en
Feedback
مرکزعلمی تخصصی "یوگا" پرتوارامش

مرکزعلمی تخصصی "یوگا" پرتوارامش

Open in Telegram

اوّلین مرکز در شرق گیلان باکادری متخصص با بیش از شانزده سال تجربه در سنین و سبک های متفاوت نماینده موسسه کلام زنده #پرتوآرامش #پرتو آرامش_یوگا 09116718933 لاهیجان میدان دانشگاه ازاد بلوار دانشجو ساختمان لیماک

Show more
917
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
«زندگی‌ای که زیسته نمی‌شود، می‌تواند به شکلِ بیماری در ما ظاهر شود.» همه‌ی خستگی‌ها از زیاد کار کردن نمی‌آیند. بعضی خستگی‌ها از زیاد خودداری کردن می‌آیند. از حرف‌هایی که بارها تا آستانه‌ی گفتن آمده‌اند و برگشته‌اند. از «نه»هایی که در بدن شکل گرفته‌اند و به «باشه» تبدیل شده‌اند. از خواسته‌هایی که آن‌قدر عقب انداخته‌ایم که دیگر حتی مطمئن نیستیم چه می‌خواستیم. انسان فقط از آنچه بر او تحمیل می‌شود فرسوده نمی‌شود. از آنچه در خودش، مدام مجبور است نگه دارد، کوچک کند و زندگی نکند هم فرسوده می‌شود. ممکن است زندگی از بیرون کاملاً مرتب باشد. کار می‌کنی. مسئولیت‌هایت را انجام می‌دهی. رابطه‌ها را حفظ می‌کنی. برنامه‌ها پیش می‌روند. اما جایی در میان این همه «درست پیش رفتن»، چیزی در تو آرام‌آرام کم‌رنگ شده باشد. اشتیاقی. خشم سالمی. کنجکاوی‌ای. میل به بازی. نیاز به استراحت. یا بخشی از تو که مدت‌هاست می‌خواهد بگوید: «من این را نمی‌خواهم.» و مسئله اینجاست که آنچه زندگی نمی‌کنیم، همیشه ناپدید نمی‌شود. راه دیگری برای حضور پیدا می‌کند. در بی‌حوصلگی‌ای که دلیل روشنی ندارد. در خستگی‌ای که با خواب برطرف نمی‌شود. در تحریک‌پذیری نسبت به چیزهای کوچک. در حس مبهمی که می‌گوید «همه‌چیز خوب است، اما من خوب نیستم.» در لحظه‌ای که بالاخره وقت آزاد داری و نمی‌دانی با خودت چه کنی. ما معمولاً در چنین لحظه‌هایی می‌پرسیم: «چطور حالم را بهتر کنم؟» اما پرسش دیگری هم ارزش شنیدن دارد: «چه چیزی در من، مدت‌هاست فرصتِ زندگی کردن پیدا نکرده؟» این پرسش قرار نیست فوراً ما را به تغییر بزرگی برساند. پاسخش حتی ممکن است بسیار کوچک باشد. دلم می‌خواهد کمی تنها باشم. دلم برای ساختن چیزی بی‌فایده تنگ شده. از این رابطه عصبانی‌ام. از اینکه همیشه باید قوی باشم خسته‌ام. مدت‌هاست بدنم استراحت می‌خواهد. دلم می‌خواهد کسی از من مراقبت کند. نمی‌دانم چه می‌خواهم؛ فقط می‌دانم این شیوه دیگر برایم زنده نیست. آگاهی، از همین شنیدن آغاز می‌شود. برای امروز، چند دقیقه چیزی را اصلاح نکن. بنشین و توجهت را از داستان‌هایی که درباره‌ی زندگی‌ات می‌گویی، کمی به تجربه‌ای که همین حالا در تو جریان دارد برگردان. بدنت را احساس کن. کجا فشاری هست؟ کجا خستگی هست؟ کجا چیزی می‌خواهد حرکت کند، اما نگهش داشته‌ای؟ بعد این جمله را آرام برای خودت کامل کن: «این روزها، بخشی از من دلش می‌خواهد...» اولین پاسخی را که می‌آید فوراً قضاوت نکن. لازم نیست منطقی، عملی یا حتی قابل اجرا باشد. فقط بشنو. و بعد از خودت بپرس: «کوچک‌ترین کاری که امروز می‌توانم برای جدی گرفتنِ این بخش از خودم انجام دهم چیست؟» ممکن است ده دقیقه استراحت باشد. یک تماس. یک مرز کوچک. نوشتن چیزی که مدت‌ها درونت مانده. کمک خواستن. یا انجام دادن کاری که هیچ فایده‌ای جز لذتِ انجام دادنش ندارد. قرار نیست هر میلی را دنبال کنیم. اما اگر مدت زیادی هیچ‌کدام از صداهای درونمان را نشنویم، آرام‌آرام زندگی‌ای می‌سازیم که همه‌چیز در آن حضور دارد، جز خودمان. و شاید پرسش مهم پایان امروز همین باشد: من از چه چیزی خسته‌ام؟ و یک لایه عمیق‌تر: از انجام دادنِ چه چیزی، یا از زندگی نکردنِ چه چیزی؟ https://t.me/partoaramesh

چرا وقتی فشارهای اقتصادی بیشتر می‌شود، اولین چیزی که ته می‌کشد، «حوصله» ماست؟
مسئله فقط کم‌شدن قدرت خرید نیست. مسئله این است که ذهن ما مجبور است بی‌وقفه، در پس‌زمینه در حال حساب‌وکتاب باشد: «چطور این ماه را به آخر برسانم؟» «اگر فلان هزینه پیش بیاید چه؟» «از کجای زندگی باید زد؟» این حساب‌وکتاب‌ها با کنار گذاشتن ماشین‌حساب تمام نمی‌شوند. آن‌ها مثل ده‌ها برنامه‌ی باز در پس‌زمینه‌ی یک گوشی، شارژ روانی ما را مصرف می‌کنند؛ حتی وقتی ظاهراً در حال استراحت هستیم. برای همین، طبیعی است که گاهی تمرکزمان کم شود، تصمیم‌های ساده برایمان سخت شود و زودتر از کوره در برویم. ظرفیت ذهن محدود است و بخش بزرگی از آن درگیر یک مسئله‌ی حل‌نشده‌ی بیرونی است. این‌گونه است که تنش‌های یک وضعیت بیرونی، به درون خانه‌هایمان سرایت می‌کند. وقتی دستمان به مسبب اصلی مشکلات نمی‌رسد، ناخودآگاه یقه‌ی همسر خودمان را می‌گیریم. گاهی دعوا سر چیزهای بی‌اهمیت است، اما ریشه‌اش از جای دیگری آب می‌خورد. درک این بار شناختی، اصلاً به معنای پذیرش شرایط یا عادی‌سازی این وضعیت نیست. هیچ‌چیز این شرایط «طبیعی» نیست که بخواهیم با آن آشتی کنیم. بلکه دعوتی است به «شفافیت». وقتی می‌فهمیم ریشه‌ی این عصبانیت کجاست، اجازه نمی‌دهیم این مشکلات ایجاد شده، علاوه بر وضعیت مالی، «رابطه‌هایمان» را هم تخریب کنند. ما آدم‌های byضعیف یا کم‌طاقتی نشده‌ایم؛ ما فقط در حال تحمل یک بار شناختی سنگین هستیم. آگاهی به این موضوع، کمکی است برای حفظ همبستگی و مراقبت از یکدیگر در روزهایی که بیشتر از همیشه به هم نیاز داریم. https://t.me/partoaramesh

امیدوارم رها بشی، از رنج‌هایی که در موردش با هیچ‌کسی صحبت نمی‌کنی امیدوارم برنده بشی، در جنگ هایی که در سکوت باهاشون دست و پنجه نرم می‌کنی. امیدوارم برسی، به همون هدفی که صبح تا شب بهش فکر می‌کنی. امیدوارم اونجوری که دوست داری حل بشه، همون مشکلی که توی خلوت و شلوغی توی ذهنته و داره داغونت می‌کنه بدون اینکه بقیه بفهمن..... امیدوارم رها بشی از هر آنچه تو رو آرزنده می‌کنه، که بی شک تو لایق عشقی و ارامش❤️ صبحت بخیر عاقبتت نیز هم. https://t.me/partoaramesh ا

