Parmi's Diaryᥫ᭡
Open in Telegram
Nursing Stu🩺 🦢. ݁₊ ⊹ . ݁ اینجا باهم درس میخونیم، صحبت میکنیم، کتاب میخونیم و کلی خاطره میسازیم💞✨ ارتباط🍓: http://t.me/BluChtBot?start=65a0af05bcddac8d8c
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
581
Subscribers
-624 hours
+267 days
-5730 days
Posts Archive
آهای خوشگل عاشق
آهای عمر دقایق
آهای وصله به موهای تو
سنجاق شقایق
آهای ای گل شب بو
آهای گل هیاهو
آهای طعنه زده چشم تو
به چشمای آهو
واقعیت اینه که هر کسی یه جنگی داره، یه دردی که شاید نشون نده،
یه چیزی که شبها بیدارش نگه میداره، فقط بعضیا بهتر پنهونش میکنن؛
طوری رفتار میکنن که کسی نمیتونه حدس بزنه پشت اون چهره، چه طوفانی در جریانه.
00:37
Mutlu yıllar, mutlu yıllar sevgilim
Sensiz kutlar, bu gece tüm aşıklar
Çok yalnızlar, ellerinde yıldızlar
Bekliyorlar, bizim için bir şarkı çal
Füsun'un içtiği 4213 sigara.
کمال تهسیگارها را جمع نمیکرد چون سیگار بودند؛
جمعشان میکرد چون آخرین چیزی بودند که لبهای فسون لمس کرده بود.
بعضی آدمها بعد از رفتنشان، در خاطره میمانند؛
بعضیها در عکس.
اما فسون در ۴۲۱۳ تهسیگار ماند.
کمال بعد از هر دیدار با فسون، حتی تهسیگارهایی را که او کشیده بود نگه میداشت؛ انگار میترسید کوچکترین ردّی از او را از دست بدهد.
در موزه واقعی هم دیواری وجود دارد که این ۴۲۱۳ تهسیگار روی آن نمایش داده شدهاند.
سیگارا با یه توضیح کوتاه از حس و حال اون لحظهی فسون هستن.
مسیر سخته،
اما تو هم قرار نیست بهراحتی بیخیالش بشی.
قرار نیست نجنگیده ببازی، قرار نیست فقط چون با تصوراتت فرق داره، تلاش نکرده رهاش کنی.
