en
Feedback
نگاهی به آثار رضا داوری اردکانی

نگاهی به آثار رضا داوری اردکانی

Open in Telegram

این کانال زیر نظر دکتر داوری اداره نمی‌شود

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 166
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
شهر کنونی ما دیار غربت است. هیچ‌کس دیگر اهل هیچ شهری نیست. همه همه‌جایی، یعنی هیچ‌جایی‌اند. به این سبب، شهر و خانه‌ای که ما می‌سازیم، بیشتر به ایوانچه‌های کاروانسرا شبیه است، با این تفاوت که کاروانیان کنونی، میان خود پرده کشیده‌اند. آیا می‌توان این وضع را تغییر داد و شهر و خانه را طور دیگری ساخت؟ ظاهراً می‌توان سلیقه به خرج داد، اما طرح کلی شهر و خانه، به‌آسانی دگرگون نمی‌شود و مخصوصاً اگر بخواهیم این دگرگونی در جهت دینی‌شدن باشد، کار دشوارتر است، ولی این دشواری تا زمانی است که عالَم دینی رخ نگشوده باشد. اگر عالم دینی روی نماید، بنای شهر و خانه نیز دینی می‌شود. پس شهر دینی، شهری نیست که با دستورالعمل‌های خاصی ساخته شود. ما قواعدی داریم که با آن بتوان شهر دینی ساخت. شهر و خانه با نحوۀ سکنا گزیدن ما دینی یا غیردینی می‌شود و سبک و طرز بنا با آن نحوهٔ سکنا گزیدن پدید می‌آید یا تغییر می‌کند. شهر دینی، بدون عالم دینی و بدون مردمی که به آن عالم تعلق داشته باشند، معنا و مورد ندارد. میدان نقش‌جهان در طرح کلی همان میدان چهارصد سال پیش است، اما نسبت کسانی که به آنجا می‌روند و از آنجا می‌گذرند، نسبت دیگری شده است. در بغداد و دمشق و قاهره هم چیزهایی از قرون اولیهٔ اسلامی باقی‌مانده و بسیاری از مردم این شهرها هم مسلمان‌اند، اما این شهرها شهرهای دینی نیستند. ملاحظاتی در باب طرح مدینهٔ اسلامی

به نام خداوند جان و خرد انتخابات روز جمعه ۱۵ تیرماه را با هیچ انتخاباتی قیاس نباید کرد. این انتخابات می تواند چیزی ورای رأی دادن به این یا آن نامزد یا به فلان رسم و شیوه سیاسی باشد؛ بلکه انتخاب میان بودن و نبودن ایران است. اکنون رأی می دهیم که آیا ایران بماند و بکوشد بعضی دردهای مهلکی را که دچارش شده است درمان کند یا به راه وخیم تر شدن آن دردها و گرفتاریها و افتادن در ورطه های خطرناک جنگ و ویرانی برود. البته به دکتر پزشکیان از این جهت باید رأی داد که او شایستگی های بسیار دارد و به آنچه می گوید عمل می کند. در دوران وزارتش نیز به کارهای مهمی چون توسعه دوره های تخصصی و فوق تخصصی پزشکی و پیشرفت حوزه رادیوداروها و توسعه بیوتکنولوژی (زیست فناوری) اهتمام موثر داشته است و اگر به ریاست جمهوری انتخاب شود می کوشد با همکاری اهل صلاح و تدبیر و مشورت با صاحبنظران و کارشناسان تا جایی که می تواند مشکلات را رفع کند و دردهای کشور را کاهش دهد. اما وجه مهمتر قضیه این است که رأی دادن به او رأی دادن به بقای ایران است. او گرفتار سوداها و اوهام بیهوده ای که ایران را به سوی ورطه های خطر و تباهی می برد، نیست. رأی ندادن در این دور انتخابات را دیگر نمی توان مقاومت منفی خواند زیرا نتیجه زودهنگام آن می تواند افتادن کشور به راه ستیزه ها و کشمکشهای خطرناک و غفلت از گرفتاریها و مشکلات و دوام پریشانی و فساد باشد. مردم ایران مسلما کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمی کنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کرده اند. ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد زیرا ایرانیان در تنگناها به کشور خود پشت نمی کنند. ایران می ماند و باید بماند تا زخم هایی را که در جان و تن خویش دارد التیام بخشد. رضا داوری اردکانی ۱۲تیر ۱۴۰۳

فایل وورد مقالهٔ والتزر

مقالهٔ «فارابی» به قلم ریچارد والتزر در دایرةالمعارف اسلام (ترجمهٔ این مقاله در کتاب فارابی، مؤسس فلسفهٔ اسلامی آمده است).

