en
Feedback
آموزشکده توانا

آموزشکده توانا

Open in Telegram

کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی» عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد: تلگرام: t.me/Tavaana_Admin 📧 : info@tavaana.org 📧 : to@tavaana.org tavaana.org instagram.com/tavaana twitter.com/Tavaana facebook.com/tavaana youtube.com/Tavaana2010

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel آموزشکده توانا

Channel آموزشکده توانا (@tavaana_tavaanatech) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 48 197 subscribers, ranking 3 647 in the Education category and 7 171 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 48 197 subscribers.

According to the latest data from 08 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -397 over the last 30 days and by -11 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 2.87%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 2.17% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 385 views. Within the first day, a publication typically gains 1 047 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 21.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as اعدام, زندان, بازداشت, حق, ۱۴۰۴.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی» عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد: تلگرام: t.me/Tavaana_Admin 📧 : info@tavaana.org 📧 : to@tavaana.org tavaana.org instagram.com/tavaana twitter.com/Tavaana facebook.com/tavaana youtube.com/Tavaana...

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 09 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.

48 197
Subscribers
-1124 hours
-897 days
-39730 days
Posts Archive
وقتی نقد باور، به نقد وجود تبدیل می‌شود فرض کنید کسی به شما بگوید «فکر می‌کنم تیم فوتبال موردعلاقه‌ات ضعیف بازی کرد». احتمالا
وقتی نقد باور، به نقد وجود تبدیل می‌شود فرض کنید کسی به شما بگوید «فکر می‌کنم تیم فوتبال موردعلاقه‌ات ضعیف بازی کرد». احتمالا ناراحت می‌شوید، اما زندگی‌تان فرو نمی‌ریزد. حالا فرض کنید همان فرد بگوید «فکر می‌کنم باور دینی‌ات اشتباه است». برای خیلی‌ها، این جمله مثل یک حمله‌ شخصی احساس می‌شود، نه یک نظر متفاوت. چرا این دو واکنش این‌قدر متفاوت است؟ روان‌شناس اجتماعی هنری تاجفل، در «نظریه‌ هویت اجتماعی»، نشان داد بخش بزرگی از حس ارزشمندی ما، نه از خود فردی‌مان، بلکه از گروه‌هایی که به آن‌ها تعلق داریم می‌آید. وقتی دین، تنها یک باور نیست بلکه ستون اصلی هویت فرد، خانواده و اجتماعش باشد، به‌چالش‌کشیدنش دیگر یک بحث فکری نیست؛ تهدیدی علیه خودِ «من» تلقی می‌شود. اینجاست که مفهوم روان‌شناختی «مدیریت وحشت» (Terror Management Theory) از ارنست بکر وارد می‌شود: بسیاری از نظام‌های معنایی از جمله دین نقش محافظ در برابر اضطراب مرگ و بی‌معنایی را ایفا می‌کنند. هرچه این سپر محکم‌تر لمس شود، هر ترکی در آن حتی یک سؤال ساده می‌تواند به‌جای کنجکاوی، احساس فروپاشی ایجاد کند. مثالی روشن: کسی که تمام هویتش را در یک شغل گذاشته، با از دست دادن آن شغل، احساس می‌کند «هیچ‌کس» شده. دقیقا همین اتفاق می‌تواند برای کسی رخ دهد که هویتش را صرفا در برچسب دینی‌اش تعریف کرده، هر پرسشی درباره‌ آن برچسب، مثل پرسش درباره‌ هستی خودش احساس می‌شود. اما نکته‌ مهم این‌جاست: دفاع شدید از یک باور، همیشه نشانه‌ درستی آن باور نیست؛ گاهی فقط نشانه‌ این است که چقدر هویت شخصی به آن گره خورده. پرسشی برای تامل: وقتی از باورهایمان دفاع می‌کنیم، از حقیقت دفاع می‌کنیم، یا از تصویری که از خودمان ساخته‌ایم؟ #باور #تفکر_نقاد #نقد_دین #گفتگو_توانا @Dialogue1402

https://www.instagram.com/reel/DdByV8JIwsa/?stkn=MXJsaXd2em1rdWpocw==‌ کاملیا سجادیان خطاب به خانواده‌های دادخواه: در کنار سوگواری، زندگی و مسیر دادخواهی را ادامه دهید کاملیا سجادیان، مادر محمدحسن ترکمان، از جان‌باختگان خیزش سراسری ۱۴۰۱، در واکنش به رویدادهای دردناک روزهای اخیر برای خانواده‌های دادخواه، از دوستان و نزدیکان این خانواده‌ها خواست آنان را تنها نگذارند. او همچنین خطاب به خانواده‌های داغدار تأکید کرد که در کنار سوگواری و زنده نگه‌داشتن یاد عزیزانشان، از خود و کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند مراقبت کنند و به زندگی ادامه دهند. کاملیا سجادیان با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود گفت غم واردشده بر خانواده‌های دادخواه را نمی‌توان در چند کلمه توصیف کرد. او خطاب به دوستان، آشنایان و اطرافیان این خانواده‌ها گفت: «لطفاً همراه این خانواده‌ها باشید، جویای احوالشان شوید؛ حتی با یک تلفن‌کردن، و از این خانواده‌ها دوری نکنید.» مادر محمدحسن ترکمان با اشاره به تجربه چهار ساله خود در مسیر سوگ و دادخواهی گفت این درد پایان نمی‌یابد و حتی ممکن است با گذشت زمان سنگین‌تر شود. او افزود که خود گاهی به‌دلیل شدت اندوه نمی‌تواند تصویر فرزندش را ببیند؛ بااین‌حال، خانواده‌های دادخواه ناگزیرند به‌خاطر کسانی که به آنان وابستگی عاطفی دارند، در کنار این داغ به زندگی ادامه دهند. سجادیان از خانواده‌ها خواست به خود اجازه سوگواری بدهند و هر کاری را که به آرامش و پالایش روانشان کمک می‌کند انجام دهند. او گفت: «حتی اگر گریه می‌کنید، هر کاری که شما را آرام می‌کند انجام دهید. ما مجبوریم زندگی را زندگی کنیم و آن را به‌خاطر کسانی که به ما وابسته‌اند ادامه دهیم.» او مادران دادخواه را «قدرتمندترین موجودات روی زمین» توصیف کرد و گفت آنان با وجود داغ سنگینی که بر دل دارند، توانسته‌اند مسیر دادخواهی را ادامه دهند، زندگی کنند و از دیگر عزیزان وابسته به خود نیز مراقبت کنند. کاملیا سجادیان در بخش دیگری از سخنانش، زنده نگه‌داشتن نام و یاد جان‌باختگان را مسئولیت بازماندگان دانست و گفت روایت زندگی و مبارزه آنان باید چنان حفظ شود که نامشان حتی در کتاب‌های درسی و دانشگاهی نیز به ثبت برسد. او با تأکید بر ضرورت حفظ همبستگی میان خانواده‌های دادخواه افزود: «این زنجیره انسانی را مستحکم‌تر و این دیوار را محکم‌تر کنید. سوگواری‌تان را بکنید، اما اجازه ندهید این سوگواری شما را ضعیف کند.» محمدحسن ترکمان، فرزند کاملیا سجادیان، از جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بود. #دادخواهی #دادخواهان #همبستگی @Tavaana_TavaanaTech

سم هریس فیلسوفی که گفت اخلاق را باید با علم سنجید سال ۲۰۱۰، سم هریس، عصب‌شناس و فیلسوف آمریکایی، کتابی منتشر کرد که مرزی حساس
+4
سم هریس فیلسوفی که گفت اخلاق را باید با علم سنجید سال ۲۰۱۰، سم هریس، عصب‌شناس و فیلسوف آمریکایی، کتابی منتشر کرد که مرزی حساس را نشانه گرفت: چشم‌انداز اخلاقی. ادعای او جسورانه بود: برخلاف باور رایج که علم فقط می‌تواند «هست‌ها» را توصیف کند نه «بایدها» را، هریس گفت علم می‌تواند و باید درباره اخلاق نیز داوری کند. استدلال او این بود که اخلاق درباره‌ «شکوفایی و رنج موجودات آگاه» است؛ و چون رنج و شکوفایی وضعیت‌های واقعی مغز و تجربه‌ زیسته‌اند، پس می‌توان آن‌ها را مثل هر پدیده‌ دیگر با روش علمی بررسی کرد. به گفته‌ او، سوال‌های اخلاقی «سوالاتی درباره‌ حقایق‌اند، نه فقط سلیقه». هریس مستقیما به نسبی‌گرایی اخلاقی و فرهنگی حمله کرد؛ ایده‌ای که می‌گوید هر فرهنگ ارزش‌های خودش را دارد و هیچ‌کدام برتر نیست. او پرسید: آیا واقعا می‌توانیم بگوییم جامعه‌ای که زنان را سنگسار می‌کند، از نظر اخلاقی با جامعه‌ای برابر است که حقوق برابر دارد؟ او تصویر «چشم‌انداز اخلاقی» را پیشنهاد داد: مثل چشم‌اندازی جغرافیایی با قله‌ها و دره‌ها؛ برخی شیوه‌های زندگی به قله‌های شکوفایی نزدیک‌ترند، برخی به دره‌های رنج. ممکن است چند قله‌ برابر وجود داشته باشد، اما این به‌معنای برابری همه‌ نقاط نیست. هریس این نگاه را ابزاری برای مقابله با ریاکاری فرهنگی می‌دانست؛ باور داشت ترس از «قضاوت فرهنگ‌های دیگر» نباید مانع دفاع از حقوق بشر جهانی شود. دیدگاه او با نقدهای جدی فیلسوفان اخلاق (مانند متهم‌شدن به مغالطه‌ طبیعت‌گرایانه) روبه‌رو شد، اما بحث را در فضای عمومی زنده نگه داشت. میراث هریس امروز در تلاش برای پیوند علم و اخلاق جهانی، همچنان محل مناظره است. #سم_هریس #اخلاق #باور #گفتگو_توانا @Dialogue1402

کعبه پیش از محمد؛ نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟ پیش از آنکه محمد پا به مکه بگذارد، کعبه از قبل قدسی بود. منابع اسلام
+6
کعبه پیش از محمد؛ نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟ پیش از آنکه محمد پا به مکه بگذارد، کعبه از قبل قدسی بود. منابع اسلامی کلاسیک آن دوران را «جاهلیت» می‌نامند؛ واژه‌ای که یعنی نادانی محض. اما اگر آن مردم صرفا نادان بودند، چطور توانستند بنایی بسازند که قبایل رقیب، با خدایان متفاوت، حاضر شدند خدایانشان را کنار هم در یک مکان بگذارند؟ ▪️آیا «جاهلیت» واقعا نادانی محض بود؟ برخی پژوهشگران معتقدند جوامع پیش از اسلام صرفا باورهای بی‌نظم نداشتند، بلکه ساختارهای مذهبی، آیین‌ها و مکان‌های مقدس خاص خود را داشتند. آن‌ها ستاره‌شناسی و طب قدیمی می‌دانستند و تقویمی داشتند که با افزودن یک ماه اضافه هر دوازده سال، مشکل عقب‌افتادن سال قمری از خورشیدی را حل می‌کرد؛ ماهی که بعدها به دستور محمد از تقویم حذف شد. ▪️کعبه؛ نقطه اتصال قبایل رقیب کعبه، فراتر از نقش مذهبی، کارکردی میان‌قبیله‌ای هم داشت. قبایل مختلف عرب با خدایان متفاوت، به کعبه و بت‌های موجود در آن دلبستگی داشتند. برخی پژوهشگران احتمال می‌دهند این فضا می‌توانست به همزیستی میان قبایل کمک کند؛ هرچند نامیدن آن با عنوان «پلورالیسم» امروزی، ساده‌سازی تاریخی به شمار می‌رود. ▪️نابودی بت‌ها؛ اصلاح یا پاک‌کردن حافظه؟ پس از فتح مکه، پیامبر اسلام دستور نابودی بت‌های کعبه را داد؛ اقدامی که در سنت اسلامی نشانه گذار از چندخدایی به توحید تلقی می‌شود. اما از منظر تاریخ ادیان، پرسشی باقی می‌ماند: وقتی یک سنت مذهبی جای سنت‌های پیشین را می‌گیرد، نابودی نمادها و حافظه دینی گذشته چه معنایی دارد؟ ▪️رقابتی که پایان نیافت، فقط شکل عوض کرد محمد نخستین کسی نبود که خدایان مغلوب را نابود کرد؛ در بین‌النهرین باستان نیز شهرهای فاتح، خدای شهر مغلوب را تحقیر و خدای خود را جایگزین می‌کردند. ایدئولوژی محمد در برابر چندخدایی روادار نبود. رقابت بر سر خدا پس از او پایان یافت، اما نزاع بر سر تفسیر خواست خدا، از جمله انشعاب سنی و شیعه، ادامه یافت. متن کامل را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید کعبه پیش از محمد؛ نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟ https://dialog.tavaana.org/kaaba/ @Dialogue1402