🌱روانشناسی زرد یا علم روانشناسی
⏎ روانشناسی زرد میگه: از هر چی بترسی سرت میاد ⏎ اما علم روانشناسی میگه: دنیا فقط براساس افکار ما جلو نمیره پس خیلی وقتها ذهنت میتونه فریبت بده. ⏎ روانشناسی زرد میگه: تو مسئول همه ی اتفاق های زندگیت هستی ⏎ اما علم روانشناسی میگه: شخصی سازی میتونه بهت آسیب بزنه چون تو نمیتونی همه چیز رو کنترل کنی. ⏎ روانشناسی زرد میگه: مثبت فکر کنی همه چیزهای خوب رو جذب میکنی و منفی فکر کنی فقط اتفاق های بد رو تجربه میکنی. ⏎ اما علم روانشناسی میگه: خوب و بد و رنگ و شادی در زندگی همه ما وجود داره پس به پذیرش برس و تلاش نکن یک دنیای آرمانی و بی نقص رو بسازی...! ⏎ روانشناسی زرد کاری میکنه که تفکر جادویی و احساس مسئولیت بیش از حد داشته باشی یعنی خودت رو مسئول کنترل همه اتفاق ها بدونی و باور داشته باشی به هرچی فکر کنی اتفاق میفته... ⏎ اما علم روانشناسی یادت میده که چطور با ذهنت یکی نشی و فریب افکار غلطت رو نخوری! حقیقت اینه که افکار ما همیشه به واقعیت تبدیل نمیشن و کنترل همه چیز دست ما نیست اما ما می‌تونیم افکارمون رو مدیریت کنیم تا ذهنمون آروم شه نه برای اینکه صرفا بتونیم همه اتفاقات رو کنترل کنیم. https://t.me/partoaramesh

🌱روانشناسی زرد یا علم روانشناسی
⏎ روانشناسی زرد میگه: از هر چی بترسی سرت میاد ⏎ اما علم روانشناسی میگه: دنیا فقط براساس افکار ما جلو نمیره پس خیلی وقتها ذهنت میتونه فریبت بده. ⏎ روانشناسی زرد میگه: تو مسئول همه ی اتفاق های زندگیت هستی ⏎ اما علم روانشناسی میگه: شخصی سازی میتونه بهت آسیب بزنه چون تو نمیتونی همه چیز رو کنترل کنی. ⏎ روانشناسی زرد میگه: مثبت فکر کنی همه چیزهای خوب رو جذب میکنی و منفی فکر کنی فقط اتفاق های بد رو تجربه میکنی. ⏎ اما علم روانشناسی میگه: خوب و بد و رنگ و شادی در زندگی همه ما وجود داره پس به پذیرش برس و تلاش نکن یک دنیای آرمانی و بی نقص رو بسازی...! ⏎ روانشناسی زرد کاری میکنه که تفکر جادویی و احساس مسئولیت بیش از حد داشته باشی یعنی خودت رو مسئول کنترل همه اتفاق ها بدونی و باور داشته باشی به هرچی فکر کنی اتفاق میفته... ⏎ اما علم روانشناسی یادت میده که چطور با ذهنت یکی نشی و فریب افکار غلطت رو نخوری! حقیقت اینه که افکار ما همیشه به واقعیت تبدیل نمیشن و کنترل همه چیز دست ما نیست اما ما می‌تونیم افکارمون رو مدیریت کنیم تا ذهنمون آروم شه نه برای اینکه صرفا بتونیم همه اتفاقات رو کنترل ک

