en
Feedback
کلیدر

کلیدر

Open in Telegram

کتاب و کتابخوانی admin: t.me/klidarbook instagram.com/instaklidar website: www.klidar.ir

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 651
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+330 days
Posts Archive
📗 #چالش 📕 📙 #بهترین_کتاب_1400 📘 —«بهترین کتابی که در سال 1400 خواندم»— 🔸برامون بنویسین بهترین کتابی که در سال 1400 مطالع
📗 #چالش 📕 📙 #بهترین_کتاب_1400 📘 —«بهترین کتابی که در سال 1400 خواندم»— 🔸برامون بنویسین بهترین کتابی که در سال 1400 مطالعه کردین چه کتابی بوده و چرا به‌عنوان «بهترین کتاب» انتخابش می‌کنین. یه معرفی کوتاه هم از این کتاب برامون بفرستین. ✅ معرفی باید به‌طور کامل از خودتون باشه و از جایی گرفته نشده باشه. ✅ بخش کوتاهی از معرفی می‌تونه سطرهای برگزیده‌ی شما از کتاب باشه. ✅مشخصات کامل و تصویر کتاب رو هم برامون بفرستین. اگه خودتونم با کتاب عکس گرفتین که چه بهتر.🙂 🔆بعد از قرعه‌کشی 3 برنده داریم: 👈نفری 100هزارتومان خرید کتاب از کلبه کتاب کلیدر. تا پایان سال 1400 فرصت دارین نوشته‌هاتونو برامون بفرستین. گروه سنی خاصی برای کتاب یا معرفی‌کننده نداریم. نوشته‌های شما به‌مرور در کانال، اینستا و وبسایت کلیدر منتشر میشه. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام instaklidar تلگرام و واتساپ: 09157070380 🎲قرعه‌کشی اول فروردین 1401 🔹برای اینکه نفرات بیشتری شرکت کنن و کتاب‌های بیشتری معرفی بشه لطفا این مطلب رو به اشتراک بذارین.🔹 سپاس، #کلبه_کتاب_کلیدر www.klidar.ir

نورا در #کتابخانه_نیمه‌شب، فهرستی از حسرت‌هاشو ردیف می‌کنه. بیاین بعضیاشو با هم بخونیم شاید با ما هم مشترک باشه: پشیمونم که ورزش نکردم، پشیمونم که تلاش بیشتری برای نجات محیط زیست نکردم، پشیمونم که نرفتم استرالیا، پشیمونم که وقتی جوون‌تر بودم بیشتر خوش نگذروندم، پشیمونم که توی دانشگاه به جای فلسفه، زمین‌شناسی خوندم، پشیمونم که یاد نگرفتم چطور آدم شادتری باشم، پشیمونم که این‌قدر احساس گناهکاری کردم، پشیمونم که ازدواج نکردم، پشیمونم که کارشناسی ارشد نخوندم، پشیمونم که به لندن اسباب‌کشی کردم، پشیمونم که نوشتن رمانی رو که توی دانشگاه شروع کردم به پایان نرسوندم، پشیمونم که وارد شغلی بدون آینده شدم، پشیمونم که خواهر بهتری نبودم، پشیمونم که بعد از دانشگاه، یک سال رو صرف تفریح نکردم، پشیمونم که اون‌قدر با بابا بحث و دعوا کردم، پشیمونم که قبل از مرگ‌ پدرم بهش نگفتم دوستش دارم، پشیمونم که سرمایه مالی‌م رو درست مدیریت نکردم، پشیمونم که توی روستا زندگی نکردم... ص۵۲

"کتابخانه نیمه‌شب" از اون کتاباست که به‌مرور جای خودش رو باز کرد و یکی از پرفروش‌ها شد. "نورا"، قهرمان این داستان وارد کتابخو
"کتابخانه نیمه‌شب" از اون کتاباست که به‌مرور جای خودش رو باز کرد و یکی از پرفروش‌ها شد. "نورا"، قهرمان این داستان وارد کتابخونه‌ای میشه که با هر کتاب، می‌تونه برگرده و زندگی تازه‌ای رو تجربه کنه. او در آغاز، فهرستی از "حسرت‌ها"ی زندگیش رو پیش چشم میاره. حسرت‌هایی که شاید ما هم توی زندگی‌مون داریم. و از همین‌جاست که با قهرمان داستان احساس همدلی و همدردی می‌کنیم و می‌ریم که باهاش "کتابخانه نیمه‌شب" رو زندگی کنیم و شاید نگاهی تازه به زندگی، احساسات، رنج‌ها و حسرت‌های خودمون داشته باشیم. "کلبه‌کتاب‌کلیدر" در صفحه اینستاگرام ما، برامون کامنت بذارین و از این کتاب بگین. از قسمت‌های قشنگش و از حس و حالی که با خوندن این کتاب داشتین. در طول این ماه، نظرات شما رو استوری می‌کنیم و توی وبسایت کلیدر منتشر می‌کنیم. در پایان ماه هم‌ بعد از قرعه‌کشی، به تعدادی از کامنت‌های شما یک جلد کتاب دیگه از همین نویسنده هدیه می‌دیم. با ما همراه باشین...🙏🙂 #کتابخانه_نیمه‌شب #مت_هیگ #محمدصالح_نورانی‌زاده #نشر_کوله‌پشتی https://www.instagram.com/instaklidar/p/CY_ve5AI4gG/

