_ترانهیِ بارون زده
Open in Telegram
پناهگاهی برای دلهای خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
809
Subscribers
-224 hours
-237 days
-15630 days
Posts Archive
بزرگسالی این شکلیه که :
به هر حال مجبوری ،
فردای شبی که مُردی پاشی زندگی کنی .🍃❤️🩹𓏺 '
امیدوارم با آدمهای خوبی روبهرو شوید؛
با آنهایی که در شلوغی دستتان را میگیرند و در سکوت،حالتان را میفهمند،با آدمهایی که لازم نیست برای دوست داشته شدن کنارشان نسخهی بهتری از خودتان باشید،آنهایی که اشتباهاتتان را به وقتِ عصبانیت،علیه شما خرج نمیکنند و زخمی را که از آن باخبرند،هر بار از نو باز نمیکنند،امیدوارم سهمتان کسانی باشند که حضورشان امنیت بیاورد،نه اضطراب،کسانی که اگر روزی خسته شدید،سکوتتان را بیمحبتی ندانند و اگر روزی در سکوت فرو رفتید،پیش از قضاوت،بپرسند چه بر شما گذشته است.
_ 🌱
من فقط دلم برای خودم سوخت،برای اون آدمی که فکر میکرد با مهربونی همه چیز درست میشه،برای امیدی که داشتم،برای تلاشهام،برای صبرم؛نمیدونم ولی این جوابش نبود.
یه جا نوشته بود:
"وقتی تمام تنم میگریست
کسی بر چشمم اشکی ندید.. "
من اینو با بند بند وجودم درک کردم..
آدما فقط لحظه انفجار تورو میبینن،نمیبینن چقدر کنار اومدی،کوتاه اومدی و چقدر سازش کردی.
چه حوصله اى دارين براى تلافى!
به قول محمود درويش :
همين تورا بس كه من ديگر تورا
آنطور كه ميديدم نميبينم...
