جلال سعیدی
Open in Telegram
نوشتهها و پادکست جلال سعیدی @jalalsaeedi Instagram.com/jalalsaeedi https://www.radiofarda.com/z/21285
Show more3 097
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-4930 days
Posts Archive
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
با اعضای بیت رهبری جلسهای داشتیم تا راههای گرم کردن فضای انتخابات ریاستجمهوری بررسی شود.
آقای وحید پیشنهاد داد بین مردم شایعه بیندازیم که اگر مشارکت در انتخابات بالا باشد، گوگوش و ابی و داریوش و مهستی میتوانند در حسینیه ما کنسرت برگزار نمایند. آقای حجازی پرید توی حرفش که مهستی سالهاست فوت کرده. وحید جواب داد آن که مرده هایده است و مهستی زنده است. آقای حجازی گفت آقازادهاش همسایهٔ پشتی خانهٔ مهستی اینها در بورلی هیلز لوسآنجلس است و مطمئن است حضرت امام و هایده توی یک برهه زمانی فوت کردهاند، ولی مرگ مهستی محل شک است.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
آقای رئیسی تماس تلفنی گرفت و در مورد برخورد سفت حزبالله با دوچرخهسواری بانوان آخرین گزارشها را داد. آرزوی سفتیِ بیشتر کردیم.
بحمدالله پیشرفتهای خوبی در کشور در این مورد صورت گرفته و ایشان میگفت با صداوسیما مذاکره و قرار شده در مورد نقش تاریخی دوچرخه در زمان پهلوی در کاهش باروری زنان با تاریخدان بزرگ آقای معتضد برنامهسازی کنند و کاپیتان شهبازی هم در مصاحبهای اعلام کند با ۳۵ سال سابقه کاپیتانی هیچوقت نگذاشته دختر و زنش سوار دوچرخه شوند چون تا وقتی که شتر هست، چرا دوچرخه؟
مسئول استفتائات بیت ملاقات داشت و اولین استفتائش در مورد حجاب زنان در کارتونهای بچهها بود. پرسیدیم مثلاً چه؟ عکسی را نشان داد که حال آدم را دگرگون میکرد. گفتیم این عجوزهٔ کملباس دیگر کیست؟ گفت مادر چوبین.
گفتیم چوبین خواهر هم دارد؟ اگر مادرش وضعش اینطوری است، پس خواهرش دیگر باید مثل زنها در ساحلهای دوران محمدرضا باشد. گفت نه، خوشبختانه خواهر ندارد و همین مادرش را هم ما سانسور کردیم. احسنتی گفتیم و اضافه کردیم خواهرمادر همهٔ شخصیتهای کارتونی یا باید چادرمقنعهای باشند یا سانسور شوند و احتیاط واجب آن است که به همان گوریل انگوری و برونکا و سمندون و چاق و لاغر بسنده شود.
عزیز دلمان مجتبای بابا آمده بود تا در مورد انتخابات ریاستجمهوری سال بعد کمی همفکری کنیم. گفتیم رئیسجمهوری کی باشه بابا؟ قالیباف دوست داری یا رئیسی؟ لاریجانی هم هست. تو فقط لب تر کن. گفت باباجان، من اصلاً حالم از همهٔ رئیسجمهورها به هم میخورد. چرا ریاستجمهوری را حذف نمیکنی؟
گفتیم پسرم، این چه حرفی است؟ رئیسجمهور فحشگیر رهبری است. الان مردم بر سر گرانی نان و آب و گوجه و خیار با ما کاری ندارند و فحشش را به رئیسجمهور میدهند. اصلاً رسالت اصلی رئیسجمهور همین است که فحشکش نظام باشد و ما هم چند وقت یکبار به طور کلی همهٔ مشکلات نظام و کشور و منطقه و دنیا را گردنش بیندازیم. اینها از اصول رهبری است که باید یاد بگیری.
گفت اگر اینجوری است، برای من بین رئیسی و قالیباف رقابت تنگاتنگی است. رئیسی مادرزاد فحشخورش خوب است. قالیباف هم که خودش اصلاً فحش است. گفتیم لاریجانی چی؟ گفت آنها تعدادشان زیاد است، حوصلهٔ سر و کله زدن با علی و صادق و ممدجواد و ممدفاضل و اکبر و قلی و جعفر و مش اکبر و میرزا هاشم و باقی اهالی روستای پردمه لاریجان واقع در هفتادکیلومتری آمل را نداریم.
ولی حُسنِ قالیباف این است که وقتی با قالیباف طرفی، فقط باید الیاس پسرش و زهرا خانم همسرش را بپایی. رئیسی هم البته داماد آقای علمالهدی است و ما علاقهای نداریم وقتی زن و شوهر دعوایشان میشود رئیسجمهوری ایران با سلطان خراسان درگیر شود. پدرسوخته رفته رَبّ و رُبّ همه را درآورده است.
در گزارشهای روزانه آمده بود که گروهی از سرایداران مدارس دولتی جلوی مجلس تجمع کرده و شعارهایی از جمله «خط فقر ده میلیون، حقوق ما دو میلیون» دادهاند.
از آقای حداد عادل پرسیدیم سرایدارهای مدارس فرهنگ اوضاعشان چهطور است؟ گفت در مدارس فرهنگ همه صلواتی کار میکنند و کسی برای پول آنجا نمیآید. احسنتی گفتیم. واقعاً فرهنگ کار صلواتی باید در جامعهٔ ما جا بیفتد و هر ایرانی باید با داشتن شتر و یک کف دست نان و اندکی آب احساس خوشبختی بکند و صلوات بفرستد نه اینکه همهاش دنبال مادیات باشد.
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
آقای رئیسی تماس تلفنی گرفت و در مورد برخورد سفت حزبالله با دوچرخهسواری بانوان آخرین گزارشها را داد. آرزوی سفتیِ بیشتر کردیم.
بحمدالله پیشرفتهای خوبی در کشور در این مورد صورت گرفته و ایشان میگفت با صداوسیما مذاکره و قرار شده در مورد نقش تاریخی دوچرخه در زمان پهلوی در کاهش باروری زنان با تاریخدان بزرگ آقای معتضد برنامهسازی کنند و کاپیتان شهبازی هم در مصاحبهای اعلام کند با ۳۵ سال سابقه کاپیتانی هیچوقت نگذاشته دختر و زنش سوار دوچرخه شوند چون تا وقتی که شتر هست، چرا دوچرخه؟
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
از آقای دکتر ولایتی حال آقای پوتین را جویا شدیم. گفت در حال جمع کردن ماجرای این یارو ناوالنی است. گفتیم واقعاً از مرد بزرگی مثل پوتین بعید بود به اینجور آدمها اجازه بدهد نفس بکشند. گفت خب بصیرت حضرت آقا را کمتر کسی در دنیا دارد. گفتیم دقیقاً! انشاءالله همهٔ حکام یاد بگیرند یکجوری توی دهان مخالف بزنند که طرف نتواند دندانهای شکستهاش را بشمرد چه برسد به اینکه از توی بازداشتگاه فراخوان راهپیمایی و این حرفها بدهد.
