en
Feedback
واژه‌هایِ درمانگر🫀💙

واژه‌هایِ درمانگر🫀💙

Open in Telegram

و انگشتانِ دستانم دیوانه‌وار می‌نویسند، آنچه را که زبانم قادر نیست بیان کند. لینک ناشناسِ نویسنده... http://t.me/BluChtBot?start=63afaf02b1d9a98f8d45 نویسنده‌ی واژه‌هایِ درمانگر «ساره مجددی»

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 102
Subscribers
-424 hours
+5247 days
+48930 days
Posts Archive
‎ جایی دورتر از خودم ایستاده‌ام به تماشای کسی که جای من زندگی می‌کند؛ چه بی‌رحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی...

ببینم خوش سلیقه داریم اینجا یا نه

گریه یعنی ستایش...

ته‌مانده‌ی ذوقم برایِ ادامه‌ی زنده‌گی را، چای می‌نوشم...
#ساره_مجددی

بعضی روز‌ها هم آدم آنقدر خوشحال می‌باشد که به آسمان لبخند می‌زند، به قمریِ کوچکِ کنارِ پنجره خورده‌ی نان می‌ریزد، به کودکانِ دست فروش از شیشه‌ی موتر دست تکان می‌دهد، در مقابلِ آیینه ژست می‌گیرد و ریز ریز می‌خندد و از کوچک‌ترین جزئیاتِ روزش عکس می‌گیرد. مدتی‌ست از این روز‌ها نداشته‌ام...
#ساره_مجددی

کره‌ی زمین چیست بدونِ تو؟ یک زندانِ سر باز!
#ساره_مجددی

پروانه‌ها درونِ دلم، این طرف و آن طرف می‌روند.

https://www.instagram.com/reel/DcX4bX_owF2/?igsi=MTRpcTJoOGV6OGhrYw== حیف نیست انستای مره فالو ندارین؟؟

صبح تان بخیر. تا دیگر که بر می‌گردم خانه، اگر شعرمه قلبک باران نکرده بودیم، قهر می‌کنم. 🥲😑

نیمه شب‌ها با خیالت چای می‌نوشم هنوز کو فراموشی؟ همه لاف اند، ترا خواهم هنوز گفته بودم بعد از این نفرت دارم من ز تو آه که کاذب بوده‌ام، چون دوستت دارم هنوز
#ساره_مجددی

به من جرعه‌ای از غیرتِ مردانه‌ات بده؛ تا تو را در دریایی از جنونِ زنانه‌ام غرق کنم.
#ساره_مجددی

سرانجام حلقه‌ی طلایی‌رنگی را دستانِ تو بر انگشتم خواهند نشاند؛ اما نمی‌دانم برای رسیدن به آن، چه چیزهایی را از دست خواهم داد.
#ساره_مجددی

هوا هوایِ خاموش کردنِ انترنت و غرق شدن درنوشتنِ داستان است.

شک دارم سعدی باشد بس که او، زندگی‌ام را گلستان کرده است...
#ساره_مجددی

اگر سرانجام کسی در تقدیرم باشد؛ که در هیچ کافه‌ای، به انتظارم ننشسته باشد، برایم شعری از شاملو نخوانده باشد، با دیدنِ پیچک‌های انگور، به یادِ موهایِ فر و کوتاه من نیفتاده باشد، کتابی را فقط برای آن‌که من دوست داشته‌ام، نخوانده باشد؛ و اگر هیچوقت و هیچوقت، آن‌قدر مرا دوست نداشته باشد، که واژه‌هایم را خط به خط بخواند… چه؟
#ساره_مجددی

#من و او اگر ما بودیم امشب، بابتِ تمامِ اتفاقاتِ امروز، در آغوشش گریه می‌کردم.
#ساره_مجددی

بعداً به او یاد آوری کنید، گریه کند؛ فعل‌حال مژه‌هایش (ریمل) دارند.
#ساره_مجددی

Voice message00:43