en
Feedback
جلال سعیدی

جلال سعیدی

Open in Telegram
3 097
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-4930 days
Posts Archive
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی جوان فرانسوی، چطوری؟ خوبی، ردیفی، ان‌شاءالله‌ تعالی؟ اگر از احوالات ما خواسته باشید، خوبیم. هرچند ا
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی جوان فرانسوی، چطوری؟ خوبی، ردیفی، ان‌شاءالله‌ تعالی؟ اگر از احوالات ما خواسته باشید، خوبیم. هرچند این چند ماهه اندکی در انفرادی ضدکرونای بیت کف کرده‌ایم، ولی به هرحال با رسیدگی به امور اسلام و مسلمین و نبرد در چند جبهه با دشمنان آمریکایی، اروپایی، آسیایی، آفریقایی، فضایی، دریایی و غیره که در این مقال نگنجند، خودمان را سرگرم می‌کنیم. اما غرض از مزاحمت این‌که حتماً در جریان هستید که اخیرا چاقوی یکی از جوانان غیور مسلمان در فرانسه ظاهراً و به صورت تصادفی به گلوی یک به‌ظاهر معلم فرانسوی برخورد کرده که آن‌طور که رسانه‌های دروغ‌پرداز خارجی می‌گویند، تا حدودی منجر به مرگ وی شده است. بیشتر بخوانید @radiofarda

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: بالأخره رضایت دادیم جلسه ستاد ملی کرونا در حضور ما برگزار شود. اولش قرار بود ما را توی یک محفظه شیشه‌ای قرار دهند و اعضای ستاد زیارت‌مان کنند، اما گفتیم شبیه مراسم خداحافظی با حضرت امام در یخچال سوسیس و کالباس می‌شود و دشمنان سوءاستفاده می‌کنند. آقای محمدی گلپایگانی اصرار داشت در این جلسه ابتدا چند نفر از اعضای ستاد کرونا به‌خصوص دولتی‌ها را وادار کنیم قبل از شروع جلسه در حضور ما سرود «رهبر ما خامنه‌ای، تحت ولایت علی» را اجرا کنند و آقای نمکی وزیر بهداشت هم برایمان دکلمه احساسی بخواند، اما گفتیم به خاطر انتخابات آمریکا فعلاً صلاح نیست. اگر این یارو بایدن ان‌شاءالله تعالی انتخاب شد، در جشن پیروزی اجازه می‌دهیم همه هیئت دولت با هم برایمان سرود‌های انقلابی بخوانند. آقای وحید نگران سلامت ولی امر مسلمین (ما را می‌گوید) در این جلسه بود. اصولاً آقای وحید وقتی نگران ما شود، حتی ما هم نمی‌توانیم به‌راحتی برطرفش کنیم و مسئله جدی است. در نهایت ایشان رضایت داد که هرکدام از حضار ۱۲ بار به نیت ۱۲ امام تست از ته حلق شوند و ۱۴ بار به نیت ۱۴ معصوم خون‌شان بررسی شود و در نهایت هم خود ایشان با کمک دکتر گلپایگانی هرجای آنها را خواست معاینه و بررسی کند تا نگرانی‌اش برطرف شود. همچنین آقای وحید می‌گفت شخصاً اسم آن اعضای ستاد ملی کرونا را که از بیانات الهام‌بخش امام خامنه‌ای (یعنی ما) یادداشت برنمی‌دارند یادداشت می‌کند تا بعد از جلسه حال‌شان را بگیرد. کلاً برطرف کردن نگرانی‌های آقای وحید مهم است، چون دفعه قبل که ایشان نگران بود و کسی برطرفش نکرد، سه روز خودش را در زیرزمین بیت حبس کرده بود و تا خود شخص ما نرفتیم و کمی گل‌گاوزبان ته گلویش نچکاندیم، بیرون نیامد. بعضی از اعضای بیت مثل آقایان حجازی و محمدی پیشنهاد دادند در همان جلسه، روحانی را برکنار و بازداشت کنیم تا همگان باعث و بانی مشکلات کشور را بشناسند، که آن را هم به جشن پیروزی در انتخابات آمریکا موکول کردیم تا یک وقت این مردک بنفش، آن پیروزی الهی-سیاسی را هم به نام خودش نزند و همگان بفهمند با رهبری داهیانه و مدبرانه ما آن پیروزی بزرگ به دست آمده است. در طول جلسه هم در مورد کرونا به آقایان توصیه کردیم کارهایی که کمتر می‌کنند بیشتر بکنند، کارهایی که کمتر می‌کنند بیشتر بکنند و به طور کلی بیشتر بشود و بکنند. آقای حداد عادل دیدار داشت و گزارش داد که تعدادی از نیرو‌های انقلابی برای ما لقب «حضرت ماه» را انتخاب کرده‌اند و در فضای مجازی از ما با این لقب یاد می‌کنند. گفتیم از این عزیزان تشکر کنید، ولی مگر خورشید مرده بود؟ مثلاً اگر ما را مولای خورشید یا خورشید عالم‌تاب لقب می‌دادند، خار داشت؟ ایشان بر پیشانی خودش زد و چشم‌هایش پر از اشک پشیمانی شد. گفت واقعا نصیحت‌های نورالنظام (یعنی ما) بسیار راهگشاست و من همین الان به دستگاه‌های امنیتی می‌گویم آب دست‌شان است زمین بگذارند و ته‌وتوی این توطئه بزرگ و توهین‌آمیز را که ظاهراً قصد تحبیب شما را با دادن لقب حضرت ماه داشت ولی در واقع یک دشمنی و هتاکی عظیم پشتش بود، دربیاورند. آقای شیرازی از دفتر نظامی بیت گزارش داد که اخیراً چند مورد در نیروی انتظامی اتفاق افتاده که باید ما دستور بدهیم چه‌کار کنند. یکی آن مورد یک دختر معلوم‌الحال آبادانی بود که رفته بود دم در خانه و حریم خانواده یک مدیر زحمتکش نظام و هتاکی کرده بود. ظاهراً این دخترک گفته از مدیر مربوطه حامله است که خب امر پسندیده‌ای است و ما همیشه تشویق کردیم و اگر حامله نبود، محل اشکال در مدیر ما بود. بقیه موارد هم ظاهراً با اعترافات دختر حل شده و ما گفتیم فقط به طور کلی فرهنگ حاملگی ولایی در کشور خصوصا در مدیران نظام تشویق شود. مورد دیگر یک معتاد مشهدی بود که دیگر از فرط مصرف مواد عمرش به دنیا نبوده و در حالی که توسط مأمورین خدوم نیروی انتظامی به تیر برق بسته شده بوده کمی با گاز فلفل و شوکر مرده. برایش یک فاتحه خواندیم و گفتیم از جانب ما از وزارت نیرو تشکر کنند که آن‌قدر خوب توانسته‌اند برق را در کشور گسترش دهند که ما همه‌جای کشور بحمدالله تیر برق داریم. این مسئول دفتر استفتائات بیت هم ما را زخمی کرده. می‌گفت جوانی پرسیده من گیتار خریده‌ام ولی نه قصد نوازندگی دارم نه بلدم نه خوشم می‌آید، ولی دوستم می‌گوید جوانی که در اتاقش گیتار دارد کلاسش بالاست و دخترها به او لطف بیشتری دارند به‌خصوص توی اتاق. حکمش چیست؟ گفتیم به شرط آن‌که قبلش صیغه بخوانند و نیت افزایش باروری باشد، خرید گیتار محل اشکال نیست در غیر این صورت حتی مالیدن دست روی آن حرام است. یکی دیگر پرسیده بود اگر در شامپو الکل باشد حکم آن چیست؟ گفتیم احوط آن است که اندکی بچشند. اگر کف پس دادند، اشکال ندارد. اما اگر کف کردند، اکتفا به رفع ضرورت جایز کنند و اماله بر عنین جمیع مسلمین رواست.

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: بالأخره رضایت دادیم جلسه ستاد ملی کرونا در حضور ما برگزار شود. اولش قرار بود ما را توی یک محفظه شی
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: بالأخره رضایت دادیم جلسه ستاد ملی کرونا در حضور ما برگزار شود. اولش قرار بود ما را توی یک محفظه شیشه‌ای قرار دهند و اعضای ستاد زیارت‌مان کنند، اما گفتیم شبیه مراسم خداحافظی با حضرت امام در یخچال سوسیس و کالباس می‌شود و دشمنان سوءاستفاده می‌کنند. آقای محمدی گلپایگانی اصرار داشت در این جلسه ابتدا چند نفر از اعضای ستاد کرونا به‌خصوص دولتی‌ها را وادار کنیم قبل از شروع جلسه در حضور ما سرود «رهبر ما خامنه‌ای، تحت ولایت علی» را اجرا کنند و آقای نمکی وزیر بهداشت هم برایمان دکلمه احساسی بخواند، اما گفتیم به خاطر انتخابات آمریکا فعلاً صلاح نیست. اگر این یارو بایدن ان‌شاءالله تعالی انتخاب شد، در جشن پیروزی اجازه می‌دهیم همه هیئت دولت با هم برایمان سرود‌های انقلابی بخوانند. بیشتر بخوانید @radiofarda