خیلی عصبانی شده بودیم و روحیات انقلابیمان داشت میزد بالا. گفتیم به آقای پوتین پیغام بدهد اگر برای مقابله با ایشان نیاز به پرستوی ایرانی یا نیروهای فرنگیکار زبده داشت، فقط لب تر کند؛ ما آمادهٔ همکاری هستیم. البته برادران روس خودشان در این زمینه از جملهٔ خوباناند و ما فقط خواستیم در روزهای سخت همدردی کنیم.
آقای محمدی گلپایگانی گزارشی از بسته شدن حساب توئیتر دفتر ما داد. گفتیم بهشدت محکوم کنند و ببینید اگر توئیتر این دوروبر توی خلیج فارس اموالی چیزی دارد، بچههای سپاه به علت آلودگی محیط زیست توقیفش کنند.
گفت گشتهایم و چیز خاصی ندارند. گفتیم پس همان نامهای کاربری ناشناسمان را فعلاً راه بیندازند ببینیم دنیا دست کیست. فقط در انتخاب نام کاربری برای ما دقت کنند تا شأنمان خدشهدار نشود. قبلاً چند مورد آیدیهایی مثل آقاخوشگله و یا بلندِ دوستداشتنی و اینها برایمان ساخته بودند که خب هرچند بامسما بودند اما دشمنان سوءاستفاده میکردند.
گفتیم با آیتالله علمالهدی در مشهد تماس بگیرند تا در مورد این جمله که گفته بود «آنتیبادی واکسن ایرانی کرونا تا هشت برابر رشد کرده» کمی توضیح بدهد.
توضیح داد که اول میخواسته بگوید آنتیبادی ۸۰ برابر رشد کرده که با وساطت و ریشسفیدی چند نفر از اعضای دفترش به ۸ برابر رضایت داده. پرسیدیم این اطلاعات دقیق از کجا به شما میرسد، گفت آخرین باری که به زیارت بارگاه امام هشتم رفته، یکی از اصحاب نزدیک ایشان شخصاً بر وی ظاهر شده و توضیحات مفصلی در مورد مراحل مختلف ساخت واکسن ایرانی داده است.
احساساتمان به خاطر این معجزه الهی غلیان کرد و از ایشان خواستیم دفعهٔ بعد که به سراغ ما آمد، برایمان اندکی شلهٔ مشهدی بیاورد تا دور از چشم خجستهخانم میل کنیم. خجستهخانم همیشه خیلی اصرار دارد ما فقط شلههای ایشان را بخوریم و اگر به شلههای دیگران لب بزنیم، حس خیانت بهش دست میدهد.
به آقای وحید گفته بودیم با وزیر آموزش و پرورش تماس بگیرد و بابت اینکه گفته «مدرسه جایگاه آموزشهای جنسی و جنسیتی نیست، وظیفهٔ مدرسه تربیت سرباز برای تمدن نوین اسلامی است»، او را تشویق کند.
آقای وحید میگفت وزیر با شنیدن تفقد ما خیلی احساساتی شد و گفت اگر آقا آنقدر خوشش میآید، ما اصلاً آمادهایم مدارس را تحویل بسیج و سپاه بدهیم، آنها بیایند بچهها را قشنگ بتکانند تا سرباز بار بیایند.
آقای وحید میپرسید در مورد آموزشهای جنسی و جنسیتی تکلیف حوزههای علمیه چیست؟ گفتیم در حوزهها بحمدالله بهصورت عملی این چیزها مراعات میشود و از این نظر نگرانیای نیست.
گزارش شده بود که آقای رئیسی در یک سفر استانی به مسئلهٔ آب شاهرود وارد شده و از مسئولین خواسته در این زمینه مانع ایجاد نکنند. از آقای حجازی پرسیدیم ماجرا چیست؟
گفت در این پروژه ظاهراً قرار است آب مردم گلستان بهنحوی مدیریت شود که به آب مردم شاهرود اضافه شود. میگفت این کارها در راستای فعالیتهای انتخاباتی است و حتی گفت قالیباف هم برای اینکه پیش رئیسی کم نیاورد، چند تا ماشین عمله و بنا و خاک و سیمان بار زده بود تا به عنوان یک مدیر انقلابی فعال برود مسئلهٔ آب مردم شاهرود را شخصاً حل کند که دید رؤسای بنیادهای مستضعفان و برکت و فرمانده قرارگاه خاتم دارند دبه دبه از آبهای دیگر برای افزودن به آب مردم مظلوم شاهرود مایه میگذارند.
او گفت فرماندار شاهرود اعلام کرده با این همه آب انتخاباتی که دارد به سمت شاهرود میرود، خطر سیل در این شهر بسیار بالاست. آقای حداد هم در این زمینه شعری تقدیم ما کرد:
رهبر امروز اگر لطف به من بنماید
همهجا آب نمایم ملک شهرودی را
پیغام دادیم اگر ایشان هم میخواهد برای انتخابات کاندیدا شود، اول با داماد بزرگوارش یک مشورتی بنماید.
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
از آقای دکتر ولایتی حال آقای پوتین را جویا شدیم. گفت در حال جمع کردن ماجرای این یارو ناوالنی است. گفتیم واقعاً از مرد بزرگی مثل پوتین بعید بود به اینجور آدمها اجازه بدهد نفس بکشند. گفت خب بصیرت حضرت آقا را کمتر کسی در دنیا دارد. گفتیم دقیقاً! انشاءالله همهٔ حکام یاد بگیرند یکجوری توی دهان مخالف بزنند که طرف نتواند دندانهای شکستهاش را بشمرد چه برسد به اینکه از توی بازداشتگاه فراخوان راهپیمایی و این حرفها بدهد.
خیلی عصبانی شده بودیم و روحیات انقلابیمان داشت میزد بالا. گفتیم به آقای پوتین پیغام بدهد اگر برای مقابله با ایشان نیاز به پرستوی ایرانی یا نیروهای فرنگیکار زبده داشت، فقط لب تر کند؛ ما آمادهٔ همکاری هستیم. البته برادران روس خودشان در این زمینه از جملهٔ خوباناند و ما فقط خواستیم در روزهای سخت همدردی کنیم.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
آقای محمدی گلپایگانی آمد و از شور و هیجان انقلابیای تعریف کرد که سخنان ما در مورد ممنوعیت واردات واکسن کرونا از غرب وحشی راه انداخته است.
میگفت جوانان دستهدسته در فضای مجازی دارند درباره ما سخنان کافدار رد و بدل میکنند. پرسیدیم سخنان کافدار دیگر چه مدل مدح و ثنایی است؟ گفت خودش هم دقیق نمیدانسته و نوهاش که خیلی هم در فضای مجازی متبحر است این را به او اطلاع داده و گفته حتماً به حضرت آقا بگو تا خوشش بیاید.
کمی مباحثه کردیم و در پایان به این نتیجه رسیدیم که منظور از سخنان کافدار همان کفار و اشدا علیالکفار است که خب خداییش هم ما در این زمینه خوبیم.
آقای دکتر نمکی وزیر بهداشت دیدار داشت. تا وارد شد، شروع کرد به لخت شدن. گفتیم دکتر چه میکنی؟ زد زیر گریه که آقا با این همه اطلاعات و دانش پزشکیای که شما دارید من کی باشم؟ دکتر همهٔ ما شمایید و باید من را معاینه کنید.
خندیدیم و گفتیم دست نگه دارد. اصرار کرد. گفت حداقل یک آمپول! گفتیم نمیشود. بیشتر اصرار کرد و در نهایت آآآ کرد و ته گلویش را با چوببستنی دیدیم تا آرام گرفت و رفت.
گزارش آمد که آقای صدیقی درباره باز شدن چشمهای جسد آیتالله مصباح در هنگام شستوشو در غسالخانه روایتی بیان کرده است. واقعاً از کرامات علما هرچه بگوییم کم است.
حاج احمد آقا هم تعریف میکرد حضرت امام در هنگام شستوشو چند بار با دست مبارکشان به یک گوشه اشاره کرده بودند. ایشان یکی از پاسدارها را میفرستد تا ببیند امام به چه اشاره میکند. چند لحظه بعد پاسدار با چشم گریان برمیگردد و تعریف میکند که توپ بچه همسایه آن گوشه حیاط افتاده بوده و امام حتی پس از مرگ هم داشته اشاره میکرده که توپ بچه را پس بدهید برود بازیاش را بکند. رسیدگی به امور کودکان همسایه از صفات بارز امام بود.
آقای وحید آمد و گفت برادران انقلابیمان از نیکاراگوئه، حشد الشعبی، شیخ زکزاکی و حسن نصرالله و همچنین مادر زندهیاد چاوز ضمن تقدیر و تشکر از مواضع انقلابی ما در قبال واکسنهای انگلیسی و آمریکایی منحوس، نمونههایی از واکسن تولیدی خودشان را هم فرستادهاند تا ما ضمن التفات، انتخاب کنیم.
میگفت واکسن شیخ زکزاکی حتی جوری طراحی شده که بوی گلاب میدهد و هنگام تزریق فضای معنوی خاصی بین تزریقکننده و تزریقشونده حاکم میشود. یا مثلاً واکسن برادرمان شیخ حسن نصرالله به شکلی طراحی شده که گیرندهٔ واکسن هم در برابر کرونا مقاوم میشود هم تمایلش به فرزندآوری افزایش پیدا میکند.
گفتیم واکسنهای اهدایی را بفرستند برای ستاد اجرایی فرمان امام با واکسنی که خودشان دارند میسازند ترکیب کنند، انشاءالله چیز خوبی از آب دربیاید.
آقای ولایتی دیدار داشت و از بازتاب گسترده اظهارات ما در بین مسلمین تعریف میکرد که گفته بودیم تمدن اسلامی اگر مقاومت کند، بعد از فروپاشی قریبالوقوع غرب جای آن را پر میکندد.
پرسید زمان فروپاشی غرب را کی است؟ گفتیم سال دیگر همین موقع همینجا؛ چطور است؟ گفت عالی است. گفتیم پس به آقازادهها بگویید بروند روی نقشههای غرب دنبال زمین مرغوب باشند چون بهزودی باید بروند برای مستضعفین غربی ساختمان بسازند و کارشان را توسعه دهند.
واقعاً تحتتأثیر توصیههای داهیانه ما قرار گرفت و رفت برای آقازادههایش از مأموریت جدید انقلابیشان بگوید.
آقای حداد عادل آمد و در مورد معادلسازی چند کلمه به فارسی سؤال داشت. نظر ما را در مورد معادل فارسی واکسن پرسید. گفتیم واکسان چطور است؟ گفت کرونا چی؟ گفتیم کرونان. زیر لب زمزمه کرد «واکسان کرونان» و صیحهای کشید و از شوق از حال رفت. کلاً نزدیکان ما هنوز به اینهمه کرامات بیپایان ما عادت نکردهاند.
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
آقای محمدی گلپایگانی آمد و از شور و هیجان انقلابیای تعریف کرد که سخنان ما در مورد ممنوعیت واردات واکسن کرونا از غرب وحشی راه انداخته است.
میگفت جوانان دستهدسته در فضای مجازی دارند درباره ما سخنان کافدار رد و بدل میکنند. پرسیدیم سخنان کافدار دیگر چه مدل مدح و ثنایی است؟ گفت خودش هم دقیق نمیدانسته و نوهاش که خیلی هم در فضای مجازی متبحر است این را به او اطلاع داده و گفته حتماً به حضرت آقا بگو تا خوشش بیاید.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
با توجه به نزدیک شدن سالگرد انفجار ملکوتی سردار رشید اسلام، سلیمانی بزرگ، داشتیم با کارکنان بیت درباره ایشان سوگواری میکردیم. گفتند که یکی از مقامات حزبالله لبنان گفته شهید بزرگوار در سال ۲۰۰۶ مبلغ ناقابلی در حدود ۲۲ میلیون دلار به آنها داده تا اندوه غزه کمی التیام پیدا کند و قرار بوده دلار بیشتری هم ببند ولی آنها متاسفانه تعدادشان کم بوده برای اینکه مبلغ بیشتری را در چمدان با خودشان ببرند.
یادمان میآید شهید همان موقع با تماس گرفت و کسب تکلیف کرد تا در دفعات بعد این مشکل مرتفع شود؛ ما گفتیم در مواقع ضروری که بیم وهن امت اسلام میرود، استفاده از همه منافذ برای حفظ اصل نظام اسلامی واجب است. برهمین اساس دفعات بعد دلارها را در هر منفذی که جا میشود جاساز کنند تا این مأموریت الهی انجام شود.
یادمان میآید بعد از انجام یکی از این مأموریتها برادرمان شیخ حسن نصرالله گفت ما خودمان هم نمیدانستیم نیروهایمان اینهمه جا دارند. بعضی از آنها کمی اذیت شدهاند اما با این تدبیر کیان اسلام بحمدالله حفظ شد.
شهید سلیمانی در زمینه نگرانی برای مردم غزه و لبنان یکی از خوبهای دوران بود و خودش تعریف میکرد شبها به خاطر گرسنگی و بیخانمانی کودکان لبنانی خوابهای ناجوری میدید. حتی یک بار خواب دیده بود هفت کودک گرسنه ایرانی دارند هفت کودک گرسنه لبنانی و غزهای را میخورند و ایشان توانسته بود با آرپیجی هفت از ناموس غزه و لبنان دفاع کند.
آقای وحید گزارش داد که خیرین خارج از کشور ۱۵۰ هزار دوز واکسن غربی کرونا به ایران هدیه دادهاند. پرسیدیم همین را نمیتوانستند پولش را بدهند به یک زخمی بزنیم؟ گفت متاسفانه در اثر تبلیغات رسانههای خارجی اعتماد ندارند. واقعا تاسفآور است و گفتیم به بچههای برنامه ۲۰ و ۳۰ بگویند نظرات منفی مردم را در مورد این خیرین بگیرند و پخش کنند.
آقای پورمحمدی آمده بود و از تاثیرات شگرف پخش مستند «غیررسمی»بر قلوب مؤمنین میگفت. گفتیم اگر خیلی اثر دارد، میتوانیم از امروز هی از خودمان استوری بگیریم بدهیم بچههای فجازی بیت توی اینستاگرام بگذارند تا قلوب مؤمنین بیشتر آب شود.
