659
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from بيدارزنى
🟣 دعوت خانوادهی ژینا امینی برای نخستین سالگرد ژینا
مژگان افتخاری و امجد امینی، مادر و پدر ژینا (مهسا) امینی در پیامی کوتاه که در صفحات اینستاگرام خود منتشر کردند، علاوه بر دعوت حضور مردمی اعلام کردند: «در سالیاد شهادت فرزند دلبندمان، ژینا (مهسا) امینی بر مزار آن عزیز سفر گردهم آمده و مراسم سنتی و مذهبی سالگرد را برگزار میکنیم».
خانواده امینی همچنین با اشاره به «گرامیداشت همدردیها و دغدغههای ارزشمند همشهریان عزیز»، «همگان را به پرهیز از هرگونه کنش خشونتآمیز و واکنش در برابر آن» دعوت کردند.
این دو در انتهای این دعوت عنوان کردند که «ما به جز این نوشته هیچ متن و نوشتهای منتشر نمیکنیم».
مراسم ژینا امینی در روز ۲۶ شهریور در آرامستان آیچی سقز برگزار خواهد شد.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
Repost from ديدبان آزار
🔹برای سروناز احمدی و دل پریشانش که در ساعات بیخبری هزار راه رفته است
نویسنده: ناشناس
روز گذشته #کامیار_فکور و #جعفر_ابراهیمی بدون اطلاع قبلی و بهطور غیرمنتظره وغیرقانونی به زندان قزلحصار کرج منتقل شدهاند و پس از این اتفتاق تلفنهای بند ۴ زندان اوین جهت ممانعت از اطلاعرسانی توسط دیگر زندانیان قطع شده است.
کامیار فکور همسر #سروناز_احمدی است که خود در حال سپریکردن حکم سه سال و شش ماه حبس خود در بند زنان زندان اوین است. کسانی که زندان را تجربه کردهاند بهخوبی میدانند یار و معشوق عموما چه تاثیر انکارناپذیری در مقاومت و دوامآوری فرد زندانی دارد. تردیدی نیست که از زنانی مقاوم و مبارز حرف میزنیم که همگی به ایستادگی و شجاعت میشناسیمشان (و البته این موضوع برای مردان زندانی هم صادق است)، اما بهرسمیتشناختن نقاط شکنندگی زندانیان به ما کمک میکند که بیشتر به واقعیت حبس و بیم و امیدهایش نزدیک شویم و گستره همدلی خود تا حد امکان پهنتر کنیم، تا بهقول ضیا نبوی بیشازپیش به سوی «فهمی مبتنی بر زندگی و همبستگی از سیاست» حرکت کنیم.
از دیروز که خبر شوکهکننده انتقال بیخبر کامیار فکور منتشر شده، در عین نگرانی برای او به حال سروناز هم فکر میکنم. دردی را که زندانی در چنین موقعیتی میکشد با معیار ارقام و اعداد سالهای حبس نمیتوان سنجید. این بیقراریها و اضطرابها، فرسنگها فراتر از مجازاتهای صادرشده است. بر سروناز چه میگذرد؟ وزن بیخبری از معشوق و بلاهایی که در انتظار اوست برای زندانی چهقدر است؟ ذهن سروناز در نگرانی تا کجا رفته است؟ به یاد سپیده کاشانی میافتم که با اعدام ساختگی همسرش شکنجهاش کرده بودند: «حکم اعدام هومن است. همین جا؟ در همین اتاق؟ کی؟ هومن من. هومن مادرش. همان هومنی که وجببهوجب این خاک را میبوید و میپرستد و میشناسد. باور کرده بودم.»
سروناز در یکی از متنهایی که پس از آزادی به قید وثیقه در صفحه اینستاگرامش نوشته بود، از امکان مقاومت در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین گفته بود. او نوشته بود که اتفاقی در صف تلفن همسرش را دیده و بوسهای از راه دور شده مایه قوت قلب و مقاومتش. این دو تنها دو هفته پس از ازدواجشان بازداشت شدند و زندگی مشترکشان تا به امروز خلاصه شده بود در ملاقاتهای زندان اوین. به نظر میرسد این زندگی حداقلی هم از آنها ستانده شده است.
