Iran PBD
Open in Telegram
660
Subscribers
+624 hours
+207 days
+10130 days
Posts Archive
660
🌟عملکرد دیوارهای بتنآرمه C شکل و نقش آن در تکمیل معیارهای پذیرش پیوست B استاندارد ACI 318-25 برای طراحی عملکردی باد🌟
☑️ گزارش UCLA رفتار دیوارهای بتنآرمه معمولی C شکل را تحت پروتکلهای باد و زلزله ارزیابی میکند تا مرز پذیرش رفتار غیرخطی محدود در طراحی عملکردی باد تعیین شود. این پژوهش، پس از تدوین پیوست B استاندارد ACI 318-25 منتشر شده و از این جهت نقش آن نقد، کالیبراسیون و تکمیل ضوابط است.
☑️ پیوست B برای دیوارهای مدل شده با فایبر، کرنش فشاری و کششی مجاز با به ترتیب 0.0015 و 1.5εye تعیین میکند. در مقابل، گزارش UCLA کرنش فشاری 0.0025 را برای سطح عملکردی Operational و کرنش فشاری 0.0037 را برای سطح Continuous Occupancy پیشنهاد میکند.
☑️ گزارش UCLA مسیر طراحی عملکردی باد در پیوست B استاندارد ACI 318-25 را تأیید میکند، با این حال نشان میدهد که پذیرش رفتار غیرخطی در دیوارهای بتنآرمه C شکل نباید صرفاً بر اساس ظرفیت مقاومتی انجام شود. این پذیرش باید بهصورت صریح بر پایه کرنشهای فشاری و کششی، سطح تنش محوری، احتمال کمانش میلگردهای طولی و کفایت محصورشدگی در لبه فشاری دیوار ارزیابی شود.
Iran PBD
.
660
🌟FEMA P-58-2026🌟
☑️ ویرایش دوم سریهای FEMA P-58 امروز 7 جولای 2026 منتشر شد.
☑️ سری FEMA P-58 را میتوان یکی از پایههای مهم نسل جدید طراحی عملکردی دانست.
☑️ در طراحی تجویزی، بخش زیادی از پیچیدگی رفتار غیرخطی و ارزیابی فروریزش در قالب ضرایبی مثل R و... خلاصه شده است. پشت این رویکرد، منطق ارزیابی FEMA P-695 قرار دارد؛ اما ASCE 7 آن را به شکل تجویزی و قابل استفاده برای صنعت ارائه میکند.
☑️ سری FEMA P-58 همین مسیر را از زاویهای دیگر دنبال میکند:
بهجای تمرکز صرف بر جلوگیری از فروریزش یا سطح عملکردی کلی، سوال جدید و کلیدی مطرح میشود که بعد از زلزله چه اتفاقی برای ساختمان میافتد؟
-هزینه تعمیر چقدر است؟
-تعمیر چقدر زمان میبرد؟
-احتمال تلفات و آسیب چقدر است؟
و ...
☑️ به همین دلیل، FEMA P-58 طراحی عملکردی را از زبان صرفاً مهندسی به زبان تصمیمگیری برای کارفرما نزدیک میکند.
☑️ از این دیدگاه، میتوان آن را یکی از پایههای فکری رویکرد طراحی مبتنی بر بازیابی کاربری دانست؛ رویکردی که در ادبیات جدید NEHRP 2026 نیز دنبال میشود.
☑️ راهنمای تعمیرپذیری ایالات متحده
☑️ راهنمای تعمیرپذیری نیوزیلند
.
660
🌟بازخوانی ویرایش پنجم استاندارد 2800 (از ایمنی جانی تا تابآوری اقتصادی)🌟
☑️ برگزار کننده وبینار : سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران
☑️ سه شنبه 9 تیرماه 1405
☑️ دانلود این کلیپ از آپارات
☑️ اهداف طراحی لرزهای ویرایش چهارم و پنجم استاندارد 2800 با اهداف طراحی لرزهای آییننامههای ژاپن، نیوزیلند، ایالات متحده، کانادا، اروپا، چین، شیلی و هند مقایسه شد.
☑️ ادبیات فنی نوین در حوزه تابآوری لرزهای، بازیابی کاربری و تعمیرپذیری مطابق با بهروزترین اسناد بینالمللی تشریح شد.
☑️ به دلیل محدودیت زمانی برخی موارد به صورت خلاصه بررسی شد و برای کسب اطلاعات بیشتر لینکهای زیر مفید خواهند بود.
☑️ رویکرد جهانی تابآوری لرزهای در برابر رویکرد استاندارد 2800
☑️ عدم قطعیت در مهندسی زلزله و تابآوری لرزهای
☑️ چرا دنیا به این نتیجه رسیده است که افزایش سختی جانبی سازه برای تامین عدم فروریزش و تعمیرپذیری گریز ناپذیر است؟
☑️ تشدید نیروی برشی دیوار در یوروکد 8 نسخه 2026 ( EN 1998-1-2 2026)
☑️ خرید کتاب بهتاب 1 : ریسک پنهان سرمایهگذاری در ساختمانهای ایران
☑️ این کلیپ در استدیو مادیا ضبط، تدوین و منتشر شده است.
.
660
🌟استانداردهای طراحی عملکردی در چین🌟
☑️ T/CECA 20024-2022 : ضوابط ملی طراحی عملکردی
☑️ DBJ33/T 1318-2024 : ضوابط استانی ژجیانگ برای طراحی عملکردی
☑️ در چین، طراحی اولیه طبق GB 50011 انجام شده و برای ساختمانهای بلند، نامنظم، خارج از حدود آییننامهای یا واقع در پهنههای با خطر لرزهخیزی بالا، تحلیلهای تکمیلی و عملکردی الزامی میشود.
☑️ مقایسه با LATBSDC:
- در چین، برای پهنههای با خطر لرزهخیزی بالا، ساختمانهای بلندتر از 60 متر وارد محدوده الزام به تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی میشوند.
- در ایالات متحده (ASCE 7-22)، این آستانه برای ساختمانهای بلند 240 فوت، معادل تقریباً 73 متر است.
- در LA زلزله سرویس با دوره بازگشت حدود 43 سال و دریفت 0.5% کنترل میشود.
- در چین زلزله سرویس با دوره بازگشت حدود 50 سال و دریفت 1/500 = 0.2% کنترل میشود.
- در LA سطح شدید با MCER حدود 2475 ساله تعریف میشود.
- در چین سطح متناظر، زلزله نادر است که دقیقاً معادل MCER آمریکا نیست و در چارچوب GB 50011 تعریف میشود.