این قول [که فلسفهٔ اسلامی بر اثر یک سوءتفاهم به وجود آمده] مبتنی بر هیچ تحقیقی نیست، بلکه جزء مشهورات زمانهٔ ماست که بر تاریخ فلسفهٔ اسلامی هم اطلاق شده است. یک پژوهندهٔ فرانسوی که کتابی در مجموعهٔ «چه می‌دانم» دربارهٔ ژان پل سارتر و آرای او نوشته، معتقد است که سارتر چون کلمات هایدگر را درست درنیافت، طبعاً آرای او تازگی پیدا کرد و بعد می‌نویسد که این سوءتفاهمات در تاریخ فلسفه به‌کرّات موجب پیدایش آرای تازه شده است. بیچاره نمی‌پرسد که چرا در میان هزار شارح و پژوهنده و مورخ فلسفه که اقوال و کلمات هایدگر را درنیافته‌اند، یکی مثل سارتر پیدا شد و از بقیه کمتر نامی و ذکری هست. به سارتر کاری ندارم، اما چگونه است که کسانی با اشتباه فیلسوف می‌شوند و مدعیان فهم درست مردم معمولی هستند؟! فارابی، مؤسس فلسفهٔ اسلامی، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ص۱۳۱ (پانوشت)

در اوتوپی، خدا غایب است، زیرا اوتوپی مدینهٔ بشر است و طرح آن صرفاً به آسایش در این جهان نظر دارد. به‌عبارت دیگر، اوتوپی‌سازان در جستجوی بهشت خاکی بوده‌اند و در عالم وهم، راه گریز از هیبت و ترس و گناه را جستجو می‌کرده‌اند. دین در هیچ‌یک از اوتوپی‌ها اهمیت ندارد. حتی افلاطون هم که در نوامیس در مورد مراعات احکام دینی تأکید می‌کند، مرادش دینی است که تابع فلسفه است. در اوتوپی توماس مور هم حکام مدینه نسبت به عقاید دینی مردمان سهل‌گیر هستند و این امر می‌تواند بیّنه‌ای باشد بر اینکه اوتوپی ربطی به حالات نفسانی و موقعیت اجتماعی اشخاص ندارد، زیرا توماس مور در زمان خود ریاست دینی داشته و جان خود را بر سر اعتقادات دینی گذاشته است. اصولاً دین در اوتوپی نمی‌تواند شأن و مقامی داشته باشد، مگر آنکه به صِرفِ شریعت تبدیل شده باشد، زیرا طرح حقیقت دین مستلزم تذکر نسبت به عجز و فقر ذاتی است و اوتوپی که عهده‌دار برکنارداشتن بشر از هرگونه احساس عجز و ضعف و ترس است، بالطبع با حقیقت دین بیگانه می‌ماند و بر آن، حجاب غفلت می‌کشد. فارابی، مؤسس فلسفهٔ اسلامی

طنز و طیبت در سخن سعدی، رضا داوری اردکانی، مرکز فرهنگی شهر کتاب

سعدی تجدید یک دوران است

آیا کسی از دوستان به این دو مقاله از دکتر داوری دسترسی دارد؟ «مقام فارابی در تاریخ فلسفه»/ نشریۀ دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان، ویژۀ یادبودنامۀ فارابی، شمارۀ 3، بهار 1354، صص 82-99. «چرا فارابی مطالب خود را موجز نوشته است؟»/ یادنامۀ فارابی، دانشگاه اهواز، صص 56-61/ 1353

فلسفه معاصر ایران.pdf2.68 MB

https://www.aparat.com/Raviane_Shafagh/videos گفتگو با داوری، میرشکاک و گرمارودی راجع به بهجتی شفق

Repost from Ketab_shahr
#تازه_های_کتاب گفت‌وگوهایی با سایه‌ام رضا داوری اردکانی نشر پگاه روزگار نو چاپ اول۱۴۰۲ قطع رقعی جلد نرم ۳۸۸صفحه ۲۹۰۰۰۰تومان @
#تازه_های_کتاب گفت‌وگوهایی با سایه‌ام رضا داوری اردکانی نشر پگاه روزگار نو چاپ اول۱۴۰۲ قطع رقعی جلد نرم ۳۸۸صفحه ۲۹۰۰۰۰تومان @ketabeshahr578 https://www.instagram.com/ketabeshahr578?r=nametag

