en
Feedback
الهدوء

الهدوء

Open in Telegram

هدایتگری در مسیر پالایش قلب و آراستن اخلاق ، بر اساس قرآن ، سنت نبوی و روش سلف صالح

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
217
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+1330 days
Posts Archive
در این زمانهٔ غربت ، که پرده‌ ها افتاده و حیا غریب مانده ، نقاب زدن‌ کاری آسان نیست ... اما عبودیت هیچ‌ گاه آسان نبوده .  نقاب ، زرهی‌ ست بر چهرهٔ مؤمنه ، نشانهٔ تسلیم در برابر فرمان پروردگار ، و پرچم غیرت اسلامی در میان دریای غفلت . 
آری ، در این روزگار وقتی زنی نقاب می‌ زند ، یا مردی ریش می‌ گذارد و لباس تواضع و سنت ( شلوار کوتاه ) می‌ پوشد ، دیگران با تعجب می‌ نگرند ، اما ما با دیدن چنین سیمایی دلگرم می‌ شویم ؛ چون یادمان می‌ آید هنوز بندگانی هستند که به حکم ( غرباء ) دل بسته‌ اند ، و حاضرند در تنهایی هم ، بر صراط مستقیم بایستند .
پس نقاب واجب است ، نه از سختی بلکه از عشق به طاعت ؛ و هرکه بر آن استقامت ورزد ، در زمرهچهٔ غریبان مورد رحمت الهی خواهد بود ان شاء الله .

قال عبد الله بن وهب ( رحمه الله ) : لو شئت ان املأ الواحي من قول مالك ( رحمه الله ) : لا ادري ، لفعلت .
❞ عبدالله بن وهب ( رحمه الله ) گفت : اگر می‌ خواستم ، می‌ توانستم صفحات ( دفتر های ) خودم را از گفتار مالک ( رحمه الله ) که می‌ گفت : ( نمیدانم ) ، پر کنم . ❝

🎥 کلیپ زیبای مشایخ ؛ شیخ آلبانی ، شیخ عثیمین ، شیخ بن باز و ... از آنها سؤال می پرسند و در جواب می گویند : ( لا أدری ، نمی دانم ) . لا أدری نصف العلم !!
چه خوب است که این کلمه همیشه بر سر زبانمان باشد .  علما در حالی که آنها عالم اند اگر پاسخ را ندانند می گویند نمی دانم ، پس چرا تو که طالب العلمی پاسخ می دهی ؟!

#منقول
وقتی با جمله‌ ای زیبا دل مؤمنی را شاد کرده و روزش را می‌ سازید ، تا زمانی که شیرینی و گرمای سخن‌ تان در قلبش جولان دهد برای‌ تان اجر نیکو نوشته خواهد شد .
و وقتی با زخم زبان‌ تان دل مسلمانی را برنجانید و روزش را بغض‌ آلود کنید ، تا زمانی که تلخی سخن‌ تان قلبش را نیشگون بگیرد برای‌ تان اجر شر نوشته خواهد شد . قلبِ مسلمان را چه پنداشته‌ اید ؟ گمان می‌ برید گل‌ های کنار خیابان است که آن را از جا بکنید و کسی نباشد بر سرش به جواب آید ؟ بوتهٔ قلب هر مسلمانی را بچینید یقین بدانید الله بوتهٔ قلب‌ تان را خواهد چید . گمان می‌ بری سخنی تلخ گفتی و او هم با چشمان مظلومش تبسمی نمود و رفت و دیگر تمام ؟ نه به خداوند که چنین نیست .
هربار که آن نیش زبانت را به یاد آورده و نفسی عمیق می‌ کشد ، ندایی آید که وعد باشد حق‌ ات را خواهم ستاند . که وعد باشد دلش را خواهم شکست .
ای گنهکار ، نمی‌ دانی مگر آن سخنت هر روز و ساعت و دقیقه به یادش می‌ آید ؟ نمی‌ دانی مگر حتی اگر بر تو دعای شر نکند خدایش منتظر دعای او نخواهد ماند ؟ قلبی که در آن حبِ الله باشد شکستنش جز از طاغی‌ ترین خلایق برنمی‌ آید . ای بیچاره ، من به جای تو از الله می‌ ترسم ز عظمت این ظلم و ستم .

