کلبه کتاب کلیدر
Open in Telegram
#نیشابور شعبه۱: خیابان فردوسی شمالی، پاساژ ولیعصر شعبه۲: بلوار فضل، روبروی خیابان سینا 05142213329 t.me/klidarbook 09157070380 instagram.com/instaklidar www.klidar.ir
Show more831
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-530 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
March '26
March '26
+3
in 0 channels
February '26
+31
in 0 channels
Get PRO
January '26
+23
in 0 channels
Get PRO
December '25
+28
in 0 channels
Get PRO
November '25
+41
in 0 channels
Get PRO
October '25
+27
in 2 channels
Get PRO
September '25
+20
in 1 channels
Get PRO
August '25
+18
in 1 channels
Get PRO
July '25
+25
in 1 channels
Get PRO
June '25
+12
in 1 channels
Get PRO
May '25
+21
in 2 channels
Get PRO
April '25
+21
in 0 channels
Get PRO
March '25
+22
in 1 channels
Get PRO
February '25
+36
in 1 channels
Get PRO
January '25
+23
in 0 channels
Get PRO
December '24
+43
in 4 channels
Get PRO
November '24
+47
in 1 channels
Get PRO
October '24
+41
in 1 channels
Get PRO
September '24
+22
in 1 channels
Get PRO
August '24
+34
in 2 channels
Get PRO
July '24
+31
in 1 channels
Get PRO
June '24
+37
in 1 channels
Get PRO
May '24
+29
in 1 channels
Get PRO
April '24
+20
in 0 channels
Get PRO
March '24
+26
in 1 channels
Get PRO
February '24
+32
in 1 channels
Get PRO
January '24
+24
in 1 channels
Get PRO
December '23
+31
in 3 channels
Get PRO
November '23
+28
in 0 channels
Get PRO
October '23
+33
in 1 channels
Get PRO
September '23
+16
in 0 channels
Get PRO
August '23
+45
in 0 channels
Get PRO
July '23
+34
in 0 channels
Get PRO
June '23
+26
in 0 channels
Get PRO
May '23
+22
in 0 channels
Get PRO
April '23
+22
in 0 channels
Get PRO
March '23
+13
in 0 channels
Get PRO
February '23
+23
in 0 channels
Get PRO
January '23
+27
in 0 channels
Get PRO
December '22
+25
in 0 channels
Get PRO
November '22
+38
in 0 channels
Get PRO
October '22
+16
in 0 channels
Get PRO
September '22
+19
in 0 channels
Get PRO
August '22
+29
in 0 channels
Get PRO
July '22
+16
in 0 channels
Get PRO
June '22
+17
in 0 channels
Get PRO
May '22
+16
in 0 channels
Get PRO
April '22
+22
in 0 channels
Get PRO
March '22
+25
in 0 channels
Get PRO
February '22
+19
in 0 channels
Get PRO
January '22
+30
in 0 channels
Get PRO
December '21
+19
in 0 channels
Get PRO
November '21
+36
in 0 channels
Get PRO
October '21
+21
in 0 channels
Get PRO
September '21
+20
in 0 channels
Get PRO
August '21
+42
in 0 channels
Get PRO
July '21
+43
in 0 channels
Get PRO
June '21
+21
in 0 channels
Get PRO
May '21
+30
in 0 channels
Get PRO
April '21
+53
in 0 channels
Get PRO
March '21
+61
in 0 channels
Get PRO
February '21
+47
in 0 channels
Get PRO
January '21
+44
in 0 channels
Get PRO
December '20
+721
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 March | 0 | |||
| 20 March | 0 | |||
| 19 March | 0 | |||
| 18 March | +1 | |||
| 17 March | 0 | |||
| 16 March | 0 | |||
| 15 March | 0 | |||
| 14 March | 0 | |||
| 13 March | 0 | |||
| 12 March | +1 | |||
| 11 March | 0 | |||
| 10 March | 0 | |||
| 09 March | 0 | |||
| 08 March | 0 | |||
| 07 March | 0 | |||
| 06 March | 0 | |||
| 05 March | +1 | |||
| 04 March | 0 | |||
| 03 March | 0 | |||
| 02 March | 0 | |||
| 01 March | 0 |
Channel Posts
#کتاب_امروز
▪️دختری با گوشواره مروارید
#فاطمه: این کتاب با الهام از نقاشی معروف "یان ورمر"، یعنی "دختری با گوشواره مروارید" نوشته شده. مستندات و خیالات نویسنده باهم داستان منسجم و جذابی رو ساختن که خوندنش حقیقتا دلنشینه.
داستان در قرن هفدهم میلادی میگذره و ماجرای دختری شانزده ساله به نام "گرییت" رو تعریف میکنه. دختر یک نقاشِ کاشی. نقاشی که بعد از حادثهی انفجار کوره بیناییش رو از دست داده و حالا فقر مهمان همیشگی زندگیشونه و نوبت گرییته که بخشی از بار خانواده رو به دوش بکشه. گرییت به عنوان خدمتکار وارد خونهی نقاش معروف یان ورمر میشه. کار اون تمیز کردنِ اتاقِ کار نقاش و البته باقیِ کارهای خونه است. هوش، معصومیت و نگاه ریزبین گرییت اون رو از باقی خدمتکارها جدا میکنه و این ویژگیها خیلی زود به چشم نقاش هم میان. به مرور اتفاقات مختلفی بین گرییت، اهالی خونه و نقاش میافته که باعث سوظن و شیطنت اهالی میشه و روزگار بهمرور برای گرییت سختتر و سختتر میشه.