همه‌چیز را یک‌بار زیر سوال ببر تا چیزی محکم بیابی میراث دکارتی شک روشمند سال ۱۶۴۱، رنه دکارت در «تاملات در فلسفه‌ اولی» روشی
همه‌چیز را یک‌بار زیر سوال ببر تا چیزی محکم بیابی میراث دکارتی شک روشمند سال ۱۶۴۱، رنه دکارت در «تاملات در فلسفه‌ اولی» روشی نوشت که در تاریخ فلسفه به «شک روشمند» (Methodic Doubt) شهرت یافت: او تصمیم گرفت هر باوری را که کوچک‌ترین امکان تردید در آن راه دارد، موقتا کنار بگذارد، حتی باورهایی که تمام عمر بدیهی می‌پنداشت. هدف او نابود کردن دانش نبود، بلکه یافتن نقطه‌ای مطمئن بود که بتوان دوباره از آن بنایی استوار ساخت، نقطه‌ای که او آن را در جمله‌ معروف «می‌اندیشم، پس هستم» یافت. آنچه دکارت را از یک شکاک صرف متمایز می‌کرد، همین قید «روشمند» بود. چارلز سندرس پیرس، فیلسوف و منطق‌دان آمریکایی، در مقاله «برخی پیامدهای چهار ناتوانی» (۱۸۶۸) نقدی به دکارت وارد کرد: از نظر پیرس، شک واقعی نباید امری ساختگی یا صرفا تمرینی روی کاغذ باشد، بلکه باید از مواجهه‌ واقعی با یک مساله یا ناهماهنگی برخیزد. این نقد، بعدها به یکی از خطوط اصلی سنت پراگماتیسم آمریکایی بدل شد: باور را فقط باید وقتی کنار گذاشت که دلیل واقعی برای تردید در آن پیدا شود، نه به‌عنوان تمرینی انتزاعی. فرانسیس بیکن، پیش از دکارت، در «ارغنون نو» (۱۶۲۰) از «بت‌ها»یی نام برده بود خطاهای نظام‌مند ذهن، مثل تعصب قبیله‌ای یا زبانی که پیش از هر استدلال، داوری انسان را منحرف می‌کنند. بیکن نیز مانند دکارت، اما با ابزاری متفاوت، خواستار پاک‌سازی ذهن از باورهای پذیرفته‌شده بدون بررسی بود، پیش از ساختن هر دانش تازه. کارل پوپر در قرن بیستم این میراث را در قامتی علمی بازتعریف کرد: به گفته‌ او، ویژگی مشترک باورهای سالم، نه اثبات‌پذیریِ نهایی، بلکه گشودگی‌شان به نقد و آزمون است؛ باوری که از هر شک و آزمون معاف باشد، به گفته‌ی پوپر، دیگر در قلمرو دانش نمی‌گنجد. نمونه‌ای که این سنت را ملموس می‌کند، انقلاب کوپرنیکی است: نیکلاس کوپرنیک در قرن شانزدهم مدل زمین‌مرکزی‌ای را به چالش کشید که برای هزاران سال بدیهی پنداشته می‌شد؛ نه از سر انکار برای انکار، بلکه چون مشاهدات نجومی با آن مدل همخوانی نداشت نمونه‌ای دقیقا از همان شک برخاسته از شواهد که پیرس بعدها آن را از شک ساختگی متمایز کرد. آنچه از این سنت فکری برمی‌آید، تصویری است از باور که ارزشش نه در قطعیت اولیه‌اش، بلکه در توانایی‌اش برای تاب آوردن پرسش است. #دکارت #شک_دکارتی #پرسشگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا @Dialogue1402

همه‌چیز را یک‌بار زیر سوال ببر تا چیزی محکم بیابی میراث دکارتی شک روشمند سال ۱۶۴۱، رنه دکارت در «تاملات در فلسفه‌ اولی» روشی
همه‌چیز را یک‌بار زیر سوال ببر تا چیزی محکم بیابی میراث دکارتی شک روشمند سال ۱۶۴۱، رنه دکارت در «تاملات در فلسفه‌ اولی» روشی نوشت که در تاریخ فلسفه به «شک روشمند» (Methodic Doubt) شهرت یافت: او تصمیم گرفت هر باوری را که کوچک‌ترین امکان تردید در آن راه دارد، موقتا کنار بگذارد، حتی باورهایی که تمام عمر بدیهی می‌پنداشت. هدف او نابود کردن دانش نبود، بلکه یافتن نقطه‌ای مطمئن بود که بتوان دوباره از آن بنایی استوار ساخت، نقطه‌ای که او آن را در جمله‌ معروف «می‌اندیشم، پس هستم» یافت. آنچه دکارت را از یک شکاک صرف متمایز می‌کرد، همین قید «روشمند» بود. چارلز سندرس پیرس، فیلسوف و منطق‌دان آمریکایی، در مقاله «برخی پیامدهای چهار ناتوانی» (۱۸۶۸) نقدی به دکارت وارد کرد: از نظر پیرس، شک واقعی نباید امری ساختگی یا صرفا تمرینی روی کاغذ باشد، بلکه باید از مواجهه‌ واقعی با یک مساله یا ناهماهنگی برخیزد. این نقد، بعدها به یکی از خطوط اصلی سنت پراگماتیسم آمریکایی بدل شد: باور را فقط باید وقتی کنار گذاشت که دلیل واقعی برای تردید در آن پیدا شود، نه به‌عنوان تمرینی انتزاعی. فرانسیس بیکن، پیش از دکارت، در «ارغنون نو» (۱۶۲۰) از «بت‌ها»یی نام برده بود خطاهای نظام‌مند ذهن، مثل تعصب قبیله‌ای یا زبانی که پیش از هر استدلال، داوری انسان را منحرف می‌کنند. بیکن نیز مانند دکارت، اما با ابزاری متفاوت، خواستار پاک‌سازی ذهن از باورهای پذیرفته‌شده بدون بررسی بود، پیش از ساختن هر دانش تازه. کارل پوپر در قرن بیستم این میراث را در قامتی علمی بازتعریف کرد: به گفته‌ او، ویژگی مشترک باورهای سالم، نه اثبات‌پذیریِ نهایی، بلکه گشودگی‌شان به نقد و آزمون است؛ باوری که از هر شک و آزمون معاف باشد، به گفته‌ی پوپر، دیگر در قلمرو دانش نمی‌گنجد. نمونه‌ای که این سنت را ملموس می‌کند، انقلاب کوپرنیکی است: نیکلاس کوپرنیک در قرن شانزدهم مدل زمین‌مرکزی‌ای را به چالش کشید که برای هزاران سال بدیهی پنداشته می‌شد؛ نه از سر انکار برای انکار، بلکه چون مشاهدات نجومی با آن مدل همخوانی نداشت نمونه‌ای دقیقا از همان شک برخاسته از شواهد که پیرس بعدها آن را از شک ساختگی متمایز کرد. آنچه از این سنت فکری برمی‌آید، تصویری است از باور که ارزشش نه در قطعیت اولیه‌اش، بلکه در توانایی‌اش برای تاب آوردن پرسش است. #دکارت #شک_دکارتی #پرسشگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا @Tavaana_TavaanaTech

عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در نشست اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها در همدان با اشاره به وضعیت حجاب گفت: «د
عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در نشست اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها در همدان با اشاره به وضعیت حجاب گفت: «در برخی ادارات دولتی هم حجاب رعایت نمی‌شود و در بعضی داروخانه‌ها فراتر از بی‌حجابی رخ داده است.» وی با تاکید بر اینکه دستگاه‌های اجرایی موظف به نظارت دقیق بر رعایت مقررات هستند، افزود که این مطالبات از سوی دولت نیز پیگیری می‌شود. ▪️مخاطب همراهی برای ما نوشت: خطاب به دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ شما از آن بالا نشسته‌اید و تمام دغدغه‌تان در داروخانه‌ها شده است پوشش و حجاب، و با تاسف از این می‌گویید که در داروخانه‌ها «چیزی فراتر از بی‌حجابی» رخ داده است! چشم‌هایتان را به روی چه واقعیت تلخی بسته‌اید؟ بله آقای دبیر شورا درست می‌فرمایید، در داروخانه‌ها اتفاقات بسیار هولناک‌تری در جریان است، اما نه آن‌طور که در توهمات خود ساخته‌اید، بلکه فاجعه‌ای به نام نابودی جان و سلامت مردم! کدام بی‌حجابی به اندازه قیمت‌های سرسام‌آور دارو کمر خانواده‌ها را شکسته است؟ وقتی آموکسی‌سیلین از ۳۲۰ هزار تومان به یک میلیون و ۲۳۰ هزار تومان پرواز می‌کند، استامینوفن کدئین تا ۶۵۰ هزار تومان بالا می‌رود، ایبوپروفن دو برابر شده و فلوکستین به ۳۵۰ هزار تومان می‌رسد، یعنی داروخانه‌ها دیگر سنگر درمان نیستند، بلکه قتلگاه تدریجی بیماران شده‌اند. وقتی خود مقامات رسمی و اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس صراحتا اعتراف می‌کنند که شماری از داروهای تک‌نسخه‌ای و حیاتی بیماران صعب‌العلاج ۷ تا ۸ برابر گران شده و بسیاری از داروها اساسا در بازار نایاب هستند، یعنی بیماران به دلیل ناتوانی مطلق مالی مجبور به رها کردن درمان و استقبال از مرگ شده‌اند. بله آقای دبیر شورا چیزی فراتر اتفاق افتاده است، دارو نیست، نایاب شده، و آنچه هم در ناصرخسرو یا داروخانه‌های خاص پیدا می‌شود با چنان قیمت‌های نجومی به فروش می‌رسد که کاملا از دسترس بیماران خارج است. در کشوری که بیماران برای تهیه‌ یک ورق قرص ساده یا داروی نجات‌بخش باید زندگی‌شان را حراج کنند، پیله کردن به ظاهر و پوشش در داروخانه‌ها، چیزی جز فرار رو به جلو و فرسنگ‌ها دور بودن از درد و رنجِ عریان ملت نیست. #دارو #حجاب_اجباری #داروخانه #نه_به_جمهوری_اسلامی @Tavaana_TavaanaTech

تجمع اعتراضی پرستاران در کرمانشاه جمعی از پرستاران در کرمانشاه روز سه‌شنبه ۱۷ شهریور در اعتراض به مشکلات معیشتی و وضعیت حقوقی خود تجمع کردند. پرستاران در این تجمع خواستار رسیدگی به مطالبات صنفی و بهبود شرایط معیشتی و شغلی خود شدند. #معیشت #فقر

بازداشت دو نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله؛ انتقال سیامک مفیدی و سروش عنایتی به کانون اصلاح سیامک مفیدی ۱۷ ساله و سروش عنایتی ۱۶ ساله، دو
بازداشت دو نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله؛ انتقال سیامک مفیدی و سروش عنایتی به کانون اصلاح سیامک مفیدی ۱۷ ساله و سروش عنایتی ۱۶ ساله، دو نوجوان اهل تکاب و شاغل در تهران، شامگاه شنبه ۱۴ شهریورماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی و بدون ارائه حکم قضایی در منزل بازداشت و پس از تفهیم اتهام بدون دسترسی به وکیل، به کانون اصلاح و تربیت تهران منتقل شدند. اتهامات مطرح‌شده علیه این دو نوجوان شامل «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» است و دادگاه برای آزادی موقت هر یک از آن‌ها وثیقه‌ای سنگین به مبلغ ۷ میلیارد تومان تعیین کرده است. بازداشت و اتهام‌زنی‌های امنیتی به دو نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله در آستانه بازگشایی مدارس و فصل تحصیل، بار دیگر چهره عریان استبداد و تباهی سیستماتیک جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد؛ حکومتی که حتی به کودکان و نوجوانان این سرزمین رحم نمی‌کند و با به گروگان گرفتن آینده و سال‌های تحصیل آنان، به دنبال ایجاد ارعاب و سرکوب جامعه است. #از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهوري_اسلامی @Tavaana_TavaanaTech

‌ بازداشت مهدی ناصری، شاعر و فعال مدنی، پس از انتشار ترانه «از کارون تا زیتون» بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر کارون، مهدی ناصر
‌ بازداشت مهدی ناصری، شاعر و فعال مدنی، پس از انتشار ترانه «از کارون تا زیتون» بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر کارون، مهدی ناصری، شاعر و فعال مدنی و فرهنگی، از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده است. گفته می‌شود بازداشت او با فعالیت‌های مدنی و اجتماعی و انتشار نشید حماسی «از کارون تا زیتون» ارتباط دارد. سازمان حقوق بشر کارون گزارش داده است که مهدی ناصری در ارتباط با طرح مطالبات مدنی و اجتماعی و فعالیت‌های مرتبط با تولید و انتشار ترانه «از کارون تا زیتون» بازداشت شده است. بر اساس این گزارش، ترانه یادشده با دریافت مجوز از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز تولید و منتشر شده بود. با وجود این، پس از انتشار آن در یوتیوب، سازمان اطلاعات سپاه مهدی ناصری را بازداشت کرد و این اثر نیز از یوتیوب حذف شد. هنوز مشخص نیست حذف این ترانه به دستور کدام نهاد یا بر اثر چه اقدامی صورت گرفته است. مقام‌های قضایی و امنیتی نیز تاکنون درباره بازداشت مهدی ناصری و دلایل آن توضیحی ارائه نکرده‌اند. لازم به ذکر است، مهدی ناصری برادر حسن ناصری، معروف به «حسن ودایی‌پور»، است. حسن ناصری بیش از ۱۵ سال است که در زندان به سر می‌برد و اکنون در بند سه زندان وکیل‌آباد مشهد محبوس است. #مهدی_ناصری #از_بازداشتیها_بگو @Tavaana_TavaanaTech