برای بسیاری از زندانیان، یار «آزاد» فراتر از دلگرمی، پیوند مهمی است با دنیای خارج از زندان، چرا که او به میانجی عشق میتواند اتصال فرد جداافتاده را با مکانها، خاطرهها، افراد و عزیزان و .. حفظ کند. اوست که میتواند خیال آزادی را زنده نگه دارد(و البته این به این معنی نیست که دیگر اعضای خانواده نمیتوانند. اینجا صحبتم معطوف به معشوق است). اوست که جزئیات خانه مشترک را یادآوری میکند و این خانه امید را در حافظه زندانی و در انتظار او سرپا نگه میدارد، اوست که برایش دلنوشته منتشر میکند. کدام اثر، کدام متن یا کدام خبر بیش از دلنوشته یک عاشق قابلیت دارد فرد محبوس را برایمان از نام و تصویر، به آشنایی عزیز تبدیل و در خاطرمان ثبت کند؟
زندانیانی چون آنیشا اسداللهی (و کیوان مهتدی) و سروناز احمدی (و کامیار فکور) و سپیده (و هومن جوکار)، نرگس سرداری (و مهدی اعتمادسعید) و احتمالا کسان دیگری که نمیشناسیم و نامشان را نمیدانیم، همزمان با همسران خود حبس میکشند و یا در بازداشتند، کسان دیگری چون سعدا خدیرزاده در کردستان، برای افزایش فشار بر مردان خانواده بازداشت میشوند و روابط عاطفی و صمیمانهشان، دستمایه آزارواذیت مضاعف قرار میگیرد، و این جفایی است مازاد بر رنج زندان. به سروناز فکر میکنم و دل پریشانش که در ساعات بیخبری هزار راه رفته است.
Repost from ديدبان آزار
پیشانی از هجوم وقاحت کبود میشود
وقتی که بر مزار شهیدان عبور میکنند
وقتی که سینهٔ هوا را میشکافند
و باد جامههاشان
بر شعار دیوارهامیدمد.
اینان که جامههای عزا را بهعاریت
پوشیدهاند
از قعر چشم خلق
میراث روشنای شهیدان را
بیرون میکشند
گـُل در نهیب تند گلوله شکفت
و اکنون کنار سنبلهها
اندامهای کاکتوسی
سر بر کشیدهاند.
کلپاسههای فربه از سوراخهای بیم
در هرم انقلاب خلایق
بیرون خزیدهاند
وز شانههای مردم بالا میآیند.
و موج میزنند
در آفتاب پیروزی.
خورشید در تلآلؤ اندامهای حمق
سرافکنده میرود.
بازارها که پارچههای بلند را
حرّاج کردهاند
فوج بلند جامگان را
در چشم آفتاب میگردانند
و روز
بر انحنای تند شرارت افول میکند.
بر چشمها سیاه میکشند.
بر قلبها سیاه میکشند.
بر شانهها قساوت را میگردانند.
و سفرهها را
بر گردهٔ خلایق
پهن میکنند
خونابهٔ فشردﻩٔ گنجشکها را در هاون
سر میکشند
تا باهشان بیفزاید.
و سنگهای گورستان را آذین میبندند
و نامهای شهیدان را بر تریج قبا
میدوزند.
محمد مختاری
#جواد_روحی
Repost from ديدبان آزار
۱۴ روز از بازداشت گسترده فعالان حقوق زنان و سایر فعالان مدنی استان گیلان میگذرد. به گزارش بیدارزنی طی این مدت، #جلوه_جواهری و #فروغ_سمیعنیا در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات رشت، موسوم به «بازداشتگاه شهدای گمنام» و تحت فشارهای بازجویی قرار داشتهاند. عدم بهرهمندی از حق تماس تلفنی این دو فعال حقوق زنان پس از تنها یک تماس اولیه، نگرانیها پیرامون وضعیت سلامت و جان آنان را بهشدت افزایش داده است.
مادر فروغ سمیعنیا در گفتوگو با شرق توضیح میدهد: «ما هر روز به دادسرا میرویم اما پاسخ روشنی نمیگیریم. میگوییم حداقل اجازه دهید با ما تماس بگیرد که میگویند ما به زندان گفتهایم اما در زندان اجازه نمیدهند. نه میدانیم اتهاماتش چیست و نه حتی میدانیم شماره پرونده چیست که حداقل پیگیری کنیم. ما نشستهایم کنار تلفن تا زنگ بزند ولی هیچ خبری از تماس نیست. ما هیچی نمیدانیم و نگران وضعیت دخترمان هستیم.»