☑️ آییننامه چین تنها کُدی در دنیاست که صراحتاً کاهش خسارات اقتصادی را در اهداف خود دارد.
660
گراهام پاول، یکی از پیشگامان مهندسی زلزله و تحلیل غیرخطی سازهها درگذشت.
گراهام پاول، استاد بازنشسته دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، از چهرههای برجسته مهندسی زلزله، در تاریخ ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶ درگذشت.
پاول که در جامعه مهندسی سازه با عنوان «آقای غیرخطی» نیز شناخته میشد، بیش از شش دهه در زمینه پژوهش، آموزش و فعالیت حرفهای در حوزه مهندسی سازه، تحلیل غیرخطی و طراحی لرزهای سازهها نقشآفرینی کرد.
تمرکز اصلی فعالیتهای علمی و حرفهای او بر مدلهای نرمافزاری در تحلیل غیرخطی و توسعه طراحی لرزهای مبتنی بر عملکرد بود.
از مهمترین دستاوردهای گراهام پاول میتوان به نظارت بر توسعه مجموعه برنامههای DRAIN برای تحلیل دینامیکی غیرارتجاعی اشاره کرد. او همچنین بعدها نرمافزار PERFORM-3D را توسعه داد؛ نرمافزاری که به یکی از ابزارهای مهم و پرکاربرد در طراحی عملکردی تبدیل شد.
پاول در طول دوران فعالیت خود بر آموزش و تربیت نسلهای مختلفی از دانشجویان و مهندسان اثرگذار بود و از طریق تدریس، تألیف، برگزاری سمینارها و توسعه ابزارهای تحلیلی، نقش مهمی در پیشرفت مهندسی سازه و زلزله ایفا کرد.
درگذشت او، فقدان یکی از چهرههای اثرگذار در توسعه تحلیل غیرخطی و طراحی عملکردی سازهها به شمار میرود.
Iran PBD
.
660
گزارش بانکوک نه ممنوعیت مطلق بلندمرتبه سازی را تأیید میکند و نه نمایش تحلیلهای تاریخچه زمانی غیرخطی را کافی میداند.
بخش سوم :
گزارش نیوزیلند را نباید به یک حکم کلی درباره ممنوعیت بلندمرتبهسازی روی خاک نرم تبدیل کرد. گزارش نشان میدهد که زلزله دوردست، حوضه رسوبی عمیق و ساختمانهای بلند میتوانند ترکیب حساسی ایجاد کنند، اما از این واقعیت نمیتوان نتیجه گرفت که هر نوع بلندمرتبه سازی در پهنههای ساحلی یا نرم باید بهصورت مطلق رد شود. نتیجه دقیقتر این است که بلندمرتبهسازی در چنین پهنههایی فقط با طراحی اصولی، شناخت دقیق ساختگاه، سیستم باربر جانبی مناسب، کنترل دریفت، جزئیات اجرایی قابل اعتماد و توجه جدی به اجزای غیرسازهای قابل دفاع است.
از سوی دیگر، گزارش را نباید بهانهای برای پناه بردن فوری به عنوانهایی مانند طراحی عملکردی، تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی یا مدلسازی پیشرفته دانست. تحلیل پیشرفته زمانی ارزشمند است که روی یک سیستم سازهای درست و با دادههای درست انجام شود. اگر پیکربندی ساختمان نامناسب باشد، سختی جانبی کافی وجود نداشته باشد، دریفت بهدرستی کنترل نشود و جزئیات اجرایی قابل اعتماد نباشد، تولید گزارش نرمافزاری نمیتواند ضعف اصلی را پنهان کند.
تجربه شیلی برای فهم این نکته بسیار مهم است. شیلی کشوری ساحلی، بسیار لرزهخیز و دارای سابقه طولانی در ساخت ساختمانهای بلند بتنآرمه است. اگر قرار بود پاسخ مهندسی به برجسازی ساحلی، ممنوعیت مطلق باشد، تجربه شیلی باید این ممنوعیت را تأیید میکرد. اما نمونههایی مانند Plaza del Mar در شهر Viña del Mar نشان میدهد که ساخت ساختمان بلند در نزدیکی ساحل، ذاتاً محکوم به شکست نیست.
ساختمان Plaza del Mar یک ساختمان 23 طبقه با زیربنای حدود 22876 مترمربع و ارتفاع 68.4 متر از روی فونداسیون است. این ساختمان در سال 1983 ساخته شد و در نزدیکی ساحل قرار دارد. این سازه پس از بهرهبرداری، زلزله 1985 شیلی با بزرگای 7.8 و زلزله 2010 شیلی با بزرگای 8.8 را تجربه کرد. زلزله 2010 یکی از بزرگترین زلزلههای ثبتشده تاریخ بشر بود، اما این ساختمان بدون آسیب سازهای مهم در چرخه بهرهبرداری باقی ماند.
اهمیت این نمونه در این است که Plaza del Mar پیش از رواج طراحی عملکردی به معنای امروز، پیش از دسترسی گسترده به نرمافزارهای پیشرفته کنونی و پیش از فراگیر شدن ادبیات تحلیل غیرخطی ساخته شده بود. بنابراین، عملکرد قابل قبول آن را نباید در شعارهای امروزی جستوجو کرد، بلکه باید آن را در پیکربندی مناسب، استفاده از دیوارهای بتنآرمه، سختی جانبی بالا، کنترل دریفت، ارتفاع منطقی طبقات و جزئیات اجرایی قابل قبول دید.
این مقایسه، پیام بانکوک را دقیقتر میکند. بانکوک نشان میدهد که فاصله بیش از 1000 کیلومتر از کانون زلزله بهتنهایی ایمنی ایجاد نمیکند. شیلی نشان میدهد که ساحلی بودن و لرزهخیز بودن نیز بهتنهایی ممنوعیت مطلق ایجاد نمیکند. کنار هم گذاشتن این دو تجربه نشان میدهد که پاسخ مهندسی، نه سادهسازی خطر است و نه سادهسازی راهحل. پاسخ مهندسی، اصلاح منطق طراحی است.
برای ایران، این نتیجه اهمیت مستقیم دارد. در بحث نوار ساحلی مازندران، نمیتوان با این استدلال که تهران از ساحل فاصله دارد، اثر احتمالی زلزلهای بزرگ را نادیده گرفت. تجربه بانکوک نشان میدهد که زلزله دوردست، در حضور خاک نرم، حوضه رسوبی و ساختمانهای بلند، میتواند مسئلهساز شود. از طرف دیگر، نمیتوان از این مقدمه درست، به نتیجه ممنوعیت مطلق بلندمرتبهسازی ساحلی رسید. تجربه شیلی نشان میدهد که ساخت ساختمان بلند در ناحیه ساحلی، اگر با سیستم مناسب و ضوابط سختگیرانه انجام شود، میتواند عملکرد قابل قبولی داشته باشد.
بنابراین، مسئله اصلی در نوار ساحلی مازندران «ساختن یا نساختن» نیست. مسئله این است که با چه منطق طراحی، با چه سیستم باربر جانبی، با چه سطح کنترل دریفت، با چه مطالعات ژئوتکنیک و لرزهخیزی، با چه جزئیات اجرایی، و با چه سطح توجه به اجزای غیرسازهای و خدماتی ساخته میشود. اگر برجسازی با قاب خمشی شل و ول، ارتفاع طبقات زیاد، سختی جانبی ناکافی، کنترل حداقلی دریفت ( به 2% در زلزله طرح)، مطالعه ناکافی ساختگاه و بیتوجهی به اجزای غیرسازهای انجام شود، نقد آن کاملاً قابل دفاع است.
جمعبندی نهایی :
گزارش بانکوک، تجربه شیلی و مسیر جدید مهندسی اجزای غیرسازهای یک پیام مشترک دارند. ساختمان بلند موفق ساختمانی نیست که فقط فرو نریزد. ساختمان بلند موفق باید درست پیکربندی شود، سیستم باربر جانبی مناسب داشته باشد، دریفت آن کنترل شود، اجزای غیرسازهای و خدماتی آن طراحی شوند، آسانسورها و تأسیسات آن در ارزیابی عملکردی پس از زلزله لحاظ شوند و پس از زلزله امکان ارزیابی، تعمیر، سکونت مجدد و بازگشت به بهرهبرداری داشته باشد.
Iran PBD
.
660
گزارش بانکوک نشان میدهد که ساختمان فقط با سازه اصلی تعریف نمیشود.
بخش دوم :
گزارش نیوزیلند نشان میدهد که بیشتر ساختمانهای بلند بررسیشده در بانکوک دچار فروریزش یا آسیب سازهای گسترده نشدند. این نتیجه در نگاه نخست مطلوب است، اما گزارش دقیقاً در همین نقطه هشدار اصلی خود را مطرح میکند. ساختمان بلند ممکن است فرو نریزد، اما همچنان از نظر بهرهبرداری دچار اختلال جدی شود. بنابراین معیار موفقیت ساختمان پس از زلزله فقط ایستایی سازه اصلی نیست، بلکه قابلیت استفاده، قابلیت تعمیر و امکان بازگشت سریع به چرخه بهرهبرداری نیز باید سنجیده شود.
در ساختمانهای بازدیدشده، آسیبهای سازهای در بیشتر موارد محدود بود، اما گزارش چند آسیب موضعی مهم را نیز ثبت کرد. در برخی ساختمانها، آسیبهایی در دیوارهای بتنآرمه، دیوارهای غیرسازهای، طبقات دارای عقبروی و بخشهایی با نامنظمی قائم مشاهده شد. این مشاهدات نشان میدهد که حتی در زلزلهای دوردست، جزئیات طراحی، کیفیت اجرا، کنترل دریفت، پیوستگی مسیر انتقال نیرو و پرهیز از تمرکز تغییرشکل اهمیت زیادی دارد.
گزارش در یکی از موارد بیمارستانی، ضعف کیفیت بتن و جزئیات ناکافی دیوار را از عوامل مهم آسیب مشاهده شده میداند. در این نمونه، مقاومت بتن در بخشی از دیوار حدود 15 مگاپاسکال گزارش شد، در حالی که مقدار مورد انتظار طراحی حدود 30 مگاپاسکال بود. این داده نشان میدهد که عملکرد لرزهای فقط با انتخاب آییننامه یا اجرای تحلیل پیشرفته تضمین نمیشود، بلکه کنترل کیفیت مصالح، جزئیات اجرایی و نظارت دقیق نیز بخشی از ایمنی و عملکرد ساختمان را میسازد.
با این حال، بخش مهمتر گزارش به آسیبهای غیرسازهای و اختلال در بهرهبرداری مربوط است. در ساختمانهای بلند بانکوک، آسیب به دیوارهای داخلی، سقفهای کاذب، نما، شیشه، نازککاری، تجهیزات، اجزای خدماتی و سامانههای دسترسی مشاهده شد. این آسیبها در بسیاری از موارد، بیش از آنکه خطر فروریزش ایجاد کنند، بهرهبرداری از ساختمان را مختل کردند. همین نکته نشان میدهد که ساختمانِ ایستاده، الزاماً ساختمانِ قابل استفاده نیست.
یکی از دادههای بسیار مهم گزارش، عملکرد آسانسورها بود. گزارش بیان میکند که برای حدود 70 درصد ساختمانهای بازدید شده، دستکم یک آسانسور از کار افتاد. در برخی موارد، بازگشت کامل آسانسورها به عملکرد عادی هفتهها تا ماهها زمان برد. این داده برای ساختمان بلند تعیینکننده است، زیرا آسانسور در برج فقط یک وسیله رفاهی نیست، بلکه بخشی از امکان سکونت، دسترسی، امدادرسانی، تخلیه، حمل تجهیزات و بهرهبرداری روزمره ساختمان است.
از کار افتادن آسانسورها نشان میدهد که ساختمان بلند ممکن است از نظر سازهای قابل قبول باشد، اما از نظر عملکردی با اختلال عمده مواجه شود. در برجها، اختلال در آسانسور میتواند ساکنان طبقات بالا را با مشکل جدی مواجه کند، دسترسی نیروهای امدادی را دشوار کند و سکونت مجدد ساختمان را به تعویق بیندازد. بنابراین، برای ارزیابی لرزهای ساختمانهای بلند باید آسانسور، تأسیسات، مسیرهای خروج، سامانههای برق، آب، اطفای حریق و ارتباطات نیز در کنار سازه اصلی بررسی شود.
از این منظر، دیوار جداکننده، سقف کاذب، نما، شیشه، تاسیسات آسانسور و سیستم برق عناصر فرعی ساختمان نیستند. این اجزا در زمان زلزله میتوانند ایمنی، هزینه تعمیر، زمان توقف بهرهبرداری و امکان بازگشت ساختمان به چرخه استفاده را تعیین کنند. اگر این اجزا درست طراحی، مهار، اجرا و قابل تعمیر نباشند، ساختمان حتی بدون آسیب سازهای جدی نیز میتواند برای مدت طولانی از مدار استفاده خارج شود.
