دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨
Open in Telegram
در مسیر درخشیدن✨ نودانشجوی پزشکی. یه دختر معمولی با چالشهای گاهی غیرمعمولی:) ربات برای صحبتهاتون: @Derafshanbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
219
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-330 days
Posts Archive
ولی واقعا برام سواله و درک نمیکنم، چجوری انقدر راحت میتونن پول بدن از اینجور چیزا بخرن؟ منظورم چیزای خوشگل ولی غیر ضروریه، مثلا هزارتا ماگ، اکسسوری، لوازم تزئینی و.. من واقعا دلم نمیاد..
میدونین خسیس نیستم ولی خب بهنظرم واقعا پول حیفه برای هرچیزی خرج بشه..
چند وقت پیش دوستم ۹۰۰ هزار تومن پول داده بود جاسیگاری خریده بود با اینکه تا حالا سیگار دست نگرفته:///
خب چرااا😭😭
خداروشکر که من اینستا ندارم که از این اکسپلورها داشته باشم چون احتمالا پول برام نمیموند:)))
الانم که دسته ماگم شکسته واقعا غمگینم💔
Repost from لیمو تلخ
امروز یک دختر ناز بهم پیام داد واسه دوره مبتدی و گفت تازه امروز کنکور داده و میخاد بافتنی شروع کنه🥲
تصمیم گرفتم برای همه ی کنکوری های نازم که امروز و فردا کنکور دارن تمام دوره هام رو نصف قیمت کنم.
کارت جلسه تون رو برام بفرستید هر دوره ای دوست داشتید شرکت کنید بشوره ببره.
لیست دوره های بافتنی اینجاست .
دوره شمع و سنگ مصنوعی و قالب سازی هم هست. دوره های زبان کره ای هم هستند که اگر درموردشون خواستید بدونید بهم بگید.
اینم که خودمم:
@leemoonart
سوئیس، احتمالا یه بیزینس کوچولو داشتم، گلفروشی یا کافه یا کتابفروشی.
توی یکی از دانشگاههای خوشگل یه رشته باحال هم خونده بودم^^
یه شورولت زرشکی هم داشتم:))
من دلم برای خونه مامهجونم تنگ شده، اینکه بابام ظهر از سرکار میومد و میگفت مامهجون گفته بچهها امروز بیان خونمون. اونجا با عمه کلی آتیش میسوزوندیم، پانتومیم بازی میکردیم، اسم فامیل و بازی فکری، بعدم وسط پذیرایی فوتبال میزدیم و مامهجون با لبخند نگاهمون میکرد و میگفت جیغ نکشید، مادر همسایه مریضه.
بعد از خستگی غش میکردیم وسط خونه، عمه با انگشتهای معجزهگرش سرم رو ماساژ میداد و برامون عصرونه میآورد. چون من کیک یزدی دوست نداشتم مامهجون همیشه برام کاپکیک شکلاتی میخرید. بعدم شام پختن عمه رو تماشا میکردیم، غذامونو با کلی سس و نوشابه میخوردیم و شب، امیدوار بودیم بابا دیرتر بیاد تا یه دست دیگه بازی کنیم..
و آرزو میکردیم کاش بشه شب هم بمونیم، خونه مامهجون صبحهای قشنگی داره🩵✨
+2
فصل اول تد لاسو رو تنهایی تموم کردم چون با مامان بحثم شد و خب به نظرم مامان با پسرِ عزیزش فیلم ببینه بهتره^^
بعدم تا مامان بابا رفته بودن داداشم رو از سالن بیارن جارو و تِی معوقه رو انجام دادم و ظرفها رو هم بشورم، امروز all done!
و واقعا تد لاسو خیلی بهم حس خوبی میده، مثلا امروز ربکا جمله خیلی قشنگی گفت؛
"هر زیانی یه سودی داره!"
این بستنی یخی جدید کاله هم جالب بود، فقط ۱۵ کالری داشت و پر از ویتامین و املاح موردنیاز بدن!
عزیزانی که کنکور دادین، من انقدر بعد کنکور در حالت فروپاشی روانی بودم که نتونستم ولی به شما پیشنهاد میکنم این کارها رو انجام بدین؛
اول بیخیال تراز و درصدگیری و اینا باشین و فقط استراحت کنین. به گذشته فکر نکنین، تصمیمهای عجولانه نگیرین.
دوم، مثلا حداکثر ۳ روز استراحت مطلق باشین ولی بعدش شروع کنین در کنار استراحت، کارهای مفید هم انجام بدین، مثلا چی؟ زبان بخونید، یه هنر یاد بگیرین، ورزش کنید، بیرون برین، کلاس و کارگاه و ایونتهای مختلف برین و مردم رو ببینید و باهاشون تعامل داشته باشین.