اتفاقاً پریروز فرزند برومندمان مسعودِ بابا آمده بود از فعالیتهایش در زمینه حفظ و انتشار آثار گرانقدر ما گزارش میداد. در حرفهایش گفت یکی از مشکلات دفتر نشر آثار رهبری این است که شما اصلاً آثاری ندارید که ما بخواهیم نشر و حفظش کنیم. گفتیم همین رساله ما مگر کم چیزی است؟ همان را هی حفظ و نشر کنید.
گفت آخر رساله شما را دوازده هزار بار از رساله امام امت کپی کردیم و دیگر چه کار میشود کرد. گفتیم اینهمه رساله علمای دیگر موجود است، دستگاه کپی هم که الی ماشاءالله دارید، بروید پای کار و با نام و یاد خدا کپی کنید.
واقعاً تحتتأثیر راهنماییهای ما قرار گرفت و در آخر هم چند سلفی با ما گرفت و زیر یکیاش هم نوشت: من و بابام، همین الان یهویی. و برای سلفی بعدی نوشت: کسایی که چشم دیدن من و بابام رو ندارن، نیان تو پیچ من. مرسی، اَه! و میخواست مجتبی را هم منشن کند که مانع شدیم.
گزارش دادند که مخالفان برادر لوکاشنکو در بلاروس بادکنکهای سفید و قرمز روانه آسمان کردند. گفتیم آقای ولایتی به ایشان پیغام دهد سیره و مرام نظام اسلامی را پیشه کند تا مشکلش حل شود. آخر ما در ایران به جای بادکنک، مخالف هوا میکنیم که بحمدالله بسیار هم موفق بوده و الان ۴۱ سال است سواریم.
آقای حداد عادل آمد و از مصاحبه آقای ظریف با خبرنگار افغان گله کرد و گفت خبرنگار خیلی با ظریف پررویی کرده است. گفتیم اشکال از خود ظریف است. ما خودمان ۳۰-۴۰ سال است اجازه تردد خبرنگار از ۱۰ کیلومتریمان را هم ندادهایم و خیلی هم از کردهٔ خود خوشحالیم. اینها میخواهند مصاحبه کنند تا مطرح شوند که گاهی اینگونه میشود.
قرار شد یک مصاحبه با خانم امانپوری کسی برای ظریف جور شود تا از دلش در بیاید. در پایان هم حداد عادل شعری برای ما خواند:
با خامنهای کسی نگردد تنها
او ولی امر و خاک کفشش ما
در هر نفسم برای او میخوانم
ای خامنهای! تو مال من باش تنها
گفتیم ما نعلین داریم، کفش نداریم، حتماً عوض کنید. با چشمانی اشکبار رفت کفش ما را نعلین کند.
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
با توجه به نزدیک شدن سالگرد انفجار ملکوتی سردار رشید اسلام، سلیمانی بزرگ، داشتیم با کارکنان بیت درباره ایشان سوگواری میکردیم. گفتند که یکی از مقامات حزبالله لبنان گفته شهید بزرگوار در سال ۲۰۰۶ مبلغ ناقابلی در حدود ۲۲ میلیون دلار به آنها داده تا اندوه غزه کمی التیام پیدا کند و قرار بوده دلار بیشتری هم ببند ولی آنها متاسفانه تعدادشان کم بوده برای اینکه مبلغ بیشتری را در چمدان با خودشان ببرند.
یادمان میآید شهید همان موقع با تماس گرفت و کسب تکلیف کرد تا در دفعات بعد این مشکل مرتفع شود؛ ما گفتیم در مواقع ضروری که بیم وهن امت اسلام میرود، استفاده از همه منافذ برای حفظ اصل نظام اسلامی واجب است. برهمین اساس دفعات بعد دلارها را در هر منفذی که جا میشود جاساز کنند تا این مأموریت الهی انجام شود.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
آقای جنتی تماس گرفت و بابت شروع مجدد بررسی افایتیپیافسیاچکیوآراس(به سرفه افتاد) یا همان لایحه پولشویی در مجمع تشخیص گله کرد.
گفتیم به ما گزارش دادهاند اعضای مجمع آنقدر بیکار شدهاند که در ساختمان به آن گندگی قایمباشک بازی میکنند. با توجه به اینکه در آخرین دور این مسابقات که آقای محسن رضایی گرگ بوده و چشم گذاشته و بقیه قایم شدهاند، احمدینژاد توی کانال کولر گیر کرده و آقایان احمد خاتمی و غلامحسین اژهای به شکلی قایم شدهاند که هنوز هم نیروهای امداد دارند تلاش میکنند آنها را بیابند، این وضع باید اصلاح گردد.
پس ما هم گفتیم به اینها دستور بدهیم بررسی مجدد کنند تا هم سرگرم شوند و هم غربیها فکر کنند خبری هست.
البته در پایان تماسمان متوجه شدیم داریم با دکل تلفن حرف میزنیم چون ظاهرا باطری آقای جنتی تمام شده بود و گوشی دست منزل محترمه ایشان افتاده بود و در نهایت مجبور شدیم کمی از کوکوسیبزمینیهای ایشان تعریف کنیم تا ایشان هم راضی شود.
آقای شمخانی دیدار داشت. پرسید برای گرفتن انتقام سخت به مناسبت سالگرد شهادت سردار سلیمانی چه کار کنیم؟
گفتیم همین نفرین و سینه کوبیدنی که نصیب اینها میکنیم کم است؟ گفت البته نفرین حضرتعالی بسیار هم گیراست و میبینیم که ترامپ به آن دچار شده، ولی بهتر است برای رضایت امت شهیدپرور یک کار همچین تپل هم بکنیم. گفتیم خب همین آقای فیروزآبادی!
بعد ایشان یک سری عکس از کوه و تپه و دشت و دمنهای مختلف عراق جلوی ما گذاشت گفت هر جا را شما اراده کنید، ما میزنیم. گفتیم این یارو ترامپ دوباره توئیت کرده که اگر اتفاقی آمریکایی کشته شود، من ایران را مسئول میدانم. گفت اتفاقا ما هم در همان توئیتر رپیورتش کردیم. گفتیم احسنت! به این میگویند حرکت انقلابی.
پیشنهاد داد برای اینکه دوباره حضور گرم مردمی را در خیابانها داشته باشیم، یک تشییعجنازه نمادین در کشور برای مجسمه سردار برگزار نماییم. گفتیم خب آن موقع با توجه به این نوع جدید ویروس کرونا که ۷۰ درصد بیشتر در آدمها فرو میرود، بعدش باید برای تشییعجنازهکنندگان تشییعجنازه برگزار کنیم و زیرساختهای کشور هنوز برای این امر آماده نیست. در نهایت قرار شد تمام نهادها و ادارات کشور عکس ترامپ را روی زمین پهن کنند و کارمندان انقلابی هم هی روی او راه بروند.
آقای دکتر نمکی وزیر بهداشت تماس گرفت و برایمان شعر خواند:
پرسید ز من رفیق خوب و کلکی
کو دلبرک خوشگل نازت نمکی؟!
