en
Feedback
𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔

𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔

Open in Telegram

من از نهایتِ شب حرف می‌زنم، من از نهایتِ تاریکی... لینک ناشناسم،برای وقتایی که نیاز دارید به حرف زدن: @Midnight_Tearsbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
255
Subscribers
-324 hours
+157 days
+4030 days
Posts Archive
به زنده ماندن در این دیار چه پای سختی فشرده‌ام چه مرگ‌ها آزموده‌ام ولی شگفتا نمرده‌ام.

من بیشتر از این‌که غمگین باشم، خسته‌ام. می‌دانی؟ خستگی مرحله‌ای بالاتر از غمگین بودن است؛ آدم وقتی دائم از درون غم را تجربه می‌کند، به آن غم خو می‌گیرد و سپس روحش خسته‌ی خسته می‌شود. «من به همه‌چیز عادت کرده‌ام، و حالا خسته‌ی خسته هستم.»

علیرضا قربانی روزگار غریب.mp314.94 MB

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟ گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟ نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟ بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب به که بینم؟ که تویی چشمِ مرا بینایی پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید وین عجبتر که تو خود روی به کس ننمایی گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی» وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی
ـ عراقی

خیلی جدی میگم: من اندوهگین نیستم،من خود اندوه عالمم،سرزمینی توی سینه ام داره گریه میکنه و داره خفه میشه و در مقابلم در برابر تمام احساسات خنثی ام.🚶🏻‍♀
خدایا شکرت

2:47
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره...

بعد از چیز هایی که دیدم و کشیدم دیگه هیچ چیز منو به وجد نمیاره.... چندتا کار باقی مونده از جمله شعر خوندن و نوشتن و گوش دادن به موسیقی و خوندن کتاب و... نه از روی سبک سری بلکه بخاطر فرار از زمانه برای زیستن و فرار کردن از لحظه هایی که مثل طناب دار خفه ام میکنه... برای ادامه دادن خیلی پیرم و برای پایان خیلی جوان🚶🏻‍♀

سال ها گذشته،هنوز نتونستم بفهمم فلسفه انسان بودن چیه؟ وقتی قراره آدمی به دنیا بیاد و رنج بکشه و بعد بمیره چه فلسفه ای داره؟ اگر قراره مرگ اتفاق بیوفته چه امروز چه فردا ‌و چه سال های دیگه... اصلا چرا آدم ها مواظب رفتار هاشون نیستن؟ چرا شادی و نگرانی آدما مهم نیست؟ حقوق شون چی؟ دنیایی که من دیدم و داخلش شروع به زیست کردم پر از ناعدالتی و نابودیه.... کاش تموم بشه🚶🏻‍♀

همایون شجریان- شب جدایی.mp35.73 MB

از من رمیده ای و من ساده دل هنوز بی مهری و جفای تو باور نمی کنم دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید دیگر چگونه عشق تورا آرزو کنم دیگر چگونه مستی یک بوسه تورا دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم.
ـ فروغ فرخزاد

2:52 3:54
نه اميدی در دل من که گشايد مشکل من نه فروغ روی مه ی که فروزد محفل من نه همزبان درد آگاهی که ناله ای خرد با آهی داد از اين بی دردی ها خدايا..

حافظ کجای کاری ؟ فالت غلط درآمد گفتی غمت سرآید ، این عمر بود سرآمد.

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم شب‌زنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی  تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم زنگارها را شسته‌ام دور از کدورت‌های دور آیینه‌ای رو به توام ، اما کنارت نیستم دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست اصلا منی در کار نیست ، امن ام حصارت نیستم.
افشین یداللهی

خاموشم، اما دارم به آواز غمِ خود می‌دهم گوش‌...