کتاب بخونید، و روی توسعه فردی خودتون کار کنید.
فیلمهای خوب هم ببینید.
و کلا هرکار مفید دیگهای که میتونین.
کنکور و مخصوصا کنکور امسال، دوران سختی بود. شما نیاز دارین روحیهتون رو بازیابی کنین. هم برای دانشگاه رفتن و هم برای پشت موندن و کار کردن و ازدواج کردن و کلا هر تصمیمی که برای آینده دارین.
این که تمام این مدت رو توی گوشی و مجازی و اینستاگرام بگذرونین و یا فیلم ببینید صرفا استراحت جسمیه درصورتی که روح و روان هم به استراحت و ریکاوری نیاز داره.
خوش باشین🩵✨
۲ ساعت ۱۵ دقیقه که برق نبود، کتاب خوندم. ۱۹۸۴ جالب و عجیبه. کار هم کردم و اتاقم رو تمیز کردم. یکم هم به پذیرایی نظم دادم. با مامان چای خوردم و بهسلامتی یهبحث هم داشتیم:))
برقا که اومد، اتاق رو جارو کشیدم، میزهای پذیرایی رو تمیز کردم و ظرف شستم و میخواستم جارو بکشم که بابا اومد.
الانم دلدرد دارم و نشستم روی تخت.
و خب واقعا درود بر کتاب نجاتدهنده که باعث میشه از گوشی و مجازی راحت دور باشی.
و همچنین کار^^
کنکوریهای عزیزم، بالاخره فردا روزِ شماست.
بهخدا توکل کنید و ازش بخواهید کمکتون کنه. این رو بدونید که کمک خواستن از خدا، فارغ از دین و مذهبه چون دین، راه و روش پرستیدن و رسیدن به خداست.
پس ازش بخوایین، خدا قبل از شما اونجاست، تلاشهاتون رو دیده، و قطعا به اندازه تلاشتون بهتون نتیجه میده.
من از صمیم قلبم، برای همتون آرزوی موفقیت دارم و براتون دعا میکنم، فردا شما شادترین انسانِ روی زمین باشین.
فقط تا آخرین لحظه بجنگین، ناامید نشین، سوالای آسون و خوب رو سریع پیدا کنید، توی تلههای طراح هم نیفتین.
کنکور چند دقیقه اولش رو که رد کنی، مثل آزمونهای قلمچی و ماز هر هفته است، حتی از اون هم سادهتر. داستان هر دفترچه رو توی همون دفترچه تموم کن و برو بعدی.
همین، ساده و آسون، فقط یکم مدیریت میخواد.
بهقول دکتر کاژه، اسکلتر از شماها تونستن، شما هم میتونید:))
داشتم فکر میکردم چرا انقدر امروز عصبی و حساسم؟ بعد یادم اومد که دیشب کم خوابیدم و شاید ربطی به این داشته باشه.
و الان تحقیق کردم و متوجه شدم بله، وقتی خواب کافی نداشته باشی، مغز در تنظیم احساسات ضعیفتر عمل میکنه؛ بنابراین زودتر عصبانی میشیم و حساس و تحریکپذیر.
اینم از دیگر عواقب کمخوابی.
بچههای نازِ کنکوری، یه تورقی برای زمینشناسی داشته باشین، شکلهای زیست رو یه نگاه سریع بندازین، یعنی مرور چشمی انجام بدین.
واکنشهای شیمی رو حتما مرور کنید.
جدول مندلیف و فرمولهای شیمی رو هم حتما مرور کنید.
این چیزای کوچیک مهمن.
میبینید چقدر دنیا کوچیکه؟
ایشون یکی از دوستای دبیرستانه، که از مدرسه دیگهای میومد پانسیون مدرسهی ما درس میخوند و من هیچ راهارتباطیای باهاش نداشتم، به این شکل یافت شد.
از دوستش که همکلاسیِ دانشگاه منه آیدیم رو گرفت.
چقدر اون شب من گریه کردم، میدونید، بچههای پانسیون دوستای خوبی بودن و اون روزا روزای خوبی..
نمیخوام فیلم رو اسپویل کنم شاید بعضیهاتون ندیده باشین.
ولی بهنظرم هرچند خیلی فیلم مفهومیای نبود، ولی یه مفهومی داشت، و اونم اینکه مسیر رسیدن به یکچیزی، به اندازه اون چیز مهمه؛
یعنی همون باد آورده رو باد میبره، اگر برای یهچیزی تلاش کنی، زحمت بکشی و بهقولی از آنِ تو باشه، اونوقت رسیدنِ بهش هم خوبه، قدرش رو میدونی، و اصلا خود اون تلاش و رنج و درنهایت رسیدن برات مفیده.
برای همینه که شاید چراغ جادو و راحت برآورده شدن آرزوها، خیلی هم خوب نباشه..