🖊بازتاب سیاست‌نامه 📚 چرا داوری در دفاع از فلسفه شکست نخورده؟ 📥 محمدرضا هدایتی: مجله سیاست‌نامه در شمارۀ اخیر خود تصویری از رضا داوری اردکانی را روی جلد برده و با تیتر «فیلسوف ِ بازنده» به استقبال نود سالگی این متفکر معاصر رفته است. داوری اردکانی در واکنش به این مجله با اشاره دو نوع شکست بیرونی و شکست درونی، نوشت: «من در درون شکست نخورده‌ام، زیرا تعلقم به تفکر را حفظ کرده‌ام.» او در ادامه این متن صراحتاً اعلام می‌کند که متن منتشر شده در مجلۀ سیاست‌نامه یادداشت‌های تنهایی او بوده که آن را برای چاپ و انتشار ننوشته است! اما چرا داوری در بیرون هم در دفاع از فلسفه شکست نخورده است؟ 🖇 آنچه فلسفه و پی‌جویی دانایی را در خطر ضعف و سستی قرار می‌دهد، غفلت از نادانی بنیادین انسان است؛ غفلتی که تازگی پرسش آغازین را از بین می‌برد و علم را در امر روزمره مضمحل می‌کند. لحظۀ پرسش، لحظه‌ای است که انسان جهان را در تازگی خود دیدار می‌کند و خود در جهان حاضر است؛ اما علم با حکم‌کردن درباره جهان و در پی آن، فاصله‌گرفتن و غیبت از جهان ممکن می‌شود. به این ترتیب، علم که در لحظه آغاز با طرح پرسش ممکن می‌شد، در ذات خود تمایلی دارد به استقلال از لحظه آغاز و انتزاع از جهان. 🖇 آن چیزی که همواره دانایی را پیش می‌برد، همان تمنایی است که خود را در «نمی‌دانم» نشان می‌دهد. این تمنا همان پرسیدن است که اجازه نمی‌دهد هیچ مفهوم و دستگاه نظری، به‌صورت یک دانش ابدیِ تمامیت‌یافته دربیاید و تمنای دانایی را به خاموشی بسپارد. علم تنها تا هنگامی که پرسش آغازین خود را به یاد داشته باشد، می‌تواند انضمامیت خود را حفظ کند و کاری با جهان داشته باشد. آنجا که دانایی این تمنا را فراموش کرده و صرفاً به مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی تقلیل پیدا کند، همزمان انتزاعی شده و با شبکه‌ای از مفاهیم و نظریاتِ ازپیش‌مشخص، امکان تجربه و مواجهه با وجه نامنتظره جهان را از دست می‌دهد. 🖇 آنچه اینجا دربارۀ فلسفه گفته شد، تماماً تلاش دکتر داوری اردکانی برای طرح تازه‌ای از فلسفه برای ما باشد. توجه داوری به مسائل مختلف زندگیِ اینجا و اکنون ما، شاید بیش از هر چیز، تلاشی است برای اینکه فلسفه را به گوش ما آشنا کند و در نسبت با زندگی ما قرار دهد. داوری اگرچه به موضوعات مختلفی در آثارش پرداخته، اما به واقع، همه این‌ها تلاشی برای طرح فلسفه است. داوری تلاشش این بوده که با طرح فلسفی مسائل واقعی زندگی، راهی به فلسفه بیابد و به طرحی از فلسفه برای امروز ما نزدیک شود. 🖇 در روایت دکتر داوری از فلسفه‌ای که در جهان ما، جهان ایرانی-اسلامی، شکل گرفت نیز همین روایت غلبه دارد. مراجعه داوری به فلسفه اسلامی برای این بود که نشان دهد چگونه این فلسفه، از یک مسئلۀ نزدیک و انضمامی برای ما آغاز شده است. این روایت، طرحی تازه از فلسفه اسلامی بود که با رجوع به فارابی حاصل شد و بر اساس آن، تأسیس فلسفه در عالم اسلام، به معنای طرح تازۀ پرسش فلسفه، در عالمی است که با ظهور اسلام تحقق یافته بود. بر این اساس، اگر فیلسوفان مسلمان صرفاً به تکرار و شرح آراء فیلسوفان یونان می‌پرداختند، تأسیسی رخ نمی‌داد و فلسفه‌ای در این عالم شکل نمی‌گرفت. چه اینکه هم‌سخنی فیلسوفان مسلمان با فلاسفه یونانی نیز حاصل طرح و پاسخ تازه به پرسش وجود است. 🖇 آنچه بیش از همه این‌ها در آثار و آراء دکتر داوری آموختنی است، نقطه عزیمت او در مواجهه با متفکران و فیلسوفان و به‌خصوص متفکران گذشته خودمان است. در نگاه داوری، اگرچه «راه تفکر از هم‌زبانی با متفکران گذشته می‌گذرد،» اما این هم‌زبانی، به‌سادگی و با تکرار و پژوهشِ صرف در آراء متفکران حاصل نمی‌شود. داوری همواره به اکنون و آیندۀ ایران می‌اندیشد. تفکر او با پرسش از وضعِ امروزِ ایران آغاز می‌شود و از این آغاز، به دیگر متفکران و فیلسوفان راه می‌جوید. داوری تلاش کرد به‌مدد فارابی، بین فلسفه و زندگی نزدیکی ایجاد کند و این تلاشی است که در فارابی نیز رخ داده بود و همین تلاش منجر به تأسیس فلسفه در عالم اسلام (ایران) شد. بنابراین، نقطۀ عزیمت داوری در توجه به فارابی، نه صرف یک پژوهش فلسفی، بلکه توجه به زندگی اینجا و اکنون و ضرورت طرح پرسش فلسفی از جانب ما بوده است؛ چراکه بدون فلسفه و بدون تفکر، پیمودن راه آینده برای ما ممکن نخواهد بود. این توجه، خود را در لحن داوری حاضر می‌کند. اینکه لحن او با دیگران متفاوت است، ریشه در همین توجه به انضمامیت دارد. 🖇 داوری این پرسش را به ما یادآور می‌شود که آیا اهل‌فلسفه می‌توانند بدون درک و پذیرش مسئولیت انضمامیتی که امروز و اینجای ما را رقم می‌زند، با فیلسوفان و متفکران هم‌زبانی پیدا کنند؟ آیا طرح پرسش فلسفه، بی‌نسبت با انضمامیت ممکن خواهد بود؟ و مهم‌تر از همه آنکه آیا ما بدون تفکر، راهی به آینده خواهیم داشت؟ @goftemaann 🦉

بعضی از دوستان عزیزم مکدر شدند که چرا از شکست گفتم. با عذرخواهی به خاطر شریفشان می‌آورم که شکست دو شکست است. یکی شکست از بیرو
بعضی از دوستان عزیزم مکدر شدند که چرا از شکست گفتم. با عذرخواهی به خاطر شریفشان می‌آورم که شکست دو شکست است. یکی شکست از بیرون و دیگر شکست در درون. شکست بزرگ شکست درون است. در جنگ‌های زمان ما، جنگ طلبان همه در درون شکست خورده‌اند و به این جهت جنگشان پیروز ندارد. روسیه و‌ اوکراین و اسراییل و فلسطین و سوریه و ... همه در درون شکست خورده‌اند. طالبان هم در افغانستان پیروز نشده است، بلکه افغانستان در درون شکست خورده است. در جنگ آرا و افکار هم همین حکم جاری است. من در درون شکست نخورده‌ام، زیرا هنوز تعلقم به تفکر را حفظ کرده‌ام و زبون اندیشی رایج از عهده شکستن این تعلق خاطر بر نمی‌آید. مقاله «من شکست خورده‌ام» که بخش‌هایی از آن در شماره اخیر «سیاست نامه» چاپ شده است، یادداشت‌های تنهایی من بوده که برای چاپ و انتشار ننوشته بودم.

اطلاعیه اول دهمین دوره همایش بین المللی دانشجویی فلسفه (۱۴۰۲) گروه فلسفه و انجمن علمی-دانشجویی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس با هم
اطلاعیه اول دهمین دوره همایش بین المللی دانشجویی فلسفه (۱۴۰۲) گروه فلسفه و انجمن علمی-دانشجویی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس با همکاری گروه و انجمن علمی-دانشجویی دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب دهمین همایش دانشجویی فلسفه را در ۱۵ و ۱۶ آذر ۱۴۰۲ برگزار می‌کنند. از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته فلسفه و رشته‌های مرتبط (شامل تمام گرایش‌های فلسفه و رشته‌های کلام و ادیان و عرفان و رشته‌های حوزوی) دعوت می‌کنیم مقالات خود را برای ارزیابی به ایمیل همایش به آدرس ایمیل همایش به آدرس spc.tmu@gmail.com ارسال کنند. توضیحات تکمیلی در سایت: jphil.ir

عیادت رضا داوری اردکانی از میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی، ۱۳۹۴
عیادت رضا داوری اردکانی از میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی، ۱۳۹۴