معشوق تو کیست؟ بیتأمل گفتم:
سید علی حسینی خامنهای
آورینی گفتیم و یادآور شدیم خامنهای با نمکی و کلکی قافیه نمیشود، ولی چون نیت شما خیر بوده قبول است. همچنین تذکر دادیم اینگونه اشعار عاشقانه را در جمع برای ما نخوانند چون بیم آن میرود که ضد انقلاب سوءاستفاده کند. گفت جون، و با خوشحالی در مورد روند تولید واکسن ایرانی گزارش داد. بسیار خبر خوبی است و انشالله مردم بزنند ببینیم چه میشود.
گفت در حال مذاکره با شرکتهای خارجی تولید واکسن است تا یک واکسن اختصاصی با دوز بالای قوی فقط برای ما تولید کنند تا بزنیم برود جایی که غم نباشد. گفتیم صحبت کنند برای ما تزریقی نباشد. مثلا استنشاقی بزنند یا اسنیف کنیم بره ته ریه. بغض کرد و گفت جامعه پزشکی دنیا تا حالا اصلا عقلش به واکسن کشیدنی یا اسنیف کردنی نرسیده بود و این فرمایش ما علم واکسن را متحول میکند.
در مورد اسم واکسن ایرانی نظرخواهی کرد. گفتیم اگر همه زدند و خوب بود، بگذارند «معظم یک» یا مثلاً واکسن و آقا را ترکیب کنند بگذارند «واقا». اگر هم بد بود یا مشکلی داشت، اکبرِ یک و حسنِ مقدماتی انتخابهای خوبی هستند.
در گزارشهای محرمانه آمده بود آقای مصباح برای بوسیدن پای ما ابراز بیتابی میکند. بیت ایشان نگران است با توجه به اینکه خیلی حالشان خوب نیست آرزو به دل از دنیا بروند.
دفعه قبل که با ایشان روبهرو شدیم، ایشان نشان داد که لیاقت پوشیدن دوبنده تیم ملی کشتی آزاد را دارد از بس که سریع از ما زیرگیری کرده یک خم را به دو خم تبدیل کرد و لبهایش داشت به شست پای ما میرسید که ما سریع بدل زدیم و مسابقه را رو کردیم.
به آقای وحید گفتیم با توجه به اینکه حال ایشان خیلی مناسب نیست، یک پای مصنوعی شبیه پای ما تدارک ببینند، نعلین ما را هم پایش کنند ببرند بمالند به لب ایشان، باشد که رستگار شود.
از آقای محمدی گلپایگانی پرسیدیم این پدر شهید احمدی روشن شغلش چیست؟ گفت صبحها پدر شهید هستند عصرها اسم خیابان عوض میکنند. گفتیم به به! طیبالله انفسهم. انشاءالله مسائل را جوری پیش ببریدتا دفعه بعد ایشان خودش برود توی شورای شهر رئیس شود تا اسم خیابانها را هرجور خواست عوض کند و به جای شجریان مجریان همه آنها اصلا بشود احمدی روشن، احمدی سیر، احمدی خالخالی، احمدی گوجهای، احمدی لجنی، احمدی هرچی اصلاً...
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
آقای جنتی تماس گرفت و بابت شروع مجدد بررسی افایتیپیافسیاچکیوآراس(به سرفه افتاد) یا همان لایحه پولشویی در مجمع تشخیص گله کرد.
گفتیم به ما گزارش دادهاند اعضای مجمع آنقدر بیکار شدهاند که در ساختمان به آن گندگی قایمباشک بازی میکنند. با توجه به اینکه در آخرین دور این مسابقات که آقای محسن رضایی گرگ بوده و چشم گذاشته و بقیه قایم شدهاند، احمدینژاد توی کانال کولر گیر کرده و آقایان احمد خاتمی و غلامحسین اژهای به شکلی قایم شدهاند که هنوز هم نیروهای امداد دارند تلاش میکنند آنها را بیابند، این وضع باید اصلاح گردد.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
در گزارشهای محرمانه بیت آمده بود در فضای مجازی شایعه راه افتاده که ما به ملکوت اعلی پیوستهایم و امت شهیدپرور نگران شدهاند. خودمان هم نگران شدیم و سریع شماره آقای دکتر مرندی، پزشک مخصوصمان، را گرفتیم و گفتیم دکتر، حال ما چطور است؟
ایشان زد زیر خنده و از طبع طنزآلود فوقالعادۀ ما حیرتزده شد. بعد که گفتیم سؤالمان جدی بود، کمی معذب شد و گفت بحمدالله همهچیز تحت کنترل است و با توجه به اینکه معظمله مدتهاست کمتر موجود زندهای را از نزدیک ملاقات کردهاند، جای نگرانی نیست.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
آقای دکتر نمکی آمده بود و بعد از خواندن شعر زیبای «تکی تو نمکی، عهه» برای ما، گزارش داد که واکسن ایرانی کرونا مشابه واکسن روسی و چینی است. گفتیم خب، انشاءالله مردم عزیزمان بزنند و بره جایی که غم نباشه.
بعد تأکید کردیم حتماً وقتی این بایدن سر کار آمد و آقای ظریف خواست کانالهای ارتباطیاش را با دولت جدید آمریکای جنایتکار فعال کند، اولین شرطش این باشد که یک جفت واکسن کرونای ساخت شرکتهای درست و حسابیشان را به ما تقدیم کنند تا با شعار مرگ بر آمریکا تزریق کنیم و انشاءالله تعالی بتوانیم چند دهه دیگر در خدمت اسلام و مسلمین باشیم.
به دکتر نمکی گفتیم آن حرفتان که گفته بودید در زمینه کرونا پنج یک از آمریکا جلو هستیم، خیلی به ما چسبید. ولی هرجور حساب کردیم، نفهمیدیم آن یک گل را ما کی از آمریکا خوردیم و این میتواند موجب وهن نظام شود.
ایشان به گریه افتاد و گفت میخواسته از اول بگوید شش صفر جلوییم، ولی ترسیده بین طرفداران آبی و قرمز دعوا شود. قول داد در صحبتهای بعدیاش جبران کند.
سردار جلالی، رئیس پدافند غیرعامل، تلفنی گزارش داد که برادران چینی موفق شدهاند از روی سطح کره ماه دو کیلوگرم خاک و سنگ بردارند. بعد بغض کرد و گفت از آنجایی که فرزندان انقلابیمان به ما لقب «حضرت ماه» دادهاند، گفتم شاید بد نباشد در جریان باشیم.
گفتیم به عنوان حضرت ماه اگر یکی دو کیلو از ما کم شود، اصلاً مهم نیست و فدای سر برادران چینی. بعد هم گفتم از قول ما این موفقیت بزرگ را به این عزیزان تبریک بگویید و اگر راه داشت، یک ده گرمی برای ما ازشان بگیرید بدهیم با آن مُهر بسازندبرایمان، چون سفارش شده سجده طولانی روی تربت ماه برای رفع گرفتگی و باز شدن مخازن و جوارح مناسب است.