‌ دومین روز تحصن اسماعیل بخشی برای بازگشت به کار؛ «هشت سال است کسی پاسخ‌گو نیست» تحصن اسماعیل بخشی، فعال کارگری و از کارگران اخراجی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه، برای دومین روز ادامه یافت. او با انتقاد از هشت سال محرومیت از کار و بی‌پاسخ‌ماندن پیگیری‌هایش، رئیس‌جمهور، وزیر کار و نهاد امنیتی دخیل در اخراج خود را به پاسخ‌گویی فراخواند. اسماعیل بخشی در ویدیویی که در دومین روز تحصن خود منتشر کرد، ابتدا از همکاران و دوستانی که طی دو روز گذشته در کنار او حضور یافته‌اند، قدردانی کرد. او سپس گفت با وجود این همراهی‌ها و پیگیری‌هایی که در هشت سال گذشته انجام داده، هنوز هیچ مقام یا نهادی درباره علت جلوگیری از بازگشت او به کار پاسخ روشنی نداده است. این فعال کارگری خطاب به رئیس‌جمهور و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: «شما که ادعای حمایت از کارگر را دارید، این همه تعدیل نیرو و اخراج کارگران در کشور چیست؟ هشت سال است؛ چرا به من پاسخ نمی‌دهند؟ دلیل اینکه نمی‌گذارند به سر کارم بازگردم چیست و چرا آن را اعلام نمی‌کنند؟ چرا نهاد امنیتی پاسخ‌گو نیست؟» بخشی با اشاره به اعتراضات کارگران هفت‌تپه علیه فساد اقتصادی و تضییع حقوق کارگران افزود: «ما بزرگ‌ترین فساد اقتصادی آن زمان را فریاد زدیم و هرچه گفتیم، درست از آب درآمد. از کارگرانی که به آنان ظلم شده بود دفاع کردیم؛ جرم ما همین است.» او تأکید کرد که با کسی دعوای شخصی ندارد و هدفش واداشتن مسئولان به پاسخ‌گویی است. بخشی اعلام کرد: «امروز دومین روز تحصن من است و تا رسیدن به نتیجه، همین مسیر را ادامه خواهم داد.» اسماعیل بخشی می‌گوید هشت سال پیش، در پی اعتراضات و فعالیت‌های کارگری و با دخالت یک نهاد امنیتی، از ادامه کار در شرکت نیشکر هفت‌تپه محروم شد. مطالبه اصلی او در این تحصن، بازگشت به کار و اعلام رسمی علت جلوگیری از اشتغال دوباره‌اش است. #اسماعیل_بخشی #حقوق_کارگران @Tavaana_TavaanaTech

وفا کاشفی، شهروند بهائی محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، به ۶ سال حبس محکوم شد وفا کاشفی، شهروند بهائی زندانی در وکیل‌آباد مشهد
وفا کاشفی، شهروند بهائی محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، به ۶ سال حبس محکوم شد وفا کاشفی، شهروند بهائی زندانی در وکیل‌آباد مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به مجموعاً شش سال حبس محکوم شد که نیمی از آن به حالت تعلیق درآمده است. بر اساس حکم صادر شده و ابلاغ‌شده به این شهروند بهائی، آقای کاشفی از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت اجتماعی» به پنج سال حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم گردیده است. از این میزان، دو سال و شش ماه به حالت تعلیق درآمده و در صورت قطعیت حکم، مجازات اشد یعنی دو سال و نیم حبس تعزیری درباره وی به اجرا درخواهد آمد. با این حال، وی از اتهامات «توهین به رهبری» و «تشویق مردم به اغتشاشات» تبرئه شده است. صدور احکام حبس و فشارهای قضایی علیه شهروندان بهائی در حالی تداوم دارد که موج تازه‌ای از سرکوب‌های سیستماتیک، شامل احضارها، بازداشت‌های خودسرانه، تفتیش منازل، مصادره اموال و صدور احکام سنگین حبس علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است. #وفا_کاشفی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا @Dialogue1402

‌ آغاز تحصن اسماعیل بخشی برای بازگشت به کار پس از هشت سال محرومیت از اشتغال اسماعیل بخشی، فعال کارگری و از کارگران اخراجی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه، روز سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ با انتشار ویدیویی از آغاز تحصن خود برای بازگشت به کار خبر داد. او می‌گوید هشت سال پیش، در پی اعتراضات و فعالیت‌های کارگری و با دخالت یک نهاد امنیتی، از ادامه کار در این شرکت محروم شده است. اسماعیل بخشی در این ویدیو اعلام کرد که طی هشت سال گذشته، برای حفظ آرامش در شرکت هفت‌تپه سکوت کرده، اما ادامه محرومیت از کار، آرامش و امنیت روانی خانواده‌اش را از بین برده است. او گفت در این مدت برای پیگیری وضعیت خود به نهادهای مختلف، از جمله استانداری، فرمانداری، اداره کار و دیوان عدالت اداری مراجعه کرده، اما مسئولان این نهادها دخالت یک نهاد امنیتی را مانع حل مسئله و بازگشت او به کار دانسته‌اند. این فعال کارگری با تأکید بر طولانی‌شدن محرومیت خود از اشتغال گفت: «هر جرمی که من مرتکب شده بودم، باید تاوانش را می‌دادم و تمام می‌شد.» او سپس وضعیت خود را با مدیران پیشین هفت‌تپه مقایسه کرد و گفت متهمان پرونده فساد اقتصادی این شرکت پس از تحمل پنج سال حبس آزاد شده‌اند، اما او با گذشت هشت سال همچنان از کار اخراج است. اسماعیل بخشی خطاب به همکارانش در هفت‌تپه اعلام کرد که از روز ۱۷ شهریورماه تحصن خود را آغاز کرده و تا تحقق خواسته‌اش به آن ادامه خواهد داد. او تنها خواسته خود را «بازگشت به کار» عنوان کرد و گفت: «هر همکار و رفیق عزیزی آمد کنارم، پایش روی چشمم؛ کسی هم که نیامد، باز پایش روی چشمم. کار خاصی ندارم؛ همین‌جا تحصن می‌کنم تا به خواسته‌ام برسم.» اسماعیل بخشی از چهره‌های شناخته‌شده اعتراضات کارگری شرکت نیشکر هفت‌تپه است و فعالیت‌های صنفی و اعتراض به شرایط کار و مدیریت این مجموعه، در سال‌های گذشته برای او بازداشت و پیگرد قضایی در پی داشته است. #اسماعیل_بخشی #تحصن #حقوق_کارگر @Tavaana_TavaanaTech

