تجربهنگاریهای نوا
Open in Telegram
🤍نسیم نوائی | PMO • Agile • Jira 🤍مدیریت پروژه، چابکی و سیستمسازی تیمها 🤍منتورینگ فردی | راهاندازی Jira سازمانی 🎓MSc Computer Networks, IUST | BSc IT, Tabriz 🪽کانال نظرات همراهیها @withnavaei
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
346
Subscribers
+124 hours
+267 days
+2830 days
Posts Archive
سلام👀
درسته فعالیت من دلی هست، اما انتظار فعالیت و همراهی از شماها دارم. یک ضربه به ریاکشن کلا یک ثانیه زمانبره، اما قوت قلب هست برای من😍
برای پستهای بعدی سریعتر به این عدد برسیم. خب؟
تا منم بین این همه شلوغی، انگیزهام برای فعالیت حفظ بشه.
سلام سلام، دیشب مهمان داشتم، امشبم مهمون دارم. اما مگه قولم به همراههای تجربهنگاری یادم میره.😌
🪽تا این پیام رو به ۳۰ ریاکشن برسونین، منم پست فصل اول کتاب رو میفرستم.
سوپرپاور من؟
لذت بردن از تک تک جزئیات.
اینکه حتی برای یه آیس کافی، از مسیر لذت ببرم، نه از مقصد!
عزیزان پیگیر خوانش و انتقال تجربه کتاب بودین😇
از اونجایی که من طول هفته سرکارم، توی تایم سرویس سعی کردم کتاب رو بخونم و نکاتش رو هایلایت کنم.
آخر هفتهها که خونهام پستهاش رو مینویسم و باهم یاد میگیریم.
فردا، فصل یک رو مرور میکنیم😉☺️
📌میخوام یک کتاب مهم درباره Scrum رو اینجا با هم بخونیم.
کتاب Scrum: The Art of Doing Twice the Work in Half the Time نوشتهی Jeff Sutherland.
شاید جالب باشه بدونید خود Sutherland یکی از کسانی است که Scrum را طراحی کرده.
یعنی این کتاب صرفاً درباره اسکرام نیست؛ روایت کسیه که خودش در شکلگیریش نقش داشته.
برنامه ساده است:
هر هفته یک چپتر از کتاب را میخوانم و اینجا منتشر میکنم. در هر پست: چند ایده اصلی چپتر را مینویسم، نکتههایی که به نظرم مهم است را جدا میکنم، و گاهی هم تجربه خودم از کار با تیمها را کنارش میگذارم. نه خلاصه خشک کتاب، نه ترجمه خطبهخط. بیشتر شبیه یک کتابخوانی جمعی درباره Scrum.اگر به اسکرام، چابکی، تیمهای فنی و مدیریت پروژه علاقه دارید احتمالاً این سری برایتان جذاب خواهد بود. از پست بعدی میرویم سراغ چپتر اول کتاب. @navaeinotes
حدود ۳۰ نفر تا الان در این نظرسنجی شرکت کردهاند
و داریم به نقطهای میرسیم که هر پاسخ جدید میتواند روی تصویر نهایی اثر واقعی بگذارد.
اگر در فضای پروژه، محصول، تیم فنی یا عملیات کار میکنید،
الان بهترین زمان برای ثبت تجربه شماست.
این فرم کمتر از ۱ دقیقه زمان میگیرد،
اما میتواند به ساختن یک تصویر دقیقتر از وضعیت واقعی مدیریت پروژه و چابکی در تیمهای ایرانی کمک کند.
👇 لینک نظرسنجی
[https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScFkHP5r6ntiUC8XBk8oFMlbbEAg1AEjmTg2ZtdG1BibsbP8Q/viewform?pli=1]
نتایج را بعداً در کانال تلگرامی navaeinotes منتشر میکنم
✋🛑نظرسنجی
همه ما تجربه کار در پروژههایی را داشتهایم که یا در نظمِ خشک غرق شدهاند یا در بینظمیِ مطلق دستوپامیزنند.
در دنیای مدیریت پروژه مدرن، ابزارهایی مثل Jira و نقشی مثل Agile PMO قرار بود مسیر را برای تیمهای فنی هموار کنند؛ اما چقدر در این ماموریت موفق بودهاند؟ آیا ما واقعاً سیستم میسازیم یا فقط در حال تولید بوروکراسی هستیم؟
من در حال جمعآوری دادههایی برای یک گزارش جامع از «وضعیت مدیریت پروژه و چابکی در تیمهای ایرانی» هستم. هدف این است که از زاویه دید شما (به عنوان لید فنی، اسکراممستر یا مدیر محصول) ببینیم در واقعیت چه میگذرد.
شرکت در این نظرسنجی کمتر از ۱ دقیقه زمان میبرد، اما خروجی آن به ما کمک میکند تا بفهمیم کجای مسیر ایستادهایم.
👇 از اینجا نظرت رو به اشتراک بگذار:
نظرسنجی
نتایج و تحلیل این کنجکاوی جمعی را بهزودی در کانال @navaeinotes منتشر خواهم کرد
«هنرِ یک PMO، خلقِ مسیریست که در آن، اصطکاک میمیرد و جریانِ خلق کردن، جان میگیرد.»
🎲🕹️Agile PMO
یعنی
طراحیِ سیستمی که حضورِ تو در آن، «نامرئی» باشد، اما تاثیرت «مشهود».
چون بهترین سیستمها، آنهایی هستند که آدمها حس نمیکنند در حالِ «مدیریت شدن» هستند؛ فقط حس میکنند در حالِ «پیش رفتن» هستند.
