하이 하이
Open in Telegram
𝑀𝑖𝑛ℎ𝑜 𝐻𝑦𝑢𝑛𝑔, 𝐼 𝑡𝑟𝑢𝑠𝑡 𝑦𝑜𝑢!୭ৎ - ☆𝘠𝘰𝘶𝘳 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘳𝘢𝘵𝘦: @Art_lilium_bot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
409
Subscribers
+824 hours
+147 days
+3430 days
Posts Archive
409
یا شلیک کن و برای همیشه با یه جنازه سرد بمون، یا این حلقه رو از گردنم باز کن، توی انگشتت کن و بپذیر که از این لحظه به بعد نه شکاری وجود داره و نه شکارچی… فقط ما هستیم.
انتخاب کن، جیسونگ… یا این گلوله رو توی سینهی من خالی کن، یا برای همیشه توی قفسی که برات ساختم، زندگی کن
409
من این حلقه رو برای تو نگه داشته بودم. یکی توی انگشت حلقه دست چپم، و یکی هم دور گردنم، نزدیک به ضربان قلبم… منتظر بودم روزی برسه که با همین نگاه پر از نفرتت بیای و اسلحه رو بگیری سمتم، چون فقط اون موقع بود که میدونستم...
آمادهای تا صاحب قلبت رو قبول کنی.
409
لی مینهو چشم چپش رو واقعا از دست داده توی داستان و نمیتونه باهاش ببینه
یه زخم بالای لبش داره و دقیقا
یه تتوی اژدها روی گردنش
409
میبینی چقدر میلرزی؟ حتی وقتی اسلحه رو توی دستت گرفتی، هنوز داری میلرزی، جیسونگ
خیلی دیر پیدام کردی… خیلی دیر
من از همون شب اول، از همون لحظهای که توی چشمات نگاه کردم، میدونستم داری دنبال چی میگردی. تمام این دوسال… اون نقشه هایی که توی ذهنت میکشیدی… همهشون رو میدیدم مثل تماشای یه نمایش خیلی زیبا بود، اما یکم طولانیشدن کردی
409
من بهش نزدیک میشم. انقدر نزدیک که دیگه فرق بین آغوش عشق و آغوش مرگ رو نمیفهمه. اون فکر میکنه من مال اونم؟ اون فکر میکنه تونسته روح من رو تسخیر کنه؟ نمیدونه که من فقط دارم یاد میگیرم چطور قلبش رو از توی سینهش بیرون بکشم، همونجوری که اون، دنیای من رو ازم گرفت.
هر ثانیه که نفس میکشم، فقط یه شمارش معکوسه… تا روزی که آخرین عکس زندگیش رو بگیرم. قشنگترین عکس عمرم: ثبتِ لحظهای که اون امپراتوری پوشالی توی چشمهاش فرو میریزه و میفهمه که....
قاتلش همون پسری بوده که یه شب برفی، فقط دلش میخواست بهش کمک کنه.
409
هان جیسونگ که مطمئن بوده تصادف پارتنرش به خاطر یه تصادف معمولی نبوده دو سال تمام روی نقشه انتقامش از لی مینهو کار میکنه...
رفتوآمدها و تمام کارهای رئیس لی رو زیر نظر میگیره تا بتونه بره سر وقتش و...
انتقام بگیره!!!
409
اون شب هیونِ عزیز جیسونگ توی یه تصادف کشته میشه و پلیس هیچوقت نمیفهمه علت اصلی اون تصادف چی بوده!
409
میدونی… آدمهایی که به چیزهای ظریف آسیب میزنن، لیاقت داشتن اونها رو ندارن. اگه چیزی… متعلق به تو باشه، نباید هیچوقت... هیچوقت، خراشی روی سطحش بیفته
دیگه لازم نیست نگران اون دستهای سنگین باشی. از امشب، دیگه هیچکس دیگهای بهت دست نمیزنه…
چون دیگه کسی باقی نمیمونه که بخواد بهت دست بزن
409
اون مرد از جیسونگ دلیل کبودی زیر چشمش رو میپرسه و جیسونگ توی یه گفتوگوی کاملا معمولی میگه به خاطر دعوا با پارتنرش بوده ولی!!!!!
نمیدونسته که همین حرف باعث میشه اون شب پارتنر عزیزش کشته بشه