Repost from Afsaneh Salimi
💢گاهی سخت‌ترین بخش زندگی، حل کردن مشکلات نیست؛ ادامه دادن است. این روزها بسیاری از ما با آینده‌ای نامطمئن، فشارهای اقتصادی، اخبار نگران‌کننده و ذهنی که لحظه‌ای آرام نمی‌شود زندگی می‌کنیم. واقعیت این است که هیچ دوره‌ای نمی‌تواند مشکلات زندگی را از بین ببرد. 🔵اما می‌توان مهارت‌هایی آموخت که کمک کنند در میان این فشارها، کمتر فرسوده شویم و بهتر ادامه بدهیم. ♦️«دوام در شرایط ابهام» یک دوره آنلاین رایگان ۹ جلسه‌ای است که توسط هشت مربی مؤسسه «کلام زنده عشق» برگزار می‌شود که پس از برگزاری بر بستر وبسایت موسسه قرار می‌گیرد. در این مسیر یاد می‌گیریم: • ذهن و مغزمان در شرایط بحران چگونه عمل می‌کند. • احساساتمان را بهتر بشناسیم. • با ابهام و نااطمینانی سالم‌تر زندگی کنیم. • رابطه مهربانانه‌تری با خودمان بسازیم. • بر اساس ارزش‌هایمان تصمیم بگیریم. • و ابزارهایی عملی برای مدیریت ذهن و استرس داشته باشیم. 📝در پایان هر جلسه، یک تمرین کاربردی برای هفته دریافت خواهید کرد تا آموخته‌ها را وارد زندگی واقعی کنید. ادامه دادن هم یک مهارت است. اگر احساس می‌کنید این روزها بیش از همیشه به چنین مهارتی نیاز دارید، خوشحال می‌شویم در این مسیر همراه شما باشیم. 📅شروع دوره از: ۳ مرداد ماه ۱۴۰۵ ⏰️زمان : شنبه ها ساعت ۱۳:۳۰ الی ۱۵ 💢لینک جلسه روز شنبه ۳ مرداد در کانال تلگرامی اطلاع رسانی کلام زنده قرار میگیرد. ⚠️همراهان عزیز این دوره بصورت آنلاین برگزار میشود و پس از آن بصورت آفلاین بر بستر وبسایت موسسه کلام زنده عشق قرار خواهد گرفت. دوستان عزیز لطفا به صورت حضوری برای شرکت در کلاس مراجعه نفرمایید.🌱 🔵این دوره به عنوان مسئولیت اجتماعی موسسه کلام زنده عشق به شما همراه عزیز هدیه داده میشود.

Repost from N/a
این فضای صوتی آرام‌بخش که با فرکانس طبیعی ۴۳۲ هرتز تنظیم شده، به‌گونه‌ای طراحی شده است که با ریتم‌های بدن شما هماهنگ شود؛ این امر ضمن ایجاد آرامش و کاهش استرس، به بازسازی سلولی در حین خواب کمک می‌کند. ترکیب این صدا با امواج ملایم «آلفا»، اضطراب را تسکین داده و تعادل عاطفی را تقویت می‌کند تا بتوانید به‌سادگی انرژی خود را بازیابید. این موسیقی که گزینه‌ای ایده‌آل برای رفع استرس و بهبود کیفیت خواب است، محیطی حمایتگر و احیاکننده فراهم می‌آورد تا ذهن و بدن شما به هماهنگی و آرامش دست یابند. ✍️ناسیالطفی #فرکانس #مدیتیشن #ناسیالطفی #کنترل_ذهن www.nasialotfi.com

Repost from N/a
این فضای صوتی آرام‌بخش که با فرکانس طبیعی ۴۳۲ هرتز تنظیم شده، به‌گونه‌ای طراحی شده است که با ریتم‌های بدن شما هماهنگ شود؛ این امر ضمن ایجاد آرامش و کاهش استرس، به بازسازی سلولی در حین خواب کمک می‌کند. ترکیب این صدا با امواج ملایم «آلفا»، اضطراب را تسکین داده و تعادل عاطفی را تقویت می‌کند تا بتوانید به‌سادگی انرژی خود را بازیابید. این موسیقی که گزینه‌ای ایده‌آل برای رفع استرس و بهبود کیفیت خواب است، محیطی حمایتگر و احیاکننده فراهم می‌آورد تا ذهن و بدن شما به هماهنگی و آرامش دست یابند. ✍️ناسیالطفی #فرکانس #مدیتیشن #ناسیالطفی #کنترل_ذهن www.nasialotfi.com