قصه از دید گرییت تعریف میشه و در هر لحظه ظرافت، زنانگی، احساسات عمیق و افکار خاصش رو بیان میکنه. شخصیت نقاش هم از دور اما بسیار ملموس و دیدنی توصیف شده. در کنار جریانِ آرامِ روایت، التهاب مرموزی جاریه و اتفاقات مختلف، ضربان داستان رو حفظ میکنن. قصهی جذابِ فرآیند ساخت نقاشی با توصیفات و نثری ادبی آذین شده که کتاب رو زیباتر کرده. در مجموع با فرصت دادن به سطرهای ابتدایی با اثری زیبا، پرکشش، پر از احساسات ناب و زیبا و خواندنی مواجهیم.
✔️ #چند_سطر_کتاب
«حالا به من نگاه کن.» برگشتم و از روی شانهی چپ نگاهش کردم. نگاهمان در هم گره خورد. نمیتوانستم به چیزی جز خاکستری چشمانش فکر کنم که شبیه داخل صدف بود. به نظر میرسید در انتظار چیزی است. صورتم از ترس چیزی که از من انتظار داشت و به به او نمیدادم، در هم فشرده شد. با صدایی ملایم گفت، «گرییت.» کافی بود همین را بگوید. چشمانم از اشک پر شد که نگذاشتم بریزد. حالا فهمیدم. «درست شد. حرکت نکن.» میخواست مرا نقاشی کند. ص174📗 #دختری_با_گوشواره_مروارید، #تریسی_شوالیه، #گلی_امامی، #نشر_چشمه رقعی، شومیز، 237 صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar
| 2 | #پیشنهاد_کتاب
تصور کن روزی برسد که بیماری واگیردار و مهلکی به سرعت پخش شود و نگهبانان هر کسی را که مشکوک به این بیماری باشد بهزور با خود ببرند تا آزمایش دهد. خیال کن که تو هم جزوی از این افراد هستی و در کمال تعجب ببینی نتیجهی آزمایش مثبت شده. هیچ نمیفهمی چه خبر است و چه اتفاقی دارد میافتد تا اینکه نگهبانها همهی کسانی که مثل تو هستند را به جزیرهای دور افتاده بفرستند؛ جزیرهای که قبلا زندان بوده و الان به مکانی برای قرنطینهی بیماران تبدیل شده که آنها تا روزی که بمیرند آنجا بمانند و باقیماندهی زندگی کوتاه و دردناک خود را در قرنطینه بگذرانند.
اما تو تصمیم میگیری تسلیم این تصمیم نشوی و پرده از راز این بیماری و قرنطینهی اجباری برداری...
🏰کتابی پر از هیجان و ماجراجویی
📍قرنطینه، جنیفر ای.نیلسن، فرزانه مختاری، نشر پرتقال
رقعی، شومیز، 317 ص
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 182 |
| 3 | #کتاب_امروز
🍫 وانکا
طرفداران پروپا قرص "رولد دال" و کارخانهی شکلاتسازی عاشق این کتاب خواهند شد! "ویلی وانکا" چطور ویلی وانکا شد؟ داستان آن کارخانهی اعجابانگیز شکلاتسازی از کجا شروع شد؟ ویلی از کجا رمز و راز شکلاتسازی را یاد گرفت؟
🍬 در این کتاب که بر پایهی فیلمنامهی وانکا (2023) نوشته شده، از کودکی با ویلی وانکا همراه میشویم. از جایی که در قایق کوچکی پهلوگرفته کنار ساحلی سرسبز با مادرش زندگی میکند. مادرش کسی است که اجازه میدهد خیالپردازیهای ویلی تا ناکجاآباد سر بکشد و پرواز کند. مادرش هیچگاه او را دستکم نمیگیرد و به او میآموزد: «هر چیز خوبی توی دنیا با رویا شروع میشه.» ویلی کنار مادرش که بهترین شکلات دنیا را هرسال در روز تولد ویلی درست میکند قد میکشد تا روزی که مادرش این دنیا را ترک میکند.. اما به ویلی وعدهای میدهد! روزی که ویلی وانکا شکلاتهایش را با مردم دنیا تقسیم کند، مادرش دوباره پیشش برمیگردد.
حالا ویلی رویا و هدفی جدی در سر میپروراند که باعث میشود چندین سال با کشتی به تمام نقاط جهان سفر کند و در کنار شعبدهبازی و جادوگری، رموز ساخت عجیبترین و خوشمزهترین شکلاتها را هم یاد بگیرد. حالا او بالاخره میخواهد قدم به خشکی بگذارد، در شهری که «گالری گورمه» در آن قرار دارد؛ جایی که مادرش میگفت: «بهترین شکلاتسازهای دنیا توی اونجا فروشگاه دارن.» و فروشگاه خودش را آنجا برپا کند. اما در این راه به موانعی برخورد میکند که فکرش را هم نمیکرد. موانعی بسیار جدی..!
📌#چند_سطر_کتاب
ویلی ناگهان فریاد زد: «باید بریم مامان!» مادرش از جا پرید. «کجا بریم؟!»
ویلی روی یک پا بند نمیشد. گفت: «گالری گورمه دیگه! فروشگاه خودمون رو باز میکنیم!» مادرش با تعجب ابرویی بالا داد. «چی؟ ما؟»
«آره! اسم خودمون رو هم میزنیم سردر و باقی چیزها. وانکا! عالموآدم عاشق شکلاتهامون میشن. فکرش رو بکن چقدر آدمها رو خوشحال میکنیم!»
