الهدوء
Open in Telegram
هدایتگری در مسیر پالایش قلب و آراستن اخلاق ، بر اساس قرآن ، سنت نبوی و روش سلف صالح
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
217
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+1330 days
Posts Archive
217
درمورد عبدالله بن عباس ( رضی الله عنهما ) گفته اند :او بسیار خدا را دوست داشت ، تا آنجا که اگر به او گفته می شد ، فردا قیامت است ، نمی توانست بر اعمالش بیفزاید .
217
سلف ( رحمهم الله ) فرموده اند : برخی از مردم حتی اگر در میان هزاران نفر باشند ، خالصانه اشک می ریزند و عده ای دیگر وقتی در اتاقشان هستند و کسی آنان را نمی بیند ، ریا می کنند !اینکه در اتاقت تنها باشی ، کسی تورا نبیند و ریا کارانه گریه کنی ! چطور ممکن است ؟! آرزو می کنی که مردم تو را ببینند . این طور نیست ! آرزو می کنی ! با خودت می گویی : ای کاش این دو قطره اشک دیشب که در میان مردم بودم ، سرازیر می شد !
217
خالی از لطف نیست دو مطلب بالا رو مطالعه کنید و نشر بدید ، به دلیل طولانی بودن معذرت می خوام .
217
همچنین اگر خبر لغزش یا حتی گناه بزرگی از عالمی به گوش ما رسید ، نباید شتاب زده جایگاه علمی او را به کلی انکار کنیم یا همهٔ خیر و خدمات او را نادیده بگیریم . در درجهٔ نخست ، او نیز انسان است و انسان ممکن الخطاست . لغزش یک فرد ، هر چند سنگین و ناروا ، لزوماً همهٔ فضیلت ها ، علم ، یا خدمات او را از میان نمی برد .
البته این سخن هرگز به معنای کوچک شمردن گناه یا دفاع از خطا نیست ؛ بلکه مقصود آن است که میان نادرست دانستنِ گناه و سقوط کامل شخصیت تفاوت بگذاریم . اهل انصاف ، هم گناه را گناه می دانند و هم از ظلم در داوری ، شتاب در تخریب ، و اشاعهٔ بی ضابطهٔ لغزش ها پرهیز می کنند .
واجب آن است که برای خطاکار طلب هدایت و توبه شود ، و در عین حال حرمت علم و حقیقت ، اسیرِ هیجان ، غلو ، و قضاوت های بی مهار نگردد .ان شاء الله در این امور ، کمک حالِ برادرها و خواهر های خودمان باشیم ؛ سترشان کنیم تا الله هم سترمان کند . درِ توبه هنوز باز است ، پس نباید با دست خودمان راهِ بازگشت را ببندیم . چه بسا همان کسی که امروز درگیرِ گناهی شده ، به سبب همین لغزش ، و با توبه ای صادقانه ، به مقامی برسد که چندین برابرِ ما در بهشت بالا رود .
گاهی هم پشیمانیِ مداومِ انسان از گناه ، و خود خوریِ طولانیِ او ، آن قدر در پیشگاه الله ارزش پیدا می کند که روز قیامت می بیند چند برابرِ گناهش برایش ثواب نوشته اند ؛ فقط به خاطر همان ندامتِ پیوسته و شرمندگیِ صادقانه .
217
گاهی خوش ندارم خودم در کانال زیاد سخن بگویم ، اما بعضی مطالب را لازم می دانم برای تذکر و خیر خواهی منتشر کنم . اگر به دیدهٔ لطف مطالعه بفرمایید ، ممنون می شوم .
یکی از مسائلی که گاه در میان برخی افراد دیندار پیش می آید ، مسئلهٔ ارتباط میان خواهران و برادران مسلمان است ؛ ارتباطی که ممکن است در حد گفت و گو آغاز شود و خدای نکرده به وابستگی عاطفی یا رابطهٔ نادرست کشیده شود . سخن در این باره شاید برای بعضی سنگین باشد ، اما اصلِ وجود چنین ابتلائاتی امری است که باید با واقع بینی به آن نگریست .