گزارش بانکوک به همین دلیل فقط یک گزارش درباره ساختمانهای بلند نیست، بلکه گزارشی درباره مفهوم جدید عملکرد ساختمان پس از زلزله است. در این نگاه، ساختمان موفق ساختمانی نیست که فقط فرو نریزد. ساختمان موفق باید پس از زلزله قابل ارزیابی، قابل دسترسی، قابل تعمیر، قابل سکونت مجدد و قابل بهرهبرداری باشد. این همان نقطهای است که بحث تعمیرپذیری سازهای و غیرسازهای به هم میرسد.
Iran PBD
.
660
گزارش نیوزیلند مسئله زلزله دوردست و ساختمان بلند را دوباره صورتبندی میکند.
بخش اول
گزارش فنی نیوزیلند درباره زلزله 28 مارس 2025 ماندالای، گزارشی درباره یک زلزله دور از بانکوک نیست؛ بلکه گزارشی درباره این واقعیت است که فاصله زیاد از کانون زلزله، بهتنهایی نمیتواند ایمنی یک شهر با ساختمانهای بلندمرتبه را تضمین کند. این زلزله با بزرگای Mw 7.7 در مرکز میانمار رخ داد و کانون آن بیش از 1000 کیلومتر از بانکوک فاصله داشت، اما اثر آن در ساختمانهای بلند بانکوک بهروشنی مشاهده شد. گزارش تأکید میکند که این رخداد، آسیبپذیری منطقه را در برابر زلزلههای بزرگ دوردست آشکار کرد، زیرا بانکوک روی یک حوضه رسوبی عمیق قرار دارد و تعداد زیادی ساختمان بلند در آن ساخته شده است.
این گزارش از همان ابتدا مسئله را بهدرستی از سطح «فروریزش یا عدم فروریزش» فراتر میبرد. هدف اصلی تیم ارزیابی نیوزیلندی، بررسی اثر زلزله ماندالای بر ساختمانهای بانکوک با تمرکز بر آسیبهای غیرسازهای، بازیابی کاربری، جنبههای ژئوتکنیکی و عملکرد سازهای ساختمانهای بلند بود. این انتخاب موضوع نشان میدهد که در مهندسی زلزله امروز، ساختمان فقط با ایستایی سازه اصلی ارزیابی نمیشود؛ بلکه عملکرد کل ساختمان پس از زلزله نیز بخشی از مسئله طراحی و ارزیابی محسوب میشود.
تیم نیوزیلندی 10 ساختمان بلند را در بانکوک بررسی کرد. این ساختمانها شامل کاربریهای تجاری، مسکونی، بیمارستانی و ترکیبی بودند. روش بررسی نیز فقط به بازدید چشمی محدود نشد، بلکه ابزارگذاری موقت لرزهای، برداشت ارتعاشات محیطی، بررسی چشمی آسیبها، تکمیل فرمهای عملکرد ساختمان و گفتوگو با مهندسان و مدیران ساختمان را دربر گرفت. همین روش چندلایه باعث شد گزارش، صرفاً یک روایت خبری از زلزله نباشد و به یک سند فنی درباره عملکرد ساختمانهای بلند در حوضه رسوبی عمیق تبدیل شود.
یکی از دادههای کلیدی گزارش، رفتار زمین در بانکوک بود. شتابهای ثبتشده در پریودهای ارتعاشی کوتاه در چهار ایستگاه بانکوک بزرگ نبودند و بیشینه شتاب زمین در این ایستگاهها حدود 0.019g تا 0.023g گزارش شد. با این حال، مسئله اصلی در این زلزله شتابهای بزرگ در پریودهای ارتعاشی کوتاه نبود، بلکه پاسخ قابل توجه زمین در پریودهای ارتعاشی بلند بود. طیفهای پاسخ نشان دادند که در برخی ایستگاهها، پیکهای مشخصی در حدود 6 ثانیه و 8 ثانیه وجود داشت. گزارش این پیکها را به پاسخ رسوبات نرم و عمیق زیر بانکوک نسبت میدهد و بیان میکند که این بازههای پریودی میتوانند با پریود ارتعاشی بسیاری از برجهای بلند و لاغر شهر همپوشانی داشته باشند.
این نکته، مرکز ثقل فنی گزارش را تشکیل میدهد. بانکوک در فاصلهای بیش از 1000 کیلومتر از کانون زلزله قرار داشت، اما همزمانی سه عامل، پاسخ ساختمانهای بلند را مهم کرد.
عامل نخست، زلزله بزرگ دوردست بود.
عامل دوم، حوضه رسوبی عمیق و نرم زیر شهر بود.
عامل سوم، وجود ساختمانهای بلند و لاغر بود که میتوانستند در بازه پریودهای ارتعاشی بلند پاسخ قابل توجهی نشان دهند.
بنابراین گزارش نشان میدهد که دور بودن از گسل یا کانون زلزله، وقتی با اثر حوضه رسوبی و ساختمانهای بلند همراه شود، برای قضاوت مهندسی کافی نیست.
برداشتهای ارتعاش محیطی نیز همین تصویر را تقویت کرد. در تراز فونداسیون ساختمانهای بازدیدشده، پریود غالب ارتعاش خاک روی بستر سنگی حدود 6.7 تا 7.8 ثانیه برآورد شد. این مقدار با همان بازهای همخوانی داشت که در رکوردهای زلزله بهصورت تقویت پریودهای ارتعاشی بلند مشاهده شده بود. این همخوانی، اهمیت اثر ساختگاه را در ارزیابی ساختمانهای بلند بانکوک برجسته کرد و نشان داد که تحلیل خطر در چنین شهرهایی نباید فقط به فاصله از کانون زلزله یا بزرگی زلزله محدود شود.
از این منظر، گزارش نیوزیلند برای بحث بلندمرتبهسازی ساحلی نیز اهمیت دارد. گزارش نمیگوید که هر پهنه نرم یا هر شهر ساحلی باید از ساخت ساختمان بلند منع شود. همچنین گزارش نمیگوید که پاسخ همه مسائل را میتوان با نمایش تحلیلهای پیچیده پیدا کرد. پیام دقیقتر گزارش این است که ساختمان بلند در پهنهای با خاک نرم و پاسخ قابل توجه در پریودهای ارتعاشی بلند، باید بر اساس شناخت درست زمین، شناخت درست سازه و شناخت درست عملکرد ساختمان پس از زلزله ارزیابی شود.