#کتاب_ماه_دی #کلبه‌کتاب‌کلیدر 📗 #آقادار ✅ انتخاب: #مصطفی_بیان instagram.com/mostafa_bayan_63 🔹 داستانِ «آقادار»، داستانِ دِهی است دور افتاده به اندازه‌ی یک کفِ دست. در این دِه امامزاده‌ای وجود دارد و پیرمردی اهلِ خدا و پیغمبر؛ که نماز و احکامش همیشه پابرجاست. او را مُلاسلیمان صدا می‌کنند. نه آن سلیمان نبی که خَدم و حشم و یا قالی و قصر داشت؛ سلیمانِ قصه‌ی آقادار فقط، زنی زیبا و جوان به نام جواهر داشت. 🔸 گویا مُلا، یک روز از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند که جواهر در خانه نیست. هیچ‌کس نمی‌داند جواهر کجاست؟ حرف و حدیث پشت سرِ جواهر درمی‌آورند. شایعات عجیب و غریب. یکی می‌گفت بچه‌ی شهر بود، عادت نکرد به زندگی در دِه، فرار کرد. یکی دیگر می‌گفت مُلا از خانه بیرونش کرده بود. و برخی می‌گفتند مُلا بهش شک کرده بود و آخر کُشتش. خدا می‌داند کدام حرف درست است. اما همه‌ی اهالی دِه می‌دانند که جواهر و مُلا، عاشق همدیگر بودند. 🔹 این دختر زیبا و با اصالت و بزرگ شده‌ی شهر، یک دل نه صددل عاشق مردی خیلی بزرگ‌تر از خودش شد. به بهانه دیدنِ مُلا، درخواست کرد قرآن بیاموزد. مُلا پذیرفت. اما جواهر نمی‌خواست قرآن بیاموزد. او عاشقِ مرد باخدا شده بود. 🔸 جواهر، زلیخای قصه‌ی یوسفِ نبی نبود. او از شهر آمده بود و نزد عمویش، شاپورخان، بزرگِ دِه زندگی می‌کرد. شاپورخان، آدمِ افتاده و با خدایی بود و به سلیمان ارادت خاصی داشت. بالاخره جواهرِ نوجوان با سلیمانِ چهل‌وهفت ساله ازدواج می‌کند. 🔹 سلیمان به دلیل اختلاف سن زیاد، بلد نبود چگونه با همسرِ نوجوانش برخورد کند. طوری برخورد می‌کرد که جواهر تصور می‌کرد در کلاسِ درس سلیمان است و او درس احکام و اصول‌دین می‌دهد. جواهر از جملات همسرش سر در نمی‌آورد. به رفتار سلیمان معترض بود و سلیمان از پاسخ دادن به سوالات جواهر طفره می‌رفت. 🔸 حالا چرا عنوانِ رمان «آقادار» است؟ #دار به زبان محلی یعنی درخت. این درخت ازبین‌برنده گناهان است. به آن دخیل می‌بندند و نذر می‌کنند. بعضی‌ها قفل و زنجیر و بعضی‌ها میخ و بعضی‌ها روبانی سبز از شاخه‌اش آویزان می‌کنند. نزدیکی این درخت به امامزاده باعث تقدسش شده بود. خیلی‌ها از این درخت حاجت گرفته بودند. گویا با مرور زمان، امامزاده در نزد اهالی دِه فراموش شده و برعکس درخت مایه برکت روستا شده بود! اما انگشت‌شماری مانند استوار محسنی به آقادار اعتقاد نداشتند. می‌گفتند: بت پرستی است! به همین دلیل مردم دِه از افرادی مانند استوار محسنی بیزار می‌شدند و از او دوری می‌جُستند. می‌گفتند: «دیدنِ استوار کفاره دارد. روزِ آدم را خراب می کند.» 🔹 داستانِ «آقادار» داستان #جهل و #خرافه‌_پرستی است. خیلی‌ها از حضرت درخت حاجت می‌گرفتند و خیلی‌ها هم نه. اما این از احترام آقادار در میان مردمِ دِه کم نمی‌کرد. 🔹 «آقادار» دومین کتابی است که از #مریم_سمیع‌زادگان می‌خوانم. تابستان امسال، چاپ دوم این کتاب توسط #کتابسرای_تندیس منتشر شد. کتاب ۱۹۹ صفحه است. شاید نیمه اول رمان برای خواننده کسل کننده باشد اما توصیه می‌کنم رمان را رها نکنید. داستان از زمانی شروع می‌شود که داستانِ گُم شدنِ جواهر برای خواننده معما می‌شود. از گفت‌وگوهای اهالی دِه متوجه می‌شوید که رازی در قصه‌ی زندگی مُلاسلیمان نهفته است و این باعث می‌شود داستان را نیمه رها نکنید. پایان داستان، آنگونه‌ای که تصور می‌کنید؛ رُخ نمی‌دهد. نویسنده، خواننده را غافلگیر می‌کند. رازی که می‌تواند به مضمون داستان کمک کند. 🔸آقادار، #مریم_سمیع‌زادگان، #نشر_تندیس www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar ا📗📙📘 یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام: instaklidar تلگرام: t.me/klidarbook واتساپ: 09157070380

