❣️راز زندگی 💗
Open in Telegram
انقدر حرص نخورید یه جمله تو کتاب کیمیاگر میگه: "اگر من بخشی از افسانه ی تو باشم تو روزی به من باز خواهی گشت" پیشنهادات خود رابه ایدی: @ololo عنوان کنید
Show more2 032
Subscribers
-1624 hours
-157 days
-32930 days
Posts Archive
2 032
Repost from پرمیوم | استارز | بوست | گیفت
افر ويژه بوست تا 24 ساعت قيمت باور نكردنی فقط در تعداد بالاي 500 عدد
استعلام قيمت : @ololo
2 032
باشد که روزی،
با کسی هممسیر شوید که به زبانِ روح شما سخن بگوید؛
کسی که
نگاهش،سکوتش و حضورش را بفهمید
و مجبور نباشید
عمری را صرفِ ترجمهی خود برای او کنید.
2 032
قرار نیست همهی مسیر رو از همین امروز ببینی.
بعضی راهها
فقط وقتی قدم اول رو برداری،
کمکم خودشون رو نشون میدن.
زندگی بیشتر از «مطمئن بودن»،
به «جرأت شروع کردن» احتیاج داره. 🌱
2 032
گاهی چیزی که خستهات کرده،
شلوغیِ دنیا نیست…
صدای فکرهاییه که
هیچوقت فرصت نکردی
آروم بشینی و بشنویشون.
امروز چند دقیقه
از همه فاصله بگیر؛
نه برای فرار…
برای برگشتن به خودت. 🤍
2 032
خدایا، آنچه از روزیِ حلال برایم مقدر کردهای، بیشتر و پربرکتتر کن؛
و مرا از هر آنچه حرام است، دور نگه دار. 🤲🏻✨
2 032
دنیا را با عشق نگاه کنیم؛
شاید خیلی چیزها تغییر نکنند،
اما نگاهِ ما که عوض شود، جهان هم رنگ دیگری میگیرد. 🌿
2 032
راز زندگی
گاهی جواب خیلی از سؤالها،
نه در اتفاقهای بزرگ،
بلکه در همان لحظهای پنهان است
که یاد میگیری چیزی را رها کنی
که دیگر سهم تو نیست.
زندگی همیشه قرار نیست همهچیز را توضیح بدهد؛
بعضی چیزها را فقط باید فهمید… دیرتر. 🌿
2 032
اگر امروز بیدار شدی،
هنوز داستانت تمام نشده…
هنوز اتفاقهای قشنگی هست
که ندیدهای،
آدمهایی که ندیدهای،
و لحظههایی که نزیستهای.
امیدوار باش پس
2 032
بعضی آدمها فکر میکنند اگر بیشتر صبر کنند،
همهچیز درست میشود.
اما زمان همیشه درمان نمیکند؛
گاهی فقط عادتت میدهد
به چیزی که از اول هم نباید تحملش میکردی.
بزرگ شدن شاید همین باشد؛
اینکه فرق بین «صبر کردن»
و «ماندنِ بیهوده» را بفهمی.
2 032
تابآوریِ آدمها شبیه هم نیست.
یک نفر از همان زخمی عبور میکند که دیگری را برای مدتها از پا میاندازد؛
نه چون یکی قویتر است و دیگری ضعیفتر،
بلکه چون پشت هر آدم، جهانی از تجربهها، خستگیها و دردهای دیدهنشده وجود دارد.
قبل از قضاوتِ تحملِ دیگران،
یادمان باشد ما فقط لحظهای از زندگیشان را میبینیم، نه تمام جنگهایی را که پشت سر گذاشتهاند.
راز زندگی شاید همین باشد:
کمتر قضاوت کنیم، بیشتر بفهمیم.
2 032
کسی را قضاوت نکن، کسی را کوچک نشمار؛
تو چه میدانی فردا چه سرنوشتی در انتظارت است؟
گاهی زندگی، آدم را درست در همان جایی مینشاند که دیروز از دور دربارهاش قضاوت میکرد.
2 032
مولانا: انسان چه چیزی را دیر از همه میفهمد؟
شمس: اینکه روزهای معمولی، همان روزهای خوشبختی بودند، که گذشت.
2 032
امروز را معمولی شروع نکن…
بلند شو، خودت را جمع کن و یادت بیاور
هنوز خیلی چیزها هست که میتوانی تغییرشان بدهی.