مادرش کمی از غبار شکلات را از روی پیشبندش پاک کرد، لبخند زد و گفت: «آفرین! میدونم چی میگی. یه فروشگاه شیکوپیک که روی میزهاش تا سقف شکلات چیدهایم!»
🍩 #وانکا، #شیبل_پاوندر، #حسام_حامی، #نشر_میلکان
رقعی، شومیز، 199صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 157 |
| 4 | 🫐 #کتاب_امروز
💜بلادونا
آن شب با گریهی یک نوزاد آغاز شد....
بلادونا یک عاشقانهی خونین که بین یک دختر نحس و خودِ مرگ ریشه دوانده.
✍🏻#مینا: درست همان شبی که مادر "سیگنا فارو" با عشق، نوزاد زیبای خود را با چشمان دو رنگ عجیبش در قنداقی سرخ به دوستان و نزدیکانش نشان میدهد مرگ در کمین است. مرگ در کمین هر کسیست که به سیگنای عجیب نزدیک شود.
سیگنا پس از مرگ عجیب مادرش و یتیمی نابهگام، توسط نزدیکان خود به سرپرستی گرفته میشود اما هیچکس قرار نیست از نفرین شومی که همراه این بانوی جوان است جان سالم به در ببرد.
همینطور که سیگنا بزرگتر میشود به ارتباط عجیبی میان خود و "شخص مرگ" پی میبرد و برای دیدن بیشتر مرگ، گیاه بلادونا را کشف میکند. گیاهی که هر کسی را میکشد اما برای سیگنا پلی بین او و مرگ است برای دیداری طولانیتر.
در ادامه، همه چیز با رفتن سیگنا به عمارت آخرین سرپرست دگرگون میشود. جایی که اسرار زیادی از چشم همه پنهان شده. اسراری که منتظر سیگنا هستند. مکانی که مهمانیهای دیوانهوار شبانه و اتاقهای بیشمار با ساکنینی عجیب و آشنایی با دو مرد جوان با شخصیتهایی متفاوت دست به دست هم میدهد تا سیگنا روح زنی تنها با رازهایی مگو را ببیند.
بلادونا معجونی سمی و وسوسهانگیز از عشقی ممنوعه و جدالی تا پای جان برای مرگ و زندگی.
🟣#چند_سطر_کتاب
مرگ عقبنشینی کرد. هرچه دورتر میشد، گرمای بیشتری در انگشتان بیحس سیگنا جاری میشد. تا آن لحظه حتی متوجه سرمای بدنش نشده بود. «تو واقعا فکر میکنی من چنین کاری میکنم سیگنا؟» ناباوری در صدای مرگ انعکاسی از ناباوری خود سیگنا بود. « نابود کردن زندگی تو؟»
این کلمات چیزی در خود داشتند که سیگنا را ناآرام میکرد؛ چیزی بیش از حد آشنا که لرزهای سرد بر اندامش میانداخت. به مرگ هشدار داد: «نام مرا بر زبانت جاری نکن. این نام، وقتی از زبان مرگ شنیده شود مثل نفرین است.»
مرگ خندید؛ صدایش آرام و آهنگین بود و سایههایش را به رقص وامیداشت.
«نام تو نفرین نیست، پرنده کوچولو. بیان نام تو برایم واقعا دلنشین و دوستداشتنی است.»
🌂#بلادونا، #آدلین_گریس، #ملیحه_فخاری، #نشر_کتاب_مجازی
رقعی، گالینگور، 400 صفحه
🧬www.klidar.ir
🧬t.me/klidarnews
🧬instagram.com/instaklidar | 156 |
| 5 | #پیشنهاد_کتاب
«سه سال پیش، مدتی بعد از شروع کابوسهایم، مامان فکر کرد بد نیست از تمام چیزهایی که میترسم فهرستی درست کنم.»
فهرستی که «اسی» از آن حرف میزند، در ابتدا محدود به چند مورد بود: آتش، طوفان، سل، رعدوبرق و کفشی که بندش باز شده. اما هرچه میگذرد این فهرست طولانیتر میشود. شیء نوکتیز، خفاش، تمساح، تاریکی، گربه، در!
ترسهای بیشمار اسی وقتی شروع شد که پدرش از دنیا رفت. او که حالا به همراه مادرش در نیویورک سال 1910 زندگی میکند، پس از مرگ پدر اضطراب و وحشتی را تجربه میکند که سابقه نداشته است. و حالا هم با موقعیتی جدید خود را درگیر میبیند: یک ناپدری و خانهای جدید در جزیرهای که بیماران مبتلا به مریضیهای واگیر را به آنجا منتقل میکنند. تعلیق کشداری که قلم «کریمر»، نویسندهی کتاب، آفریده به همراه حساسیتی که در پرداختن به شخصیتها و توصیف احساساتشان دارد، این اثر را به رمانی تاثیرگذار و جذاب بدل کرده است.
فهرست ترسهای نگفتنی، جی کسپر کریمر، ترجمهی مرجان حمیدی، نشر پرتقال
رقعی شومیز 287 صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 135 |
| 6 | «فردوسی: بزنید مرا- سنگپاره و تپانچه و تازیانههای شما بر من هیچ نیست. من شما را نستودهام و پدران شما را از گمنامی به درنیاوردم. من نٰام شما را که بر خاک افتاده بود دست نگرفتم و تا سپهر نرساندم. شما را گنگ میخواندند و من شما را از هوش و هنر سر برنفراختم و پارسی پدرانتان را که خوارترین میانگاشتند زبان اندیشه نساختم. ترکههای شما مرا نوازش است و دوالها پر سیمرغ. من چهرهی شما را که میان توری و تازی گم شده بود آشکار نکردم و سرزمین از دست رفتهی شما را به جادوی واژهها باز پس نگرفتم و در پای شما نیفکندم.
بزنید — که تیغ دشمنم گواراتر پیش دشنام مردمی که برایشان پشتم خمید و مویم به سپیدی زد و دندانم ریخت و چشمم ندید وگوشم نشنید.»
_دیباچهی نوین شاهنامه | 148 |
| 7 | 🧠#کتاب_امروز
مغز باشخصیت
سیمکشی مغز چگونه شخصیت ما را شکل میدهد؟
✍🏻#مهلا: کتاب "مغز باشخصیت" نوشته کوین جی. میشل سفری جذاب به دنیای ارتباط ژنها، مغز و ویژگیهای روانی انسان است.
نویسنده در بخش نخست کتاب با تکیه بر مطالعات دوقلوها و پژوهشهای ژنتیک توضیح میدهد که چگونه میتوان نقش طبیعت و پرورش را از هم تفکیک کرد و نشان میدهد تفاوتهای فردی ما نتیجهی تعامل پیچیده ژنها با فرایندهای رشدی و تجربههای زندگی است.
در بخش دوم، او وارد حوزههایی مانند شخصیت، هوش، ادراک، تمایلات جنسی و اختلالات رشدیعصبی میشود و بهروشنی توضیح میدهد که این ویژگیها محصول یک ژن یا یک عامل نیستند، بلکه حاصل شبکهای از عوامل ژنتیکی و رشدیاند.
این کتاب پاسخی علمی و جذاب به پرسش قدیمی «چه چیزی ما را آنگونه که هستیم میسازد؟» است؛ پاسخی که خواننده را با نگاهی تازه به پیچیدگی و یگانگی انسان رها میکند.
🔑 #چند_سطر_کتاب:
تنوع ژنتیکی فقط یکی از عوامل تفاوت در نحوه سیمکشی مغز ما است. فرایندهای رشد، خود منبع مهم دیگری از تنوع محسوب میشود، که اغلب هم نادیده گرفته شده است. ژنوم، فرد را رمزگذاری نمیکند؛ بلکه برنامهای را برای ساختن یک انسان رمزگذاری میکند. این پتانسیل فقط از طریق فرایندهای رشد تحقق مییابد. ص17
📘 #مغز_با_شخصیت، #کوین_جی_میشل، #مریم_خطیبی، #نشر_شمعدونی
رقعی، شومیز، 304صفحه
🧬www.klidar.ir
🧬t.me/klidarnews
🧬instagram.com/instaklidar | 215 |
| 8 | ⚔️#چند_سطر_کتاب
از توی اتاق نمیشود بر جنگِ اتفاقنیفتاده پیروز شد. تمام مصائب از جنگاند. جنگ با طبیعت، با دشمن، با بیماری، با بیپولی، با پولدار، و بدتر از همه جنگ با خودت. جنگ با خودت از همهی جنگها بدتر سختتر است. در این جنگ، دشمنانت را خودت وارد میدان میکنی؛ دشمنانی که شاید اصلا وجود ندارند، اما میترسی. از دشمنان نبودهات میترسی. و همیشه از چیزی که نمیدانی هست یا نه بیشتر میترسی. ص8
#می_روم_که_به_کنسرت_برسم، #شمس_لنگرودی، #نشر_مروارید
رقعی شومیز 136 صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 208 |
| 9 | #کتاب_امروز
📘 زنی که پیر نمیشد
✍🏻#مهرنوش: به نظر من طرح جلد کتاب خیلی زشت بود ولی در کمال تعجب بقیه در نگاه اول جذب جلد کتاب میشن. ترکیب رنگی و غم چهرهی روی جلد ظاهرا مخاطب رو خوب جذب میکنه.
فقط خدا میداند چقدر دلم میخواست پوست مامان چروکیده شود، خط بیفتد و شیار بخورد؛ ولی باز هم اینجا باشد. ص 73
اما خود کتاب هم داستان عجیب و جالبی داره. بتی داستان زندگی خودش رو از ابتدای تولد شرح میده و هر بار سن خودش رو در اون روایت مینویسه. با پیشرفت داستان، بتی به سنی میرسه که احساس میکنه دیگه پیر نمیشه و اینجاست که چالش داستان شروع میشه.
در ابتدا بتی تصور میکرد مادرش در سی و پنج سالگی جاودان شده(توی تصادف کشته میشه). حالا بتی هم به همون سن رسیده و دیگه پیر نمیشه. در حالی که بقیه زنها با تحولات جهانی، به سوی استفاده از محصولات پوستی و آرایشی میرن و تحت فشار هستند، بتی نیازی به این موارد نداره. اما مساله این نیست...
جدای از تم داستان، روایت و تشبیهاتی که توی کتاب هست و ترکیب جملات، دلنشین هستن که البته احتمالا مترجم هم در حفظ این قشنگی، دخیل بوده:
دور تا دور قاب سکوتش همانطور شیشه میانداخت که آدم زخمهایش را میبندد. ص16
بوی خاکارهی موهایش را دوست داشتم، بوی سرخسها، شیرهی گیاهان روی پوستش، بیصبری دستهای بزرگش که نوازشم میکردند؛ اشتیاق سیریناپذیرش به خودم را دوست داشتم، نفس زدنهایش، آنجوری که عطشم را فرومینشاند، من را مثل لکهی جوهری به درونش میکشید، استعدادش در پریشان کردنم؛ رفتارهای عاشقانهاش را دوست داشتم. ص50
زنی که پیر نمیشد ترکیب ظریفی از داستانی روانشناسانه، عاشقانه و کمی رئالیسم جادوییه. یک داستان ملایم که در عین حال تلاطمهای روحی راوی رو نشون میده و درست وقتی که فکر میکنی همهچیز خیلی خوب داره پیش میره، میبینی که چیزهای خوب زندگی تبدیل به یک نفرین شدن.
📒#زنی_که_پیر_نمی_شد، #گرگوآر_دولاکور، #آمنه_کرمی، #نشر_خوب، رقعی شومیز 176 ص
عنوان اصلی: La Femme qui ne vieillissait pas
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 177 |
| 10 | #کتاب_امروز
🗝نورفام
✍🏻#فاطمه: شش سرزمین طلسمشده. رقابتی که هر صد سال یکبار برگزار میشود و پیروزی در این رقابت یعنی رهایی از طلسمی که سرزمینها را به مرز نابودی کشانده است. فرمانروایان هر شش سرزمین در این مسابقهی مرگبار حضور دارند اما فقط پنج فرمانروا میتوانند در پایان رقابت به سرزمینشان بازگردند، چرا که پایان مسابقه یعنی مرگ یکی از فرمانروایان.
آیسلا فرمانروای جوان سرزمین بومین است. سرزمینی آشفتهحال که رو به نابودی است. اهالی این سرزمین طلسم شدهاند تا هر کسی را که عاشقش میشوند، بکشند و قلبش را بخورند. آیسلا تنها امید این سرزمین طردشده برای ادامهی حیات است.
پیروزی در این رقابت اما اصلا کار سادهای نیست. آیسلا باید دیگران را فریب بدهد، هشیار و آگاهانه عمل کند، دروغ بگوید، خیانت کند و البته، عاشق نشود! اتفاقی که پیشآمدنش، اوضاع را برای آیسلا بسیار پیچیده میکند.
✔️#چند_سطر_کتاب
آیسلا با وحشت به سمت صدا برگشت و مردی را دید که روی بالکنی دیگر، چند متر آنطرفتر، ایستاده بود؛ بالکنی که چنان در دل قلعه فرو رفته بود که حتی متوجهش هم نشده بود. آیسلا که لباس درخوری به تن نداشت، کاملا غافلگیر شد و نفسش بند آمد. بیشازحد سریع و وحشتزده چرخید. بازوهایش را در دو طرف خود چندباری تکانتکان داد اما فایدهای نداشت؛ نیروی گرانش خیلی قویتر بود.
او مستقیما به پشت افتاد و صاف از لبهی بالکن به پایین سقوط کرد.
نفس از سینهاش خالی شد و درحال سقوط، بیصدا جیغ کشید؛ دستانش بهسوی هوای شامگاهی چنگ زد، طوریکه گویی بتواند خود را به ستارگان بند کند.
اما هوا صرفا از میان انگشتانش گذشت و او سقوط کرد، سقوط کرد... ص33
🪞#نورفام، #الکس_استر، #فاطمه_حامدیفر، #نشر_ایرانبان
رقعی شومیز 504 صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 179 |
| 11 | 🐊#چند_سطر_کتاب
بومیان ماداگاسکار هرگز تمساحی را نمیکشند «مگر در عوض مرگ یکی از افرداشان که طعمهی تمساح شده باشد. آنان معتقدند که نابود کردن بیهودهی یکی از این خزندگان طبق قانون قصاص موجب از دست رفتن انسانی خواهد شد.» مردمانی که نزدیک روزدخانهی ایتاسی در ماداگاسکار زندگی میکنند هر سال خطاب به تمساحها اعلام میکنند که در عوض مرگ دوستانشان همان تعداد تمساح خواهند کشت و به همهی تمساحهای خوشرفتار هشدار میدهند که از سر راهشان دور شوند [...] قبیلههای مختلف ماداگاسکار خود را از تبار تمساحان میدانند و نیز خزندهی فلسدار را از هر لحاظ انسان و برادر خود میشمارند. (فصل بیست و سوم، کشتن حیوان آسمانی)
#شاخه_زرین (پژوهشی در جادو و دین)، #جیمز_جرج_فریزر، #کاظم_فیروزمند، #نشر_آگاه
وزیری گالینگور، 861 صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 206 |
| 12 | 📕#کتاب_امروز
همنوایی در پاییز
✍️#ریحانه: چهار همکار در پاییز زندگیشان سالهاست هر روز یکدیگر را میبینند؛ لتی، مارسیا، ادوین و نورمن. اما جدا از رابطهی همکاریشان، همگی یک وجه مشترک دارند: اینکه هر کدام، به شکلی تنها هستند.
حضورشان در یک اداره، بیشتر اتفاق است تا صمیمیت؛ کسانی که کنار هم پیر شدهاند بیآنکه واقعا یکدیگر را بشناسند....
با نزدیک شدن زمان بازنشستگی، این پیوند سست روزمره از هم میپاشد. کاری که سالها به زندگیشان نظم داده بود، ناگهان حذف میشود و هر کدام با جای خالیای روبهرو میشوند که دیگر نمیتوان نادیدهاش گرفت. لتی با امیدی دیرهنگام به داشتن روابط انسانی واقعی، دل به تغییر میبندد؛ ادوین، که همیشه زندگی را از فاصلهای امن تماشا کرده، بیش از پیش به انزوا پناه میبرد؛ نورمن تلاش میکند تنهاییاش را پشت معاشرتهای سطحی و پرحرفی پنهان کند؛ و مارسیا، شکنندهتر از دیگران، در سکوت و بینظمی ذهن و خانهاش فرو میرود.
باربارا پیم با نگاهی ریزبین و تلخی آمیخته به طنزی لطیف، نشان میدهد که چگونه تنهایی، در جزئیات سادهای مثل خرید روزانه، مکالمههای کوتاه، یا گذراندن عصرها در خانه، آرام و بیسروصدا ریشه میدواند؛ او تنهایی را نه به عنوان یک تراژدی بزرگ، بلکه بخشی آشنا و آرام از زندگی روزمره به تصویر میکشد.
"همنوایی در پاییز" داستان زندگیهاییست که در سکوت ادامه پیدا میکنند؛ جایی که میفهمیم پایان کار، لزوما پایان زندگی نیست، بلکه آغاز مواجههای صادقانه با خودمان است.
🍁 #چند_سطر_کتاب
بازنشستگی مسئلهای جدی بود و باید به دیدهی احترام به آن نگاه میشد، هرچند تصور اینکه بازنشستهشدن چطور چیزی است برای بیشتر پرسنل غیرقابلدرک بود. بازنشستگی وضعیتی بود که بیتردید باید سبکسنگینش میکردی و برایش آماده میشدی یا بهقول آنها دربارهاش "تحقیق میکردی".
📚#همنوایی_در_پاییز، #باربارا_پیم، #مزدک_بلوری
پالتویی، شومیز، 316صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 173 |
| 13 | 📗#پرفروشهای آذر 1404
📕 در #کلبهکتابکلیدر
نام کتاب - نویسنده - مترجم - ناشر
🔸نازنین/فیودور داستایوسکی/یلدا بیدختی نژاد/چشمه
🔹شب های روشن/فیودور داستایفسکی/سروش حبیبی/ماهی
🔸بوف کور/صادق هدایت/بدرقه جاویدان
🔹ناتوان/لورن رابرتس/پگاه فرهنگ مهر/داهی مجید
🔸سمفونی مردگان/عباس معروفی/ققنوس
🔹سووشون/سیمین دانشور/خوارزمی
🔸دیوان حافظ/پیام عدالت
🔹تکه هایی از یک کل منسجم/پونه مقیمی/بینش نو
🔸معجزه شکرگزاری/راندا برن/مسیحا برزگر/ذهن آویز
🔹مرگ ایوان ایلیچ/ لئو تولستوی/سروش حبیبی/چشمه
🔸فنتزما/ کیلی اسمیت/فاطمه حیدری فر/کوله پشتی
🔹دود/خوسه اوبخرو/آرمان امین/افق
🔸اولکر آبلا/سرای شاهینر/مژده الفت/برج
🔹مزرعه حیوانات/جورج اورول/کاوه میرعباسی/چشمه
🔸سال بلوا/عباس معروفی/ققنوس
🔹زندگی خود را دوباره بیافرینید/جفری یانگ/حسن حمیدپور/ ارجمند
🔸کتابخانه نیمه شب/مت هیگ/محمد صالح نورانی زاده/کوله پشتی
🔹بامداد خمار/فتانه حاج سیدجوادی/البرز
🔸پیرمرد و دریا/ ارنست همینگوی/نجف دریابندری/خوارزمی
🔹قمارباز /فئودور داستایوفسکی/سروش حبیبی/چشمه
🔸بی باک/ لورن رابرتس/پگاه فرهنگ مهر/داهی
🔹بلادونا/ آدلین گریس/ملیحه فخاری/کتاب مجازی
🔸دلهره/ بنانا یوشیموتو/مهدی غبرایی/افق
🔹نامه به پدر/فرانتس کافکا/الهام دارچینیان/نگاه
🔸قدرتمند/لورن رابرتس/پگاه فرهنگ مهر/داهی
🔹مانستر /نائو کی اوراساوا/شیوا مقانلو/نیماژ
🔸بخش دی/فریدا مک فادن/صبا ایمانی/نون
🔹پادشاه پریان 1 (شاهزاده سنگدل) /هالی بلک/آرزو قلی زاده/ باژ
🔸بیچارگان/ فیودور داستایفسکی/خشایار دیهیمی/نی
🔹موش ها و آدم ها /جان اشتاین بک/سروش حبیبی/ماهی
#کتاب #پرفروش #کتابفروشی
✔️سفارش کتاب و ارسال به سراسر ایران
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 248 |
| 14 | 📗 #پرفروشهای آذر 1404
📕 در #کلبهکتابکلیدر
📘 برای اطلاع از قیمت و مشخصات کاملتر کتابها به سایت مراجعه کنید: www.klidar.ir | 166 |
| 15 | 📗#کتاب_امروز
نامههایی برای وقتهایی که حالت خوش نیست
▪️یک روانشناس کاربلد بیستوشش نامه آماده کرده برای زمانهایی که بیشترین نیاز به مشاوره دارید...
مثلا برای وقتهایی که:
_از خود امروزتان متنفرید.
_وقتی میترسید تصمیم اشتباه بگیرید.
_وقتی اراده کافی ندارید.
_وقتی بیش از حد به موضوعی فکر میکنید.
_وقتی در فراق عزیزی به سوگ نشستهاید.
_وقتی از کارها و تصمیمات گذشتهتان پشیمانید.
_وقتی در جایگاه والد، اشتباهی از شما سر میزند...
▪️از این نویسنده قبلا کتاب پرفروش «چرا تا به حال کسی اینها را به من نگفته بود؟» هم به چاپ رسیده.
✍🏻#چند_سطر_کتاب
وقتی در جایگاه والد، اشتباهی از شما سر میزند.
نامهای از من به شما
اگر همین الان در خانهام را میزدید، فنجانی چای داغ مهمانتان میکردم و از شما میخواستم بنشینید و نفسی تازه کنید. تصور کنید در لحظاتی که با فرزندتان سروکله میزنید و سختترین لحظات والد بودن را میگذرانید، کسی میآمد و چای و آرامش تعارفتان میکرد. آرام نمیشدید و اوضاع بهتر پیش نمیرفت؟
والدگری از آن کارهایی است که وقتی در آن خطا میکنیم،احساس گناه و شرم تک تک سلولهایمان را پر میکند. با خودمان فکر میکنیم: «هیچ وقت دلم نمیخواست اینجوری رفتار کنم».... شاید واقعا والد بدی نباشید. شاید سالهاست که برای خدمت به عزیزانتان، نیازهای اساسیتان را نادیده گرفتهاید....ص102
📕#نامه_هایی_برای_وقت_هایی_که_حالت_خوش_نیست
#جولی_اسمیت، #آرزو_شنطیائی، #نشر_میلکان
رقعی شمیز 360 صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 250 |
| 16 | #پیشنهاد_کتاب
مضمون کلی داستان هویت و مهاجرته اما تنها به این دو مضمون ختم نمیشه. "روحانگیز شریفیان" تو این کتاب از زنی حرف میزنه که در ظاهر و تو ذهن خیلیها خوشبخته، درس خونده، شاغل بوده، همسری خوب و فرزندی مستقل داره اما همیشه ابعاد دیگهای در زندگیهای اطراف ما هستن که ازشون غافلیم. حسرتها، دلتنگیها، غمها و رنجهایی که آدمها توی کولهی نامرئیِ روی دوششون دارن. زنِ قصهی ما هم همینه. ماجرا تمامش در سفری با قطار روایت میشه و نویسنده با رفت و برگشتهای مختلف در زمانهای مختلف داستانش رو به بهترین نحو تعریف میکنه. از کودکی و جهانِ شیرینش تا میانسالی و از همه مهمتر شخصیت رستم! شخصیتی که در خلال روایت ساخته شده و راوی در بخشی از داستان، خطاب به اون حرف میزنه. رستم، شخصیتِ آشنای راوی نیست، رستم تمام هویت راویه. تمام گذشته و طنابی که اون رو به وطنش متصل نگه میداشته.
نثر روان، توصیفات دلنشین و ادغام احساسات مختلف قصهای دوستداشتنی ساخته، که خوندنش لذتبخشه و غمی رو از ابتدا تا انتها به دوش میکشه.
چه کسی باور میکند، رستم، روحانگیز شریفیان، نشر مروارید
رقعی شومیز 251 صفحه، قیمت: 380.000 تومان | 182 |
| 17 | #کتاب_امروز
قلب، شکارچی تنها
🔹 کارسون مکالرز عنوان کتاب خود به نام «قلب، شکارچی تنها» را از این شعر شاعر اسکاتلندی به نام ویلیام شارپ الهام گرفته است:
در دل تابستان، زندگی زیباست هنوز
ولی قلب من، شکارچی تنهاییست که روی تپهای تنها، به شکار رفته...
🔹این کتاب از آثار مهم قرن بیستمی ادبیات آمریکا محسوب میشود که شخصیت اصلی آن مردی کرولال به نام «جان سینگر» است. این مرد به مونس و گوش شنوایی برای افراد مختلفی در جامعهی شهری کوچکی در جنوب آمریکا تبدیل میشود. افرادی که هر کدام با احساس بیگانگی و دغدغه و تلاش برای حفظ معنا در زندگی در دنیایی پر از بیعدالتی دست و پنجه نرم میکنند. نویسنده به زندگی و شخصیت هرکدام از این شخصیتها با دقت و ریزبینی خاصی پرداخته است که این اثر را از بابت نگاهی تازه به تنشهای نژادی به اثری ممتاز در ادبیات بدل کرده است.
🔹 داستان با معرفی دو شخصیت «جان سینگر» و «اسپیروس آنتوناپولوس» شروع میشود. هر دو لال هستند و با هم زندگی میکنند. کمکم در گذر ماجراهایی، آنتوناپولوس به بیماری روانی مبتلا میشود و تنها همدم جان سینگر از پیشش به آسایشگاه روانی منتقل میشود. او که حالا با تنهایی عمیقی روبهرو گشته، که در کتاب چنین توصیف میشود: «سراسیمگی آرامآرام جای خود را به خستگی مفرط داد و بعد آرامش عمیقی در چهرهاش دیده شد، آرامشی از آن جنس که فقط در چهرهی آدمهای اندوهگین یا دنیادیده میبینی. سینگر اما همچنان غرق در تنهایی و سکوت در خیابانهای شهر پرسه میزد.» محل زندگی خود را عوض میکند و به پانسیونی نقلمکان میکند و آنجاست که سرآغاز آشناییاش با دیگر شخصیتهای اصلی کتاب میشود.
📚 #چند_سطر_کتاب
ببین چی میگم! هر طرف رو که نگاه میکنی پر از پستی و فساده. توی همین اتاق، همین شراب انگوری که میخوریم و همین سبد میوه، همهی اینا تولید شدن تا یکی منفعت ببره و یکی دیگه ضرر کنه. هیچکس نمیتونه بدون اینکه تسلیم بدذاتی و پستی این دنیا بشه گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون. در ازای هر لقمه نونی که میذاریم دهنمون و هر لباسی که میپوشیم، یه بدبختی باید از کلهی سحر تا بوق سگ جون بکنه، و انگار هیچکس هم عین خیالش نیست.
📘 #قلب_شکارچی_تنها، #کارسون_مکالرز، #آرش_افراسیابی، #نشر_بیدگل
پالتوییی شومیز، 496 صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 212 |
| 18 | #چند_سطر_کتاب
نقاشها همه سروته یک کرباسند. با دو کلمه تعریف و تمجید، فوری خودشان را گم میکنند. کافی است از سر بخت یا به لطف پشتکار خودشان بتوانند چیزی بکشند که ذرهای متفاوت باشد و به شکلی بسیار مبهم از سبکی تازه حکایت کند. آن وقت دیگر خدا را بنده نیستند. به خیالشان کل پاریسیها از دیدن آثارشان به شور میآیند و بر سر خرید آنها با هم بحث و جدل میکنند و قیمتهای میلیونی پیشنهاد میدهند. البته میشود بهشان گفت که هنردوستان واقعی دیگر تابلو نمیخرند و امروزه نقاشان جز مشتی بقال و چقال مشتری دیگری ندارند. اما این کار وقت تلف کردن است، چون نقاشها در هپروت سیر میکنند.
#نقاشی_دلپذیر، #مارسل_امه، #ناهید_فروغان، #نشر_مد
جیبی شومیز 104 صفحه
www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar | 182 |
| 19 | #کتاب_تازه
📘 راز رازها
#دن_براون، #حسین_شهرابی
#نشر_تندیس، #داستان_آمریکایی
رقعی شومیز 880 صفحه
قیمت: 1.100.000 تومان
📙 مراقب هیولاها باش (کتاب کار روان درمانی)
#لارن_استاکلی، #فهیمه_اکبری
#نشر_پرتقال، #روانشانسی_کودک_نوجوان
خشتی شومیز 124 صفحه
قیمت: 220.000 تومان
📕 قدرتمندترین زن در اتاق تو هستی
#لیدیا_فنت، #الهه_علوی
#نشر_ذهن_آویز، #روانشناسی_موفقیت
رقعی شومیز 248 صفحه
قیمت: 420.000 تومان
📗 جلاد
#شرلی_جکسون، #محمدرضا_شکاری
#نشر_ثالث، #داستان_خارجی
رقعی شومیز 302 صفحه
قیمت: 380.000 تومان
📓 زندگی کاری
#آدام_گرنت، #بنفشه_شریفی_خو
#نشر_میلکان، #روانشناسی_کار
رقعی شومیز 320 صفحه
قیمت: 425000 تومان
کلبه کتاب کلیدر @klidarnews
سفارش کتاب 👈 @klidarbook | 226 |
| 20 | 📚#کتاب_امروز
🫂قدرت عذرخواهی
گاهی سادهترین مفاهیم، عمیقترین آنهایند.
✍🏻#مهلا: کتاب «قدرت عذرخواهی» اثر بورلی انگل، نگاهی کاربردی به نقش عذرخواهی در بهبود روابط و سلامت روان دارد. نویسنده توضیح میدهد چرا برخی افراد از عذرخواهی فرار میکنند و چرا برخی بیش از حد آن را انجام میدهند. این کتاب نشان میدهد که عذرخواهی نشانهٔ ضعف نیست، بلکه نشانهٔ بلوغ و مسئولیتپذیری است.
کتاب با مثالهای واقعی و تمرینهای عملی، به خواننده میآموزد چگونه یک عذرخواهی مؤثر ارائه دهد، چگونه عذرخواهی دیگران را بپذیرد و چگونه با افراد مسئولیتگریز یا بیشازحد عذرخواه روبهرو شود. این اثر راهنمایی فشرده و کارآمد برای ترمیم رابطه، افزایش همدلی و رهایی از رنجشهای عاطفی است.
💭#چند_سطر_کتاب:
عذرخواهی خیلی زیاد و عذرخواهی خیلی کم، هر دو مشکلساز است. افرادی که زیاد عذرخواهی میکنند، ممکن است احترام دیگران را از دست بدهند و در نظر آنها ضعیف و ناکارآمد به نظر برسند. آنها اغلب آنطور که باید، جدی گرفته نمیشوند. کسانی که به حد کافی عذرخواهی نمیکنند نیز احترام دیگران را از دست میدهند؛ چون احتمالا افرادی بیملاحظه، بیمیل به قبول مسئولیت اعمال خود و حتی بزدل در نظر گرفته میشوند. بدیهی است که باید بین این دو حد افراطی، به تعادل دست یافت.
📘#قدرت_عذرخواهی، #بورلی_انگل، #سارا_کمالی، #نشر_میلکان
شومیز، رقعی، 303 ص
🪴www.klidar.ir
🪴t.me/klidarnews
🪴instagram.com/instaklidar | 145 |