#کتاب_ماه_دی #کلبه‌کتاب‌کلیدر 📕#عصیان ✅ انتخاب: #فاطمه_سلیمانی عصیان از دگرگونی ناگهانی باورها میگه... اول کتاب کمی ساده و خطی شروع میشه ولی کم‌کم به اوج میرسه و حتی میشه تو یک روز بدون کنار گذاشتن تمومش کنی. داستان در مورد مردی هست که به تازگی از جنگ برگشته و یک پای خودش رو از دست داده، با یک مدال افتخار و آکاردئون و مجوزی از سمت دولت قراره در شهر بنوازه و از این طریق امرار معاش کنه... آندریاس باوری مطلق به دولت، قانون و عدالت داره و تمام کسانی که بر خلاف اینها باشن رو کافر میدونه، تو این کتاب قراره شاهد چگونگی تغییر این باورها باشیم. تمام ویژگی های کتاب رو دوست داشتم به جز پایانش، به نظرم خیلی کم به عصیان و دگرگونی آندریاس پرداخته شد اما خب باز هم می‌تونم بهش ۵ امتیاز کامل رو بدم چون هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتونم در طول ۲۰۰ صفحه با شخصیتی که هیچ‌جوره تو دنیای واقعی نمی‌تونم باهاش کنار بیام اخت بشم و براش دل بسوزونم. موضوع کتاب بین کتابهای جنگی برای من ناب و جالب بود. و در آخر باید بگم این کتاب به اونایی که شدیدا به بعضی چیزا معتقدن و به نوعی تعصب دارن پیشنهاد میشه. ▪️عصیان، #یوزف_روت، #سینا_درویش_عمران، #کیوان_غفاری، #نشربیدگل #josephroth, #dierebellion www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar ا📗📙📘 یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام: instaklidar تلگرام: t.me/klidarbook واتساپ: 09157070380

⚠️ الان دیگه گذاشتیمش توی هایلایت‌ها با عنوان: تست کتاب‌شناسی

⁉️سطرهای آغازین چند تا کتاب رو انتخاب کردیم. حدس می‌زنین مربوط به کدوم کتابه؟! اگه می‌خواین جواب بدین و جوابای درست رو بدونین
+7
⁉️سطرهای آغازین چند تا کتاب رو انتخاب کردیم. حدس می‌زنین مربوط به کدوم کتابه؟! اگه می‌خواین جواب بدین و جوابای درست رو بدونین سری به استوری‌های صفحه اینستاگرام ما بزنین👇👇👇 https://instagram.com/instaklidar

اگر هنوز به کانال کلیدر نیوز نپیوستین آدرسش اینجاست: https://t.me/klidarnews

📙رنگ خاموشی #نشاط_داودی 391صفحه، رقعی، شومیز چاپ چهارم 1400 قیمت: 84000تومان 📘بازگشت #نشاط_داودی 510صفحه، رقعی شومیز قیمت:
📙رنگ خاموشی #نشاط_داودی 391صفحه، رقعی، شومیز چاپ چهارم 1400 قیمت: 84000تومان 📘بازگشت #نشاط_داودی 510صفحه، رقعی شومیز قیمت: 105000تومان 📒بهار زرد #نشاط_داودی 387صفحه، رقعی شومیز قیمت: 85000تومان ✳️ هر سه کتاب بازنویسی شده و ویرایش جدید هستند. www.klidar.ir t.me/klidarNews instagram.com/instaklidar

