_ترانهیِ بارون زده
Open in Telegram
پناهگاهی برای دلهای خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
805
Subscribers
-524 hours
-227 days
-15330 days
Posts Archive
اگه پیش کسی گریه کردی و باز تورو قوی دونست، اگر پیش کسی عصبانی وخشمگین شدی و بازم تورو مهربون دونست رهاش نکن
دیری است بیشتر وقت خود را در خانه میگذرانم. از برخوردهای با این و آن کاستهام. اگر یاران مثل درخت بیدخانه ما کمحرف بودند، هر روز به دیدنشان میرفتم.
- از نامهی سهراب سپهری به یک دوست
ما از بخشهای مختلف خوب و بد ساخته شدهایم. یک ذهن سالم تصمیم میگیرد چگونه با این دوگانگی کنار بیاید و هردو حس خوب و بد را همزمان مدیریت کند.
- بیمار خاموش | الکس مایکلیدیس
واقعيت اينه كه من اون دختر هميشگی نيستم
خيلى چیزا ازم كم شده.
اعتمادم، شورم، حرف زدنم، حتى خنديدنم.
آدم ها فكر مى كنن قوى ام چون چیزی نميگم، اما نمى دونن چقدر شبها با خودم جنگیدم كه صبح دوباره آدم معمولى اى باشم.
زخمهایم را دوست دارم. آنها شاهدان اصلیام هستند که چطور شجاعانه زندگی کردم.
- پونه مقیمی
بی رحمانهترین حالت زیستن اینجاست که ما؛
هرچقدر هم که غمگین و خشمگین و سوگوار باشیم و سوگ ما هرآنقدر هم که موجه باشد؛ زندگی کاری به این حرفها ندارد؛ ادامه دارد!!!
و ما... بی رحمانه، گستاخانه و ناگزیر؛
ادامه پیدا میکنیم...
با اندوه عظیمی بردل، همچنان راه میرویم، نفس میکشیم، کار میکنیم...
و روزی برای تو خواهم گفت که چقدر سخت بود اینگونه زیستن
و اینگونه دوام آوردن...
اونجا که حتی شاعر هم
دلش گرفته و میگه:
از چرخش روزگار سیر شدم
از روز و شبم خسته و دلگیر شدم
مرگ هم نمیگیرد سراغی از من
به گمانش که جوانم، به خدا پیر شدم
برای همهی ما
همهی روزها فراموش میشوند
به جز همان یک روز
که نشانی آن را به هیچکس نگفتیم 🩶