وضعیت جلوه جواهری هم چنین و خانواده از حال و شرایط و علت بازداشت او بیخبرند. کاوه مظفری همسر جواهری در صفحه اینستاگرام خود نوشته: «جلوه عزیزم، تو که زنگ نمیزنی، یعنی نمیگذارند که تلفن داشته باشی، پس لااقل برای دل خودم مینویسم، حتما دلهایمان راهی به هم پیدا میکنند. هنوز نمیدانم داروهایت بهدرستی دستت میرسد یا نه. مدام فکرم مشغول دست و شانهات هست، میدانم که درد داری و البته میدانم که تاب و تحمل بالایی هم داری. با مرکز فیزیوتراپی تماس گرفتم، گفتند که نوبتت محفوظ است و منتظرند.»
او در ادامه مینویسد: «۱۵-۲۰ سال پیش میشد لااقل روزنهای پیدا کرد برای کارهای اجتماعی و مدنی، برای فعالیتهای بهاصطلاح عامالمنفعه و مردمنهاد. از آن دوره به بعد هر سال که گذشت انگار اقلیم فعالیت مدنی محدودتر و بحرانیتر شده، انگار در یک تنگنا قرار داریم. به جایی رسیدهایم که در گوشه یک روستا هم سراغمان میآیند. همانهایی که با اسلحه میآیند، همهچیز را شخم میزنند و تو را و انبوهی کتاب را با هم بازداشت میکنند. ایکاش راهی بود که بتوانیم سر دربیاوریم که در این اقلیم جدید ممنوعیت فعالیت مدنی چطور روزگار بگذرانیم. حتما بالاخره راهی هست، از جنس همان راهی که دلهایمان را به هم وصل میکند.»
چندی پیش بیش از ۶۰۰ فعال مدنی در بیانیهای سناریوسازی علیه فعالان گیلان از جمله جلوه جواهری و فروغسمیعنیا که سابقهای روشن و شفاف در کنشگری اجتماعی دارند و نامهایی شناختهشده برای جامعه مدنی هستند را محکوم کردند و خواستار آزادی بدون قیدوشرط آنها شدند.
تصویر: برگرفته از طرح روشنک روزبهانی
#جلوه_جواهری
#فروغ_سمیع_نیا
#ژن_ژیان_ئازادی
Repost from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: «قابل تکثیر در خیابان»
#زن_زندگی_آزادی محدود شده در ایستادگی علیه حجاب اجباری نیست، بلکه قیامی برای رهایی و برابری است.
زن، زندگی، آزادی یعنی:
▪️از خانه تا خیابان، امنیتْ حق زنان
▪️همبسته تا رهایی
▪️شرایط کار منصفانه و برابر
▪️نه به خشونت علیه زنان از خانه تا خیابان
▪️نه به زنکشی
▪️نه به ازدواج کودکان
زن، زندگی، آزادی، یعنی تلاش جهت تحقق حق تعیین سرنوشت و ارتقای یک قیام به #شرایط_انقلابی. یعنی فضایی برای گسترش تمامی مطالبات برابریطلبانهی زنان از خانه تا خیابان.
از اینرو، شابلونهای این مهم جهت تکثیر در خیابانها در دسترس است
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
#همبستگی_علیه_نابرابری_فقر_و_خشونت
@bidarzani
Repost from بيدارزنى
🟣 افزایش خودکشی زنان در افغانستان، با شدت گرفتن سیاستهای محرومیت و ممنوعیت توسط طالبان
به گزارش گاردین، بر اساس دادههای مراکز درمانی در افغانستان، پس از روی کار آمدن طالبان تعداد زنانی که خودکشی کردهاند یا قصد آن را دارند، افزایش یافته است.
مقامات طالبان اطلاعات و آمار مربوط به خودکشیها را منتشر نکردهاند و کارکنان مراکز درمانی و بیمارستانهای چند ولایت را نیز از اطلاعرسانی درباره آمارهای خودکشی منع کردهاند.
دستورهای طالبان برای محدودیت حضور زنان در جامعه از ممنوعیت تحصیل دختران گرفته تا منع ورود به پارکها، حمامها و سایر اماکن عمومی، وضعیت زنان افغانستان را هر روز دشوارتر از قبل کرده است.
نماینده این کشور در سازمان ملل گفته است که افغانستان در بحبوحه یک بحران سلامت روانی قرار دارد که ناشی از بحران حقوق زنان است.
او گفته است: «ما شاهدیم که تعداد فزایندهای از زنان و دختران، مرگ را بر زندگی در شرایط کنونی ترجیح میدهند.»
این گزارش افزوده که اغلب، بر این خودکشیها سرپوش گذاشته میشود، بهطوری که برخی از زنانی که اقدام به خودکشی میکنند، برای معالجه پذیرفته نمیشوند و آنهایی هم که میمیرند، ممکن است بدون نام و مشخصات دفن شوند. دادههای این گزارش حاکی از آن است که افغانستان به یکی از معدود کشورهای جهان تبدیل شده که در آن زنان بیشتر از مردان خودکشی میکنند.
خشونتهای خانوادگی و اجتماعی، فقر، از دست دادن آزادی و امید، افزایش ازدواج اجباری و زیر سن قانونی، زنان افغانستانی را در دو سال اخیر آسیبپذیرتر کرده است.
چند روز پیش، جمعی از فعالان حقوق زنان در شهر کابل گرد هم آمدند و شعارهای«طالبان خشونت علیه زنان را بس کنید» و«حمایت از طالبان نقض حقوق زنان» را سر دادند.
#ژن_ژیان_ئازادی
#زنان_افغانستان
#ارتجاع_طالبان
#خشونت_سیستماتیک_علیه_زنان
@bidarzani
Repost from ديدبان آزار
خودداری از اعزام الهه محمدی به بیمارستان علیرغم تشخیص وضعیت اورژانسی توسط پزشک زندان اوین
از صفحه سعید پارسایی همسر الهه محمدی: «نزدیک به دو ماه است که پزشک زندان اوین، اعزام اورژانسی #الهه_محمدی را برای انجام سونوگرافی ثبت کرده است. در این مدت یک بار پس از اعزام، با وجود پنج بار هماهنگی خانواده با بیمارستان آپادانا و پزشک مربوطه، پزشک از ویزیت الهه خودداری کرد! نوبت دیگری از یک مرکز درمانی دیگر گرفتیم.
اینبار زندان از اعزام خودداری کرد. دو روز بعد نوبت جدیدی تعیین شد. عجیبتر اینکه اینبار بعد از ۴ ساعت معطلی، الهه را سوار ون کردند و در اقدامی ناباورانه، بدون اطلاع الهه و ما، او را به سمت مرکز درمانی نامشخصی بردند که با مخالفت و مقاومت الهه، به زندان برگشت.
همچنین ما بارها از تعداد کم تلفن و کیفیت نامناسب تلفن بند زنان زندان اوین -تنها سه خط تلفن برای بیش از ۴۰ نفر زندانی- گفتهایم اما نگرانی و رنج خانواده و زندانی برایشان مهم نیست و ما ماههاست که از چهارشنبه شب تا شنبه صبح به مدت ۶۰ ساعت از عزیزانمان بیخبریم.
چرا بند زنان آخر هفته تلفنهایشان قطع است؟ زنان زندانی بند نسوان چه فرقی با سایر زندانیان دارند که آخر هفتهها از شنیدن صدای پدر، مادر، همسر و فرزندانشان باید محروم باشند؟ هیچکس هم پاسخگو نیست.
شاید این حرفها گفتن نداشت وسط اینهمه غم و به قول شاملو : "تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید. چراکه تنها سخن، یک سخن در میانه نبود، آزادی!" نه هیچکس پاسخگوی این رنجهای مضاعف نیست.»
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
@harasswatch
Repost from Blackfishvoice (BFV)
انتشار این ویدئو در شبکههای اجتماعی توجه زیادی را به زنستیزیِ بنیادگرایان یهودی جلب کرده است.
بسیجیهای اسرائیل، یک زن را دوره کرده و آزار میدهند تنها به این علت روسری ندارد.