#کتاب_ماه_مهر #کلبه‌کتاب‌کلیدر 📓 #جنگ_چهره‌ی_زنانه_ندارد ✅ انتخاب: #فاطمه_قدیریان instagram.com/fatemeh.qadirian من این ماه کتاب "جنگ چهره‌ی زنانه ندارد"، پرفروش‌ترین کتاب بلاروسی، رو خوندم. شاهکار بود، فوق‌العاده زیبا نوشته شده بود و زیباترش این بود که کل کتاب متشکل از خاطرات تلخ و شیرین زنان شوروی توی جنگ جهانی بود. به عنوان یک زن توی جامعه‌ای که همیشه گفتن "زنان از وضعیتشون می‌نالن اما عوضش به جنگ نمیرن و کشته نمیشن! "، بعد از خوندن این کتاب همزمان احساس درد و قدرت کردم. خاطراتی به شدت غم‌انگیز ولی جذاب و با روایتی هوشمندانه داشت طوری که به سختی می‌تونید کتاب رو رها کنید. ◀️ از متن کتاب: «من تمام جنگ رو لبخند می‌زدم... فکر می‌کردم تا جایی که امکان داره باید لبخند بزنم، چون زن هرجا که هست باید بدرخشه. قبل از این‌که اعزام بشیم به جبهه، یه پروفسور پیر به‌مون گفت "شما باید به هر مجروحی بگید که دوستش دارید. قوی‌ترین دارویی که شما دارید، عشقه. عشقه که آدم رو حفظ می‌کنه و نیروی لازم رو برای زنده موندن به آدم می‌بخشه." حالا یه مجروحی افتاده رو زمین، درد شدیدی داره و از درد داره گریه می‌کنه، اما تو بهش می‌گی "چیزی نیست، عزیزم، چیزی نیست خوب من..." "تو منو دوست داری، خانم پرستار؟" (اونا همه‌ی ما پرستارهای جوون رو خواهر صدا می‌زدن) "البته که دوستت دارم. تو فقط زودتر خوب شو." اونا می‌تونستن از ما دلخور بشن، فحش بدن، اما ما هرگز. حتی اگه یه کلمه‌ی بد از دهنمون درمی‌اومد، به نگهبانی تو پاسدارخونه محکوم می‌شدیم. سخت بود... البته که سخت بود... حتی سوار شدن به ماشینی که توش فقط مردها هستن و تو دامن پاته، سخت بود. کامیون‌ها شاسی بلند بودن، خب، ماشین‌های ویژه‌ی امداد پزشکی بودن. حالا ببین میتونی بپری پشت کامیون...» ورا ولادیمیروونا شوالدیشوا، سروان، جراح ▪️جنگ چهره ی زنانه ندارد، #سوتلانا_آلکساندرونا_الکسیویچ، #عبدالمجید_احمدی، #نشر_چشمه www.klidar.ir t.me/klidarNews instagram.com/instaklidar ا📗📙📘ا یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام: instaklidar تلگرام: t.me/klidarbook واتساپ: 09157070380

#کتاب_ماه_مهر #کلبه‌کتاب‌کلیدر 📘 #جزء_از_کل ✅ انتخاب: #مهناز_کمالیان یک رمان بی نظیر؛ اگه مثل من از اون آدم‌هایی هستید که زیر جملات و پاراگراف‌های قشنگ کتابی که می‌خونید، خط می‌کشید، از همون ابتدا مدادتون رو بردارید و تا پایان کتاب دست تون باشه. این کتاب یکی از موفق‌ترین آثار ادبیات استرالیا است که در مدت‌زمان کمی توانست به‌عنوان یکی از پرفروش‌ترین آثار نیویورک‌تایمز و آمازون شناخته شود. این کتاب روایت دو نسل از خانواده‌ی «دین» است که با کارهای عجیب‌وغریب و گاها جنایی و ترسناک در میان مردم کشور استرالیا شناخته شده‌اند. «مارتین دین»، «تری دین» و «جسپر دین» سه ضلع مثلث این کتاب محبوب و تأثیرگذار هستند که از زمان جنگ جهانی دوم تا اوایل قرن بیست و یکم در استرالیا، پاریس و تایلند زندگی می‌کنند. ✍️ چند پاراگراف معرکه از کتاب 🚴‍♂️ هیچ‌وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع حس بویایی‌اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما بدهد که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درسِ من؟ من آزادی‌ام را از دست دادم. 📝 وقتی این همه تلاش می کنی یک نفر را فراموش کنی، خود این تلاش تبدیل به یک خاطره می شود. بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی و خود این هم در خاطر می‌ماند. 😥 شروع کردم به فکر کردن در مورد اشک. چرا تکامل کاری با بدن انسان کرده که نتواند غمش را پنهان کند؟ آیا برای بقای گونه ما حیاتی بوده نتوانیم مالیخولیای مان را پنهان کنیم؟ چرا؟ فایده تکاملی گریستن چیست؟ برانگیختن همدلی؟... 🔹جزء از کل، #استیو_تولتز، #پیمان_خاکسار، #نشر_چشمه www.klidar.ir t.me/klidarNews instagram.com/instaklidar ا📗📙📘ا یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام: instaklidar تلگرام: t.me/klidarbook واتساپ: 09157070380