بنابراین، گزارش ماندالای و بانکوک یک هشدار ساده اما بسیار مهم دارد. اگر یک شهر در فاصله بیش از 1000 کیلومتر از کانون زلزله قرار داشته باشد، اما روی رسوبات عمیق و نرم ساخته شده باشد و تعداد زیادی ساختمان بلند داشته باشد، نمیتوان آن را صرفاً به دلیل فاصله زیاد ایمن دانست. این گزارش نشان میدهد که زلزله دوردست میتواند در شهرهای بلندمرتبه، بهویژه در حضور حوضه رسوبی عمیق، مسئلهای کاملاً واقعی و مهندسی ایجاد کند.
660
🌟گزارش فنی نیوزیلند درباره زلزله 28 مارس 2025 ماندالای، میانمار🌟
☑️ این گزارش، عملکرد ساختمانهای بلند بانکوک را پس از یکی از مهمترین زلزلههای دوردست منطقه بررسی میکند.
☑️ زلزله 28 مارس 2025 ماندالای با بزرگای Mw 7.7 در میانمار رخ داد، اما اثر آن در بانکوک، در فاصلهای بیش از 1000 کیلومتر از کانون زلزله، بهوضوح دیده شد. این فاصله نشان میدهد دور بودن از کانون، به معنی ایمن بودن یک پهنه شهری نیست. گزارش نیوزیلند نشان میدهد حوضه رسوبی عمیق زیر بانکوک و ساختمانهای بلند، این شهر را در برابر زلزلههای بزرگ دوردست آسیبپذیر کرده است.
☑️ در ساختمانهای بلند بانکوک، اگرچه آسیب سازهای محدود بود، اما آسیبهای غیرسازهای و اختلال در کاربری، بهویژه از کار افتادن آسانسورها، بهرهبرداری از ساختمانها را مختل کرد.
☑️ به همین دلیل در صورت وقوع زلزلهای بزرگ در تهران، ساختگاه نوار ساحلی مازندران و ساختمانهای بلندمرتبه میتواند مسائل مشابهی ایجاد کند. این گزارش یادآوری میکند که در طراحی و سیاستگذاری لرزهای باید به تعمیرپذیری، تداوم بهرهبرداری و بازگشت سریع ساختمانها توجه شود.
Iran PBD
.
660
امکان ثبت نام در وبینار «باز خوانی ویرایش پنجم استاندارد ۲۸۰۰» برای همکاران سایر سازمانها نیز وجود دارد و روند به صورت زیر است:
مراحل ثبت نام اعضای مهمان
۱- ثبت درخواست مهمان در سامانه ims
2_ مشخص کردن نوع دوره- تخصصی حرفه ای با کد ۱۴۰۵۱۰۴ و عنوان دوره
۳- تایید کارشناس مبدا
۴- تایید کارشناس مقصد (تهران)
۵- تایید نهایی
۶- ثبت نام دوره در قسمت دوره های مهمان
660
Repost from Madya | مادیا
‼️چرا آمار تلفات انسانی در زلزلههای ایران بسیار زیاد است؟
مخاطبین ویژه این ویدئو کلیپ:
- مدیران و مسئولان متولی تدوین استانداردها و آئیننامههای ساختمان
- مهندسان و ناظران
- پیمانکاران، سازندگان و مجریان
- سرمایهگذاران و سازندگان خصوصی
- مالکین و مستاجران
آیندهای که امروز میسازیم، میتواند آیندهای باشد که در آن، زلزلهها دیگر قربانیان بیشماری از ما نگیرند. بیایید با هم این مسیر را برای خودمان و نسلهای آیندهمان امنتر کنیم.@Madya_ir
660
نه ممنوعیت مطلق، نه نمایش عملکردی و تاریخچه زمانی
درس واقعی تجربه جهانی برای بلندمرتبه سازی چیست؟
بخش دوم :
در ایران، گاهی قابهای خمشی ویژه 15 یا 20 طبقه با عنوان طراحی عملکردی تحلیل میشوند و برای آنها تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی انجام میشود. اما طراحی عملکردی، پیش از هر چیز، نیازمند فهم عمیق رفتار مصالح و اجزا، مکانیک جامدات، تفاوت ظاهری و رفتاری آرماتورهای طولی و عرضی و شناخت تجربههای بینالمللی است. صرف اینکه نرمافزار پرفورم عدد تولید کند، مفصل پلاستیک نمایش دهد و یک گزارش فنی ارائه شود، به معنی صحت مسیر طراحی نیست.
حساسیت موضوع وقتی روشنتر میشود که به مدلسازی غیرخطی ستونهای بتنآرمه در چارچوب اسنادی مانند ASCE 41-23 و ACI 369.1-22 توجه شود. در این روابط، پارامتر ρt به نسبت آرماتور عرضی مربوط است. حرف t از واژه transverse گرفته شده و نمایانگر نسبت حجمی آرماتور عرضی یا آرماتورهای محصورکننده است. این پارامتر نه «ط» فارسی بوده و نه نسبت آرماتور طولی ستون است.
اگر در یک ستون نسبت آرماتور طولی و عرضی در حدود 2% و 1% باشد و به اشتباه در فایل اکسل نوشته شده به جای نسبت آرماتور عرضی 1% مقدار آرماتور طولی 2% وارد شود، ظرفیت تغییرشکلی ستون به صورت مصنوعی بزرگتر دیده میشود. در چنین حالتی، ممکن است قاب خمشی بتنآرمهای که از نظر سختی، دریفت و ظرفیت تغییرشکل محل تردید جدی است، در خروجی نرمافزار «قابل قبول» به نظر برسد. حتی میتوان با همین خطا، برای قابهای 15، 20 یا 30 طبقه نیز پاسخ ظاهراً مطلوب تولید کرد؛ اما این پاسخ، محصول واقعیت فیزیکی سازه نیست، محصول خطای مدلسازی است.
همینجاست که نگرانی اصلی شکل میگیرد. اگر در مفاهیم پایه مدلسازی غیرخطی، مانند تفاوت آرماتور عرضی و طولی، خطا رخ دهد و همان خطا با اعتماد به نفس بهعنوان تحلیل پیشرفته دفاع شود، طراحی عملکردی دیگر ابزار اطمینانبخش نیست؛ میتواند به ابزاری پر خطر برای مشروعیت بخشی به یک سیستم نامناسب تبدیل شود.