لازم است بدانیم که انسان دیندار نیز انسان است و انسان ممکن الخطاست . اهل دیانت هم در مسیر طولانی بندگی ، فراز و نشیب ایمان را تجربه می کنند و در برخی مقاطع سنی ، فشار غریزه و نیاز عاطفی می تواند زمینهٔ لغزش را فراهم کند ؛ به ویژه وقتی راه حلال برای او دشوار یا دور باشد . از این رو ، اگر کسی در چنین امتحانی دچار لغزش شد ، به جای شگفتیِ افراطی یا برخوردِ صرفاً تحقیر آمیز ، باید با دلسوزی ، خیر خواهی و کمک ، او را به توبه و بازگشت یاری کرد .این گونه ابتلائات ، حتی در بهترین نسل ها نیز به طور کلی ناشناخته نبوده است . در سیره می بینیم که برخی از صحابه دچار گناه می شدند ، اما رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) راهِ بازگشت را بر آنان می گشودند و باقی صحابه را از شتاب در لعن ، تحقیر و قطع امید باز می داشتند ؛ بلکه رسول ( صلی الله علیه وسلم ) جنبه های ایمانی و محبت آنان نسبت به الله و رسولش را نیز یادآور می شدند تا باب توبه بسته نشود . پس اگر از لغزش فردی دیندار باخبر شدیم ، نه باید اصلِ دینداری را انکار کنیم ، نه با بزرگ نمایی و اشاعهٔ آن ، فضای جامعه را آلوده تر سازیم . وظیفهٔ ما در چنین مواردی ، حفظ حدود شرع ، خیر خواهی ، دلسوزی ، و دعوت به توبه و اصلاح است ؛ نه شکستن دل ها و نه عادی سازی گناه .
این تذکر نه برای سبک شمردنِ معصیت است و نه برای توجیه خطا ؛ بلکه برای آن است که با نگاهی منصفانه ، هم حرمت گناه حفظ شود و هم راهِ بازگشت برای خطاکار بسته نگردد .
217
❞ درد امروز مسلمانان ، منافقی است که هم از کفر سود می برد هم از اسلام ؛ آن زهد فروشِ حیله گر که با قلمش نان می خورد ، زبان و مواضعش را عوض می کند و با دینش تجارت می کند . ❝🪶 شیخ سلیمان علوان ( حفظه الله )
217
نزدیکان الله را از نشانه اش بشناسید ؛ هر که به خدا نزدیک تر است ، با خلق خدا خوش برخوردتر است . همنشینی با او ، آرامش است و بودن در حضورش ، خود رحمتی .گفته اند : ( دل به هیچ کس جز الله مبند ) ، اما این را هم بیفزایید : بعد از الله ، می توان دل به اولیای او بست ؛ نه برای شرک ، بلکه برای تبرک و تاسی .
در این راه ، کسانی را می بینید که اخلاقی ناپسند دارند ، ولی با ادعای علم و منطق ، خود و دیگران اطرافشان را تبرئه می کنند . مدارا با آنها و بعضی اوقات برخورد وظیفهٔ توست ، اما نه تسلیم . راه الله را به نیکی به آنها بنمای . آفتشان این است که خود آلوده اند ، پس همه را آلوده می پندارند .پس به مقربان پاک سیرت الله نزدیک شوید ، تقرب به آنها ، خود تزکیه است .
217
دختران عالم برجسته ، شیخ آلبانی ( رحمه الله ) ، خود را با نقاب می پوشانند ، با وجود اینکه پدرشان ، شیخ ( رحمه الله ) ، فتوا به استحباب نقاب و عدم وجوب آن می داد . و وقتی از او ( درباره این تناقض ) پرسیده شد ، گفت : ( تقوا بر فتوا غلبه کرد ) .
