𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔
Open in Telegram
من از نهایتِ شب حرف میزنم، من از نهایتِ تاریکی... لینک ناشناسم،برای وقتایی که نیاز دارید به حرف زدن: @Midnight_Tearsbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
253
Subscribers
+224 hours
+317 days
+3530 days
Posts Archive
1:31
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
تو به هر جا در پناهی
من به دنیا بی پناهم
تو طلوع هر امیدی
من غروبی نا امیدم
از هیاهوی دنیا گریختم،
به کوچه های ساکت کتاب،
آنجا که واژه ها،آرام تر از حقیقت اند….
1:30
ما ما وارثان دردهای بی شماریم…
ما گریه های چشم های انتظاریم
ما ما سرزمینی دور و تنها در غباریم!
ما چیزی به غیر از غم به غیر از هم نداریم
ما حسرت یک خنده ی دنباله داریم…
ما خسته از این روزهای بی قراریم!
برای گریههای بیامان....
آغوشی میخواهم از جنس سکوت شب،
که بغضِ سالها را بیهیاهو در خود حل کند،
جایی میانِ سایه و ماه،
آنجا که دل از تپیدن میایستد و زمان از چرخش…
برای گریههای بیامان،
پنجرهای میخواهم رو به صبحی ناپیدا،
تا بارانِ اشکهایم در آن فروچکد و از خاکِ غم،
گلِ آرامشی بروید که نامت را نفس میکشد…
-خود نوشت