همان مهارتی که دوستتان را می‌فهمد، خدا را هم برایتان می‌سازد تا حالا شده در یک اتاق خالی احساس کنید کسی نگاهتان می‌کند؟ یا با
همان مهارتی که دوستتان را می‌فهمد، خدا را هم برایتان می‌سازد تا حالا شده در یک اتاق خالی احساس کنید کسی نگاهتان می‌کند؟ یا با خدا، یک روح، یا حتی یک شی بی‌جان طوری حرف بزنید که انگار او هم «می‌فهمد»؟ این تصادف نیست؛ این همان توانایی‌ای‌ست که ما را انسان می‌کند، و همان توانایی است که در دل هر باور دینی نشسته. 🔹 نظریه ذهن چیست؟ Theory of Mind (نظریه ذهن) توانایی شناختی‌ای است که به ما اجازه می‌دهد باور کنیم دیگران هم ذهن، نیت، احساس و خواسته دارند؛ درست مثل خودمان. این توانایی از حدود ۴ سالگی در کودکان شکل می‌گیرد و پایه‌ همدلی، دروغ‌گفتن، داستان‌سرایی و حتی زبان است. 🔹 ارتباطش با باور دینی پژوهشگران علوم شناختی دین معتقدند وقتی این سامانه‌ «ذهن‌خوانی» را روی موجوداتی که اصلا جسم قابل‌مشاهده ندارند فعال می‌کنیم، محصولش می‌شود باور به خدایان، ارواح و … . ذهن ما طوری تکامل یافته که حتی وقتی طرف مقابل نامرئی است، باز هم برایش نیت و آگاهی قائل می‌شود. 🔹 شاهد تجربی جاستین بارت و دیگر پژوهشگران نشان دادند کودکان خردسال، پیش از آنکه آموزش دینی رسمی ببینند، به‌طور طبیعی به موجوداتی با دانش و قدرت نامحدود (شبیه خدا) باور پیدا می‌کنند؛ چون سامانه‌ نظریه‌ ذهنشان محدودیتی برای «چه کسی می‌تواند ذهن داشته باشد» قائل نیست. 🔹 چرا این‌قدر قدرتمند است؟ انسان نمی‌تواند «بی‌ذهن» به دنیا نگاه کند. حتی افراد کاملا خداناباور هم در آزمایش‌ها، در لحظات استرس، رگه‌هایی از نسبت‌دادن نیت به رویدادهای تصادفی نشان می‌دهند؛ چون این سامانه بخشی از معماری اصلی مغز است، نه یک انتخاب آگاهانه. 📌 نتیجه؟ باور به موجودات فراطبیعی شاید نتیجه‌ همان مهارتی باشد که به ما اجازه می‌دهد دوستانمان را بفهمیم، عاشق شویم، و داستان بگوییم. مرز میان «فهمیدن آدم‌ها» و «باور به خدایان» شاید آن‌قدرها هم که فکر می‌کنیم دور نیست. #علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #باور #ذهن #گفتگو_توانا @Dialogue1402

‌ بابک مرادی‌فر، حقوق‌دان و فعال سیاسی، به ۳۰ ماه حبس محکوم شد شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد، باب
‌ بابک مرادی‌فر، حقوق‌دان و فعال سیاسی، به ۳۰ ماه حبس محکوم شد شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد، بابک مرادی‌فر، حقوق‌دان و فعال سیاسی، را در مرحله بدوی به ۳۰ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. حضور در مراسم هفتم زنده‌یاد خسرو علیکردی در مشهد و حمایت از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ از مصادیق مطرح‌شده علیه او در این پرونده عنوان شده است. بابک مرادی‌فر روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او در طول حدود دو ماه بازداشت موقت، مدتی نیز در زندان فشافویه نگهداری شد و سرانجام به‌دلیل ابتلا به بیماری و نیاز به درمان، با تودیع وثیقه به‌طور موقت آزاد شد. بر اساس اطلاعات رسیده، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی عموزاد، این فعال سیاسی را در مرحله بدوی به ۳۰ ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. عناوین اتهامی مطرح‌شده علیه بابک مرادی‌فر «اجتماع و تبانی به قصد برهم‌زدن امنیت داخلی» و «فعالیت‌ تبلیغی علیه جمهوری اسلامی» اعلام شده است. حضور در مراسم هفتم خسرو علیکردی در مشهد و حمایت از اعتراضات مردمی دی‌ماه ۱۴۰۴ از مستندات صدور این حکم عنوان شده‌اند. بابک مرادی‌فر پیش‌تر نیز در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ به‌دلیل فعالیت‌های سیاسی بازداشت و با محکومیت قضایی مواجه شده بود. او دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل در دانشگاه بین‌المللی پیام نور بود، اما مدتی پیش به‌دلیل فعالیت‌های سیاسی از ادامه تحصیل محروم و از دانشگاه اخراج شد. حکم صادرشده علیه این حقوق‌دان و فعال سیاسی بدوی است و قابلیت اعتراض در دادگاه تجدیدنظر را دارد. #بابک_مرادی_فر @Tavaana_TavaanaTech

شورش قناری‌های خانگی هیتلر چطور دانمارک بدون اسلحه ۹۰ درصد یهودیانش را نجات داد «شیطان صرفا به این خاطر نتوانست در دانمارک به
+5
شورش قناری‌های خانگی هیتلر چطور دانمارک بدون اسلحه ۹۰ درصد یهودیانش را نجات داد «شیطان صرفا به این خاطر نتوانست در دانمارک به پیروزی دست یابد که دانمارکی‌ها اجازه چنین کاری را به او ندادند.» نازی‌ها بدون شلیک یک گلوله دانمارک را اشغال کردند و آن را «قناری خانگی هیتلر» نامیدند. اما مردمی عادی، از دانش‌آموز تا ماهی‌گیر، با نه‌گفتنی ساده، ۹۰ درصد یهودیان کشورشان را از نابودی و مرگ نجات دادند. چشم‌انداز و انگیزه نهم آوریل ۱۹۴۰، دانمارک بدون مقاومت نظامی جدی اشغال شد و شاه کریستیان دهم تسلیم شد. اما آرنا سایر، دانش‌آموز ۱۷ساله، پس از دیدن استقبال از سربازان آلمانی، «ده فرمان برای دانمارکی‌ها» را نوشت و پخش کرد. هشت پسربچه نیز «کلوب چرچیل» را تشکیل دادند و سلاح سربازان مست آلمانی را می‌دزدیدند. اهداف و رهبری هدف مشترک گروه‌های مقاومت، بازیابی آزادی و دمکراسی بود. مردم عادی نازی‌ها را با سکوت و ترک‌کردن اماکن عمومی طرد می‌کردند؛ شاه نیز عمدا به سلام‌های نظامی آن‌ها اعتنا نمی‌کرد. رهبری این جنبش متمرکز نبود؛ هفت گروه اصلی برای هماهنگی، «شورای آزادی» را در پاییز ۱۹۴۳ تشکیل دادند تا از تداخل عملیات‌ها جلوگیری شود. فضای مدنی و بسیج عمومی با سخت‌گیری فزاینده نازی‌ها و مجازات مرگ برای خراب‌کاری، هزاران دانمارکی به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند. اما وقتی نازی‌ها قصد دستگیری یهودیان را داشتند، شبکه‌ای از راننده آمبولانس، پزشک و دانشجو، آن‌ها را پشت «دیوار انسانی» پنهان کردند. کشیش‌های لوتری نیز از تریبون کلیسا برای دفاع از یهودیان و بسیج مالی مردم استفاده کردند. هم‌بستگی که یک ملت را نجات داد هفت‌هزار یهودی، بیش از ۹۰درصد جمعیت یهودیان دانمارک، با قایق‌های ماهی‌گیری به سوئد گریختند. حتی برای آنانی که به اردوگاه ترزینشتات فرستاده شدند، فشار دولت دانمارک نرخ مرگ‌ومیرشان را نصف کرد. این هم‌بستگی فراگیر جامعه، از شاه تا ماهی‌فروش، نشان داد مردمی نامسلح، تنها با نه‌گفتن، می‌توانند یک ارتش را به زانو درآورند. نسخه کامل این نوشتار را در وبسایت آموزشکده توانا بخوانید شورش قناری‌های خانگی هیتلر: دیوار انسانی مقاومت دانمارک https://tavaana.org/denmark-movement-against-hitlers/ #جنبش_مدنی #آلمان #رواداری #همبستگی @Tavaana_TavaanaTech