217
#منقول
گفت : چرا با کوچکترین سخنم زود از دستم اندوهگین می شوی حال آنکه روزی صد بار ناسزایت می گویند اما می خندی ؟گفتم عزیزِ برادر ، آنها ملحد و بی دین اند و از آنان چیزی جز این انتظار نمی رود . اما تو مسلمانی . من هیچگاه از چاقویم تعجب نکرده ام که چرا دستم را بریده است . حتی به رویش تبسم کرده ام . اما با اعماق وجود در کتابم خیره می شوم که چطور توانست با گوشهٔ برگه هایش انگشت همدم خویش را خون آلود کند ؟ بحث این است که من از تو انتظار ندارم جانِ برادر ...
217
حکمتی ماندگار از صحابی جلیل ، عبدالله بن مسعود ( رضی الله عنه ) که آموخت : جماعت ، در همراهی با حق است ، نه صرفاً در کثرت عدد .
217
پیش از غزوه احد همهٔ صحابه دعا می کرند که خداوند آنان را بر قریش پیروز بگرداند . هنگامی که عبدالله بن حجش ( رضی الله عنه ) دست به دعا برداشت ، فرمود :خداوندا !! من از تو می خواهم که فردا وقتی با دشمن رو به رو شدیم ، مردی قدرتمند و قهرمان نصیبم بگردانی ، به خاطر تو با او بجنگم و او با من بجنگد ، سپس بینی و گوشم را ببرد و هنگامی که فردا به دیدار تو آمدم ، بگویی :
ای عبدالله ! چرا بینی و گوشت بریده شده است ؟! من بگویم : بخاطر تو و رسولت و بگویی ( راست گفتی ) .🪶 امام ابو نعیم ( رحمه الله ) / حلیة الأولیاء
217
سلام علیکم دوستان ، این پیام اشاره مستقیم به صاحب کانال های مجازی و دعوی داره ، ان شاء الله در حد توانتون به این افراد برسونید .
دعوت به سوی توحید ، کاری موسمی و وابسته به حال و انگیزهٔ مقطعی نیست ؛ این راه ، میراث انبیاست و با استمرار زنده می ماند . خاموش شدن یک کانال شاید در ظاهر اتفاق کوچکی باشد ، اما در باطن یعنی خاموش شدن چراغی از چراغ های دعوت .
شیطان همیشه انسان را از درِ تأخیر وارد می شود ؛ با این وسوسه که ( بعدا فعال تر می شوم ) ، ( الان مخاطب نیست ) ، ( اثر چندانی ندارد ) . در حالی که ما مأمور به نتیجه نیستیم ، مأمور به ابلاغیم . اثر حقیقی گاهی در جایی رقم می خورد که چشم ما آن را نمی بیند .شاید نوشته ای کوتاه ، نقل قولی دقیق ، یا یادآوری ای مختصر ، دل یک نفر را بیدار کند ؛ و همان یک نفر ، نزد الله ارزشی عظیم داشته باشد . آنچه دعوت را سنگین می کند ، کمبود مخاطب نیست ؛ کمبود یقین و صبر است . اگر نمی توانیم زیاد منتشر کنیم ، کم اما مداوم منتشر کنیم . اگر فرصت تفصیل نیست ، اختصارِ عالمانه کافی است . مهم آن است که سنگر دعوت رها نشود . بیایید اجازه ندهیم دعوت به سوی توحید در صفحه هایمان متوقف شود . استمرار ، نشانه صدق است ؛ و چه بسا کاری کوچک با نیت خالص ، از فعالیتی پرشور اما ناپایدار برتر باشد .