🌸 رها کردن، هنر اعتماد به جریان زندگی است. وقتی رها می‌کنی، انرژی‌هایت آزاد می‌شوند؛ اما اصرار، چسبندگی و پافشاری از روی ترس، ارتعاش تو را سنگین کرده و انرژی‌های منفی را افزایش می‌دهد. رهایی یعنی انتخاب آرامش به‌جای کنترل. 🌸 اگر نمی‌توانی رویدادهای بیرونی را تغییر دهی، همیشه می‌توانی نگاهت را تغییر دهی. تغییر دیدگاه، قدرتمندترین اهرم تحول در زندگی است؛ زیرا با تغییر درون، جهان بیرون ناگزیر هم‌راستا می‌شود. 🌸 از قوانین بنیادین جذب این است که پس از شناخت رویاها، باید برایشان فضا بسازی. باورهای محدودکننده، ترس‌ها و وابستگی‌ها را کنار بزن تا کائنات بداند کجا و چگونه خواسته‌ات را وارد زندگی‌ات کند. 🌸 اقدام آگاهانه را با رهاسازی عاشقانه همراه کن. آنچه لازم است انجام بده، اما نتیجه را به جهان بسپار. وقتی رها می‌کنی، خواسته‌ات سبک می‌شود، وارد چرخه‌ی هوشمند انرژی کائنات می‌گردد و در زمان و شکلی هماهنگ‌تر، پربارتر و زیباتر به سوی تو بازمی‌گردد و در زندگی‌ات متجلی می‌شود. ✨ به یاد داشته باش: رهایی، نه انصراف است و نه بی‌عملی؛ رهایی یعنی اعتماد عمیق به اینکه جهان هستی، هم‌پیمان رویای توست. https://t.me/partoaramesh

امروز شنبه است... 🌿 ✍ هفته‌ای تازه آغاز شده و فرصتی دوباره پیش روی ماست؛ فرصتی برای آنکه کمی آگاهانه‌تر زندگی کنیم و ذهنمان را مهربان‌تر مدیریت کنیم. پیشنهادی برای این هفته: هر شب، پیش از خواب، با توجه به پرسش زیر، به خودت نمره‌ای بین صفر تا بیست بده و آن را یادداشت کن. در پایان هفته، معدل نمره‌هایت را حساب کن. امروز، هر زمان که ناراحتی‌ها، ناکامی‌ها یا خاطرات تلخ گذشته ــ دور یا نزدیک ــ به ذهنم آمد، چقدر توانستم اجازه ندهم مرا با خود ببرد؟ چقدر توانستم آنها را جدی نگیرم، با نشخوار ذهنی به آنها پر و بال ندهم و آرامش امروز خود را قربانی دیروز نکنم؟ در چنین لحظه‌هایی، این جملات را با خودم مرور می‌کنم: «امروزت را با یادآوری سختی‌های دیروز خراب نکن. مرور مداوم تلخی‌های گذشته، نه‌تنها دردی را درمان نمی‌کند، بلکه آن را عمیق‌تر می‌کند. این خاطره‌ها هیچ مشکلی از امروزت را حل نخواهند کرد؛ برعکس، با درگیر کردن ذهن و غمگین کردن دلت، توانایی تو را برای یافتن راه‌حل‌های امروز کاهش می‌دهند. این فکرها ممکن است به ذهنت بیایند؛ طبیعی است. اما لازم نیست مهمان دائمی ذهنت باشند. افکار می‌آیند، می‌مانند و نهایتا می‌روند. بگذار بیایند و بگذرند... و تو، آرام و آگاه، به زندگی و کار امروزت ادامه بده.» ما همیشه اختیار نداریم که چه فکری وارد ذهنمان شود؛ اما می‌توانیم انتخاب کنیم که به کدام فکر اجازه ماندن بدهیم. بیایید این هفته، به جای زندگی در سایه‌ی دیروز، سهم بیشتری از ذهن و دلمان را به امروز اختصاص دهیم. شاید بزرگ‌ترین نشانه‌ی بلوغ روانی، این نباشد که گذشته را فراموش کنیم؛ بلکه این باشد که دیگر اجازه ندهیم گذشته، امروزمان را مدیریت کند. شنبه‌تان سرشار از آرامش، حضور و امید... 🌱 https://t.me/partoaramesh

