه های شخصیتی است
ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان می دهیم که در گذشته داشته ایم
ما به ناشناخته های امروز بر اساس شناخته های دیروز عکس العمل نشان می دهیم
مکث کردن در هنگام کنش ها و واکنش ها
می تواند افقی از
انتخاب های جدید را به روی ما بگشاید .
@MENMETHOD
452
در باب فیلم و روان درمانی ( روانشناسی)
فیلم سینمایی Mine داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت ، یکی از پاهایش روی مین می رود
اما او بلافاصله متوجه
می شود و پای خود را از روی مین
برنمی دارد به همین دلیل مین عمل نمی کند
452
30 Most Famous Classical Piano Pieces.
#Chopin, #Beethoven, #Debussy, #Satie, #Bach
سی قطعه از معروفترین قطعات پیانو کلاسیک
مخلوق و شعبدهی: #شوپن #بتهوون #دبوسی #ساتی #باخ
هزار بادهی ناخورده در رگ تاک است...
452
┄┅═┅⊰❀♡ 𝐇𝐔 ♡❀⊱┅═┅┄
سخت نگیرید عجله نداشته باشید، راه صحیح درون شماست.
#کانجور ص ۴۱
┄┅═┅⊰❀♡ 𝐇𝐔 ♡❀⊱┅═┅┄
452
مقدم بر هر چیزی «تجربه کننده» وجود دارد
چیزهایی در حال تجربه شدن هستند:
مجموعهای از: تصاویر، افکار، حواس، عواطف و احساسات، حسهایی از بدن.
چیزهایی که تجربه میشوند مدام تغییر میکنند.
چیزی که آنها را تجربه میکند همیشه ثابت است.
همیشه حی حاضر است
و همیشه مقدم بر آنهاست.
"من سرم درد میکند"
چیزی مقدم بر "سردرد" وجود داشت که آن را تجربه کرد.
آن پیش از سردرد حضور داشت. سردرد که ظاهر شد از آن آگاه شد، سردرد که برطرف شد نیز از برطرف شدنش آگاه شد و همچنان حضور دارد تا از چیز دیگری آگاه باشد.
"من بدبختم"
چیزی مقدم بر این فکر "من بدبختم" وجود داشت که آن را تجربه کرد.
آن پیش از این فکرِ "من بدبختم" حضور داشت. فکر "من بدبختم" که ظاهر شد از آن آگاه شد، فکر "من بدبختم" که برطرف شد نیز از برطرف شدنش آگاه شد و همچنان حضور دارد تا از چیز دیگری آگاه باشد.
همینطور است: "من خوشبختم" - "من تنهام" -"من تجارب معنوی دارم" -"من خوشحالم" و ...
خود این تجربهکننده را پیدا کنید.
این چه چیزی است که در حال تجربه کردن است؟
این چه چیزی است که میشناسد؟
این چه چیزی است که از همهچیز آگاه است؟
این چه چیزی است که میبیند؟
این چه چیزی است که نَفَس میکشد؟
...
این چشمهای اوست
این جسم اوست
این اوست که تجربه میکند
-اصلاً تویی وجود نداری-
صرفاً هنگامیکه تجربه کننده به مجموعهای از چیزهایی که آنها را تجربه میکند و از آنها آگاه است نزدیک و نزدیکتر شود آنگاه خودش را فراموش کرده و توهم یک من مجزا پدید میآید.
هنگامیکه تجربه کننده (آگاهی) دوباره متوجه خودش شود این من مجزایی که از اول هم وجود نداشت محوشده و صرفاً همان تجربه کننده (آگاهی) باقی میماند.
چه تصاویر از بین بروند چه تصاویر در جریان باشند چیزی جز صفحهنمایش اصل و اساس نیست.
#مسیرمستقیم
