شعر و متن "سپیدار"
Open in Telegram
1 912
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-2230 days
Posts Archive
1 912
✧ ✧ ✧
اسرار غمش گفتم در سینه نگه دارم
رسوای جهانم کرد این رنگ پریدن ها
#حضرت_مـــولانـــا
──═🍃 ═──
شعر سپیدار
@sher_sepidar
1 912
Repost from شعر و متن "سپیدار"
دوست داشتنت
بذر كوچكي است در دلم
كه صبح ها
چند شاخه اش
با هواي عشق تو
شكوفه مي دهند...
#شبنم_نادری🕊
🍃❣️🕊️❣️🕊️🍃
.•°``°•.¸.•°``°•.
❣️@sher_sepidar❣️
•.¸ خیال یار ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ ♥️
1 912
🔻آخرين ساعات و لحظاتِ پاييز است🍂
امشب بلندترين
شبِ سال را جشن ميگيريم🎉
جشنى سراسر عشق
فقط براى يک دقيقه بلندىِ شب💫
🔺آرى زندگى آنقدر كوتاهست كه
يک دقيقه بيشتر با هم بودن
جشن و سرور دارد❤️
💞یلدا مبارک💕
@sher_sepidar
1 912
برگردان تصنیف « دل شیدا»
#محمدرضا_شجریان
شعر و آهنگ #علیاکبر_شیدا
آلبوم رسوای دل
گروه #آوا
از غم عشقت، دل شیدا شکست
شیشهی می در شب یلدا شکست...
1 912
دو قدم مانده ،
که پاییز به یغما برود ،
این همه رنگ ِقشنگ ،
ازکف ِدنیا برود ..!
هر که معشوقه برانگیخت ،
گوارایش باد ،
دل ِتنها به چه شوقی ،
پی ِ یلدا برود ..؟
🍁یغما گلرویی
🍂🌻
@sher_sepidar
1 912
Repost from شعر و متن "سپیدار"
❄️
بخوان به نام زمستان
بخوان به نام بهار
بخوان به سرخی آن دل،
که گشته رنگ انار
بخوان نگاه مرا از کتاب چشمانم ،
که بی قرار شده از
برای هر چه قرار...
شبی که وعده ی یک بوسه را به من دادی،
به شوق لحظه ی موعود ....
شوق آن دیدار
تمام ثانیه هایم شبیه یلدا شد
تمام روز منتظر
که ای دلدار
بیایی و بگذارم سری بر آن شانه ،
بیایی و به شکر خند بوسه ای بسیار ...
هوای فاصله هامان
چه گرم می گردد،
هوای فاصله هایی که سرد بوده و تار ...
بیا ، بیا گل من ...
گل همیشه #بهار ...
بیا و در شب #یلدا ،
سرم به دامن دار ...
#شبنم_نادری #باران
شعر سپیدار
@sher_sepidar
1 912
Repost from شعر و متن "سپیدار"
°
موی تو باشد و
شب را به درازا بکشد
وای اگر
کار من و عشق
به یلدا بکشد...
#فرامرز_عربعامری
🍃 @sher_sepidar
1 912
آی باران
امسال
جای نبودنت،
هنوز درد می کند!
پاییز،
هنوز برای باریدنت،
دست به دعایت.
هنوز منتظر است ،
تا نرفته ،
دیداری تازه کند...
آمدی،
اما چه آمدنی؛
حضورِت
بیشتر
بوی رفتن داشت.
آی باران…
این رسم عاشقی نبود
پاییز ،
بیتو
در حسرت ابدی یک عاشقی ناب می ماند.
باشد…
بهانه نمیآورم،
بغض هم نه؛
از نبودنت
گلایهای ندارم…
فقط بگو؛
برای عاشقی که
تمام امیدش
بوی باران بود
و قدمزدن
روی برگهای خیس،
چگونه
پاییز را
تعریف کنم؟
چگونه… 🍂🌧️
#شبنم_نادری #باران
شعر سپیدار
@sher_sepidar
1 912
Repost from شعر و متن "سپیدار"
🍂
برای آخرین دقایق #پاییز ...
این دقایق و ثانیه های آخری است که پاییز دارد با چمدانی از برگ های خشک و رنگ رنگ می رود .
اما برای من
چه فرق می کند که فصل هایم پاییز باشد یا زمستان .
برگ باشد ،
رنگ باشد ،
خاطره باشد ،
یک فنجان چای داغ دارچینی هم باشد ،
یک کتاب داستان هم باشد ،
یک نیمکت هم باشد در حوالی خانه ،
یک هوای بارانی هم باشد ،
یک دفتر و قلم هم باشد برای گاهی که حس شعر در وجودم فوران میکند و میخواهد مرا شاعر کند .
خب ...
همین ها باشد کافی است .
پاییز و زمستانش هم فرقی ندارد .حتی تابستان با آن هرم گرمایش ، وسط مرداد ماه هم که باشد میتوان حس و حال هوای پاییزی داشت .
پاییز هم که باشد واویی که باید باشد ،باشد ،
درخت گیلاس هم می تواند شکوفه دهد . تابستان هم که باشد و اویی که باید باشد باشد انار هم می تواند دانه دانه شود روی دل ها و بریزد در کاسه ی خاطرات و پنجره ی اتاق باز شود در هوای اویی که هست .
..
اویی که باید باشد .
.
یادم باشد مهر سال بعد که آمد از هر برگی که با هر رنگی فرو می افتد بردارم و لای دفتر خاطراتم بگذارم تا وقتی پاییز می رود نشانی از او برای اوقات دلتنگی ام داشته باشم .
.
پاییز #دلگیر نیست ، دلم گیر #پاییز است ...
#شبنم_نادری #باران
@shabnamnadery
@sher_sepidar
1 912
Repost from شعر و متن "سپیدار"
برف نگرانم نمیکند
حصارِ یخ رنجم نمیدهد
زیرا پایداری میکنم
گاهی با شعر و
گاهی با عشق
که برای گرم شدن
وسیلهی دیگری نیست
جز آنکه دوستت بدارم
یا برایت عاشقانه بسرایم.
#نزار_قبانی
ترجمه:موسی بیدج
شعر سپیدار
@sher_sepidar
1 912
یک شب بخیرحال مرا خوب می کند
آن را بگو و نسخه ی من را تمام کن.
#فاطمه_دشتی
شعر سپیدار
@sher_sepidar
1 912
گاهی جهان
از میان انگشتها میگذرد
در لمس رگهای کلمه
و حضوری آرام
که بر پلک سکوت میلغزد
نفسی که از خطوط میروید
احساس واژههاست
هنگامیکه چشمها
راه میروند
#مجید_رفیع_زاد
شعر سپیدار
@sher_sepidar
1 912
باران!
با من از لذت سفری بگو که بی من رفتی؛
از جادهای که عطر خاکِ خیس،
در پیچوخمهایش
نام مرا زمزمه میکرد و تو نشنیدی…
از پرواز پرندهای بگو
که در اوج ابرها دیدی؛
پرندهای که سایهاش
روی شانههای باد افتاده بود
و خیال میکردی شاید منم
که خودم را به آسمانت رساندهام.
از نوازش نور بر تن ابر بگو،
وقتی خورشید
مثل عاشقی بیقرار
به آهستگی بند بندِ آسمان را میبوسید.
از نسیم بگو
که بر شاخسار خشکیده وزید
و در دل آن تنهی فراموششده
خواب هزار جوانه بیدار شد.
از لحظهای بگو
که به جای باریدن بر سر زمین،
بر جان خستهی یک گمشده در کویر باریدی؛
کسی که سالها
با زبان ترکخوردهی روحش
نامت را
از میان شنها صدا میزد.
باران!
بگو،
دریا چرا بیقرار بود؟
آن موجهای متلاطم
بر کشتی کدام ناخدا میخورد؟
بر دلی که سکانش
میان طوفانِ نبودنت میلرزید؟
بگو!
در میان آن اقیانوس بیپایان،
کدام غروبِ چشمنواز
رنجِ سالها تنهایی را از تو گرفت؟
غروبی که رنگهایش
در آب میریخت
و مثل معجزهای بینام
دستانت را گرم کرد؟
نمیدانم چرا بیتابم…
بیتابِ تو!
که نیستی،
که نمیباری،
که دلتنگی مرا
از این گسترهی نبودنت نمیبینی…
باران!
بگو
کدام آسمان،
کدام ابر،
کدام زمین،
کدام جنگل،
من را بیشتر از تو میخواهد؟
من تشنهترینم به تو،
و تو دورترینی به من.
دلتنگترینم،
و تو خاموشترینی…
#شبنم_نادری
#باران
#پاییز_باران_ندیده
١۴٠۴
#وقتی_که_شاعر_بودم
شعر سپیدار
@sher_sepidar
1 912
از من مخواه
عاشقانه بگویم .
عشق سرانجام قصه کسی است
که
در خشک ترین پاییز،
چتر برمی دارد
و می داند
#پاییز تمام نشده،
با زمزمه ی بهاری که در راه است ، غرق در
شکوفه می شود .
از من مخواه
عاشقانه بنویسم .
بخوانم ،
برقصم .
من بهارهای زیادی را
#پاییز بوده ام .
1 912
دستم به دامنت
کاری بکن ...
چیزی بگو
بارانی شو ،
یا نسیم دلنوازی
یا بوی عطر مست کننده ای
در هجوم وحشی پاییز،
بر این زمین خشک ،
رحمی نما
جان چه می داند ، در کدام صفحه تقویم
باید شکوفه زند
تو لب تر کن که کجا،
من بهار را پیشاپیش
به زانو درمیآورم.
تا به پای بودنت
زمین گیر شود ...
دستم به دامنت
این حجم از تنها گذاشتنم،
بر من روا نیست !
به این پاییزِ ِخشکیده ی
باران ندیده ،
آیا دل رحمی روا نیست !
دیدارت
کی میّسر می شود ،
بهار من !
#شبنم_نادری
#باران
#پاییز_باران_ندیده
١۴٠۴
شعر سپیدار
@sher_sepidar
1 912
Repost from شبنم نادری|ذهن و زندگی🌱
.
تـــو
اشــاره کن ،
بــا سرانگشتـان عزیزت ،
کــه از این جهان پر از عشق .
چقدر نصیب می خواهے ؟
مـن بـــا اشــارت تـو ،
هستے را
به عاشقے وا مے دارم .
امـــا خوش انـــصاف ...
وقتے نمی خواهے عاشـــقی کنے ،
گــــرد و غبار نشــسته بـــر طاقچه و ،
تـرک شیشه و ،
پنچــری مـاشین و ،
هواے آلـــوده و ،
تــرافیک و
خشکسالے دریــاچه ارومیـه و
تـوافق هسته اے را ...
طومار نکن. ..
.. من باقطره ی شبنمی
که از نگاه تو
بر من بیفتد
سبز می شوم .
نمے خواهد
بــااارااان را
بـــهانه کنے
#شبنم_نادری #باران
👇👇👇👇👇
═════════
لذت زندگی آگاهانه
↳ @shabnamnadery
1 912
«هر آدمی در جان خودش،
یک کویر دارد که باید از آن عبور کند.»
📗 رمان «روزگار سپریشدهٔ مردم سالخورده»
✍ محمود دولت آبادی
1 912
Repost from شبنم نادری|ذهن و زندگی🌱
❄️
باران
دموکرات ترین عاشق دنیاست .
برایش فرقی ندارد
می بارد ،
از آسمان
حتی در دل کویر.
نوازش گر خوبی است ،
تمام برگها را ،
زمین ها را
دشت ها را ،
سقف خانه ها را ...
دل تو را
دست می کشد و
حس می کند.
باران
دموکرات ترین
عاشقی است که
از خودش
هیچ نشانه ای
از بوسه
بر روی پیشانی کسی
نمی گذارد،
اما حلاوت آمدنش
مذاق هر کویر زده ای را
سیراب می کند.
#شبنم_نادری #باران
@shabnamnadery