مسئله نگران کنندهتر آنجاست که ساختمانی در عمل با منطق طراحی خطی و تجویزی شکل میگیرد، اما در فضای مجازی برای نمایش، از انیمیشنهای ایتبس، تشکیل مفاصل پلاستیک و خروجیهای تحلیل غیرخطی استفاده میشود و نام آن طراحی عملکردی گذاشته میشود. این طراحی عملکردی نیست؛ استفاده نمایشی از ابزار تحلیل است.
طراحی عملکردی کنترلهای سنگین، پیچیده و چندلایه دارد؛ از انتخاب و مقیاس رکوردها، مدلسازی غیرخطی معتبر، تعریف صحیح رفتار اعضا، کنترل کرنشها و چرخشها، ارزیابی آسیب سازهای و غیرسازهای، تا داوری و بازبینی مستقل. نمیتوان در یک موقعیت این کنترلها را بسیار خاص، دشوار و سختگیرانه معرفی کرد، اما پس از زلزلهای مانند ونزوئلا، ناگهان همان مسیر را بهعنوان نسخه عمومی و تنها راهحل برای همه برجهای ساحلی تجویز کرد.
نقد، متوجه اصل طراحی عملکردی نیست. طراحی عملکردی، اگر با دانش عمیق، مدلسازی معتبر، کنترلهای چندلایه و بازبینی مستقل انجام شود، ابزاری ارزشمند است. نقد متوجه وضعیتی است که در آن، نام طراحی عملکردی به یک برچسب تبلیغاتی تبدیل میشود؛ نرمافزار عدد تولید میکند، مفصل پلاستیک نمایش داده میشود، گزارش حجیم منتشر میشود، و در نهایت ضعف بنیادی سیستم سازهای پشت ظاهر یک تحلیل پیشرفته پنهان میماند.
تجربه شیلی پیام سادهتر و عمیقتری دارد:
اول باید ساختمان درست پیکربندی شود. سیستم باربر جانبی باید مناسب باشد. دیوارهای بتنآرمه و سیستمهای سخت باید جدی گرفته شوند. دریفت باید پایین نگه داشته شود. ارتفاع طبقات باید کنترل شود. جزئیات اجرایی باید دقیق باشد. بعد، برای پروژههای خاص و بسیار بلند، طراحی عملکردی و ابزارهای کنترل لرزهای میتوانند بهعنوان لایه تکمیلی وارد شوند.
پس راهحل برجسازی ساحلی، نه ممنوعیت مطلق و نه پناهبردن فوری به تحلیلهای غیرخطی است. راه درست، اصلاح منطق طراحی است؛ همان چیزی که شیلی با ساختمانهایی مانند Plaza del Mar و هزاران ساختمان بلند دیگر، پیش از فراگیر شدن طراحی عملکردی، در زلزلههای 1985 و 2010 نشان داده است.
☑️ کنترل عملکرد لرزهای ساختمانهای بلند با رویکرد نسل دوم یورکد 8 ( EN 1998-1-2 2026)
660
نه ممنوعیت مطلق، نه نمایش عملکردی و تاریخچه زمانی
درس واقعی تجربه جهانی برای بلندمرتبه سازی چیست؟
بخش اول :
پس از هر زلزله بزرگ، بحث ساختمانهای بلند در نوار ساحلی دوباره داغ میشود. پس از زلزله 2025 میانمار نیز، اثر زلزله دوردست بر ساختمانهای بلند بانکوک، دوباره موجی از نقدها درباره برجسازی روی خاکهای نرم و پاسخ ساختمانهای بلند به حرکات زمین با پرید بلند ایجاد کرد. همین مسئله پس از زلزله ونزوئلا نیز دوباره مطرح شده است:
یک دیدگاه میگوید اساساً نباید در نوار ساحلی ساختمان بلند ساخت؛ دیدگاه دیگر، در نقطه مقابل، راهحل را در طراحی عملکردی، تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی، رکوردهای با پرید بلند و ابزارهای کنترل لرزهای میبیند.
هر دو دیدگاه از یک نگرانی واقعی شروع میکنند:
زلزلههای دوردست، حرکات زمین با پرید بلند، خاکهای نرم ساحلی و آسیبپذیری ساختمانهای بلند.
اما اگر هر کدام از این دو دیدگاه به حکم قطعی تبدیل شود، از مسیر مهندسی فاصله میگیرد. ممنوعیت کلی، مسئله را بیش از حد ساده میکند؛ و تکیه فوری بر طراحی عملکردی و تحلیل غیرخطی، اگر قبل از اصلاح سیستم سازهای باشد، فقط ظاهر مسئله را پیشرفتهتر کرده و خود مسئله را حل نخواهد کرد.
تجربه شیلی برای این بحث بسیار تعیینکننده است. شیلی کشوری ساحلی، بسیار لرزهخیز و از جدیترین آزمایشگاههای طبیعی زلزله در جهان است. اگر قرار بود راهحل عمومی ساختمانهای بلند، الزاماً طراحی عملکردی باشد، شیلی باید پیش از همه چنین مسیری را برای ساختمانهای بلند اجباری میکرد. اما تجربه شیلی چیز دیگری میگوید.
در روایتهای تخصصی از تجربه شیلی، طراحی عملکردی فقط برای پروژههایی خاص و محدود مطرح شده است؛ مانند Gran Torre Santiago با 62 طبقه و ارتفاع حدود 300 متر، و Titanium La Portada با 52 طبقه و ارتفاع حدود 205 متر. اینها پروژههای شاخص و استثناییاند، نه قاعده عمومی طراحی ساختمانهای بلند در شیلی.
پرسش کلیدی : اگر طراحی عملکردی نسخه عمومی شیلی نبوده، پس هزاران ساختمان بلند دیگر این کشور چگونه در زلزلههای بزرگ عملکرد قابل قبول داشتهاند؟
نمونه روشن آن Plaza del Mar در وینیا دلمار، ساختمانی 23 طبقه، ساختهشده در سال 1983، در فاصله بسیار کم از ساحل است. این ساختمان ابتدا زلزله 1985 شیلی با بزرگای 7.8 و سپس زلزله 2010 با بزرگای 8.8 را تجربه کرد؛ زلزلهای که از بزرگترین زلزلههای ثبتشده تاریخ بشر است. با این حال، ساختمان بدون آسیب سازهای مهم در چرخه بهرهبرداری باقی ماند.
این ساختمان در زمانی ساخته شد که نه طراحی عملکردی به معنای امروزی وجود داشت، نه نرمافزارهای پیشرفته امروز در دسترس بود، و نه ادبیات تحلیل غیرخطی تا این اندازه فراگیر شده بود. بنابراین راز رفتار مطلوب آن را نباید در شعارهای امروزی جستوجو کرد؛ بلکه باید آن را در پیکربندی درست، سیستم دیوارهای بتنآرمه، سختی جانبی بالا، دریفت پایین، ارتفاع طبقات منطقی و جزئیات اجرایی مناسب دید.
آمار زلزله ۲۰۱۰ شیلی نیز همین پیام را تقویت میکند. بین زلزله 1985 و زلزله 2010، 9974 ساختمان بیش از 3 طبقه در پهنه اثر زلزله ساخته شد. حدود 20 درصد آنها 9 طبقه یا بیشتر داشتند و حدود 3 درصد نیز بیش از 20 طبقه بودند. در زلزله 2010، فقط 4 فروریزش در ساختمانهای مهندسی ساز گزارش شد که همگی بین 4 تا 18 طبقه بودند. حدود 40 ساختمان نیز آسیب شدید دیدند و تخریب شدند. اما هیچ فروریزشی در ساختمانهای بالای 20 طبقه گزارش نشد و بخش عمده ساختمانها فقط آسیب غیرسازهای یا آسیب سازهای جزئی و قابل تعمیر داشتند.
پس عملکرد موفق شیلی از مسیر «همه چیز را غیرخطی کنیم» بهدست نیامده است. مسیر اصلی شیلی، طراحی تجویزی اما سختگیرانه، تحلیل خطی، استفاده گسترده از دیوارهای بتنآرمه، کنترل دریفت، سختی جانبی بالا و اصلاح مستمر ضوابط پس از زلزلهها بوده است.
از این منظر، نقد اصلی به برخی نسخههای داخلی این است که گاهی بهجای اصلاح منطق پایه طراحی، سریعاً عباراتی مانند «طراحی عملکردی»، «تحلیل غیرخطی»، «TBI» و... بهعنوان راهحل نهایی مطرح میشود. در حالیکه طراحی عملکردی فقط اجرای یک تحلیل غیرخطی در نرمافزار نیست.
660
🌟چرا دنیا به این نتیجه رسیده است که افزایش سختی جانبی سازه برای تامین عدم فروریزش و تعمیرپذیری گریز ناپذیر است؟🌟
☑️ دانلود این ویدئو از آپارات
☑️ بررسی زلزلههای یک قرن اخیر از منظر حداکثر شتاب (PGA) و حداکثر سرعت (PGV) جنبش زمین
☑️ بررسی اختلاف رویکرد ژاپن و رویکرد ایالات متحده از 1920 تا به اکنون
☑️ بررسی رویکرد آییننامه زلزله کلمبیا NSR-2010 (اهداف طراحی لرزهای در کلمبیا)
☑️ اهداف طراحی ونزوئلا
☑️ اهداف طراحی پرو
☑️ اهداف طراحی چین
.
660
برجسازی ساحلی؛ ممنوعیت مطلق یا طراحی اصولی مطابق با تجربیات جهانی؟
پس از زلزله ونزوئلا و آسیبهای سنگین آن، چنین نقدی مطرح شده است که اثر زلزله در ساختگاههای نرم ساحلی، حتی وقتی زلزله دور باشد، برای ساختمانهای بلند بسیار مهم است. در این نقد گفته شده که زلزلههای دور میتوانند دارای مؤلفههای بلندپریود مؤثر باشند و ساختمانهای بلند واقع بر خاک نرم ساحلی را دچار پاسخ قابل توجه کنند. بر همین اساس، نسبت به توسعه برجسازی در نوار ساحلی مازندران، بهویژه مناطقی مانند سرخرود، هشدار داده شده و حتی اصل توسعه این نوع ساختوساز زیر سؤال رفته است.
اصل این هشدار، فنی و قابل اعتناست. خاک نرم، پریودهای بلند، تشدید ساختگاهی و زلزلههای دوردست، همگی میتوانند پاسخ ساختمانهای بلند را افزایش دهند. بنابراین نمیتوان با نگاه سادهانگارانه گفت چون گسل دور است، خطر جدی وجود ندارد.
اما از این مقدمه درست، الزاماً نمیتوان به نتیجه «ممنوعیت مطلق برجسازی ساحلی» رسید. برای قضاوت مهندسی، باید نمونههای موفق و ناموفق همزمان دیده شوند. تجربه شیلی در این زمینه بسیار مهم است؛ زیرا شیلی هم کشور ساحلی است، هم یکی از لرزهخیزترین مناطق جهان، و هم سابقه طولانی در ساخت ساختمانهای بلند بتنآرمه دارد.
ساختمان Plaza del Mar در شهر وینیا دلمار شیلی نمونه قابل توجهی است. این ساختمان ۲۳ طبقه، با ارتفاع حدود ۶۸ متر، در سال ۱۹۸۳ ساخته شده و در نزدیکی ساحل قرار دارد. این سازه پس از بهرهبرداری، زلزله ۱۹۸۵ شیلی و سپس زلزله بسیار بزرگ ۲۰۱۰ با بزرگای 8.8 را تجربه کرده و بدون آسیب سازهای مهم، در چرخه بهرهبرداری باقی مانده است.
درس شیلی این نیست که هر نوع برجسازی ساحلی ایمن است. درس شیلی این است که ساخت در ساحل، ذاتاً ممنوع یا محکوم به شکست نیست؛ بلکه کیفیت سیستم سازهای، کنترل دریفت، سختی جانبی، ارتفاع طبقات و جزئیات اجرایی تعیینکنندهاند. در بسیاری از ساختمانهای موفق شیلی، سیستم باربر جانبی بر پایه دیوارهای بتنآرمه و سیستمهای سختتر شکل گرفته است، نه قاب خمشی نرم و بلندمرتبه (دانلود گزارش فنی جامع معاونت مسکن وزارت راه و شهرسازی که منجر به تغییرات عمده در ویرایش پنجم استاندارد 2800 شد).
بنابراین مسئله اصلی در نوار ساحلی مازندران، صرفاً «ساختن یا نساختن» نیست. مسئله این است که با چه ضابطهای ساخته میشود. اگر برجسازی با قاب خمشی بتنآرمه، ارتفاع طبقات زیاد، سختی جانبی ناکافی، کنترل حداقلی دریفت و مطالعه ناکافی ساختگاه انجام شود، نقد و توقف آن کاملاً قابل دفاع است. اما اگر طراحی بر پایه سیستمهای دیواری، کنترل سختگیرانه دریفت، مطالعات دقیق ژئوتکنیک و لرزهخیزی ساختگاه، و جزئیات اجرایی قابل اعتماد انجام شود، نمیتوان اصل ساخت را بهصورت مطلق رد کرد.
نقد دقیقتر این است: برجسازی ساحلی با الگوی رایج فعلی قابل دفاع نیست؛ اما برجسازی اصولی و عملکردمحور، ناممکن نیست. تجربه شیلی نشان میدهد پاسخ مهندسی، ممنوعیت کلی نیست؛ اصلاح ضوابط، تغییر سیستم سازهای، کنترل سختگیرانه تغییرمکان و طراحی متناسب با ساختگاه است.
دیوارهای بتنآرمه متوسط (بخش اول) : ساختمان Plaza del Mar
دیوارهای بتنآرمه متوسط (بخش دوم) : ساختمان Torres del Sol
.
660
ساختمان بلند 23 طبقه به متراژ 22876 مترمربع با ارتفاع 68.4 متر از روی فونداسیون در شهر Viña del Mar شیلی که هر دو زلزله شدید 1985 و 2010 را تجربه کرده و بدون کمترین آسیبی کماکان به سرویس دهی خود ادامه میدهد.
زلزله سال 1985 با بزرگای 7.8 و زلزله 2010 با بزرگای 8.8 ریشتر میباشد. زلزله سال 2010 ششمین زلزله بزرگ تاریخ بشر است.
660
🌟اهداف طراحی لرزهای در کلمبیا🌟
☑️ حفظ جان، آسیب قابل تعمیر و جلوگیری از فروریزش در زلزله شدید
☑️ در آییننامه زلزله کلمبیا، هدف طراحی لرزهای بهصورت مرحلهای بیان شده است: ساختمان باید زلزلههای با شدت کم را بدون آسیب، زلزلههای متوسط را بدون آسیب سازهای و با احتمال آسیب غیرسازهای و زلزله شدید را با آسیب سازهای و غیرسازهای، اما بدون فروریزش، تحمل کند.
☑️ آییننامه برای لرزهای طرح صراحتاً بیان میکند که در ساختمانهای منطبق با آییننامه، باید انتظار آسیبهای سازهای قابل تعمیر داشت؛ هرچند در برخی موارد ممکن است تعمیر از نظر اقتصادی توجیهپذیر نباشد.
☑️ ضریب رفتار قابهای خمشی بتنآرمه ویژه و متوسط به ترتیب 7.0 و 5.0 بوده اما استفاده از آن قاب خمشی متوسط در پهنههای لرزهخیز ممنوع است.
☑️ نسبت دریفت طراحی در کلمبیا برای سازههای بتنآرمه و فولادی برابر 1.0٪ است. بنابراین، NSR-10 هدف ایمنی جانی و آسیب قابل تعمیر را با ترکیب دو ابزار کلیدی دنبال میکند:
- ممنوعیت استفاده از قاب متوسط در پهنه پرخطر
- کنترل سختگیرانه نسبت دریفت به 1٪
☑️ اهداف طراحی ونزوئلا
☑️ اهداف طراحی پرو
.
660
🌟اهداف طراحی لرزهای در پرو🌟
☑️ حفظ جان، کنترل آسیب و جلوگیری از فروریزش در زلزله شدید
☑️ هدف کلی آییننامه پرو، پیشگیری از تلفات جانی، حفظ تداوم خدمات اساسی و کاهش خسارت به اموال از طریق کاهش قابل ملاحظه نسبت دریفت است.
☑️ در زلزله شدید، علیرغم پذیریش آسیبهای سازهای، لیکن ساختمان نباید دچار فروریزش شده یا موجب آسیب جدی به افراد شود. در زلزله متوسط، آسیبها در محدوده قابل تعمیر باقی میمانند. هدف طراحی در ساختمانهای ضروری، قابلیت بهرهبرداری پس از زلزله شدید است.
☑️ ضریب رفتار قاب خمشی بتنآرمه و فولادی ویژه، 8 و برای قاب خمشی متوسط 5 است.
☑️ در نسخه 2018 و 2016 آییننامه پرو، دریفت مجاز سازههای بتنآرمه 0.7٪ و فولادی 1.0٪ است. بنابراین، حتی با وجود ضرایب رفتار نسبتاً بالا، آییننامه پرو محدودیتهای سختگیرانه برای دریفت دارد. هدف تعمیرپذیری آییننامه عمدتاً توسط نسبت دریفت محقق میشود (مشابه هدف طراحی چین).
☑️ در حالی که ویرایش پنجم 2800 دریفت قاب متوسط را از 2٪ به 1.5٪ کاهش داده، آییننامه پرو برای ساختمانهای بتنآرمه همچنان حد بسیار پایینتر 0.7٪ را مبنا قرار میدهد.
☑️ اهداف طراحی ونزوئلا
.
660
🌟اهداف طراحی لرزهای در ونزوئلا🌟
☑️ آسیب کنترلشده و قابلیت تعمیر پس از زلزله طرح
☑️ در آییننامه زلزله ونزوئلا، تعمیرپذیری ساختمان صراحتاً در اهداف زلزله طرح ارائه شده است. هدف زلزله طرح، محدود کردن آسیبهای سازهای و کنترل آنها در محدوده قابل تعمیر است. این سطح عملکردی با عنوان «آسیب سازهای قابل تعمیر» معرفی شده است (مشابه هدف طراحی چین).
☑️ در پهنههای لرزهخیز این آییننامه، قاب خمشی متوسط بتنآرمه با ضریب رفتار 4.0 و دریفت طراحی 1.2٪، به حداکثر ۲ طبقه محدود میشود. برای قاب خمشی ویژه بتنآرمه نیز ضریب رفتار 6 و دریفت طراحی 1.2٪ است.
☑️ هدف ویرایش چهارم استاندارد ۲۸۰۰ ایران، برای ساختمانهای با اهمیت متوسط، جلوگیری از آسیب عمده سازهای و غیرسازهای و حداقلکردن تلفات جانی در زلزله طرح است. تفاوت مهم رویکرد ونزوئلا این است که قابلیت تعمیر پس از زلزله طرح را صراحتاً بخشی از هدف عملکردی معرفی کرده و آن را با محدودیتهای سختگیرانهتر در دریفت، ضریب رفتار و ارتفاع مجاز قابهای خمشی دنبال میکند.
☑️ راهنمای تعمیرپذیری ایالات متحده
☑️ راهنمای تعمیرپذیری نیوزیلند
.