📗 #مسابقه 📕 📙 #جایزه 📘 🍂 #کتاب_ماه_مهر 🍂 لطفا متن زیر رو با دقت بخونین. 🔸برامون بنویسین بهترین کتابی که در این ماه مطالعه کردین چه کتابی بوده و چرا به‌عنوان بهترین کتاب، انتخابش می‌کنین. یه معرفی کوتاه هم از این کتاب برامون بفرستین. ✅ معرفی باید به‌طور کامل از خودتون باشه و از جایی گرفته نشده باشه. ✅ بخش کوتاهی از معرفی می‌تونه سطرهای برگزیده‌ی شما از کتاب باشه. ✅ مشخصات کامل و تصویر کتاب رو هم برامون بفرستین. اگه خودتونم با کتاب عکس سلفی گرفتین که چه بهتر.🙂 ✅معرفی باید یک متن کوتاه باشه که باحوصله نوشته باشین. اگه تنها برای شرکت در مسابقه و به قول معروف سرسری بنویسین توی مسابقه شرکت داده نمیشه! یه معرفی بنویسین که هم خودتون ازش راضی باشین و هم بقیه که می‌خونن لذت ببرن. ✅ متن رو ویرایش کنین. علائم نگارشی مثل نقطه و ویرگول به کلمه قبلی می‌چسبن و از کلمه بعدی فاصله دارن. نیم‌فاصله‌ها رو هم اگه درست کنین که عالی میشه! ✅ معرفی باید با «نام واقعی خودتون» باشه. از هر نفر هم فقط یک معرفی در هر ماه پذیرفته میشه. اگه مایل هستین نشانی صفحه اینستاگرام شما منتشر بشه حتما بعد از اسمتون بنویسین. ✅ اگه کتاب داستان معرفی می‌کنین حواستون باشه پایان کتاب لو نره! ✅می‌تونین به جای متن، یک فایل صوتی با صدای خودتون و یا یک ویدئوی کوتاه کمتر از سه دقیقه‌ برامون بفرستین. (حتما موقع ارسال، حجم فایل رو کم کنین.) 🔆بعد از قرعه‌کشی سه برنده داریم: 👈 نفر اول 100هزارتومان خرید کتاب از کلبه کتاب کلیدر و دو نفر بعد هرکدام 50هزارتومان. تا پایان ماه فرصت دارین نوشته‌هاتون رو برامون بفرستین. گروه سنی خاصی برای کتاب یا معرفی‌کننده نداریم. تعدادی از نوشته‌های شما، به‌مرور در کانال، اینستاگرام و وبسایت کلیدر منتشر میشه. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام instaklidar تلگرام: t.me/klidarbook واتساپ: 09157070380 🎲قرعه‌کشی اول آبان 1400 🔹برای اینکه نفرات بیشتری شرکت کنن و کتاب‌های بیشتری معرفی بشه لطفا این مطلب رو به اشتراک بذارین. سپاس🌹 t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

#آزادی #اکتاویو_پاز
#آزادی #اکتاویو_پاز

آقای رِکسَم عزیز، لطفا کمکم کنید. من کسی را نکشته‌ام. #کتاب_امروز 📙 چرخش کلید #روث_ور ✍️کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهرنوش_چمنی: خانم "روث ور" نویسنده‌ی کتاب‌های جنایی، بیشتر برای کتاب "در یک جنگل تاریک تاریک" معروفه. البته اغلب کتاب‌های ایشون در ایران پرطرفدار بودن. چرخش کلید هم یک رمان جناییه که در پس زمینه‌ای مدرن پیش میره. روئن پرستار بچه‌ای هست که برای کار به یک خونه‌ی دور افتاده اما خیلی خفن و پیشرفته میره. از شغل قبلیش در مهد کودک خسته شده و جدی دلش یک تغییر می‌خواد. چی از کار برای یک خانواده‌ی ثروتمند در یک خونه‌ی دلنشین بهتر؟ اما انگار قرار نیست همه چیز خوب پیش بره. تازه اون‌ها در یک سال، چهار بار پرستار عوض کردن، ولی دلیلش چی می‌تونه باشه؟ روئن در حال حاضر به جرم قتل در زندانه. ولی اصرار داره که کسی رو نکشته. باید دید می‌تونه یک وکیل خوب گیر بیاره تا ازش دفاع کنه؟ ◀️#چند_سطر_کتاب: متاسفم. دارم بی‌هدف وراجی می‌کنم. شاید برای همین است که آقای گیتس همیشه سعی می‌کند ساکتم کند. چون من با کلمات برای خودم چاله‌ای می‌کنم و به جای این‌که بدانم چه زمانی تمامش کنم، همین‌طور به کندن ادامه می‌دهم. احتمالا، شما هم الان دارید دو دو تا چهارتا می‌کنید. به نظر نمی‌رسه بچه‌ها رو خیلی هم دوست داشته باشه. آزادانه، به خشمگین شدن حین انجام وظیفه اقرار می‌کنه. اگه قرار باشه با چهارتا بچه سروکله بزنه و هیچ بزرگ‌تری هم دور و برش نباشه که خودش رو پیشش خالی کنه، چه اتفاقی می‌افته؟ این درست همان کاری است که پلیس کرد. ص 22 📙چرخش کلید، روث ور، مترجم: #شادی_حامدی_آزاد #نشر_نون، 360صفحه، رقعی، شومیز، چاپ سوم1400، قیمت: 89000تومان http://www.klidar.ir http://t.me/klidarnews http://instagram.com/instaklidar