جایی که بلوغ واقعی شروع می‌شود ‌ یک روزی آدم می‌فهمد کسی قرار نیست بیاید و همه زخم‌هایش را درمان کند یا زندگی‌اش را بسازد. این فهمیدن در ابتدا تلخ است، اما در دلش آزادی بزرگی وجود دارد. ‌ آزادی از انتظار برای نجات‌دهنده. آزادی از اینکه گذشته تا ابد آینده را تعیین کند. ‌ آلبرت الیس می‌گفت: «بهترین سال‌های زندگی زمانی شروع می‌شود که مسئولیت مشکلاتت را می‌پذیری.» ‌ بلوغ یعنی گذشته را بفهمیم، احساسات را ببینیم، اما اجازه ندهیم آن‌ها فرمان زندگی را در دست بگیرند. ‌ و همه این مسیر از یک مهارت ساده شروع می‌شود: خودآگاهی. ‌ یعنی لحظه‌ای از خودت بپرسی: الان کدام بخش من پشت فرمان است⁉️ ترس، زخم، سرزنش… یا آگاهی⁉️ https://t.me/partoaramesh

💎همیشه یادت باشه که تو ... یادت باشه که تو آب هستی گریه کن ، پاکسازی کن ، جاری باش ، رها کن یادت باشه که تو باد هستی ناظر باش ، نفس بکش ، متمرکز باش ، تصمیم بگیر یادت باشه که تو خاک هستی ریشه کن ، ببخش ، بساز ، شفا بده یادت باشه که تو آتش هستی گرم باش ، رام کن ، خو بگیر ، شعله ور باش یادت باشه که تو آگاهی هستی اتصال بگیر ، گوش کن ، بدان ، آرام بگیر https://t.me/partoaramesh

گاهی فکر می‌کنم آدم‌های آرام، عاقل و شریف، کم نشده‌اند؛ فقط کم‌کم از هیاهوی دنیا فاصله گرفته‌اند. ما آن‌قدر به صداهای بلند عادت کرده‌ایم که نجابت را نمی‌شنویم، آن‌قدر درگیر رفتارهای افراطی شده‌ایم که تعادل به چشممان نمی‌آید. عجیب است... بعضی وقت‌ها کسی که آرامش می‌دهد را نادیده می‌گیریم، اما برای کسی که ذهن و دل‌مان را به آشوب می‌کشد، ساعت‌ها فکر می‌کنیم. گاهی بی‌توجهی را با ارزشمندی اشتباه می‌گیریم، سختی را با عمق، و زورگویی را با اقتدار. شاید مسئله این نباشد که آدم‌های خوب کم شده‌اند، شاید مسئله این است که نگاه ما به ارزش‌ها، جایی در مسیر، تغییر کرده است. و تا وقتی زخمی شدن را نشانه‌ی عشق، رنج کشیدن را نشانه‌ی اهمیت، و آشفتگی را نشانه‌ی هیجان بدانیم، آرامش از کنارمان عبور می‌کند؛ بی‌صدا... درست همان‌طور که بسیاری از آدم‌های ارزشمند زندگی‌مان عبور کردند. https://t.me/partoaramesh

سال‌ها طول می‌کشد تا انسان بفهمد بیشترین انرژیِ زندگی‌اش را صرفِ قوی بودن نکرده است. صرفِ پنهان کردن کرده است. پنهان کردنِ ترس. اندوه. نیاز. تردید. و آن بخش‌هایی از خودش که گمان می‌کرد اگر دیده شوند، دوست‌داشتنی نخواهند بود. کم‌کم این پنهان کردن، به عادت تبدیل می‌شود. آن‌قدر عادی که حتی خودمان هم دیگر نمی‌دانیم زیرِ این همه نقش، چه کسی زندگی می‌کند. شاید برای همین است که گاهی در سکوتِ یک شب، یا در پایانِ یک روزِ طولانی، ناگهان احساس می‌کنیم از خودمان دور شده‌ایم. نه چون تغییر کرده‌ایم. چون مدت‌هاست اجازه نداده‌ایم خودمان دیده شویم. حتی برای خودمان. شاید آسیب‌پذیری، بیش از آنکه آشکار کردنِ خود برای دیگری باشد، دست برنداشتن از خود در لحظه‌های دشوار است. اینکه بتوانی بنشینی کنارِ ترسی که در سینه‌ات موج می‌زند. اندوهی که نامی ندارد. اشتیاقی که سال‌ها خاموشش کرده‌ای. بی‌آنکه عجله کنی آن را اصلاح کنی، توجیه کنی یا از آن فرار کنی. شاید از همان‌جا آرام‌آرام چیزی تغییر می‌کند. چون انسان، وقتی دست از جنگیدن با تجربه‌ی خودش برمی‌دارد، برای اولین بار فرصت می‌کند آن را بشناسد. و شاید شجاعت، همین باشد. اینکه همیشه زره بر تن نداشته باشی. اینکه گاهی زندگی را با پوستِ تن لمس کنی. با همه‌ی شکنندگی‌اش. با همه‌ی ندانستنش. با همه‌ی انسان بودنش. https://t.me/partoaramesh

