en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎

𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎

Open in Telegram

"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود." صندوقِ دریافتیِ نظراتِ‌شما: @teexiobot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
223
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+130 days
Posts Archive
:).

یادِ "تو از یادم نمی‌روی" ِ خسرو افتادم.

شیش به بعد میام حرف میزنیم

اوان اومد فاک بریم چصناله

بعد دیروز فهمیدم که عه این همون چیزیه که اون اون موقع گفت

موقع نوشتنش اینجوری بودم که خب چی بنویسم بنویسم من بهت استرس میدم؟ با اینکه جمله اشنایی بود ولی همینجوری زارت نوشتمش

دیشب یه چیزی که خیلی حالمو گرفت این بود که اون قسمت "من بهت استرس میدم؟" تقریبا دو سال پیش اتفاق افتاده بود و من اصلا یادم نبود

))

یعنی تقریبا هر پارت از دستم در میره🤣🤣

سعی میکنم زندگی خودمو قاطی داستان نکنم ولی بازم خیلی جاها از دستم در میره

هیچوقت چیزی عمیقاً فراموش نمیشه شاید دیگه بوی عطرش رندوم روی سرم نپیچه شاید تو خیابون دنبالش نگردم و شاید هرشب واسش اشک نریزم ولی بازم یهو وسط شستن ظرفا بغض میکنم چون شام غذای مورد علاقه اونه

مثلِ سوختن تک تک پروانه هایی که یه روزی زنده بودن میمونه. پروانه ها نفس نمیکشن و تموم شدن، ولی آتیش اونقدر بی رحمانه و وحشتناک اونارو میسوزونه که باورت نمیشه مُردن و زنده نیستن

https://t.me/teexioxo/7067 د ق ی ق ا همینطوره. از طرفی همش فکر میکنم نویسنده خودش اینارو تجربه کرده؟ اگه نکرده چطور ممکنه انقدر با جزییات احساسات رو لحظه به لحظه منتقل کنه که منی که عشقی تجربه نکردم نفسم حبس میشه، سر انگشتام نیز میکشه و غمو دریافت میکنم؟

اون خستگی عجیب و درک میکنی.. میدونم

گاهی اوقات به این فکر میکنم که کی میتونم همه چی و فراموش کنم..

حالم:

عمو بهزاد بسیار شلوغ میباشد