217
#منقول
❞ من علامات استحواذ الشيطان على المرء ، نفوره من مجالس الصالحين ؛ یکی از نشانه های چیرگی و تسلط شیطان بر انسان این است که از حضور در محافل اهل علم و همنشینی با افراد صالح تنفر دارد . ❝🪶 شیخ ابوبصیر طرطوسی ( حفظه الله )
217
قاعده و محل خروج نصیحت ، زبان است . زبان ها پیمانه هستند و عقل ها ، دیگ ؛ و انسان آنچه را که در دیگ ( عقل ) خود دارد ، با زبانش بیرون می ریزد .
❞ اگر انسان عقل و قلب خود را پاک گرداند و آن را از هر ناخالصی ای تطهیر کند ، در واقع برای ذات خویش نصیحت و خیر خواهی کرده است . در این هنگام ، از زبان او جز کلامی پاک خارج نمی شود که هم ناصحِ خود است و هم ناصحِ دیگران ، و از اهل ثبات خواهد بود . و اگر در نصیحت کردن به دیگران تردید کند، این تردید دلیلی ندارد جز عدم برپایی نصیحت در درون خودش . ❝🪶 شیخ عبدالعزیز طریفی ( حفظه الله )
217
❞ نصیحت چیزی جز یادآوری برای انسان نیست ، خواه عالم باشد یا جاهل ، و هر حقیقتی را که به او یادآوری می شود ، باید با نرمی و پذیرش با آن روبرو شود . ❝🪶 شیخ عبدالعزیز طریفی ( حفظه الله )
217
یکی از ارکان اساسی زندگی دینی ، حفظ و نمایش ( سیمای اسلامی ) است . چرا که این ظاهر ، خود بازتابی از باطن و اعتقادات قلبی است و می تواند تأثیر عمیقی بر اطرافیان بگذارد . هنگامی که افراد دین دوست ، سیمای آراسته به ارزش های اسلامی را مشاهده می کنند ، نه تنها لذت می برند ، بلکه ترغیب می شوند تا خود نیز این مسیر را در پیش گیرند .به عنوان مثال ، در جوامعی که ممکن است پوشش های اسلامی خاص مانند نقاب کمتر رایج باشد ، حضور خواهرانی که با حجاب کامل از جمله نقاب ، خود را به نمایش می گذارند ، می تواند برای کسانی که قصد توبه و بازگشت به سوی دین دارند ، دلگرمی بخش باشد . ترس از اولین بودن در انجام عملی که هنوز در جامعه فراگیر نشده ، امری طبیعی است . اما دیدن افرادی که با استواری این سنت ها را به جا می آورند ، میتواند شجاعت لازم را برای برداشتن گام های اول به آنان بدهد . همچنین ، اگر یک فرد مسلمان ، در فضای مجازی یا واقعی ، با ظاهری که نشان از پایبندی به سیمای اسلامی دارد ( مانند داشتن ریش و پوشیدن شلوار کوتاه) ، دیده شود ، برای کسانی که در مسیر توبه هستند ، الگوی مثبت و دلگرم کننده ای خواهد بود . این ظاهر ، دعوت نامه ای خاموش به سوی خداوند و ارزش های دینی است .
البته ، باید در نظر داشت که انسان ، موجودی است طبیعی و نه فرشته . طبیعی است که در مسیر همراهی با دیگران ، ممکن است خطا هایی سر بزند و یا ناخواسته در معرض گناه قرار گیریم . اما این نباید باعث شود که از مسیر اصلی دلسرد شویم یا دیدگاهمان نسبت به فردی که خطا کرده ، به کلی منفی شود . همانطور که صحابه پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) نیز گاهی دچار لغزش هایی چون زنا یا شرب خمر شده بودند ، اما این گناهان ، شخصیت و جایگاه آنان را نزد خداوند صفر نمی کرد . مهم ، بازگشت به سوی حق و استقامت در مسیر دینداری است .بنابراین ، انتظار از همه کمال مطلق را نباید داشت ، اما تلاش برای حفظ و نمایش سیمای اسلامی ، گامی مؤثر در جهت ترویج دین و هدایت دیگران به سوی حق است .