آقای وحید آمد و گزارشهایی در مورد نحوه ترور شهید فخریزاده داد. آخرین سناریو این است که ظاهراً سردار اینها آن روز ناهار ماکارونی داشتند و سردار به خاطر اینکه عادت داشته ماکارونی را حتماً با ماست بخورد و آن لحظه در منزل موجود نبوده، با زیرشلواری میپرد پشت ماشین که برود ماست بخرد. حاج خانم هم که به خاطر نبودن ماست در منزل احساس گناه میکرده، همراه سردار و بدون محافظین که در حال صرف ماکارونی بودند، با ایشان همراه میشود که آن اتفاق میافتد.
بسیار متأثر شدیم. گفتیم به همه مسئولین هستهای و نظامی ابلاغ شود حتماً همیشه ماست در منزل داشته باشند.
بعد ایشان گزارش داد یکی از اسرار این عملیات این است که چهطور در حالی که سردار روی زمین و توی بغل حاج خانم بوده ۴-۵ تا گلوله فقط به ایشان خورده و حاج خانم ماشالله هزار ماشالله آخ هم نگفته.
گفتیم شاید گلولههایشان را تفکیک جنیست کردهاند، جوری که میشود تنظیم کرد که به زنانها اصابت نکند. گفت نظر عالمانهای است و ما واقعاً از یک نیسان آبی انتظار اینهمه فهم و شعور را نداشتیم.
گفتیم اگر اینطور است، به تمام همسران مقامات ارشد نظام اعلام شود در صحنههای ترور شوهرانشان یک جوری آنها را در بربگیرند که هیچ جایشان بیرون نباشد و گلولهها به اذن خدا منحرف شود و انشاءالله توی صورت دشمنان کمانه کند.
آقای حداد عادل آمده بود و میخواست در مورد چند کلمه جدید فارسیسازیشده از ما کسب فیض کند. گفتیم مثلاً همین ماکارونی را شما چهطور فارسی میکنید؟ گفت درازخورد چهطور است؟ گفتیم خب خیار هم درازخورد است. گفت پس پختهنی! گفتیم خب خامَش چی؟ گفت هرچه شما بفرمایید! گفتیم اصلاً بگذارید شهید فخریزاده. فقط ماست هم کنارش باشد تا یاد و خاطره شهید فضا را پر کند.
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
آقای دکتر نمکی آمده بود و بعد از خواندن شعر زیبای «تکی تو نمکی، عهه» برای ما، گزارش داد که واکسن ایرانی کرونا مشابه واکسن روسی و چینی است. گفتیم خب، انشاءالله مردم عزیزمان بزنند و بره جایی که غم نباشه.
بعد تأکید کردیم حتماً وقتی این بایدن سر کار آمد و آقای ظریف خواست کانالهای ارتباطیاش را با دولت جدید آمریکای جنایتکار فعال کند، اولین شرطش این باشد که یک جفت واکسن کرونای ساخت شرکتهای درست و حسابیشان را به ما تقدیم کنند تا با شعار مرگ بر آمریکا تزریق کنیم و انشاءالله تعالی بتوانیم چند دهه دیگر در خدمت اسلام و مسلمین باشیم.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشته جلال سعیدی
آقای طائب از اطلاعات سپاه آمده بود از نقش موثر و فداکارانه سپاه در دفع ترور آقای فخریزاده میگفت. چنان با آب و تاب توضیح داد که یک لحظه فکر کردیم ایشان شهید نشده. گفتیم ولی خب، نتیجهاش چی؟ گفت متاسفانه اشراف اطلاعاتی ما کمی به هم خورد، چون برادارن ما وقتی از تیم حفاظتی ایشان پرسیده بودند که دارند سردار را کجا میبرند، متوجه میشوند که مقصد یک جایی است که «آب» توی اسمش دارد.
به اتفاق اجتهاد میکنند که چون هوا سرد است، سردار دارد به آب گرم قزوین میرود و آنها تور ظفرمند اطلاعاتیشان را در آب گرم پهن میکنند و اتفاقاً چند فعال محیط زیست که داشتند به طرز مشکوکی رد پلنگ نر قزوین را در آن منطقه میزدند، توی تورشان میافتند و بحمدالله دستگیر میشوند.
اما سردار دکتر فخریزاده در واقع به آب سرد دماوند میرود که آن اتفاق میافتد. دستور دادیم پیگیری کنند و با سازمان نقشهبرداری هم صحبت شود تا شهرها و روستاهایی که «آب» توی اسمشان دارند به نحوی ساماندهی شود که برادران اطلاعاتی ما در سپاه و باقی نظام به اشتباه نیفتند.
آقای علوی وزیر اطلاعات هم با هیجان آمد گزارش داد که عوامل انفجار نطنز و ترور فخریزاده یکی بودهاند. گفتیم میخواهید بدین مناسبت یک هفته جشن و پایکوبی در کشور برگزار کنیم؟ خب اینها این چند ماه کدام گوری بودهاند؟ الان کدام گوری هستند؟
ایشان گفت در عوض وزارت گردشگری معتقد است وقتی اینها که ترور میکنند آنقدر در ایران آسایش و آرامش و رفاه دارند، ببین توریستها چقدر بهشان در ایران اسلامی خوش میگذرد. توصیه کردیم در تبلیغات تلویزیونی و شهری بر تعبیر «در عوض امنیت داریم» بیشتر تأکید کنند تا مردم قدر این نعمات و دستاوردهای انقلاب اسلامی را بدانند.
در بیت، در مورد واکنش انتقامی به اسرائیل از همه نظر خواستیم. به اتفاق همگی تأکید داشتند که سخت باشد. گفتیم سختی که روی شاخش است، ولی چطوری؟ آقای شریعتمداری گفت همانطور که در کیهان نوشته باید بندر حیفای اسرائیل را بزنیم. گفتیم حیفا حیفه، ما ترجیح میدهیم سالم فتحش کنیم.
آقای سلامی، فرمانده سپاه، یک دستگاهی با خودش آورده بود به اسم «مُستَهال ۱» و میگفت دانشمندان سپاه دارند روی آن کار میکنند و نحوه کارش هم این است که آن را به سمت اسرائیل میگیریم و دکمهاش را فشار میدهیم و صهیونیستها به خواست خدا همگی اسهال و استفراغ میگیرند. گفتیم اسهال و استفراغ کم است، حداقل یبوست را هم اضافه کنید، چون ما خودمان مبتلاییم و میدانیم که بیشتر به زحمت میافتند.
آقای حاجیزاده از هوافضای سپاه گفت موشکهای این نیرو به سمت اسرائیل هدف گرفته شده و آماده فرمان ماست. گفتیم فعلاً بگویید سرشان را بگیرند اینور، یکوقت خدانکرده اشتباهی در نرود کار دستمان بدهد، تا فرمان ما آماده شود.
آقای وحید گفت داریم به شدت با کشورهایی که مکان خالی مناسب مراسمها و انتقامهای سخت دارند صحبت میکنیم تا یکی از آنها را در اختیارمان قرار دهند و ما انتقام سختمان را در آنجا خالی کنیم.
میگفت کمی از این نظر مضیقه وجود دارد و تا حالا به جای دور و برِ اسرائیل، یک تالار متروکه عروسی در پاکستان، یک زمین خاکی فوتبال در تاجیکستان و یک میدان میوه و ترهبار در عراق اعلام آمادگی کردهاند که ما بزنیمشان. گفتیم به مذاکرات ادامه دهند و در نهایت اگر نشد هم چند تا موشک مشقی هوا بکنند تا ما بگوییم ما زدیم، جامعه جهانی هم انشالله میگوید زدی.
آقای ولایتی دیدار داشت. پیشنهاد ایشان این بود که یک تأسیساتی زیر زمین ساخته شود و دانشمندان هستهای را با زن و بچه در آنجا ساکن کنیم تا دست رژیم دانشمندکش اسرائیل به آنها نرسد. گفتیم خب به هرحال اینها که باید به محل کارشان بروند برای کارهای دانشمندیشان! ایشان گفت خب اورانیومها را هم بدهیم خودشان در منزل با کمک اعضای خانواده غنی کنند. گفتیم بد نیست. حداقل از سبزی پاک کردن هیجانانگیزتر است.
آقای ظریف پیام داد که این مصوبه مجلس که میخواهد ایران را از پروتکل الحاقی و بازرسیهای آژانس بیرون بکشد خیلی به ضرر ایران تمام میشود. گفتیم به درک! دوباره شکلک بغض و گریه فرستاد. جواب دادیم فعلاً در حال صبر استراتژیک هستیم، چون تا اطلاع ثانوی اصلاً نرمشمان نمیآید. تا ببینیم بعدش چه میشود.
3 097
طنزنوشته جلال سعیدی
آقای طائب از اطلاعات سپاه آمده بود از نقش موثر و فداکارانه سپاه در دفع ترور آقای فخریزاده میگفت. چنان با آب و تاب توضیح داد که یک لحظه فکر کردیم ایشان شهید نشده. گفتیم ولی خب، نتیجهاش چی؟ گفت متاسفانه اشراف اطلاعاتی ما کمی به هم خورد، چون برادارن ما وقتی از تیم حفاظتی ایشان پرسیده بودند که دارند سردار را کجا میبرند، متوجه میشوند که مقصد یک جایی است که «آب» توی اسمش دارد.
به اتفاق اجتهاد میکنند که چون هوا سرد است، سردار دارد به آب گرم قزوین میرود و آنها تور ظفرمند اطلاعاتیشان را در آب گرم پهن میکنند و اتفاقاً چند فعال محیط زیست که داشتند به طرز مشکوکی رد پلنگ نر قزوین را در آن منطقه میزدند، توی تورشان میافتند و بحمدالله دستگیر میشوند.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی: امروز یک مراسم خودمانی دورهمی داشتیم با کارکنان بیت رهبری تا سالگرد پیروزی بزرگ اسلام بر مسلمین را در آبان ۹۸ جشن بگیریم و پاس بداریم.
آقای رحمانی فضلی وزیر کشور که الحق خیلی در زمینه سرکوب تلاش کرد گزارشهایی داد که واقعا تکان دهنده بود. ایشان میگفت خرابکارها واقعا در آبان ۹۸ وحشیگری کردند و طبق آمار صدها نیروی امنیتی فداکار و متعهد نظام از آبان پارسال تا به حال مفقودند.
ظن اصلی هم این است که خرابکاران وحشی هر نیروی سلحشور نظام را که دستشان میافتاده توی آتش بانکها و ادارات میپختند و میخوردند. او حتی عکس دست مبارک یکی از این برادران را در دهان یکی از این مزدوران منحوس نشان داد و گفت از وی فقط یک دست و انگشتر مانده بود که آن را هم این نابکار خورد و ما دیر رسیدیم.
مراسم جشن بود ولی بیشتر برای مظلومیت و آسیبهایی که این فرزندان عزیز نظام دیده بودند متاثر شدیم. به آقای وحید گفتیم از این برادران خورده شده یک لیستی تهیه کنند تا ما به آنها تفقدی کنیم. پیشنهاد داد یک سردیسی تهدیسی چیزی از گردن به بالای آنها تهیه شود و نقاط مختلف شهرها نصب شود.
آقای محمدی گلپایگانی گزارش داد که توی فضای مجازی هشتگ کدام آبان زیاد استفاده میشود. گفتیم خوب شد یادمان انداختی. آبان ماهی است که در دوران ستمشاهی قیام راهپیمایی مردم شهیدپرور و مبارز شهرهای زونبورمحله و قوربوزآباد سوپول و حومه توسط مزدوران شاه به خاک و خون کشیده شد و ده - دوازده هزار نفر شهید، شصت-هفتاد هزار نفر مجروح و میلیونها نفر اعصاباشان توسط جلادان شاه خرد شد. آقای محمدی گلپایگانی متأثر شد.
بعد یادآوری کرد که دانشمند بزرگ حوزه جناب آقای شیخ میرزا افشینالدین جاروآبادی پلازمه سومبول از فقهای خوب کشور هم در آبان ماه به دیدار محبوب رفته است. احکامی که ایشان در زمینه استبراء بول از مخرج غائط صادر کرده بسیار بسیار تأثیرگزار و برجسته هستند و گفتیم از خانواده محترم ایشان قدردانی و دلجویی شود.
دختر خوبم زینب جان سلیمانی دیدار داشت و خبر داد برای مزار حاج قاسم سامانه زیارت مجازی احداث کردهاند. نحوه کار آن هم اینطور است که مردم هر وقت خواستند میتوانند از طریق اینترنت مزار حاج قاسم سلیمانی را زیارت کنند. بسیار پیشرفت بزرگی است و واقعا این جوانان متعهد و انقلابی دارند به جاهای خوبش میرسند.
آقای وحید میگفت همین جوانان دارند روی طرحی کار میکنند تا یک حاج قاسم مجازی را برای ما طراحی کنند جوری که تصویر مجازی بسیار شبیه به واقعی ایشان کنار ما مثلاً روی زمین نشسته باشد. پرسیدیم یعنی میتوانیم گاهی با تصویر ایشان یک چایی بخوریم ایشان گفت به علت تحریمها این صرفچایی با تصویر ایشان فعلاً امکانپذیر نیست و از روسها هم که کمک خواستهاند گفتهاند ما فقط برای تصویر آقای پوتین چایی میریزیم.گفتیم پس یک دونالد ترامپ هم تولید کنند تا ما بتوانیم گاهی خشم انقلابی خودمان را رویش خالی کنیم.
آقای حجازی در مورد افشا شدن خبر ترور نفر دوم القاعده در خیابان پاسداران تهران توسط مزدوران اسرائیلی گفت و گفت افراد مختلف از خارج و داخل در اینباره سؤال میپرسند. گفتیم دفتر رهبری هم بپرسد: کدام القاعده؟
در ضمن سفارش کردیم نیروهای محافظتی برادران باقیمانده القاعده را که در خیابان پاسداران ساکن هستند بیشتر کنند و همچنین برای اینکه بین گروههای مختلف اسلامی تعادل برقرار شود بگردند چند تا داعشی را هم پیدا کنند و بیاورند به زور هم که شده مثلاً در نیاوران پناه بدهند تا اینها فکر نکنند نظام اسلامی بینشان فرقی میگذارد و خدای نکرده از ما دلخور شوند.
