Parmi's Diaryᥫ᭡
Open in Telegram
Nursing Stu🩺 🦢. ݁₊ ⊹ . ݁ اینجا باهم درس میخونیم، صحبت میکنیم، کتاب میخونیم و کلی خاطره میسازیم💞✨ ارتباط🍓: http://t.me/BluChtBot?start=65a0af05bcddac8d8c
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
581
Subscribers
-624 hours
+267 days
-5730 days
Posts Archive
کایان تقریبا ۶ ماه از اون روزی که دیدیمت گذشته . . .
امیدوارم خوب خوب شده باشی عزیزکم🫠🩵
Repost from N/a
+2
کایان کوچولو یه نینی نارس بود
که آورده بودنش برا آواستین(تزریق داخل زجاجیه چشم)
۳۲ هفته به دنیا اومده بود
۸آبان
یه مسیر سختی رو برا زنده موندن شروع کرده
کایان کوچولو برای مامان و بابات که کلی نگرانت و خسته بودن زودی خوب شو🤍✨
00:32
Hey should I pray
Should I pray Yeah
To myself
To a God To a saviour who can
Unbreak the broken
Unsay these spoken words
Find hope in the hopeless
Pull me out the train wreck
Unburn the ashes
Unchain the reactions
چه تنهایی عجیبی!
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره خود تنها باشد، تنهاست.
نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد.
_سمفونی مردگان
اگر بپرسند سمفونی مردگان یعنی چه، میگویم: یعنی صدای مردمی که زندهاند اما نفس نمیکشند.
یعنی آدمهایی که میان عادت و ترس، دفن شدهاند.
یعنی من، آیدین، که میخواستم بنویسم و نگذاشتند.
میخواستم پرواز کنم، و پرم را بریدند.
اما هنوز، در دورترین نقطهی ذهنم، موسیقی ناتمامی مینوازد؛
سمفونیِ مردگان…
و من آخرین نتِ زندهی آنم.
_سمفونی مردگان🥀🖤
گذروندن یه سری سختی ها هم هیچ آپشنی نداشت،
فقط نفست رو برید،
نمیتونی به عنوان رزومه ازش استفاده کنی،
کارای روزمره رو به سختی انجام میدادی چون بند بند وجودت باهاش درگیر بوده.
01:09
خیلی وقته که پرنده نمیخونه خیلی وقته دیگه هیچکس نمیمونه خیلی وقته دیگه چشمات نمیخنده خیلی وقته، خیلی وقته، خیلی وقته