📗 #مسابقه 📕 📙 #جایزه 📘 🍀 #کتاب_ماه_شهریور 🍀 لطفا متن زیر رو با دقت بخونین. 🔸برامون بنویسین بهترین کتابی که در این ماه مطالعه کردین چه کتابی بوده و چرا به‌عنوان بهترین کتاب، انتخابش می‌کنین. یه معرفی کوتاه هم از این کتاب برامون بفرستین. ✅ معرفی باید به‌طور کامل از خودتون باشه و از جایی گرفته نشده باشه. ✅ بخش کوتاهی از معرفی می‌تونه سطرهای برگزیده‌ی شما از کتاب باشه. ✅ مشخصات کامل و تصویر کتاب رو هم برامون بفرستین. اگه خودتونم با کتاب عکس گرفتین که چه بهتر.🙂 ✅معرفی باید یک متن کوتاه باشه که باحوصله نوشته باشین. اگه تنها برای شرکت در مسابقه و به قول معروف سرسری بنویسین توی مسابقه شرکت داده نمیشه! یه معرفی بنویسین که هم خودتون ازش راضی باشین و هم بقیه که می‌خونن لذت ببرن. ✅ متن رو ویرایش کنین. علائم نگارشی مثل نقطه و ویرگول به کلمه قبلی می‌چسبن و از کلمه بعدی فاصله دارن. نیم‌فاصله‌ها رو هم اگه درست کنین که عالی میشه! ✅ معرفی باید با «نام واقعی خودتون» باشه. از هر نفر هم فقط یک معرفی در هر ماه پذیرفته میشه. اگه مایل هستین نشانی صفحه اینستاگرام شما منتشر بشه حتما بعد از اسمتون بنویسین. ✅ اگه کتاب داستان معرفی می‌کنین حواستون باشه پایان کتاب لو نره! ✅می‌تونین به جای متن، یک فایل صوتی با صدای خودتون و یا یک ویدئوی کوتاه کمتر از سه دقیقه‌ برامون بفرستین. (حتما موقع ارسال، حجم فایل رو کم کنین.) 🔻لطفا متن خودتون رو دقیقا مطابق الگوی زیر بفرستین: #کتاب_ماه_شهریور #کلبه‌کتاب‌کلیدر 📗 #نام_کتاب ✅ انتخاب: #نام‌ونام‌خانوادگی/نشانی اینستاگرام(اختیاری) ...متن معرفی کتاب... 🔹نام کتاب، #نویسنده، #مترجم، #ناشر 🔆بعد از قرعه‌کشی سه برنده داریم: 👈 نفر اول 100هزارتومان خرید کتاب از کلبه کتاب کلیدر و دو نفر بعد هرکدام 50هزارتومان. تا پایان ماه فرصت دارین نوشته‌هاتونو برامون بفرستین. گروه سنی خاصی برای کتاب یا معرفی‌کننده نداریم. نوشته‌های برگزیده، به‌مرور در کانال، اینستاگرام و وبسایت کلیدر منتشر میشه. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام instaklidar تلگرام: t.me/klidarbook واتساپ: 09157070380 🎲قرعه‌کشی اول مهر 1400 🔹برای اینکه نفرات بیشتری شرکت کنن و کتاب‌های بیشتری معرفی بشه لطفا این مطلب رو به اشتراک بذارین. سپاس🌹 t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