جنید ( رحمه الله ) ، او یکی از تابعین است .
روزی در میان تعدادی از تابعین نشسته بود ، آنان دربارهٔ این که چه کسی خداوند را بیشتر دوست دارد ، صحبت می کردند . یکی گفت : کسی که شب زنده داری می کند ، خدا را بیشتر دوست دارد . دیگری گفت : کسی که با انسان های نیکوکار همنشینی کرده و دوستی با افراد ناباب را رها می کند ، خدا را بیشتر دوست دارد . نوبت به جنید ( رحمه الله ) رسید گفتند : ای عراقی ! تو چه می خواهی بگویی ؟!
جنید ( رحمه الله ) گفت : بندهٔ دوست دار خداوند ، بنده ای است که خودش را فراموش کند ، با یاد پروردگارش پیوند خورد ، حقوقش را ادا نماید و با قلبش به خداوند بنگرد ، به خاطر خدا سخن گوید ، حرف زدنش ذکر باشد ، کارش ، انجام دستورات خدا باشد و سکونش ، با خدا باشد ، پس او از خدا ، برای خدا و با خداست !

ابن جریر طبری در تفسیر خود از اعمش از مجاهد بن جبر روایت کرده که فرمود : قلب مانند کف دست است ؛ هرگاه گناهی کند ، جمع می شود و هرگاه گناه دیگری کند ، باز جمع می شود ، سپس بر آن مهر زده می شود و آن همان ( رین ) زنگار است . 
❞ منظور این است که قلب ، مانند یک ظرف یا کف دست است . هرگاه انسان دست به گناه و نافرمانی دراز کند ، چه در موضع قدرت باشد و چه در موضع ضعف ، قلبش از بندگی خدا خالی شده و به غیر او رو می کند . بنابراین ، آزادی مطلق برای انسان در این دنیا وجود ندارد . انسان تنها با پیروی از اوامر الهی میتواند بندٔه راستین او باشد ؛ و اگر از این طریق ، بندگی خدا را نپذیرد ، ناگزیر در برابر غیر او خوار و ذلیل خواهد شد . ❝
🪶 شیخ عبدالعزیز طریفی ( حفظه الله )

اعتکاف امسال ، تلاوت زیبای ماموستا حسین صحراگرد ( حفظه الله ) در نماز تراویح .

ان شاء الله ، حتما در این باب و مسائل مربوط به نسل جوان حتما کتاب های شیخ احمد السید ( حفظه الله ) رو مطالعه کنید . مخصوصاً ک
ان شاء الله ، حتما در این باب و مسائل مربوط به نسل جوان حتما کتاب های شیخ احمد السید ( حفظه الله ) رو مطالعه کنید .
مخصوصاً کتاب برای نسل فردا و این کتاب داخل عکس بالا رو که متن اول رو در این کتاب مشاهده کردم و در کانال نشر دادم ، حتماً تهیه کنید .

به دلیل طولانی بودن عذر خواهی می کنم ، اما حتماً حتماً این دو متن بالا رو بخونید ، جزاکم الله خیرا .

سبحان‌ الله ، متأسفانه مسئلۀ ادامه‌ دادن درس و دنبال مدرک رفتن ، به امید داشتن آیندۀ دنیایی بهتر ، بسیاری از دل‌ ها را بی‌ حس کرده است ؛ و بدتر آنکه این نگاه حتی به کسانی هم سرایت کرده که ادعای پیروی از منهج سلف و تبعیت از راه آنان را دارند .  کسی که راه دینداری را در پیش می‌ گیرد ، به‌ ویژه در فضای پیروی از سلف ، باید هم و غم اصلی‌ اش نجات خود ، خانواده و سپس جامعه باشد . اما مشکل از جایی شروع می‌ شود که انسان تنها تا جایی نصیحت‌ پذیر است که نصیحت مطابق میلش باشد و با هوا و هوسش تعارض نداشته باشد ؛ و دقیقاً همین ، ضربه‌ های سختی وارد می‌ کند . 
این افراد به بهانه‌ هایی مانند اینکه ( جامعه به دکتر نیاز دارد ) یا ( قرار نیست همه دیندارها کارگر باشند ) دختران خود را روانۀ دانشگاه می‌ کنند . جوانی که سال‌ ها از علم دینی دور بوده و تازه اندکی گرایش دینی پیدا کرده را به‌ جای تقویت ایمانش ، وارد محیطی می‌ کنند که سرشار از فتنه‌ ها ، شهوات و شبهات است ؛ و این یعنی آغاز دشواری‌ ها ، نه راه‌ حل .
وقتی دلسوزی بخواهد آنان را نصیحت کند ، پاسخ می‌ دهند : ( پس دختر مسلمانِ دکتر از کجا بیاید ؟ زن نقابی‌ ات مریض شود ، پیش چه کسی می‌ بری ) ؟ حال آنکه حقیقت آن است : کسی که همسرش نقاب دارد ، معیار اصلی‌ اش دینِ پزشک نیست ، بلکه تنها مؤنث‌ بودن پزشک برایش اهمیت دارد ؛ چه آن پزشک یهودی باشد ، چه مسیحی ، یا هر دین دیگری . اکنون زمان غربت دین است ؛ بگذار کسانی که شیفتۀ دنیا هستند مشتاقانه به سمت آن بروند و جای تو را در دنیا پر کنند ، و تو راهی را برگزین که موجب آرامش و رستگاری‌ ات در آخرت باشد .

