en
Feedback
𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔

𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔

Open in Telegram

من از نهایتِ شب حرف می‌زنم، من از نهایتِ تاریکی... لینک ناشناسم،برای وقتایی که نیاز دارید به حرف زدن: @Midnight_Tearsbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
259
Subscribers
+424 hours
+307 days
+3930 days
Posts Archive
Ramesh - Bee Tou Man Kasi Nadaram.flac22.48 MB

Alireza Ghorbani - Golhaye Barankhordeh.mp39.32 MB

‏گر ز درون شکسته‌ای، فاش مکن که خسته‌ای.

Hayedeh - Ey Khoda.mp38.37 MB

رک بگویم از همه رنجیده ام از غریب و آشنا ترسیده ام بی خیال سردیِ آغوش ها من به آغوش خودم چسبیده ام‌.

Wayfarer (feat. Mohammadreza Shajarian).mp314.85 MB

عه قرار بود خوابمو درست کنم🌝🤣

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید وقتی عطش طع
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر چیزی در آنسوی یقین شاید کمی هم کیش تر آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود من عاشق چشمت شدم.❤️‍🔥✨
-افشین یداللهی @Lazy_1234

عالیه،به مرز های جدیدی از نخوابیدن رسیدم.

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر چیزی در آنسوی یقین شاید کمی هم کیش تر آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود من عاشق چشمت شدم.
-افشین یداللهی

Alireza Ghorbani - Madare Sefr Daraje (320).mp36.83 MB

حکایت شب هجران و روز تنهایی زمن بپرس، که شب تا بروز بیدارم.

درون خود نپسندم که از تو باز آرم بدین قدر که: تو بیرون کنی به آزارم مرا به عمر خود امید نیم ساعت نیست به بوی تست شبی گر به روز می‌آرم حکایت شب هجران و روز تنهایی زمن بپرس، که شب تا بروز بیدارم ز شهر نیز بدر می‌روم، که خانهٔ خلق خراب می‌شود از آب چشم خونبارم میان ما و تو جز گرد این وجود نماند بدان رسید که این گرد نیز نگذارم ز سینه بوی کسی جز تو گر بمن برسد خراب کرده بهخون دلش بینبارم مرا بلاله طمع بود و گل ز چهرهٔ تو گلم نداد، ولی تنگ می‌نهد خارم اگر تو زهره جبین می‌خری به بوسه مرا بخر وگرنه رها کن، که مشتری دارم محبت تو همی ورزم، ای پری، مگذار که محنت تو بسوزاند اوحدی‌وارم.
-اوحدی

محمدرضا_شجریان_سینه_مالامال_درد_است.mp36.35 MB

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت: «صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی» سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟ در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست رهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی.
-حافظ

Alireza Ghorbani - Dar Zolfe To (Ft Hesam Naseri).mp39.84 MB

همچو چنگم سرِ تسلیم و ارادت در پیش تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم.