ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

_ترانه‌یِ بارون‌ زده

_ترانه‌یِ بارون‌ زده

前往频道在 Telegram

پناهگاهی برای دل‌های خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨

显示更多
未指定国家未指定类别
713
订阅者
-224 小时
-267 天
-10230 天

正在加载数据

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
10月 '26
十月 '260
在0个频道中
九月 '260
在0个频道中
Get PRO
八月 '26
+268
在3个频道中
Get PRO
七月 '26
+938
在1个频道中
Get PRO
六月 '260
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+127
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
28 十月0
27 十月0
26 十月0
25 十月0
24 十月0
23 十月0
22 十月0
21 十月0
20 十月0
19 十月0
18 十月0
17 十月0
16 十月0
15 十月0
14 十月0
13 十月0
12 十月0
11 十月0
10 十月0
09 十月0
08 十月0
07 十月0
06 十月0
05 十月0
04 十月0
03 十月0
02 十月0
01 十月0
频道帖子
تو چه می‌دانی، که من برای یک بار برخواستن ،چند هزار بار فروریخته‌ام.

2
زن بودن یعنی گاهی در میان تمام چیزهایی که فرو ریخته‌اند، هنوز بلد باشی چیزی را زیبا نگه داری. مری اولیور
17
3
دلم یه "بالاخره شد" می‌خواد.
25
4
‏گاهی آنقدر تحمل کردن دشوار می‌شود . . که حاضری هرآنچه در آرزویش بودی و با زحمت فراوان به دست آوردی را رها کنی و بروی "
35
5
در میانِ هیاهویِ زمین ، آسمان هنوز با وقارترین منظره دنیاست :)!
34
6
- من بدون دلیل هر چند دقیقه یکبار:
- من بدون دلیل هر چند دقیقه یکبار:
34
7
من حتى وقتى ميخوام باهاتون مثل خودتون رفتار کنم عذاب وجدان ميگیرم شما چجوری ميتونيد انقد بد باشيد.
34
8
و این دنیا همیشه،مدیون کسانی خواهد بود که در خلوت خودشان عاجزانه گریسته‌اند ، ولی سعی کرده اند که قوی بمانند :)!
36
9
مثل قایقی شکسته بر موج زمان ، شناورم نه مقصدی دارم و نه لنگر گاهی ؛ فقط می روم تا خسته شوم :)
35
10
فاقد کپشن :)"
فاقد کپشن :)"
35
11
من از این دنیا رنجیده و خسته‌ام؛ آن‌قدر که تمام احساساتم را به خاک سپردم. دیگر به فکر از بین بردن غم‌هایم نیستم؛ حالا بیشتر به دنبال پیدا کردن شادی کوچکی هستم در کنار همین غم‌هایم. از من لبخند می‌بینی، اما عمق جانم پریشان است :)!
31
12
تو منو ناراحت می‌کنی و فکر می‌کنی چیزی نشده. من استرس می‌گیرم، اسید معدم می‌زنه بالا، حالم بد میشه، نمی‌تونم غذا بخورم و سه روز با عزراییل کشتی می‌گیرم.
1
13
گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر نمی‌خواهد کسی را تغییر دهد، نمی‌خواهد بفهماند، توضیح دهد، ثابت کند. فقط می‌خواهد در آرامشی غریب، خودش را به خودش برگرداند. -عباس معروفی.
54
14
میگذرد اما از ما رد میشود تابگذرد...
53
15
میگذره...
56
16
00:00
57
17
و فهمیدم سخت‌ترین روزهای زندگی،روزهایی نیستند که در آن‌ها گریه می‌کنی،روزهایی‌اند که دیگر حتی توانِ گریه‌کردن هم نداری،همه‌چیز در سکوت می‌گذرد و تو،میانِ انبوهی از فکرها و خستگی‌ها،فقط سعی می‌کنی روز را به پایان برسانی،و کسی نمی‌داند برای همین چند ساعتِ ساده،چه اندازه با خودت جنگیده‌ای و چند بار درونت فرو ریخته و دوباره خودت را جمع کرده‌ای.
56
18
روزهایی را می‌گذرانم که خیلی سخت و دردناک است ؛ و مثل آدمی که توی گور خوابیده تنها هستم، با یک مشت افکار تلخ و عذاب‌دهنده و یک مشت غصه که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند.
50
19
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن‌ میکنم؛ امید رفته پی روزهای رفته را هی قرض میکنم و قرض میکنم  قرض میکنم؛ امید را..
50
20
بهترین توصیف از من رو نیچه میکنه که میگه: "خود می‌جنگید و از خود شکست می‌خورد و بر جسد خود می‌گریست. جنگ‌های او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان بیرون برایش باقی نمی‌گذاشت." ‌|
54