یکی از محیط هایی که بیشترین تأثیر را بر نسل جوان دارد ، محیط مدرسه ، در دنیای واقعی و فضای شبکه های اجتماعی در دنیای مجازی است . آگاهی و علایق بیشتر دانش آموزان در این دو محیط شکل می گیرد .
بیایید اندکی واقع بین باشیم ، با وجود تمامی خوبی هایی که در این دو محیط وجود دارد ، این دو از جمله فاسد ترین محیط ها هستند که در آن ها دانش آموزان چیزهایی یاد می گیرند که با اصول اخلاقی در تضاد است . افراد نیک در این محیط ها از افراد منحرف تأثیرات منفی می گیرند . این مشکل با اینکه فراگیر است و بسیاری از افراد از آن رنج می برند ، اما بیشتر افراد آن را نادیده می گیرند و به آن اهمیت نمی دهند ، زیرا به مدرسه ( مکتب رسمی ) مربوط می شود که کسی حق ندارد آن را نقد کند . این موضوع از بزرگترین دلایل تراکم مشکلات اخلاقی و دینی ماست ، زیرا عدم تشخیص مشکل ، درمان آن را به تأخیر می اندازد .
آنچه این وضعیت را پیچیده تر می کند ، کمبود مهد ها و محیط های تربیتی برای جوانان است که هویت اسلامی آن ها را تقویت کند و آن ها را از بیماری های فرهنگی ، رفتاری و فکری محافظت نماید . جوانان اغلب در محیط هایی که تأثیر منفی بر آن ها دارد ، گرفتار می شوند و به سختی محیط تربیتی مناسبی پیدا می کنند ، به ویژه با کاهش قابل توجه نقش و تأثیر در خانواده در سال های اخیر .
این همه باعث می شود که مصلحان تلاش بیشتری در جهت ایجاد و تقویت محیط های تربیتی انجام دهند و نقش محیط ها را در مدارس و فضاهای جوانان فعال تر کنند تا از میزان تأثیرات منفی در این محیط ها بکاهند و سطح صلاح و خیر را در آن ها ارتقا دهند .
🪶 شیخ احمد السید ( حفظه الله )

امتحانات الله تعالی.mp324.37 MB

#منقول
ابن بنان اصفهانی ( رحمه الله ) می‌ فرماید : رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) را در خواب دیدم . به او گفتم : ای رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) ! محمد بن ادریس شافعی ( رحمه الله ) که پسر عموی شماست ، آیا چیزی را به او اختصاص داده‌ اید ؟ یا به او سودی رسانده‌ اید ؟ ایشان ( صلی‌ الله‌ علیه‌ وسلم ) فرمود : بله ، از الله متعال خواستم که او را مورد محاسبه قرار ندهد . گفتم : ای رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) ! به چه سبب ؟ ایشان ( صلی الله علیه وسلم ) فرمود : زیرا شافعی ( رحمه الله ) بر من صلواتی می‌ فرستاد که هیچ‌ کس به مانند آن صلوات را بر من نفرستاده بود . گفتم : آن صلوات چه بود ؟
❞ فرمود : شافعی ( رحمه الله ) می‌ فرمود : ( اللهم صل علی محمد كلما ذكره الذاكرون وصل على محمد كلما غفل عن ذكره الغافلون ) ؛ خدایا ! بر محمد درود فرست هرگاه یاد کنندگان او را یاد کنند ، و بر محمد درود فرست هرگاه غافلان از یاد او غافل شوند . ❝

📯 باب نقد و پیشنهاد گشوده است . اصلاح امور ، بدون شنیدن صدای صاحبان نظر ممکن نیست . مدیر کانال الحسبة مشتاقانه پذیرای نقدهای سازنده و پیشنهاد های راهگشای شماست . راه ارتباطی : t.me/alhisb9ah?direct