سلام صبحتون شاد عاقبتتون آباد،✋☀️🌸🌻💖 احساس و اندیشه ی عالی صاحبش را تا عرش بالا می برد پس شاد وپر انرژی شروع کنیم یک صبح دیگه رو👏👏👏👏😍❤❤ #روانشناسی_یوگا #ذهن_آگاهی #توسعه_فردی ‌ https://ble.ir/selfpsychology @yogatanasob

سلام صبحتون شاد عاقبتتون آباد،✋☀️🌸🌻💖 احساس و اندیشه ی عالی صاحبش را تا عرش بالا می برد پس شاد وپر انرژی شروع کنیم یک صبح دیگه رو👏👏👏👏😍❤❤ #روانشناسی_یوگا #ذهن_آگاهی #توسعه_فردی ‌ https://ble.ir/selfpsychology @yogatanasob

این شکلِ دنیاست… 🌏 اگه به کسی خوبی کنی، هیچ تضمینی نیست که خوبیت به خودت برگرده. اگه گرگی رو گاز نگیری، دلیل نمی‌شه اون گرگ دندون‌هاشو جمع کنه. بعضی آدما این‌طوری‌ان… خوبی‌هات رو نمی‌بینن، یا اگه هم ببینن، قایمش می‌کنن. ولی بدی‌هات؟ اگه حتی نباشه، می‌سازنش. بزرگش می‌کنن. داد می‌زنن. و بعد، با خیال راحت قضاوتت می‌کنن. بعضی‌ها نه با تو زندگی می‌کنن، نه با راهت، فقط حواسشون به توئه… به پیشرفتت، به لبخندت، به هر قدمی که جلوتر می‌ری. اسمشو هر چی می‌خوای بذار، حسادت، عقده، ناتوانی… مهم اینه که از جنسِ تو نیست. و تو قرار نیست برای ثابت کردن خوبی‌ات خودتو تکه‌تکه کنی. قرار نیست برای هر نیش توضیح بدی، یا برای هر تهمت عذرخواهی کنی. من از خدا فقط یه چیز می‌خوام: خودش مراقب دلامون باشه… و ما رو از آدم‌هایی که بلد نیستن خوبی رو بفهمن، آروم‌آروم دور کنه https://t.me/partoaramesh

«بلوغ یعنی دست کشیدن از این امید که گذشته می‌توانست متفاوت باشد.» — اروین یالوم بعضی از خستگی‌های ما از آنچه بر ما گذشته نمی‌آیند. از جنگیدن با آن می‌آیند. از گفت‌وگویی که سال‌ها در سکوت ادامه پیدا می‌کند: «کاش آن اتفاق نمی‌افتاد...» «کاش جور دیگری انتخاب کرده بودم...» «کاش او می‌ماند...» و شاید دشوارترین بخشِ ماجرا این باشد که بخشی از ما هنوز امیدوار است. امیدوار است گذشته روزی تغییر کند. امیدوار است آن فقدان جبران شود. امیدوار است آن زخم، هرگز رخ نداده باشد. اما زندگی، به عقب باز نمی‌گردد. و بلوغ شاید از جایی آغاز می‌شود که آرام‌آرام می‌پذیریم: این اتفاق افتاده است. نه اینکه عادلانه بوده. نه اینکه دردناک نبوده. نه اینکه نباید برایش سوگواری کرد. فقط اینکه رخ داده است. و از آن لحظه، پرسش دیگری متولد می‌شود: با این زندگی که اکنون در دست من است، چه می‌خواهم بکنم؟ شاید آزادی، در فراموش کردنِ گذشته نباشد. در این باشد که دیگر تمامِ نیروی زندگی‌مان را صرفِ تغییر دادنِ چیزی نکنیم که تغییر نخواهد کرد. https://t.me/partoaramesh