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: بیت گزارش داده که این آقای اون، رهبر کره شمالی، اخیراً کمی برای مردمش گریه کرده و مردم هم برای او گریه کرده‌اند و فضای معنوی خاصی بین این برادر انقلابی و همکار جوان ما و مردمش شکل گرفته. گفتیم اگه بنا به گریه کردن باشد که ما یک عمر است داریم اشک مردم‌مان را درمی‌آوریم. با وجود این، آقای محمدی گلپایگانی اصرار داشت که برای مصلحت نظام هم که شده، یک بار دیگر مردم را بگریانیم. اعلام کردیم در این وضعیت قرنطینه گریه ناقصی داریم و از راه دور حس‌مان درست از آب درنمی‌آید. آقای وحید پیشنهاد کرد مثل استادیوم‌های اروپایی صدای گریه امت شهیدپرور را در محل قرنطینه ما پخش کنند و ما هم حرف‌های حزن‌انگیز بزنیم تا مشکل حس برطرف شود. آقای دکتر ولایتی آمده بود و در مورد انتخابات آمریکا کسب تکلیف می‌کرد. گفتیم یک سری اقلام حمایتی مثل برنج و روغن و سوهان و گز و تصاویر حاوی لبخند پدرانه رهبر کبیر انقلاب (یعنی ما) برای ستاد این یارو بایدن بفرستند تا اعضای ستاد تبلیغاتی‌اش کمی روحیه بگیرند و بیشتر تبلیغ بکنند. دکتر ولایتی ضمن تقدیر از این پیشنهاد بسیار داهیانهٔ ما گفت احمدی‌نژاد پیغام داده اگر لازم است، نظام عکس زن و بچه‌ کاندیداهای آمریکایی را جایی نشان بدهد، او با کمال میل حاضر است اقدام کند. گفتیم فعلاً تمرین کند، اگر لازم شد، خبرش می‌کنیم. به دکتر ولایتی گفتیم حالا که تا این‌جا آمده، یک فشار خون از ما بگیرد، که گرفت و با چشمانی اشکبار گفت به نیت چهارده معصوم چهارده روی هشت است که احتمالاً هشتش هم به مناسبت سالگرد شهادت امام هشتم شیعیان است. دقایقی بر اعضای بیت احساسات پاک انقلابی و مذهبی حاکم بود و چند نفر را که خیلی تحت تأثیر این تقارن زیبا قرار گرفته بودند، روی دست به بیمارستان منتقل کردند. دکتر نمکی وزیر بهداشت ملاقات داشت. ایشان از وضع کرونای مقام معظم رهبری (یعنی ما) گزارش داد و اعلام کرد سیاست‌های کشور در زمینه عدم ابتلای رهبری به ویروس منحوس کرونا بسیار موفقیت‌آمیز بوده و ما به مرحله‌ای رسیده‌ایم که می‌توانیم این سیاست را به رهبرهای کشورهای دیگر هم صادر کنیم. در ادامه اندکی به خاطر مظلومیت ولی امر مسلمین جهان (یعنی ما) نوحه خواند و گریه کرد و در نهایت هم گزارشی از واکسن کرونایی که ساخته‌اند و روی میمون امتحانش کرده‌اند، داد. پرسیدیم میمونی که رویش واکسن را امتحان کردیم چه واکنشی نشان داد؟ ایشان گفت میمون مربوطه بعد از گرفتن واکسن بسیار سرحال است و فقط چون حس بویایی و چشایی‌اش در اثر واکسن از بین رفته، چندبار نواحی حساس همکاران خدوم ما در بخش واکسن‌سازی را به جای موز گاز گرفته. گفتیم خوب موزش را بیشتر کنید. اشک در چشمانش جمع شد و گفت ساعت‌‌ها بحث علمی و کارشناسی دانشمندان ما در بخش واکسن‌سازی در برابر این جمله بسیار علمی و داهیانه معظم‌له (ما را می‌گوید) به پشم‌ بزی بیش نمی‌ماند. کمی بر سرش دست نوازش کشیدیم تا راضی به رفتن بشود. مسئول استفتائات بیت مقام معظم رهبری (یعنی بیت خود ما) یک سری استفتای جدید آورده بود تا پاسخ بدهیم. یک سؤال در بحث خیارات بود که گفتیم به شرط عدم تحقق غرض ذوالخیار قبول اقاله مشروط کنند و نمک بزنند باهم بخورند. سؤال بعدی در مورد لایک کردن عکس زنان بی‌حجاب در فضای مجازی بود که گفتیم به شرط این‌که از چانه‌گاه تا حد ترخص پایین نرود مجاز است، و بیشتر از آن هم باید خودمان ببینیم تا کجا رفته، بعد نظر بدهیم و احتیاط واجب آن است که مؤمنین چندبار به قصد قربت ریفرش کنند. سؤال دیگر این بود که آیا استفاده بانوان از لنز رنگی به شرطی که رنگ لنزش شبیه رنگ خود چشم باشد مجاز است؟ فرمودیم مثل جوراب رنگ‌پا که نعوذبالله رنگ پاست، این هم می‌تواند موجبات تحریک مؤمن را فراهم کند و جایز نیست مگر برای انداختن ترس در دل دشمنان که آن‌گاه بانوان می‌توانند از رنگ‌های غیرمتعارفی مثل قرمز جیغ یا سفید یخچالی برای رنگ لنز چشمشان استفاده کنند که در آن صورت ثواب هم دارد.

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: بیت گزارش داده که این آقای اون، رهبر کره شمالی، اخیراً کمی برای مردمش گریه کرده و مردم هم برای او
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: بیت گزارش داده که این آقای اون، رهبر کره شمالی، اخیراً کمی برای مردمش گریه کرده و مردم هم برای او گریه کرده‌اند و فضای معنوی خاصی بین این برادر انقلابی و همکار جوان ما و مردمش شکل گرفته. گفتیم اگه بنا به گریه کردن باشد که ما یک عمر است داریم اشک مردم‌مان را درمی‌آوریم. با وجود این، آقای محمدی گلپایگانی اصرار داشت که برای مصلحت نظام هم که شده، یک بار دیگر مردم را بگریانیم. اعلام کردیم در این وضعیت قرنطینه گریه ناقصی داریم و از راه دور حس‌مان درست از آب درنمی‌آید. آقای وحید پیشنهاد کرد مثل استادیوم‌های اروپایی صدای گریه امت شهیدپرور را در محل قرنطینه ما پخش کنند و ما هم حرف‌های حزن‌انگیز بزنیم تا مشکل حس برطرف شود. بیشتر بخوانید @radiofarda

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: سردار نقدی در یک پیشنهاد داهیانه به بسیجیانِ دست‌به‌موس و دست‌به‌کیبورد نظام توصیه کرده‌ بازی نجات جرج فلوید را بسازند و در آن هی بروند جرج را از دست پلیس ظالم آمریکا نجات دهند. در این مطلب، ما هم پیشنهاد ساخت دو بازی را خدمات برادران و خواهران عزیز ارائه می‌کنیم و با قلبی باز و کلیه‌ای سنگ‌ساز و ریه‌ای پردود و کبدی پرچرب، عزیزان را به مقصد مستقیم دربست ترک می‌نماییم. بازی اول: نجات برادر محسن در این بازی، برادر محسن رضایی در جلسه‌ معروف آذر ۶۳ دارد با منتقدانش بحث و جدل می‌کند. منتقدان به این‌ اعتراض دارند که برادر محسن جوانان را دسته‌دسته می‌فرستد بروند شربت شهادت بنوشند، و برادر محسن هم معتقد است اولاً که من دسته‌دسته نمی‌فرستم و ما فقط لشکر به بالا شهید تقدیم نظام و انقلاب می‌کنیم، در ثانی سرو شربت شهادت در جبهه‌ها تکلیف شرعی است و امام امت فرموده حتی اگر کسی در جبهه سرما خورد هم جای شربت اکسپکتورانت بهش شربت شهادت بدهند. خلاصه بحث بالا می‌گیرد و منتقدان صدایشان را روی سردار مظلوم اسلام بالا می‌برند. شما در این بازی یکهو صبر انقلابی‌تان چیز می‌شود و وارد اتاق جلسه می‌شوید و منتقدان را آن‌قدر با فشار دادن دکمه ایکس می‌زنید تا خون بالا بیاورند و بعد از پیروزی هم برادر محسن را روی دست به میان رزمندگان اسلام می‌برید. در پایان بازی، در حالی که رزمندگان برادر محسن را روی دست بالا و پایین می‌اندازند، ناگهان نوری از آسمان می‌آید و برادر محسن را در بر می‌گیرد. چند لحظه بعد نور تبدیل به مقام معظم رهبری می‌شود و برادر محسن که هیجان‌زده شده از این‌که توسط رهبری در بر گرفته شده، در گوش آقا می‌گوید: «آقا این دفعه دیگه نوبت منه، می‌شه من رئیس‌جمهور بشم؟» آقا هم به برادر محسن صد تا جان اهدا می‌کند و در پایان برادر محسن رئیس‌جمهور شده، به مرحله بعد بازی که «کی به کیه، تاریکیه» نام دارد، صعود می‌کند. بازی دوم: نماینده تشنه و آخرین شاسی‌بلند در این بازی شما یک نماینده‌اید که تا قبل از این در مشاغلی مثل غاز چراندن و کیف‌کشی مشغول بوده‌اید ولی حالا برای خودتان یک پا نماینده شده‌اید. حالا برای پیش رفتن در بازی شما باید در جلسات مجلس شعارهای ابتکاری بدهید و عربده‌های دشمن‌شکن بکشید. عربده ضد‌آمریکایی در جلسات علنی ده سکه و در جلسات غیرعلنی ۵ سکه را برای شما به ارمغان می‌آورد. با کسب ۵۰ سکه در بازی، یک خودرو دناپلاس؛ با به دست آوردن ۷۰ سکه، یک خودرو شاسی‌بلند خشک؛ و با ۱۰۰ سکه می‌توانید یک آپارتمان درست و حسابی در تهران خریداری کنید. همچنین این بازی برای شما نماینده / بازیکن عزیز جایزه‌های دیگری هم دارد تا جایی که با برگزاری تظاهرات ضداستکباری در صحن علنی و آتش زدن موفقیت‌آمیز عکس ترامپ، می‌توانید برنده واکسن آنفلوآنزای فوری، سفر خارجی، سفر داخلی و چفیه معطر مقام معظم رهبری شوید. بازی سوم: رهبری و غول مرحله بعد در این بازی شما رهبرید و دارید سعی می‌کنید اتفاقات جوری ردیف شود که در دوران بعد از شما عمامه و بیت‌تان به پسرتان برسد نه به هیچ سرخر دیگری. شما باید تلاش کنید رئیس‌جمهور زیردست‌تان را که می‌دانید شب‌ها به امید رهبر شدن خواب‌های رنگی می‌بیند، به اشکال متفاوت ضایع کنید تا بفهمد وی رهبربشو نیست. بعد شخصیت‌های دیگر بازی به نام رئیسی گندهه و لاریجانی خشنه را که آن‌ها هم برای رهبر شدن دارند لیف و صابون زیادی می‌زنند، به جان هم می‌اندازید و با هر ضربه‌ای که آن‌ها به نقاط حساس همدیگر وارد می‌کنند، یک جان به جان‌های فرزندتان (که سال‌هاست رهبر کوچولو صدایش می‌زنید) اضافه‌ می‌شود. در گوشه‌ای از بازی هم تعداد ۸۰ میلیون موجودات ریز تک‌سلولی موسوم به مردم وجود دارند که گاهی سر و صدایی ازشان بلند می‌‌شود و در قالب این سر و صداها با نوامیس شما احوال‌پرسی می‌کنند. برای مهار آنها هم فقط کافی است دکمه آر دو را دوبار فشار دهید تا لشکر ضدشورش‌تان آن‌ها را برایتان له و لورده کند. با هر بار له و لورده شدن این موجودات هم به جان‌های رهبر کوچولوی شما اضافه می‌شود. در پایان، قبل از اعلام پیروزی، بازی به شما این امکان را می‌دهد که حتی اسم کشورتان را هم عوض کنید و بگذارید جمهوری اسلامی خامنه‌ای.

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: سردار نقدی در یک پیشنهاد داهیانه به بسیجیانِ دست‌به‌موس و دست‌به‌کیبورد نظام توصیه کرده‌ بازی نجات
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: سردار نقدی در یک پیشنهاد داهیانه به بسیجیانِ دست‌به‌موس و دست‌به‌کیبورد نظام توصیه کرده‌ بازی نجات جرج فلوید را بسازند و در آن هی بروند جرج را از دست پلیس ظالم آمریکا نجات دهند. در این مطلب، ما هم پیشنهاد ساخت دو بازی را خدمات برادران و خواهران عزیز ارائه می‌کنیم و با قلبی باز و کلیه‌ای سنگ‌ساز و ریه‌ای پردود و کبدی پرچرب، عزیزان را به مقصد مستقیم دربست ترک می‌نماییم. بیشتر بخوانید @radiofarda

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: خواب دیدم در اداره اسلامی‌سازی کتب درسی و در محضر یکی از مؤلفین کتاب ریاضی پایه سوم دبستان هستم. ح
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: خواب دیدم در اداره اسلامی‌سازی کتب درسی و در محضر یکی از مؤلفین کتاب ریاضی پایه سوم دبستان هستم. حاج‌آقای مؤلف دهانش باز مانده بود. گفتم: «حاج آقا چیزی شده؟ گشادی ‌دهانی گرفتین چرا؟» به تصویر روی جلد کتاب ریاضی که دستش بود اشاره کرد. چند دختربچه و پسربچه داشتند زیر یک درخت بازی می‌کردند. گفتم: «خب مگه چیه؟» زد روی لپش و گفت: «خدا مرگم بده! نمی‌بینی؟» گفتم: «چی رو دقیقاً؟» گفت: «طبق سند منحوس۲۰۳۰ که مقام معظم رهبری رویش دست گذاشته‌اند، همه این‌ها بهانه است و دختر و پسری که این‌طوری کنار هم دولا و راست شوند، معلوم است چند سال بعد چطور روی هم دولا می‌شوند.» بیشتر بخوانید @radiofarda

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: خبر آمد که آقای روح‌الله حسینیان، از نیروهای فوق انقلابی کشور، رحلت کرده و به برزخ منتقل شده است.
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: خبر آمد که آقای روح‌الله حسینیان، از نیروهای فوق انقلابی کشور، رحلت کرده و به برزخ منتقل شده است. آقایان مرحوم خلخالی و لاجوردی تماس گرفتند و گفتند دم درب برزخ یک تابلو بزرگ زده‌اند که رویش نوشته: روح امام به امام برگشت! مرحوم احمدآقا تماس گرفت و گفت خودش نسبت به این جمله نظر مساعدی نداشته، ولی مرحوم حضرت امام گفته حسینیان پاره تن من است و با آمدن او به برزخ من دیگر پاره نیستم. بعد خبر رسید که مرحوم سعید امامی که از رفقای قدیمی حسینیان است، دم درب برزخ به استقبال ایشان رفته و در همان بدو ورود با هم چند شات زده‌اند. دادیم دفتر تحقیق کرد یک وقت خدای نکرده مشروبات الکلی مصرف نکرده باشند تا مایه تبلیغات سوء دشمنان شود. بیشتر بخوانید @radiofarda

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: به دفتر گفتیم دیگر خسته شده‌ایم و یک سخنرانی با حضور واقعی امت همیشه در صحنه برایمان بگذارند تا در آن کمی حرف‌های کوبنده بزنیم، امت هم شعار بدهد و الله اکبر بگوید، کمی شُش‌مان حال بیاید. تیم پزشکی مقاومت می‌کند. می‌گویند کرونا از راه شعار دادن امت همیشه در صحنه هم منتقل می‌شود. گفتیم این همه ما پول خرج می‌کنیم، واقعاً جای تأسف است یک چیزی وارد نمی‌کنید تا رهبر ام‌القرای اسلام را واکسینه کند. همه اعضای دفتر به‌اتفاق خجالت کشیدند، گفتند از این واکسنی که صبیه محترمه آقای پوتین زده موجود است، ولی صلاح نمی‌دانیم. گفتیم خب چرا اول روی امت اسلامی امتحان نمی‌کنید تا اگر جواب داد، ما بزنیم؟ گفتند قربانِ شما برویم، این امت اسلامی هنوز به خلوص امت اسلامی صدر اسلام نیست. بعید نیست الکی وانمود کنند واکسن رویشان اثر کرده، بعد ما روی بدن مبارک شما استفاده کنیم، یک وقت زبان‌مان لال مشکلی پیش بیاید. متأسفانه حرف‌شان منطقی به نظر می‌رسید و درست بود. یکی از اعضای دفتر می‌گفت الان توی مسابقات فوتبال توی ورزشگاه‌های خالی صدای تشویق تماشاگران را پخش می‌کنند. ما هم می‌توانیم توی بیت صدای امت را در حال شعار دادن و تکبیر گفتن و دعا برای طول امر رهبر مسلمین جهان پخش کنیم. دستور دادیم سریع اقدام شود. فقط آرام توی گوش یکی از اعضای دفتر گفتیم موقعی که دست‌به‌آب می‌رویم صدای تکبیر‌ها را کم کنند تا بتوانیم تمرکز کنیم. وزیر خارجه به خاطر توافق ننگین اخیر اسرائیل و امارات درخواست ملاقات کرده بود. گفتیم فعلاً تحریمیم، کاری از دست‌مان برنمی‌آید. وزارت خارجه چند تا فحش آبدار دیپلماتیک نثار طرفین کند. سپردیم به سپاه هم بگویند چند تا قایقش را برای دقایقی بفرستد توی آب‌های امارات یک گاز و گوزی بکنند و زود هم برگردند این‌ور، بلکه خشم جمهوری اسلامی از این توافق مشخص شود. سپاه درخواست کرده بود در واکنش به توقیف نفتکش‌های ایرانی توسط آمریکای جنایتکار یک موشکی چیزی هوا کند. گفتیم لازم نیست و فعلاً هواپیمای مسافربری نمی‌زنیم. در عوض توی پادگان‌های سپاه عکس بزرگ دونالد ترامپ را روی زمین نصب کنند و بدهند نیروها روی آن رژه بروند تا خشم انقلابی‌شان خالی شود. برادرمان سیدحسن نصرالله تماس تلفنی داشت و تلویحاً درخواست کمک کرد. گفتیم دفتر از بنیاد مستضعفان پی‌گیری کند ببیند چیز آماده‌ای برای فروش دارند یا خیر. ظاهراً آقای فتاح گفته بود الان چیزی آماده نداریم، ولی اگر رهبری امر کنند، سیدحسن خمینی توی بازار مشتری خوب دارد، به‌سرعت می‌توانیم با قیمت خوب آبش کنیم. پرسیدیم مگر ایشان هم جزء اموال بنیاد است؟ گفتند چون ایشان یادگارِ یادگارِ امام به حساب می‌آید، رهبری می‌توانند ایشان را به بنیاد وقف کنند و آن‌وقت می‌توانیم مال حساب‌شان کنیم و بفروشیم. گفتم فعلاً لازم نیست، ولی اگر تحریم‌ها بیشتر فشار بیاورد، می‌شود رویش حساب کرد. جلسه افسران جنگ نرم برای تأثیرگذاری بر انتخابات آمریکا، به ریاست ما و از طریق دوربین، برگزار شد. فعلاً مقرر شده توی دفتر این خانم «کاملاٌ هریس» که قرار شده به عقد آن یارو بایدن در بیاید نفوذ کنند ببینند نظر ایشان درباره ما چیست. البته توضیح دادند که این کفار حتی عقد هم نمی‌کنند، که این دیگر خیلی کفر و سیاهکاری مطلق است. قرار شد چند تا عکس سفارشی و جذاب از ما برای ایشان بفرستند با همان نگاه‌ها و لبخندهای مخصوصی که هرکدام‌شان جهان اسلام را به هم می‌ریزد. گفتیم اگر لازم است چفیه‌ای چیزی هم متبرک کنیم تا برای ایشان بفرستیم، زودتر بدهند ما به گَل و گردن‌مان بمالیم؛ بعد هم یک‌جوری به ایشان برسانند. یکی از افسران جوان جنگ نرم هم پیشنهاد داد منزل رهبر مسلمین جهان خجسته خانم را بفرستیم با ایشان یک دیداری بکنند. گفتیم دفتر امکان‌سنجی بکند. البته شب که به خجسته خانم گفتیم، ایشان شرط گذاشت در صورتی رضایت می‌دهد برود که او هم مثل خانم هریس در این دیدار کت‌ودامن تنش بکند. گفتیم این‌که برای منزل رهبر مسلین جهان امر پسندیده‌ای نیست، ولی ما تلاش می‌کنیم اگر قرار شد این دیدار صورت بگیرد، خانم کاملاً حریص چادر مقنعه سرش بکند. @jalalnotes

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: به دفتر گفتیم دیگر خسته شده‌ایم و یک سخنرانی با حضور واقعی امت همیشه در صحنه برایمان بگذارند تا در
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: به دفتر گفتیم دیگر خسته شده‌ایم و یک سخنرانی با حضور واقعی امت همیشه در صحنه برایمان بگذارند تا در آن کمی حرف‌های کوبنده بزنیم، امت هم شعار بدهد و الله اکبر بگوید، کمی شُش‌مان حال بیاید. تیم پزشکی مقاومت می‌کند. می‌گویند کرونا از راه شعار دادن امت همیشه در صحنه هم منتقل می‌شود. گفتیم این همه ما پول خرج می‌کنیم، واقعاً جای تأسف است یک چیزی وارد نمی‌کنید تا رهبر ام‌القرای اسلام را واکسینه کند. همه اعضای دفتر به‌اتفاق خجالت کشیدند، گفتند از این واکسنی که صبیه محترمه آقای پوتین زده موجود است، ولی صلاح نمی‌دانیم. بیشتر بخوانید @radiofarda

این خود خاورمیانه است و ما اهالی این منطقه پرداغ و بی‌رحم، دیگر عادت کرده‌ایم وسط ویرانی و دود و انفجار، با بک‌گراندی از خونهای شتک زده روی دیوار، بنوازیم و بنوشیم و تلاش کنیم برای اینکه نشان دهیم که زندگی ادامه دارد. فرقی ندارد که توی کابل نشسته باشی یا تهران، بیروت لرزیده باشد یا بغداد. ما ساکنین لرزان‌ترین و نامطمئن‌ترین قسمت کره زمینیم. اشک آور باشد یا دود نیترات آمونیوم، گرد و غبار باشد یا رد نفرت‌بار موشک‌های اسکاد‌-بی؛ فرقی ندارد: زیست ما گره خورده با فاجعه. یاد گرفته‌ایم که بین اشک‌ها و لبخند‌ها زنده بمانیم و زندگی کنیم. مثل این زن سالمندی که میان خرده‌شیشه‌ها و شکستگی‌ها و پاشیدگی‌های زندگی‌اش، سالم ماندن پیانوی خانه را غنیمیت شمرده و با ترنم موسیقی‌اش دارد فریاد می‌زند: ما زنده‌ایم. آری! ما ساکنین خاورمیانه زنده‌ایم هرچند که قرار نبود زندگیمان اینگونه باشد. ضمیرمان پر است از طعم زندگی، از عشق، از رقص، از میل به شاد بودن و یکجور سادگی کویری. اما صدها متغیری که اراده‌ای در برابرشان نداریم ما را به بارش باران‌های موسمی بلا و مصیبت عادت داده‌اند. قرار نبود اما که انقدر بی‌قرار باشد این زندگی. چاره‌ای هم نداریم جز اینکه فریاد بزنیم زندگی ادامه دارد و با زخم‌های بی‌پیر پیاپی‌ای که بر میداریم، همزیستی کنیم. می‌سوزیم و می‌سازیم؛ مثل این پیانونوازی در میانه ویرانی، مثل آن وقتی که اشک‌آور چشمت را وسط خیابان‌ داشت در میاورد و هموطن غریبه‌ای دود سیگارش را فوت می‌کرد توی چشمت و دلت باز می‌شد. ما به این تناقض‌های جغرافیایی، به این جبری که پیرمان را درآورده، به این تلخترین‌های شیرین و این سیاه‌ی‌های هاشور خورده عادت کرده‌ایم. @jalalnotes

متن پایین 👇🏽👇🏽👇🏽

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی در مقوله #اعدام نکنید که این هفته اتفاق افتاد و منجر به تعویق اجرای حکم اعدام سه تن از دستگیرشدگان
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی در مقوله #اعدام نکنید که این هفته اتفاق افتاد و منجر به تعویق اجرای حکم اعدام سه تن از دستگیرشدگان اعتراضات آبان ۹۸ شد، یک دسته کاربران بودند که نوع واکنش و مشارکت‌شان در این حرکت عظیم مجازی باعث شد ما آ‌ن‌ها را ول‌شدگان بنامیم و در این مطلب به احوالات آنان می‌پردازیم تا متوجه شوید چقدر و‌ل‌اند. پوشش: از مینی‌ژوپ تا کیسه، از شلوارک تا لباده، از هیچی تا چادر عربی و از بیکینی تا مقنعه. ( این افراد را از پوش‌شان نمی‌توانید شناسایی کنید.) بیشتر بخوانید @radiofarda