👾Agile PMO
طراحِ یک بازیِ بیباک!
بیشتر آدمها وقتی اسم PMO (دفتر مدیریت پروژه) را میشنوند، یاد فرمهای اکسل، ددلاینهای سختگیرانه و پلیسِ تیم میافتند.
اما بیا از یک زاویه دیگر نگاه کنیم:
یک Agile PMO واقعی، شبیه «طراح بازی» (Game Designer) است.
طراح بازی قرار نیست خودش بازی کند؛ او قرار است قوانینِ محیطی را طوری طراحی کند که بازیکن (تیم) بدون درگیر شدن در پیچیدگیهای اضافه، فقط روی «بردن» و «خلق کردن» تمرکز کند.
چطور؟
۱. طراحی قوانینِ مینیمال: قوانینی که مسیرِ کار را روشن کنند، نه اینکه دست و پای تیم را ببندند.
۲. حذفِ اصطکاک (Friction): همانطور که طراح بازی باگها را میگیرد تا بازیکن خسته نشود، PMO هم باید موانعی که جلوی «فلو» (Flow) یا جریانِ کارِ تیم را میگیرند، شناسایی و حذف کند.
۳. ساختنِ محیطِ امن: محیطی که در آن تیم بداند کجا باید حرکت کند (Jira) و حافظهی این حرکتها کجا ذخیره میشود (Confluence).
نکته خلاقانه ماجرا اینجاست:
اگر تیمِ تو در جریانِ کارش حس کند اصلاً کسی به عنوان PMO آن بالا ننشسته، اما همهچیز «خودش» منظم و روان پیش میرود...
تبریک میگویم!
تو بازی را بردهای.
@navaeinotes
دیلی مارکت عزیزم!
کمتر از یک ماهه که مهمون پروژههای تو شدم، بودن کنارت هم سختیهای خاص خودش رو داره هم شیرینی!
تا الان که باهم خوب پیش رفتیم، بیا برای ادامه هم بترکونیم.
یه روز خوب، کنار تیم خوب مدرسه اکسیژن و دوستان آیتی دیلی مارکت.
۲۸ خرداد ۱۴۰۵❤️
گاهی فکر میکنم مشکل خیلی از تیمها این نیست که کار نمیکنن؛
مشکل اینه که اثری از فکر کردنشون باقی نمیمونه.
جلسه برگزار میشه،
تصمیم گرفته میشه،
تسک تعریف میشه،
کار جلو میره…
اما چند وقت بعد اگر بخوای برگردی و بفهمی چرا به این مسیر رسیدید، معمولاً چیزی که میبینی یا پراکندهست، یا مبهمه، یا اصلاً وجود نداره.
اینجاست که کانفلوئنس میتونه بیشتر از یک ابزار ساده باشه.
اگر درست ازش استفاده کنیم، میتونه تبدیل بشه به حافظه مشترک تیم.
نه جایی برای انباشت فایل،
نه آرشیو بیجان صورتجلسهها،
بلکه فضایی برای نگه داشتنِ منطق تصمیمها، مسیر گفتگوها و دانشی که نباید گم بشه.
برای من، نسبت Jira و Confluence شبیه اینه:
جیرا میگه تیم الان روی چی کار میکنه
کانفلوئنس میگه چرا، با چه منطقی، و بر اساس چه تصمیمی
و این تفاوت مهمیه.
چون تیمی که حافظه نداره،
مجبوره بارها یک مسئله را دوباره فکر کند.
@navaeinotes
جمعهست.
یک شیک لوتوس و یک سؤال که احتمالاً خیلی از تیمها ازش فرار میکنن.
چرا با اینکه جلسه میذاریم،
صورتجلسه مینویسیم،
مستندسازی میکنیم،
باز هم چند هفته بعد هیچکس دقیق نمیدونه چرا یک تصمیم گرفته شد؟
مشکل از آدمها نیست.
از حافظه تیمه.
پست بعدی کانال درباره Confluence است؛
اینکه چطور میتواند «انبار فایل» نباشد،
بلکه تبدیل شود به حافظه زنده پروژه.
اگر با Jira کار میکنید، این یکی را از دست ندهید.
@navaeinotes
در بازارهای پرنوسان، فقط قوی بودن کافی نیست.
در هفتمین نشست «کافه ریتیل» درباره سه مفهوم مهم صحبت شد: Robust، Resilient و Antifragile.
کسبوکاری که Robust است در برابر شوکها مقاومت میکند.
کسبوکار Resilient بعد از بحران به وضعیت قبل برمیگردد.
اما کسبوکار Antifragile از دل بحران قویتر میشود.
نمونهای که در پنل مطرح شد برایم قابل توجه بود؛
در دوره جنگ ۴۰ روزه که بسیاری از کسبوکارها با اختلال در زنجیره تأمین مواجه شدند، فروشگاههای افق کوروش توانستند بدون کمبود جدی کالا به فعالیت خود ادامه دهند.
سؤال مهم این است:
کسبوکار ما فقط تابآور است یا واقعاً پادشکننده؟
نکات ارزشمندی از تجربه این مدیران شنیدم:
حسین صبوری | مدیرعامل افق کوروش
شاهین فاطمی | بنیانگذار درسا
توحید علیاشرفی | مدیرعامل علیبابا
علی جعفرآبادی | مدیرعامل شهرکتاب
محمدهادی رنجبر | مدیر علمی دپارتمان ریتیل
#خرده_فروشی #ریتیل #مدیریت #تصمیم_گیری #زنجیره_تامین #Antifragile #Resilience
#RetailStrategy
@navaeinotes