🪶 دوست شایسته نعمتی از جانب خداست ...
سلف صالح ما همواره سفارش کرده‌ اند که مؤمن ، آیینه برادر مؤمنش است . همان‌ گونه که در اثر آمده : ( المؤمن مرآة المؤمن ) . پس دوست شایسته کسی است که وقتی بخواهی در حضورش نافرمانی خدا کنی ، اول از نگاه خدا شرم کنی ، سپس از او شرم داشته باشی . اما دوست بدکار ، نشانه‌ اش این است که از انجام طاعت در حضور او شرم می‌ کنی ! و این همان همنشین است که پیامبر ( صلى الله عليه وسلم ) از او هشدار داده‌ اند : ( المرء على دين خليله فلينظر احدكم من يخالل ) این سخن ، ترازویی عملی برای هر مسلمان قرار می‌ دهد تا همنشینانش را بشناسد . پس اگر وقتی می‌ خواهی بگویی ( ای برادر بیا با هم نماز بخوانیم ) یا ( بیا قرآن بخوانیم ) سنگینی احساس کردی ، بدان که این همنشینی از برکت خالی شده است . ای مسلمانان ، لحظه‌ ای تامل کنید و با حسابگری بنگرید همنشینان شما چه کسانی هستند . آیا دیدارشان شما را به طاعت نزدیک می‌ کند یا به گناه ؟ این همان حساب رسی روز قیامت است که از امروز باید به آن توجه کرد . پروردگارا ، روزیمان کن برادرانی شایسته که در دنیا و آخرت به ما سود برسانند ، اللهم آمین .

دوست شایسته کسی است که شرم داشته باشی در حضور او گناه کنی . و دوست ناباب کسی است که شرم داشته باشی در حضور او کار نیک انجام دهی . این معیاری است که مردم را برایت تفکیک می‌ کند . بعضی از دوستان اگر بخواهی بگویی بیا نماز بخوانیم با احساس سنگینی و بی‌ حوصلگی می‌ گویی ، یعنی این دوست ، ناباب است . و بعضی افراد اگر بگویی بیا گناه کنیم از واکنش او می‌ ترسی .
🎥 شیخ یاسر الدوسری ( حفظه الله )

تصور کن کسی به ما درباره آخرت و حساب‌ و کتاب روز قیامت هشدار می‌ دهد . ذهن ما فوراً شروع به معامله و چانه‌ زنی می‌ کند : اگر نصیحت درباره نماز باشد ، می‌ گوییم : حساب است ، گاهی می‌ خوانمش . نه اینکه آن را کامل و با حضور قلب بپذیریم . اگر درباره رزق حلال باشد ، می‌ گوییم : تا جایی که خیلی سخت نباشد ، مراقبم . نه اینکه به کلی از هر شبهه‌ ای فرار کنیم . اگر درباره ترک گناه باشد ، می‌ گوییم : آن یکی گناه خیلی بزرگ را نمی‌ کنم ، ولی این گناه کوچک را ... یعنی باز هم خودمان حد و مرز تعیین می‌ کنیم .
چرا ؟ چون پذیرش کامل ( آخرت ) به معنای بازنشستگی ( هوس ) است . آخرت یک برنامه کامل و بدون سازش است ، اما میل ما خواهان یک زندگی دینی ( منعطف ) و ( سفارشی ) است . ما دوست داریم بهشت را داشته باشیم ، اما نه به بهای کنار گذاشتن تمام لذت‌ های زودگذری که دلمان می‌ خواهد .
❞ در واقع ، ما در ذهنمان یک ( توافقنامه ) می‌ بندیم : من بخشی از این دین ( آخرت ) را می‌ پذیرم که با زندگی‌ ای که دوست دارم هم‌ خوانی داشته باشد . غافل از اینکه آخرت ، یک بسته تمام‌ قد است . یا آن را کامل می‌ پذیری و عمل می‌ کنی ، یا عملاً آن را نادیده گرفته‌ ای . پس در این باب ، نصیحتِ آخرت اغلب تبدیل به یک آینه می‌ شود که تعهد واقعی‌ مان را به ما نشان می‌ دهد : آیا ما به دنبال راحت‌ تر زندگی کردن هستیم ، یا به دنبال درست‌ تر زندگی کردن ، حتی اگر سخت باشد ؟ میل شخصی همیشه راه اول را پیشنهاد می‌ دهد ، در حالی که شریعت ، مسیر دوم را نشان می‌ دهد . ❝

انسان معمولاً نصیحت را تنها تا جایی می‌ پذیرد که با میل و هوسش سازگار باشد ، نه تا آنجا که شریعت الهی برایش مقرر داشته است .

#منقول
❞ ( صلاح جوان در علم است ) ، (صلاح پیر در مسجد ) ، ( صلاح زن در خانه ) و ( صلاح شخص آزار رسان در زندان ) . ❝
🪶 امام ترمذی ( رحمه الله ) / سیر أعلام النبلاء

photo content