🔴 آن­جا هزار ققنوس آتش گرفته است   ✍ سعید رضادوست «خواستِ سرکوب شده­‌ی مردم» پس از چندی بدل می­‌شود به «رؤیای جمعی» و دیرگاهی که از این امر بگذرد، افراد در پیِ پیکربندیِ رؤیای خویش برمی­‌آیند و خواستار آن می­‌شوند تا رؤیای جمعی­‌شان را تجسم بخشند. ایشان روح زمانه را در کالبد یک فرد می­‌دمند و آن فرد بدل می­‌شود به استعاره­‌ی استعاره­‌ها. آن فرد می­‌شود نمودِ تمامِ آنچه باید باشد و اما در میانه نیست. به همین سبب است که مردم با لبخند او می­‌خندند و با گریستنش می­‌گریند. او می­‌شود «آیینه­‌ای برای صداها». ایران و افغانستان همچون ظروفی مرتبطه به یکدیگر متصل­‌اند. اگر یکی تب کند، آن دیگری نیز نبضش نامنظم خواهد زد. همسایگیِ کهنِ جغرافیایی از یک­سو و همشانگیِ دیرینه­‌ی فرهنگی از دیگرسو موجب شده تا رشته­‌ی این ارتباط استوار و پایدار بماند. قاعده­‌ای در فیزیک می­‌گوید که: «آب در ظروفِ مرتبطه در یک سطح قرار می­‌گیرد.» بدین­‌ترتیب آبِ مسائل ایران و افغانستان نیز در یک سطح قرار گرفته است. ما از سردیِ آن­جا زردرو می­‌شویم و ایشان نیز از زردروییِ ما رنجور؛ «ما چون دو دریچه رو به رویِ هم». پنجشیر و پیشوایِ جوانش؛ احمدمسعود امروز برای ما بدل شده­‌اند به استعاره­‌ی استعاره­‌ها. در روزگاری که دولت­‌ها دیگر نه «در هوای حق و عدالت» بلکه در فضای دود و دروغ نفس می­‌کشند و در پیِ تنظیم و موازنه­‌ی ارتباطات داخلی و خارجی خویش برآمده­‌اند، به پا خاستنِ یک نفر برای همه در تقابل با «تحمیلِ سبکی خاص از زندگی»، آبِ حیاتِ عشق را در رگِ زمانه روانه می­‌کند. احمدمسعود که  بقای «مقاومت» را به «بودن یا نبودنِ خویش» گره نزده است و پیامِ ایستادگیِ نمادینش در پنجشیر را این می­‌داند که «یک مردمی با دستان تهی، با شکم­‌های تهی و در انزوایی که ممکن است قرار گیرد، به خاطر ارزش­‌هایی که به آن­ها باور دارند ایستاده­‌اند» بدل شده است به تجسمِ «وجدانِ بیدار» در روزگاری که زمانه­‌ی عسرت است و حقیقت پایمالِ مصلحت. احمدمسعود نمادِ امیدواری است. امیدِ او معطوف به نجات است حتی اگر در زمانه­‌ی زندگیِ خودش محقق نشود. او با تخیلی وسیع در این میدان گام برمی­‌دارد. احمدمسعود می­‌داند برای امیدوار ماندن باید فعالانه کوشید و نباید صرفاً چشم به آسمان دوخت «که کلیدِ رهایی­‌ات را باد / آرَد و افکنَد به دامانت.» احمدمسعود نیک می­‌داند نخستین گام برای داشتنِ امیدِ راستین همانا «مبارزه علیه وضع موجود» است و دست شستن از آرزواندیشی­‌های واهی. احمدمسعود به درستی درک کرده است که برای تداوم در این راه «صبرِ مردان و دلِ امّیدواران بایدَش.» وجدانِ بیدارِ درّه­‌ی پنجشیر، نیک دریافته است که «تو یکی نِه­‌ای، هزاری، تو چراغِ خود برافروز» و با هر امکانی که فراهم است باید برای راستی و درستی به پا خاست. او «تازیانه زدن به پیکرِ ظلمات» را ترجیح داده است به «خیره شدن تمامِ عمر به تاریکی ارچه آبِ حیات.» او دریافته است که از بذرِ سکوت، جز میوه­‌ی مرگ به بار نخواهد آمد و چاره­‌ای جز قیام نیست. برای احمدمسعود همین بس و «اینَش هنر که یک سر و گردن / خود را / از آب­‌های مرده فراتر کشید او / هرچند / هرگز به آسمان نرسید او.» احمدمسعود مقاومت و ایستادگی خویش و همراهانش را در جغرافیایِ استعاریِ پنجشیر دارای پیامی قوی و اخلاقی می­‌داند. او امیدوار است همه­‌ی آزادگان جهان و هرآن‌کس که کنار مردمش ایستاده است این پیام را دریابد. بسیاری از هم­‌افق­‌های احمدمسعود در همسایگی و همشانگیِ او دل­‌نگرانِ کمیت و کیفیت تجهیزاتِ او برای تداوم مبارزه­‌اش هستند. گمانِ من اما این است که جوانمردانِ دره­‌ی پنجشیر حتی به این نیز نمی­‌اندیشند. راهِ ایشان صرفاً معطوف به وقوعِ یک نتیجه­‌ی خاص نیست. آن­‌ها علیه تاریکی شوریده­‌اند و به صدق دم زده­‌اند و امیدوارند خورشید زاید از نفَس­‌شان. پیامِ دره­‌ی پنجشیر را می­‌توان در این فراز از شعر شفیعی­‌کدکنی بازجُست: وقتی که با شکستنِ یک شیشه مردابکِ صبوریِ یک شهر را یک­‌باره می­‌توانی بر هم زد ای دست­‌های خالی از چیست حیرانی؟   اکنون باید زنجیره­‌ی وجدان­‌های بیدار را تدارک دید. امروز ماییم و شما. @kaleme

به یاد دارم روزی در کودکی یک نقطه بر روی یک صفحه‌ی کاغذ سفید گذاردم. آثارم به دنبال و در ادامه‌ی این نقطه هستند تا روزی که آخ
به یاد دارم روزی در کودکی یک نقطه بر روی یک صفحه‌ی کاغذ سفید گذاردم. آثارم به دنبال و در ادامه‌ی این نقطه هستند تا روزی که آخرین نقطه را بگذارم... و به خواب هیچ‌کس نبودن فرو روم...! یک زندگی، چند اثر...، در فاصله‌ی دو نقطه...! 📕در فاصله‌ی دو نقطه، #ایران درودی، #نشر_نی 288 صفحه، چاپ سی‌ام 1400 قیمت: 48000 تومان t.me/klidarnews