در این مطلب واکنش واقعی و از ته دل مسئولین عزیز نظام جمهوری اسلامی را به چند رویداد اخیر بررسی می‌نماییم. قرارداد ۲۵ ساله با چین واکنش مسئولین: اصلاً چند وقتی است مسئولین خدوم کشورمی‌خواهند دستور بدهند پشت همه کامیون‌های سطح میهن اسلامی بنویسند: رفیق بی‌کلک پینگ! این برادر بزرگوار ما رهبر معظم انقلاب چین آقای شین جین پینگ دیگر برای ما چکار کند که ما این حال ۲۵ ساله رو به او ندهیم؟ به قول یکی از مسئولین عزیزمان در قسمت پشت وانت انقلاب: ما به هر کس دل بستیم از ما شارژ خواست. اما به وضوح برادر پینگ نه تنها شارژ نخواست، شارژمان هم کرده است. بنابراین برای ۲۵ سال که هیچ، اصلاً ۲۵۰ سال هم ایشان خواست بیاید ببرد. نوش جانش و به زبان چینی عرض می‌کنیم خدمتشان که: شیه شیه(متشکریم) ۲۳۱ میلیون تومان حقوق نمایندگان مجلس واریز شد. واکنش مسئولین: اولاً که این خبر نباید رسانه‌ای می‌شد و حتماً پای اسرائیل و آمریکا و خود ترامپ و خصوص نتانیاهوی ملعون در میان است. ۲۳۱ میلیون تومان هم که شما با دلار ۲۱ هزار تومان حساب کنید پول دو کیلو خیار هم نمی‌شود و اصلاً ارزش این حرف‌ها را ندارد. برای نمایندگان مجلس هم با این همه کاری که سرشان ریخته‌ایم و صبح تا شب باید توی مجلس هی شعار مرگ بر نقاط مختلف جهان بدهند و نماز آیات بخوانند و هی تجدید وضو کنند، این رقم‌ها اصلاً چیزی نیست و ایشالله بتولنیم بعداً تحریم‌ها برایشان جبران کنیم. وقوع انفجار در تأسیسات غنی‌سازی نطنز واکنش مسئولین: خب چیزی که ما می‌توانیم تأیید کنیم این است که آنجا تأسیسات غنی‌سازی بود ولی خب غنی‌سازی داریم تا غنی‌سازی. حقیقت این است که در این مکان ما یک سری از نیروهای عزیز حزب‌اللهی و طلاب را که در صف مقدم مقابله با دشمنان نظام و انقلاب و رهبری فعالند؛ به صورت نوبتی یا درهم با تدابیری چون چایی نبات، گل گاوزبان، بغل انقلابی، سهام، بوس، بورس، عضویت در هیئت مدیره شرکت‌های انقلابی و اینجور کارهای خیر غنی‌سازی می‌کردیم که با توطئه دشمنان اندکی منفجر شد. به امید حق و با دعای خیر رهبری و خانواده شهدا به زودی یک سوله غنی‌سازی جدید در یک مکان مناسب دیگر احداث خواهد شد. گذرنامه جمهوری اسلامی ایران به رده ششمین گذرنامه کم‌اعتبار جهان سقوط کرده است. واکنش مسئولین: برای یک ایرانی مسلمان و یک مسلمان ایرانی چه سفر خارجی‌ای مهمتر از سفر اربعین؟ ما تا سفر اربعین را به شکل پیاده، سواره، پشت وانتی و بر فراز چهارپایان بدون هیچگونه دردسری برگزار می‌کنیم اصلاً چه اهمیتی دارد که مثلاً به کشورهای منحوس اروپایی و آمریکایی نمی‌توانیم سفر کنیم؟ به فرموده مقام معظم رهبری: به درک! اینها فکر می‌کنند اسلام و مسلمین با این رده‌بندی‌های کفرآمیز شیطانی خم به ابرو یا جاهای دیگرش می‌آورد؟ این گذرنامه‌های مثلاً معتبر که در دست اتباع بیگانه است یک مشت کاغذ پاره‌اند که برای انسان‌های وارسته و متقی به پشم زیر دم شتر می‌ماند و لاغیر!​ محرم امسال هیچ هیاتی نباید تعطیل شود. بر اساس آخرین تحقیقات صورت گرفته توسط سازمان تکایا و زنجیر‌زنی‌ جهانی، ویروس منحوس کرونا نه تنها از راه غذای نذری منتشر نمی‌شود، بلکه لپه قیمه نذری و تخم‌های زیبای موجود در تخم شربتی به اذن خدا دمار ویروس کرونا را در میاورند. فقط لپه قیمه را باید بگذارید یک چند ساعتی توی آب بماند تا بادش کار دست عزاداران عزیز ندهد. همچنین شایسته است مداحان عزیز هم در مداحی‌های خود از خجالت ویروس منحوس در بیایند باشد که مورد قبول درگاه حضرتش قرار بگیرد.

در این مطلب واکنش واقعی و از ته دل مسئولین عزیز نظام جمهوری اسلامی را به چند رویداد اخیر بررسی می‌نماییم. قرارداد ۲۵ ساله با
در این مطلب واکنش واقعی و از ته دل مسئولین عزیز نظام جمهوری اسلامی را به چند رویداد اخیر بررسی می‌نماییم. قرارداد ۲۵ ساله با چین واکنش مسئولین: اصلاً چند وقتی است مسئولین خدوم کشورمی‌خواهند دستور بدهند پشت همه کامیون‌های سطح میهن اسلامی بنویسند: رفیق بی‌کلک پینگ! این برادر بزرگوار ما رهبر معظم انقلاب چین آقای شین جین پینگ دیگر برای ما چکار کند که ما این حال ۲۵ ساله رو به او ندهیم؟ به قول یکی از مسئولین عزیزمان در قسمت پشت وانت انقلاب: ما به هر کس دل بستیم از ما شارژ خواست. اما به وضوح برادر پینگ نه تنها شارژ نخواست، شارژمان هم کرده است. بنابراین برای ۲۵ سال که هیچ، اصلاً ۲۵۰ سال هم ایشان خواست بیاید ببرد. نوش جانش و به زبان چینی عرض می‌کنیم خدمتشان که: شیه شیه(متشکریم) بیشتر بخوانید @radiofarda

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی فرمانده صفافضای سپاه: بنده همین‌جا اعلام می‌کنم بچه‌های شیفت شبِ سپاه توی یکی از پایگاه‌های شرق آتش
طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی فرمانده صفافضای سپاه: بنده همین‌جا اعلام می‌کنم بچه‌های شیفت شبِ سپاه توی یکی از پایگاه‌های شرق آتش روشن کرده بودند و داشتند بلال درست می‌کردند که بر اثر خطای انسانی، یکی از بلال‌ها اندکی بیش از حد سوخت و چنین پدیده جالبی را رقم زد که امیدواریم مردم هم از این تصویر زیبایی که حماسه‌سازان سپاه برایشان خلق کردند، لذت برده باشند. کاپیتان مهنازی: بنده با ۳۵ سال سابقه انفجار و کارشناسی و اظهارنظر در مورد همه مسائل، این‌جا با قاطعیت اعلام می‌کنم که این انفجار نبود و فقط چون مردم در شرق تهران معمولاً آن موقع شب می‌خوابند، آسمان به طور اتوماتیک روی اسکرین‌سیور رفته بود و ما داشتیم اسکرین‌سیور آسمان شرق تهران را می‌دیدیم که یک چیزی تو مایه‌های کهکشان راه شیری بود و اصلاً هیج شباهتی به انفجار نداشت. بیشتر بخوانید @radiofarda

تلخکامان دوران کرونا @jalalnotes