حق نداشتن هیچ باوری؛ اتحادیه‌ای که از حقوق بی‌دینان دفاع می‌کند نگاهی به اتحادیه جهانی انسان‌گرا و اخلاق‌گرا تصور کنید حقی که
+6
حق نداشتن هیچ باوری؛ اتحادیه‌ای که از حقوق بی‌دینان دفاع می‌کند نگاهی به اتحادیه جهانی انسان‌گرا و اخلاق‌گرا تصور کنید حقی که نه به داشتن یک باور خاص، بلکه به نداشتن هیچ باوری هم تعلق می‌گیرد. حق بی‌دین‌بودن. اما در بسیاری از کشورها، از عربستان تا ایران، همین انتخاب می‌تواند به قیمت زندان یا حتی جان تمام شود. یک اتحادیه جهانی، از دل آمستردام ۱۹۵۲، تلاش می‌کند این حق فراموش‌شده را به رسمیت بشناساند. آزادی باور، شامل آزادی ناباوری حقوق بشر همه انسان‌ها را فارغ از باورشان در بر می‌گیرد؛ داشتن هر عقیده، ناباوری به آن، یا تغییر از یک ایمان به ایمانی دیگر، همگی حق انسانی محسوب می‌شوند. هر کس می‌تواند بگوید یک دین یا باور خاص نادرست است یا با گفتن «من اعتقاد ندارم» از حق عدم اعتقاد بهره ببرد، بی‌آنکه امنیتش به خطر بیفتد. نگاهی به گذشته در جوامع باستانی، افراد بی‌دین اغلب تهدیدی برای نظم تلقی می‌شدند. با گسترش ادیان ابراهیمی، غیرمومنان با چالش‌های بزرگ‌تری مواجه شدند؛ در اروپای قرون وسطی، الحاد بدعت شمرده می‌شد و نظام تفتیش عقاید بسیاری را به شکنجه و اعدام محکوم کرد. حتی امروز، در عربستان الحاد جرم است و در ایران ارتداد می‌تواند به اعدام بینجامد. اتحادیه جهانی انسان‌گرا و اخلاق‌گرا «اتحادیه جهانی انسان‌گرا و اخلاق‌گرا» (اکنون «انسان‌گرایان بین‌الملل») در ۱۹۵۲ در آمستردام تاسیس شد و بر اخلاق‌مداری، خردورزی و جایگزینی برای جزم‌اندیشی مذهبی تاکید دارد؛ بدون تحمیل دیدگاه خود به دیگران. این نهاد گزارش سالانه «آزادی اندیشه» را منتشر می‌کند و از بنیان‌گذاران کمپین «به قوانین توهین به مقدسات پایان دهید»، در واکنش به حمله به شارلی ابدو، بوده است. آیا این تجربه قابل گسترش است؟ اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی و سیاسی، آزادی اندیشه و مذهب را حقی مطلق می‌دانند؛ اما تحقق آن در جوامعی با سلطه دینی، صرفا با قوانین روی کاغذ ممکن نیست. آموزش مدنی و آگاهی‌بخشی، مانند فعالیت این اتحادیه، ضروری است. در ایران نیز این ارزش‌ها به‌ویژه میان نسل جوان رفته‌رفته بیش‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد. متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید انسان‌گرایی مدرن و تحول اجتماعی؛ نگاهی به اتحادیه جهانی انسان‌گرا و اخلاق‌گرا https://dialog.tavaana.org/modern-humanism-txt/ #انسانگرایی #اخلاق #باور #گفتگو_توانا @Dialogue1402

کسی با تعصب متولد نمی‌شود شواهدی از مسیر آموختنی رواداری گوردون آلپورت در «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) رواداری را نه یک ویژگی ثابت شخص
کسی با تعصب متولد نمی‌شود شواهدی از مسیر آموختنی رواداری گوردون آلپورت در «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) رواداری را نه یک ویژگی ثابت شخصیتی، بلکه محصول ترکیبی از تربیت، تجربه و محیط دانست. او با مطالعه‌ی موردی افراد متفاوت نشان داد کسانی که در کودکی با قطعیت‌های اخلاقی سخت‌گیرانه و کم‌تحمل نسبت به ابهام بزرگ شده بودند، در بزرگسالی نیز نمره‌ بالاتری در مقیاس‌های تعصب می‌گرفتند؛ الگویی که به گفته‌ او نشان می‌داد این مسیر، برگشت‌پذیر و قابل تغییر است، نه سرنوشتی ثابت. پاتریشیا دیورگاردی و همکارانش در پژوهش‌های روان‌شناسی تحول نشان داده‌اند «تحمل ابهام» (Tolerance of Ambiguity) یعنی توانایی فرد برای کنار آمدن با موقعیت‌هایی که پاسخ روشن و قطعی ندارند، در طول زندگی از طریق تمرین و مواجهه‌ مکرر با تنوع، تقویت می‌شود؛ این یافته با مفهوم قدیمی‌تری که روان‌شناس آلمانی-آمریکایی تئودور آدورنو و همکارانش در «شخصیت اقتدارگرا» (۱۹۵۰) مطرح کرده بودند هم‌راستاست: افرادی با نمره‌ بالا در مقیاس اقتدارگرایی، معمولا تحمل پایین‌تری نسبت به ابهام و تفاوت نشان می‌دادند، ویژگی‌ای که پژوهشگران بعدی آن را قابل کاهش از طریق آموزش و تجربه دانستند. بتی رردون، از پیشگامان حوزه‌ «آموزش صلح» در دهه‌ ۱۹۸۰، برنامه‌های درسی طراحی کرد که در آن‌ها دانش‌آموزان به‌طور مستقیم با روایت‌ها و دیدگاه‌های گروه‌های متفاوت آشنا می‌شدند؛ ارزیابی‌های میدانی از این برنامه‌ها در چند مدرسه‌ی آمریکایی نشان داد دانش‌آموزانی که این دوره‌ها را گذرانده بودند، در آزمون‌های پس از دوره، نمره‌ محسوسی بالاتر در مقیاس‌های پذیرش تفاوت به دست آوردند، در مقایسه با گروه کنترل. نمونه‌ای که این یافته‌ها را ملموس می‌کند، برنامه‌ی «دوستان مدرسه» در رواندا پس از نسل‌کشی ۱۹۹۴ است؛ سازمان‌های غیردولتی محلی با کمک روان‌شناسان بین‌المللی، کارگاه‌های مواجهه‌ کنترل‌شده میان کودکان بازماندگان دو گروه قومی درگیر برگزار کردند و پژوهش‌های پیگیری چند سال بعد نشان داد، در مقایسه با گروه‌هایی که چنین برنامه‌ای را نگذرانده بودند، نشانه‌های اندازه‌گیری‌شده‌ی اعتماد بین‌گروهی در میان شرکت‌کنندگان بالاتر بود. آنچه از این پژوهش‌ها برمی‌آید، رواداری را نه به‌عنوان استعدادی که برخی دارند و برخی ندارند، بلکه به‌عنوان مهارتی معرفی می‌کند که، مثل هر مهارت دیگر، با تمرین تقویت و بدون تمرین تحلیل می‌رود. #رواداری #تعصب #علوم_شناختی #گفتگو_توانا @Dialogue1402

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»؛ هفته صدوسی‌وهفتم در ۶۲ زندان کشور در هفته‌ای که گذشت، ماشین سرکوب و اعدام حکومت با شت
تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»؛ هفته صدوسی‌وهفتم در ۶۲ زندان کشور در هفته‌ای که گذشت، ماشین سرکوب و اعدام حکومت با شتابی بی‌وقفه به کشتار زندانیان ادامه داد و دست‌کم ۱۱ تن را به دار آویخت. آمارها نشان می‌دهند که از ابتدای شهریورماه تاکنون، بالغ بر ۴۵ زندانی اعدام شده‌اند. هم‌چنین در روزهای گذشته، علی زارعی، از آسیب‌دیدگان چشمی اعتراضات ۱۴۰۱، در زندان قزل‌حصار به اعدام محکوم شده است. در همین حال، گزارش‌ها از مرگ مشکوک یک زندانی سیاسی به نام عرفان میرزایی در زندان دستگرد اصفهان حکایت دارند که توسط عوامل حکومت به قتل رسیده است. در خبری دیگر پس از موافقت دیوان عالی کشور با اعاده دادرسی در پرونده علی‌رضا سپاهی، زندانی محکوم به اعدام در اصفهان، پرونده وی به شعبه هم‌عرض ارجاع شد. با این حال، این شعبه بدون تشکیل جلسه رسیدگی، اعاده دادرسی را نپذیرفت و پرونده را جهت اجرای حکم اعدام به شعبه اجرای احکام ارسال کرد. بر اساس اطلاعات تکمیلی، ترانه رحیمی، نوید الیاسی، ابوالفضل دادگستر، مهدی منصوری، احمدرضا سعیدی، مهرداد بوئری، محمدمهدی اسدی، آرمین غلامی، پارسا جعفری و مهدی جعفری (خسروی)، هر یک به اعدام و ۱۱ سال حبس محکوم شده‌اند. همچنین رومینا رحیمی و میلاد بوئری هر کدام به ۳۶ سال حبس، حامد مهرعلیان به ۲۶ سال حبس و ستایش ساعدی، سجاد عابدی و علی بوئری، هر یک به ۱۶ سال حبس محکوم شده‌اند. بر این اساس، مجموع احکام حبس صادرشده برای ۱۶ متهم این پرونده به ۲۵۶ سال می‌رسد. این احکام در مرحله بدوی صادر شده است. ما هفته پیش به این پرونده جمعی اشاره کردیم.جان این زندانیان در معرض خطر است. شدت گرفتن این سرکوب‌ها و اعدام‌ها به صورت انفرادی و جمعی، بازتاب هراس حاکمیت از اعتراضات سراسری و قیام‌های پیش‌رو است. وخامت روزافزون بحران اقتصادی، تورم سه‌رقمی، جهش نرخ دلار به ۲۳۰ هزار تومان، آغاز گران شدن رسمی بنزین از روز سه‌شنبه و کوچک‌تر شدن روزمره سفره کارگران و زحمت‌کشان، بیش از هر زمان دیگری چشم‌انداز یک انفجار اجتماعی را ترسیم می‌کند. در این شرایط بحرانی، ضرورت استمرار کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» علی‌رغم تمام مخاطرات و محدودیت‌های درون زندان، دوچندان شده است. ما اعضای این کارزار، بار دیگر تمامی نهادهای بین‌المللی، وجدان‌های بیدار، مدافعان حقوق بشر و لغو حکم اعدام را در سراسر جهان به همراهی و همبستگی فرامی‌خوانیم. اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، روز سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، در صدوسی‌وهفتمین هفته متوالی این حرکت اعتراضی، در ۶۲ زندان زیر دست به اعتصاب غذا زده‌اند: زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبین‌در قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور و زندان ایرانشهر. هفته صدوسی‌وهفتم سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ #کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام #نه_به_اعدام @Tavaana_TavaanaTech

محرومیت از تحصیل و اخراج رضا نیاپرست، دانشجوی دانشگاه بهشتی رضا نیاپرست، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته تاریخ دانشگاه شهید ب
محرومیت از تحصیل و اخراج رضا نیاپرست، دانشجوی دانشگاه بهشتی رضا نیاپرست، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، توسط کمیته انضباطی این دانشگاه به دو ترم محرومیت از تحصیل و اخراج از این دانشگاه محکوم شد. رضا نیاپرست دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی به محرومیت از تحصیل و اخراج محکوم شد. براساس حکم بدوی صادره توسط کمیته انضباطی دانشگاه شهید بهشتی، رضا نیاپرست از بابت اتهامات ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه و توهین به شعائر اسلامی یا ملی به دو ترم محرومیت از تحصیل و اخراج محکوم شده است. فشار سیستماتیک جمهوری اسلامی بر دانشگاه‌ها و سلب حق تحصیل دانشجویان منتقد، به ابزاری عریان برای سرکوب جنبش دانشجویی و خاموش کردن صدای آزادی‌خواهی در محیط‌های علمی تبدیل شده است؛ حاکمیتی که دانشگاه را نه نهادی برای اندیشه‌ورزی و پرسشگری، بلکه پادگانی تحت کنترل نهادهای امنیتی می‌پندارد و با صدور احکام خودسرانه انضباطی، اخراج و محرومیت‌های طولانی‌مدت، تلاش می‌کند تا هزینه‌های سنگینی را بر دوش جوانان آگاه و حق‌طلب این سرزمین تحمیل کند. #رضا_نیاپرست #نه_به_جمهوری_اسلامی