گاهی وقتها تحت تأثیر میزان بخشندگی خودمان در قبال امتمان قرار میگیریم. مثلاً مسئول استفتائات بیت میگفت یکی سؤال کرده حکم بازی پاسور اینترنتی چیست؟ زیر سؤالش نوشتیم: بسمه تعالی. به علت ایام کروناییه و توقف زیاد مومنین در منزل، سگخورد، جایز است، ولی احتیاط مستحب است که حاکم کوت نکنند. حُکمکم مقبول!
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی: امروز یک مراسم خودمانی دورهمی داشتیم با کارکنان بیت رهبری تا سالگرد پیروزی بزرگ اسلام بر مسلمین را در آبان ۹۸ جشن بگیریم و پاس بداریم.
آقای رحمانی فضلی وزیر کشور که الحق خیلی در زمینه سرکوب تلاش کرد گزارشهایی داد که واقعا تکان دهنده بود. ایشان میگفت خرابکارها واقعا در آبان ۹۸ وحشیگری کردند و طبق آمار صدها نیروی امنیتی فداکار و متعهد نظام از آبان پارسال تا به حال مفقودند.
ظن اصلی هم این است که خرابکاران وحشی هر نیروی سلحشور نظام را که دستشان میافتاده توی آتش بانکها و ادارات میپختند و میخوردند. او حتی عکس دست مبارک یکی از این برادران را در دهان یکی از این مزدوران منحوس نشان داد و گفت از وی فقط یک دست و انگشتر مانده بود که آن را هم این نابکار خورد و ما دیر رسیدیم.
بیشتر بخوانید
@radiofarda
3 097
طنزنوشتهای از جلال سعیدی
جوان فرانسوی، چطوری؟ خوبی، ردیفی، انشاءالله تعالی؟ اگر از احوالات ما خواسته باشید، خوبیم. هرچند این چند ماهه اندکی در انفرادی ضدکرونای بیت کف کردهایم، ولی به هرحال با رسیدگی به امور اسلام و مسلمین و نبرد در چند جبهه با دشمنان آمریکایی، اروپایی، آسیایی، آفریقایی، فضایی، دریایی و غیره که در این مقال نگنجند، خودمان را سرگرم میکنیم.
اما غرض از مزاحمت اینکه حتماً در جریان هستید که اخیرا چاقوی یکی از جوانان غیور مسلمان در فرانسه ظاهراً و به صورت تصادفی به گلوی یک بهظاهر معلم فرانسوی برخورد کرده که آنطور که رسانههای دروغپرداز خارجی میگویند، تا حدودی منجر به مرگ وی شده است.
ما در بیتمان یک گروه فکری داریم که به صورت دقیق اتفاقات روز دنیا را در آن بررسی میکنند و در نهایت ما مصوبات آنها را تأیید میکنیم تا به اطلاع جهانیان برسد.
در این گروه، پس از بررسی دقیق قرائن و شواهد، برادران ما به این نتیجه رسیدند که مرگ این بهظاهر معلم اصلاً در اثر ویروس منحوس کرونا بوده است نه بر اثر اصابت گردن به چاقو. حتی یکی از دانشمندان بیت ما معتقد است یکی از عوارض بیماری کرونا جدا شدن سر از بدن میباشد و این دولت خودکامه و بیرحم و فاسد فرانسه برای پایین آمدن آمار مرگومیر ناشی از کرونا و همچنین زیر سؤال بردن مسلمانان جهان، این مسئله را به این شکل مطرح کرد.
اینها را برای شما عزیزان نوشتم که بدانید چه حکومت ددمنش و ستمکاری دارید.
ما خوشبختانه در جمهوری اسلامی ایران اصلاً از این مسائل خشن و مشکلات اینطوری با امت سلامی نداریم و اصلاً این امور را به خود مردم واگذار کردهایم. حالا اگر گاهی چهار تا اعدام در ملأعام هم توی خبرها میبینید، به اصرار خود مردم و برای سرگرم شدنشان انجام میشود و خدا شاهد است امت ما در صفوف درهمفشرده مراسم اعدام چنان تخمهای میشکنند که کوفیان در روز عاشورا نشکستند.
نکته دیگر اینکه اصلاً این رئیسجمهور شما که اسمش آدم را یاد ماکارونی میاندازد، عددی نیست که بخواهد مسلمین را تهدید کند.
ما به آقای حداد عادل که از ادبای بیت ماست گفتیم اصلاً در فرهنگستان کار کنند که به نشانه اعتراض به این مردک از این به بعد مردم شهیدپرورمان به جای ماکارونی یک تعبیر درست عربی یا حالا اگر نبود، فارسی به کار ببرند. ایشان تعابیری مثل درازِ خوردنی و بلندخمیر را پیشنهاد دادند، ولی ما گفتیم همانطور که تلویزان و رادیان را پیشنهاد داده بودیم، برای این هم شاید «درازیان» بهتر باشد.
در پایان چند توصیه و نصیحت برای شما فرزندان فرانسویام دارم:
درست است که مصرف مشروبات الکلی در کشور شما آزاد است، اما بدانید که این توطئهای است که غرب وحشی برای به دام انداختن و بیمار کردن شما عزیزان دارد. گروه فکری بیت ما در هنگام نگارش نامه از ما خواست که به شما بگویم اصلاً از این چیزها نخورید، ولی ما معتقدیم شما کم بخورید، همیشه بخورید، حالا بعدشم خدا کریمه.
درست است که روابط بین دختر و پسر نعوذبالله در کشور شما توسط دولتمردان سفاکتان آزاد گذاشته شده، اما ما برای این مسئله هم یک راهکار داریم و به پیوست این نامه یک سری متن برای شما عزیزان فرستادهایم که ما به آنها صیغهنامه میگویم.
شما ابتدا آنها را با هم به اتفاق خانم تلاوت میکنید و سر یک تاریخ و یک مبلغ ناچیزی با هم توافق میکنید و میبرید برادران ما در نمایندگی نظام در پاریس یک مهری، انگشتی، یامهدی ادرکنیای، اسلام پیروز استی، چیزی، پایش میزنند و بعد از آن هم که دیگر عشق و است راستی.
فقط یادتان باشد که یکوقت خدانکرده زبانم لال بعد از شروع عملیات از چیزی جلوگیری نکنید که مصداق اسراف است و الاسراف اشدُّ منَ الشصت تا زنا! یعنی اسراف حتی از سربریدن هم معصیتش بیشتر است.
در پایان تا یادمان نرفته بگوییم که اگر یکوقت برای ضربه زدن به کفار و دشمنان یا هرچیز دیگر نیازی به سلاحی چیزی داشتید، فقط لب تر کنید، چون به فیض الهی تحریمهای تسلیحاتی ایران اسلامی همین پیش پای شما تمام شد و دیگر سرد و گرم و بزرگ و کوچک و تیز و انفجاری و بُرنده و خورنده و کِشنده و جهنده، همهچی هست. شما فقط بخواه!
منالله توفیق / مغسی بوکو
مقام معظم رهبری ایران و حومه