زیبا نیست؟ ماهیتِ فوق ارتجاعیِ اشغالگرانِ فلسطین روز به روز آشکارتر میشود و اسرائیلیهای ساکن سرزمینهای اشغالی هر روز علیه ارتجاعِ مذهبی تظاهرات میکنند، بعد برخی از خود-رهبرپنداران، به نخستوزیرِ کودککشِ اینها آویزان میشوند.
" تحول اعصار تاریخی، همواره با پیشرفت در امر آزادیِ زنان میتواند تعیین گردد.
چرا که در اینجا، یعنی در رابطه زن و مرد است که رابطه ضعیف و قوی و پیروزی طبیعت انسان بر قصاوت از همهجا آشکارتر است. آزادی زنان معیار سنجش آزادی جامعه است."
#مارکس #ایدئولوژی_آلمانی #علیه_ارتجاع
#رژیم_آپارتاید #فلسطین
@Blackfishvoice1
Repost from ديدبان آزار
ما به سالگرد ژینا نزدیک میشویم و #الهه_محمدی و #نیلوفر_حامدی به یکسالگی بازداشت موقت خود. #الهه_نیلوفر از سوی همکارانشان در مطبوعات، «آبروی روزنامهنگاری ایران» لقب گرفتهاند.
در روزهایی که حقوق باوری بیش از هر زمانی مورد هجمه قرار گرفته و زندگی و جان زنان را نشانه رفته، مروری بر دو گزارش تاثیرگذار نیلوفر حامدی و الهه محمدی در این زمینه اهمیتی دوچندان دارد.
«این گزارش تنش درد میکند»، نوشته نیلوفر حامدی و منتشرشده در روزنامه شرق در آبان ۱۴۰۱:
https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-232/843055-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
«تحولات باروری، زنان و شرایط متعارض» نوشته الهه محمدی و منتشرشده در مجله زنان امروز در آبان ۱۴۰۰:
https://zananemrooz.com/article/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C
Repost from بيدارزنى
🟣 بیخبری و نگرانی از وضعیت جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا در سلولهای انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات رشت
در دوازدهمین روز از بازداشت گستردهی فعالان حقوق زنان و سایر فعالان مدنی در گیلان، جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا کماکان در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات رشت موسوم به «بازداشتگاه شهدای گمنام» و تحت فشارهای بازجویی قرار دارند.
صبح امروز خانوادههای بازداشتشدگان و همچنین این دو فعال حقوق زنان، جهت پیگیری وضعیت سلامت و برقراری حق تماس تلفنی آنها، با تنظیم نامهای، تقاضای خود را به دفتر دادستانی واقع در دادسرای عمومی و انقلاب رشت، تحویل دادند، پیگیریای که با اعلام «عدم حضور بازپرس بهعلت مرخصی» پاسخ داده شد.
محرومیت از حق تماس تلفنی جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا پس از تنها یک تماس اولیه، همچنین تداوم حضور شبانهروزی در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات رشت، نگرانیها پیرامون وضعیت سلامت و جان آنان را بهشدت افزایش داده است.
صبح روز ۲۵ مردادماه، تعداد کثیری از فعالان حقوق زنان و فعالان سیاسی در منازل شخصی خود در شهرهای رشت، انزلی، لاهیجان و فومن با یورش ماموران امنیتی بازداشت شدند که از میان این افراد، جلوه جواهری، فروغ سمیعنیا، متین یزدانی، یاسمین حشدری، زهرا دادرس، زهره دادرس، آزاده چاوشیان و سارا جهانی، همراه با هومن طاهری کماکان در بازداشت نیروهای امنیتی بهسر میبرند. بازداشتهایی گسترده که همگی با تضییع حقوق اساسی آنان همراه بوده است.
#ژن_ژیان_ئازادی
@bidarzani
Repost from Blackfishvoice (BFV)
در آستانهی سالگرد قیام #زن_زندگی_آزادی ایندیپندنت فارسی یادداشتی همجنسگراستیزانه را منتشر میکند علیه یکی از تحت ستمترین گروههای اجتماعی در ایران و تمام غرب آسیا که در ایران صرفا بابت گرایش جنسی خود اعدام شدهاند.
محمد السلمی، تحلیلگر سعودی در این یادداشت دربارهی نوشته است:
" همجنسگرایی بشر پس از تجربیات تاریخی متعدد، به این واقعیت پی برده است که اینگونه گرایشها نشانه افول و سقوط هر جامعه یا تمدن محسوب میشوند."
تفاوتی با گفتار رسمی جمهوری اسلامی در رابطه با #کوئیر میبینید؟
🔺️عمدهی سهام ، متعلق به محمد ابوالجدایل از دوستان #محمد_بن_سلمان پادشاه سعودی است که از ابتدای بهار ۲۰۱۹ فعالیت خود را آغاز کرد.
چرا سعودی باید سالیانه میلیونها دلار برای رسانهای فارسیزبان هزینه کند؟
پاسخ هم ساده است:
بهعنوان ابزاری در جهت ترویج ایدولوژی سعودی در مقابل ایدولوژی شیعی جمهوری اسلامی برای پیشبرد نبرد رسانهای دو کشور.
سعودی چه چیزی بناست به مخاطب ایرانی خود عرضه کند که این رسانه اپوزیسیون تلقی کند؟
سلطنت و بازتولید ارتجاع مذهبی.
بدیهیست سعودی دلارهای نفتی را به حلقوم کارمندان این رسانه نمیریزد تا مشوق دموکراسی و آزادی و برابری در ایران باشند. "کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی."
این رسانه مانند ایراناینترنشنال صرفا بازوی پروپاگاندای سعودی، برای نزاع گفتمانی با جمهوری اسلامی است. سادهدل بودند/هستند کسانیکه ایراناینترنشنال را صدای اپوزیسیون ترقیخواه میدانستند. رسانهای ارتجاعی که با آغاز مذاکرات صلح میان تهران و ریاض، دستور به این رسانه ابلاغ شد که دیگر به روش سابق فعالیت نخواهند کرد و چنین نیز شد.
🔺سردبیر ایندیپندنت فارسی #کامیلیا_انتخابی_فر بیش از آنکه خبرنگار باشد، همواره در نقش یک دلال سیاسی فعالیت کرده است. او زمانی از معتمدین خانوادهی #رفسنجانی محسوب میشد و به محض مورد غضب واقع شدن این خاندان، روابط مستحکمی را با باند احمدینژاد برقرار کرد. انتخابیفر حتی زمانیکه سردبیر این رسانهی سعودی بود، مناسبات خود را با تهران حفظ کرد، در سفرهای خارجی میزبان احمدینژاد شد و هرگز از خط قرمزهای جمهوری اسلامی مانند حمله به سپاه قدس عبور نکرد و نهایتا معتمد پهلوی شد.
🔺️ رسانههایی که بلندگوی تبلیغاتی تفالهی سلطنت هستند، همچون جمهوری نکبت اسلامی از عاملیتیابی ستمدیدگان در ایران وحشت دارند و محال است که برای آنها، آیندهای جز نکبت و تباهی، تدارک دیده باشند. بهویژه اگر پشت این رسانهها، یکی از زنستیزترین و خردستیزترین، حکومت جهان ایستاده باشد.
@Blackfishvoice1
Repost from بيدارزنى
🟣 اعلام قطع همکاری با ابلاغ تلفنی به دکتر حمیده خادمی و دکتر آمنه عالی، از اساتید عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
صبح دیروز، ۴ شهریور، ۱۴۰۱ به دکتر حمیده خادمی و دکتر آمنه عالی، دو تن از اساتید عضو هیات علمی گروه آموزش و پرورش دانشکدهی روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، طی تماسی تلفنی از دفتر رئیس دانشکده، اعلام شد که قرارداد آنها با دانشگاه لغو شده است.
طی این تماس، منشی دفتر رئیس دانشکده به آنها اطلاع داد که از تاریخ یک شهریور قراردادشان برای ادامه همکاری لغو شده و این در حالی است که قطع همکاری با این دو استاد، بدون هرگونه ابلاغ رسمی صورت گرفته است.
دکتر حمیده خادمی و دکتر آمنه عالی در سال گذشته ضمن مخالفت با سرکوب دانشجویان، از دانشجویان بازداشتی و تعلیقی حمایت کرده بودند.