بعضی زخم‌ها دردناک‌ترین بخشِ زندگی ما نیستند. دردناک‌تر از زخم، لحظه‌ای است که آرام‌آرام خودمان را با آن زخم اشتباه می‌گیریم. وقتی یک فقدان، تبدیل به هویت می‌شود. وقتی یک طردشدگی، تبدیل به تعریفی از خود می‌شود. وقتی یک شکست، سال‌ها بعد هنوز از زبان ما می‌گوید: «تو همان کسی هستی که آن روز کافی نبود.» شاید به همین دلیل است که گذشته، هرگز واقعاً گذشته نیست. گذشته در حافظه‌ی ما زندگی نمی‌کند. در نگاه ما زندگی می‌کند. در انتخاب‌های ما. در ترس‌هایی که نمی‌توانیم توضیحشان دهیم. در نزدیکی‌هایی که از آن‌ها عقب می‌کشیم. در آرزوهایی که جرئت نزدیک شدن به آن‌ها را نداریم. گاهی فکر می‌کنیم مسئله این است که چه بر سر ما آمده. اما بسیاری از اوقات، مسئله این است که آن اتفاق در سکوتِ سال‌ها، به چه معنایی تبدیل شده است. کودکی که دیده نشده، فقط کودکیِ دیده‌نشده نیست. ممکن است سال‌ها بعد به انسانی تبدیل شود که هر جا می‌رود به دنبال دیده شدن است. کودکی که طرد شده، فقط خاطره‌ای از طردشدگی را حمل نمی‌کند. ممکن است جهانی را حمل کند که در آن، همیشه احتمالِ کنار گذاشته شدن وجود دارد. ما فقط خاطرات گذشته را حمل نمی‌کنیم. جهانی را حمل می‌کنیم که آن خاطرات درون ما ساخته‌اند. و شاید خودکاوی، بیش از آنکه به یاد آوردنِ گذشته باشد، دیدنِ همین جهانِ پنهان است. دیدنِ عینکی که سال‌هاست از پشت آن به زندگی نگاه می‌کنیم بی‌آنکه متوجه حضورش باشیم. اما دیدن، پایانِ مسیر نیست. نقطه‌ای فرا می‌رسد که انسان باید از خودش بپرسد: اگر تمامِ این‌ها حقیقت داشته باشد، اگر همه‌ی این زخم‌ها، این فقدان‌ها، این ترس‌ها، واقعاً بخشی از زندگی من باشند، آیا هنوز چیزی در من هست که از آن‌ها بزرگ‌تر باشد؟ شاید این همان پرسشی باشد که هر انسان، دیر یا زود، در برابر آن قرار می‌گیرد. پرسشِ آفرینش. پرسشِ اینکه: با همه‌ی آنچه بر من گذشته، اکنون چگونه می‌خواهم زندگی کنم؟ نه برای پاک کردن گذشته. نه برای جبران آن. بلکه برای اینکه زندگی، فقط تکرارِ گذشته نباشد. برای اینکه چیزی تازه، هرچند کوچک، در این لحظه متولد شود. شاید بلوغ، همین باشد. اینکه روزی بفهمیم ما فقط حاصلِ آنچه بر ما گذشته نیستیم. ما جایی هستیم که گذشته و امکانِ آینده در سکوتِ یک لحظه به هم می‌رسند. https://t.me/partoaramesh

‏در شرایط امروز ما فقط به این خاطر که تونستی ‏زیر این همه فشار دوام بیاری ‏باید به خودت افتخار کنی… ‏و برای افتخار کردن به خودت ‏لازم نیست کار خاصی انجام بدی ‏بلکه لازمه تا قدر قدم‌های خودتو بدونی قدم‌هایی که با درد و رنج و اضطراب برداشتی .•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• پرتو ارامش قدردان حضور نفر به نفرتان بوده وهست وتمام تلاشش فراهم کردن فضایی که در آن احساس امنیت ،دوستی وصمیمت کنید 🌱🌱 https://t.me/partoaramesh