قرار نیست هر روز انگیزه داشته باشی؛
گاهی فقط باید ادامه بدهی تا انگیزه دوباره پیدایت کند.
کمتر به عقب نگاه کن،
کمتر خودت را با دیگران مقایسه کن،
و بیشتر روی ساختنِ نسخهای از خودت تمرکز کن
که یک روز بابتش به خودت افتخار میکنی.
امروز شاید همان روزی باشد
که ورقِ زندگیات آرامآرام برمیگردد. ✨
صبح را با امید شروع کن؛
هنوز اتفاقهای خوب زیادی در راه است. 🌱
2 032
بعضی آدمها را باید در روزِ اختلاف شناخت، نه در روزِ صمیمیت.
تا وقتی همهچیز خوب است، خیلیها بلدند رفیق باشند؛
اما ارزشِ یک آدم وقتی معلوم میشود که ناراحت است و با این حال، حرمتت را نگه میدارد.
رفاقت یعنی کسی ضعفهایت را بداند و از آنها علیه تو استفاده نکند،
رازت را بداند و امانتدار بماند،
از پیشرفتت احساس خطر نکند
و اگر روزی راهتان از هم جدا شد، چیزی از آبرو و آرامشت با خودش نبرد.
شاید یکی از رازهای زندگی همین باشد:
آدمها را از میزانِ محبتشان در روزهای خوب نشناس؛
از میزانِ انسانبودنشان در روزهای بد بشناس.
2 032
خیلی از درهای بسته، نشانهی بدشانسی نیستند؛
بعضیهایشان جلوی تکرار اشتباهی را گرفتهاند که هنوز دوستش داریم.
مشکل اینجاست که ما نجات پیداکردن را همیشه شبیه «رسیدن» تصور میکنیم؛
درحالیکه گاهی نرسیدن،
دقیقاً همان نجات است.
2 032
راز زندگی شاید این نباشد که همیشه همهچیز مطابق میل ما پیش برود؛
شاید راز آن، یادگرفتنِ آرامماندن میان اتفاقاتیست که اختیارشان دست ما نیست.
بعضی روزها باید جنگید،
بعضی روزها باید صبر کرد
و گاهی هم باید پذیرفت و عبور کرد...
زندگی از جایی زیباتر میشود
که بفهمی هر چیزی ارزش ماندن در قلبت را ندارد. ✨
2 032
هرکسی که کنارت میخندد، رفیقت نیست…
رفیق آن کسیست که وقتی نه حال خوبی داری،
نه منفعتی برایش، نه چیزی برای بخشیدن؛
باز هم کنارت میماند.
بقیه فقط رهگذرانیاند
که مدتی نام خودشان را «رفیق» گذاشتهاند.
من دیگر هر نزدیکی را صمیمیت
و هر سلامی را رفاقت نمیدانم.
2 032
رفاه؛ قفسی که دیده نمیشود
ما در زمانهای زندگی میکنیم که برای فرار از هر ناراحتی، وسیلهای ساختهایم؛
باد خنک، جای نرم، غذای آماده و سرگرمی بیپایان…
اما شاید در میان این همه آسایش، آرامآرام توان روبهروشدن با زندگی را از دست دادهایم.
رفاه بد نیست؛ مشکل از جایی آغاز میشود که دیگر حاضر نباشیم برای هیچ هدفی، آسایشمان را ترک کنیم.
بعضیها با جیب خالی شیفتهی تجملاند تا موفق بهنظر برسند؛ بعضیها با جیب پر، چنان به رفاه وابسته میشوند که بدون آن احساس ناتوانی میکنند.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، شاید انسان آینده امکانات بیشتری داشته باشد، اما صبر کمتر؛
خانهای راحتتر داشته باشد، اما روحی بیقرارتر؛
و با کوچکترین سختی، احساس کند زندگی با او ناعادلانه رفتار کرده است.
راه نجات، بازگشت به رنج و محرومیت نیست؛ باید از رفاه استفاده کنیم، بیآنکه بردهاش شویم.
آینده از آنِ کسی نیست که بیشتر دارد؛
از آنِ کسی است که اگر روزی هیچچیز مطابق میلش نبود، باز هم میتواند بلند شود، بسازد و ادامه دهد.
#راز_زندگی _زندگی