#ژن_ژیان_ئازادی
@bidarzani
Repost from ديدبان آزار
بیانیهی جمعی از کنشگران مدنی و فعالان حقوق زنان در محکومیت بازداشتهای اخیر فعالان در گیلان
در آستانه سالگرد کشته شدن ژینا امینی، فشارها بر فعالین مدنی و خانوادههای دادخواه در سراسر کشور افزایش پیدا کرده است. تهدید، احضار و بازداشت اعضای خانواده جانباختگان خیزش ژینا در روزهای اخیر، حاکی از آن است که حاکمیت تمامی ابزارهای سرکوبگری خود را در جهت جلوگیری از برگزاری مراسم برای جانهای عزیز از دست رفته و ممانعت از گرامیداشت یاد و نام آنها در خانهها و خیابانها به کار گرفته است.
از طرف دیگر، علیرغم تبلیغات گسترده پیرامون «عفو عمومی»، پروندهسازیها و صدور و تایید احکام حبس طولانیمدت و اجرای احکام برای تعدادی از بازداشتشدگان خیزش ژینا به طور بیوقفه ادامه دارد. نیروهای امنیتی در سراسر کشور با یورش به منازل فعالان سیاسی و مدنی که با شکستن در خانه، تفتیش و ضبط لوازم الکترونیکی همراه بوده است، سناریوسازیهای خود را پیش بردهاند.
بازداشت جمعی از فعالان حقوق زنان و فعالین سیاسی در گیلان (متین یزدانی، جلوه جواهری، شیوا شاهسیاه، نگین رضایی، زهره و زهرا دادرس، یاسمین حشدری، فروغ سمیعنیا، آزاده چاوشیان، واحده خوشسیرت، سارا جهانی و هومن طاهری) و تکرار سناریوهای بیاعتبار درباره آنها توسط وزارت اطلاعات و رسانههای وابسته به نهادهای امنیتی، از جمله فشارهای اخیر بر فعالان مدنی است که به وضوح از هراس نزدیکشدن به سالگرد خیزش ژینا نشات میگیرد و با هدف انتقامجویی علیه خیزش درونزای «زن، زندگی، آزادی» ادامه دارد. طی این مدت، تنها «واحده خوشسیرت» و «نگین رضایی» با تودیع قرار وثیقه بهصورت موقت آزاد شدند و دیگر بازداشتشدگان، کماکان در بند نیروهای امنیتی هستند.
خانوادههای بازداشتشدگان گیلان تا چندین روز از محل نگهداری آنها بیخبر و سرگردان و بلاتکلیف نگه داشته شده بودند. وزارت اطلاعات، در اطلاعیهای در حالی مدعی شد «دو نفر از سرکردگان این تیم تشکیلاتی در دورههای براندازی نرم که توسط سرویسهای اطلاعاتی دشمن در خارج از کشور برگزار شدهاند آموزش دیدهاند» که این افراد سوابق روشن و شفافی در حوزه کنشگری فمینیستی مستقل دارند و نامهایی شناختهشده در میان جامعه مدنی ایران هستند.
اگرچه فشار وارده بر کنشگران اجتماعی زخم جدیدی بر تنِ جمعیِ فعالان برابری جنسیتی است اما، همانطور که بازداشتها و کشتار گسترده پس از آغاز خیزش، موجب عقبنشینی مردم و بویژه زنان از خواستههایشان نشد، بدیهی است که پروندهسازیهای جدید نیز جوش و خروشی را که به نام ژینا برپا شده، خاموش نخواهد کرد.
ما جمعی از کنشگران مدنی و فعالان حقوق زنان این روند را محکوم میکنیم و خواستار توقف پروندهسازی و سناریوبافی و آزادی بیقید و شرط تمامی فعالان بازداشتشده هستیم. ما اعلام میکنیم که تا روز رهایی، آنها را نام میبریم و صدایشان هستیم.
لینک امضای بیانیه:
https://docs.google.com/forms/d/1FiUVkSzZ5fs6nuXhA5UUZO3vSCcX37UPM_7MCZPZ--A/edit
Repost from Blackfishvoice (BFV)
#واحده_خوش_سیرت و #نگین_رضایی، دو فعال حقوق زنان گیلان با سپردن وثیقه از زندان لاکان رشت آزاد شدند.
@Blackfishvoice1