#کتاب_ماه_مرداد #کلبه‌کتاب‌کلیدر 📘 #راز_بین_دو_نفر ✅ انتخاب: #حوریه_صادقی instagram.com/i_am_h73 الری دختری است که به کتاب‌های جنایی علاقه شدیدی دارد و به همه چیز و همه‌کس مشکوک است به جز قل خود یعنی ارزا. آن‌ها مجبور می‌شوند برای مدتی به شهر مردرلند بروند و نزد مادربزرگ مادری خود زندگی کنند... این شهر از آن شهرهای زیبایی است که نظیرش را می‌توان در کارت‌پستال‌ها دید و آرزو داری در آن زندگی کنی ولی در خود رازهای خطرناکی دارد؛ تنها چیزی که آن‌ها می‌دانند این است که قل مادرشان، خاله سارا در هفده سالگی گم شده و دیگر پیدا نشده است و پنج سال پیش دختری به نام لیسی به قتل رسیده است اما هنوز قاتل را پیدا نکرده اند. ورود آن‌ها به این شهر زیبا هم‌زمان می‌شود با شروع به‌کار دوباره قاتل و ... اگر به خواندن داستان های جنایی، معمایی علاقه‌مند هستین این کتاب زیبا را از ✋ ندهید. ◀️قسمتی از کتاب : الری: می‌دانم دقیقا دارم به چه چیزی فکر می‌کنم. هرچند اتفاق دیشب واقعا ناگوار بود، من از اینکه دارم در بخشی از تحقیقات پلیس ایفای نقش می‌کنم، واقعا هیجان دارم. می‌شود گفت نصف عمرم را منتظر این لحظه بوده‌ام. 🔹راز بین دو نفر، #کارن_ام_مک_منس، #عاطفه_هاشمی، #نشر_کوله‌پشتی www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar ا📗📙📘ا یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام: instaklidar تلگرام: t.me/klidarbook واتساپ: 09157070380

📗 #مسابقه 📕 📙 #جایزه 📘 🍀 #کتاب_ماه_مرداد 🍀 لطفا متن زیر رو با دقت بخونین. 🔸برامون بنویسین بهترین کتابی که در این ماه مطالعه کردین چه کتابی بوده و چرا به‌عنوان بهترین کتاب، انتخابش می‌کنین. یه معرفی کوتاه هم از این کتاب برامون بفرستین. ✅ معرفی باید به‌طور کامل از خودتون باشه و از جایی گرفته نشده باشه. ✅ بخش کوتاهی از معرفی می‌تونه سطرهای برگزیده‌ی شما از کتاب باشه. ✅ مشخصات کامل و تصویر کتاب رو هم برامون بفرستین. اگه خودتونم با کتاب عکس گرفتین که چه بهتر.🙂 ✅معرفی باید یک متن کوتاه باشه که باحوصله نوشته باشین. اگه تنها برای شرکت در مسابقه و به قول معروف سرسری بنویسین توی مسابقه شرکت داده نمیشه! یه معرفی بنویسین که هم خودتون ازش راضی باشین و هم بقیه که می‌خونن لذت ببرن. ✅ متن رو ویرایش کنین. علائم نگارشی مثل نقطه و ویرگول به کلمه قبلی می‌چسبن و از کلمه بعدی فاصله دارن. نیم‌فاصله‌ها رو هم اگه درست کنین که عالی میشه! ✅ معرفی باید با «نام واقعی خودتون» باشه. از هر نفر هم فقط یک معرفی در هر ماه پذیرفته میشه. اگه مایل هستین نشانی صفحه اینستاگرام شما منتشر بشه حتما بعد از اسمتون بنویسین. ✅ اگه کتاب داستان معرفی می‌کنین حواستون باشه پایان کتاب لو نره! ✅می‌تونین به جای متن، یک فایل صوتی با صدای خودتون و یا یک ویدئوی کوتاه کمتر از سه دقیقه‌ برامون بفرستین. (حتما موقع ارسال، حجم فایل رو کم کنین.) 🔻لطفا متن خودتون رو دقیقا مطابق الگوی زیر بفرستین: #کتاب_ماه_مرداد #کلبه‌کتاب‌کلیدر 📗 #نام_کتاب ✅ انتخاب: #نام‌ونام‌خانوادگی/نشانی اینستاگرام(اختیاری) ...متن معرفی کتاب... 🔹نام کتاب، #نویسنده، #مترجم، #ناشر 🔆بعد از قرعه‌کشی سه برنده داریم: 👈 نفر اول 100هزارتومان خرید کتاب از کلبه کتاب کلیدر و دو نفر بعد هرکدام 50هزارتومان. تا پایان ماه فرصت دارین نوشته‌هاتونو برامون بفرستین. گروه سنی خاصی برای کتاب یا معرفی‌کننده نداریم. نوشته‌های برگزیده، به‌مرور در کانال، اینستاگرام و وبسایت کلیدر منتشر میشه. 🔻ارسال مطلب: دایرکت اینستاگرام instaklidar تلگرام: t.me/klidarbook واتساپ: 09157070380 🎲قرعه‌کشی اول شهریور 1400 🔹برای اینکه نفرات بیشتری شرکت کنن و کتاب‌های بیشتری معرفی بشه لطفا این مطلب رو به اشتراک بذارین. سپاس🌹 t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar