تجربهنگاریهای نوا
Open in Telegram
🤍نسیم نوائی | PMO • Agile • Jira 🤍مدیریت پروژه، چابکی و سیستمسازی تیمها 🤍منتورینگ فردی | راهاندازی Jira سازمانی 🎓MSc Computer Networks, IUST | BSc IT, Tabriz 🪽کانال نظرات همراهیها @withnavaei
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
329
Subscribers
+124 hours
+37 days
+830 days
Posts Archive
پستهاش آماده است، فردا براتون میفرستم.
تا اون موقع ریاکشن اینپست رو به عدد ۳۱ برسونین که کم کم دارم ۳۱ ساله میشم🥳😎
و تمام🎉
همسفرهای شهریور انتخاب شدند🤍
شرمنده عزیزانی شدم که درخواست داشتن اما نتونستیم همسفر بشین، انشالله ماههای آتی🪽
تابستون ۱۴۰۴ بود که با فرناز عزیزم، وبینارهای دوربرگردون رو برگزار کردیم.
اینم بخشی از نظرات و #همراهی عزیزان اون دوره🪽
+5
بخشی از نظرات همراههای قدیمی نوا، تو چالشهای مختلف توسعه فردی که باهم داشتیم🪽
راستش همیشه فکر میکنم بهترین هدیه تولد این نیست که چیزی بگیری، اینه که بتونی یک گره از کار کسی باز کنی.
به مناسبت تولدم تو شهریور، میخوام در قالب چالش #بازگشت_مهربان، زمانم رو هدیه بدم. میخوام به ۳ نفر که توی دوراهی شغلی هستند، رزومهشون به بنبست خورده یا برای ورود به دنیای مدیریت پروژه/جیرا و مسیر حرفهای نیاز به یک منتور دارن، مشاوره و همراهی صفر تا صد بدم.
از چه چیزهایی حرف میزنیم؟
توسعه فردی و برنامهریزی: چطور وسط شلوغی تسکها غرق نشیم.
انتخاب مسیر و تغییر شغل: اگر میخوای وارد لایه مدیریت پروژه یا ادمینی ابزارها بشی ولی راهش رو بلد نیستی.
بازسازی رزومه و تکنیکهای مصاحبه: چطور قصه کارهایی که کردی رو بنویسی تا دیده بشی (دقیقاً همون کاری که خودم برای بهینهسازی رزومهام انجام دادم).
شرایط چطوریاست؟
کاملاً رایگان، اما با تعهد دوطرفه. چون زمانم محدوده، فقط میتونم در خدمت ۳ نفر باشم که واقعاً آمادهی تغییر و کار کردن روی خودشون هستند.
اگر فکر میکنی یکی از اون ۳ نفری، یا کسی رو میشناسی که این گپوگفت تجربهمحور میتونه مسیرش رو روشن کنه، توی پیوی بهم پیام بده و خیلی کوتاه برام بنویس:
۱. در حال حاضر چالش اصلیت چیه؟
۲. دوست داری در پایان این مسیر به کجا برسی؟
تا آخر هفته فرصت داریم تا با هم صحبت کنیم و این ۳ همسفر شهریور رو انتخاب کنیم.
#بازگشت_مهربان #منتورینگ #مسیر_شغلی
📞@nasimnavaeii
مدیر پروژه اصرار دارد که توسعهدهندگان همزمان روی سه پروژه مختلف کار کنند تا بهرهوری (Resource Utilization) بالا برود. طبق فصل ۵، چرا این استراتژی باعث شکست پروژه میشود؟
تیمی در جیرا تعداد زیادی تیکت در وضعیت In Progress دارد اما تیکتهای کمی به وضعیت Done میرسند. بر اساس آموزههای فصل ۵، این تیم دچار کدام نوع اتلاف شده است؟
بر اساس فصل ۵ کتاب اسکرام، منظور از «اتلاف» (Waste) در یک فرآیند توسعه چیست؟
اسکرام یعنی: حذفِ فرمهای بیمورد، حذفِ جلساتِ سمی، و حذفِ سیاستهایی که فقط دست و پای ما رو بستن.
هدفِ ما رسیدن به حالتِ «Flow» است؛ جایی که کارها بدونِ اصطکاک و با لذت انجام میشن.
حالا نوبتِ شماست:
توی شرکتِ شما، احمقانهترین قانونی که وجود داره و فقط وقتِ همه رو میگیره چیه؟ (مثلاً جلساتِ بیپایانِ روزانه یا کاغذبازیهای بیمعنی).
تو پیامها بنویسید، ببینیم کی از همه «اتلافِ» بیشتری داره! 👇
@nasimnavaeii
قصه پنجم: قهرمانها و آدمهای سمی 🚫
۱. قهرمانبازی ممنوع: اگه تیمتون مدام به «قهرمانهایی» نیاز داره که شببیداری بکشن تا پروژهها رو نجات بدن، شما «تیم» ندارید؛ شما «سیستمتون» خرابه. قهرمان، نشونهی شکستِ برنامهریزیه.
۲. قانون No Assholes: توی تیم، آدمِ سمی (کسی که تحقیر میکنه، میترسونه، یا آشوبِ عاطفی ایجاد میکنه) مثلِ یه سرطان عمل میکنه. اسکرام بدونِ «امنیتِ روانی» عملاً کشکه.
قصه چهارم: قبل از ناهار، تصمیمِ کلیدی نگیر! 🥪
یه تحقیقِ باحال روی قضاتِ اسرائیلی انجام دادن. دیدن نرخِ صدورِ احکامِ عادلانه، بلافاصله بعد از ناهارِ قاضی به اوج میرسه و قبل از ناهار، به صفر میرسه!
این یعنی چی؟ یعنی تصمیمگیری، «انرژی» مصرف میکنه.
وقتی مغزت گرسنه یا خستهست، به جای تصمیمِ درست، «تنبلترین تصمیم» رو میگیره (مثلاً: «ولش کن، بذار همون سیستم قدیمی بمونه، ریسک نکنیم!»).
توصیه فنی: تصمیمهای مهم (معماری، بودجه، تغییرِ دیتاسنتر) رو بذارید برای ساعتهای پرانرژیِ روز. پایانِ روزِ کاری، فقط کارهای روتین انجام بدید.
قصه سوم: ساعتِ بیشتر، خروجیِ کمتر! 📉
دیدید بعضی مدیرها فکر میکنن اگه تیم تا ۱۲ شب بمونه یعنی کار میکنه؟
منحنی ماکسول رو ببینید. بعد از یه حدِ مشخصی، خروجی سقوط میکنه.
اضافهکاریِ طولانی یعنی: خستگی⬅️ خطای انسانی⬅️ دوبارهکاری.
وقتی خستهای، کدی که میزنی یه باگ داره که فردا صبح دوباره باید ۳ ساعت وقت بذاری تا حلش کنی.
ساعت ۵ برو خونه! مغزت برای تصمیماتِ فنیِ فردا به استراحت و ساندویچ نیاز داره، نه به موندنِ الکی توی شرکت.
قصه دوم: باگ، مثلِ میوه نیست که بذاری برسه! 🍎
شرکتِ Palm یه دادهی عجیب داشت:
اگه یه باگ رو همون لحظه که دیدی حل کنی، مثلاً ۱ ساعت وقت میگیره.
اگه همون رو بذاری ۳ هفته بمونه تا «بعداً» وقت بشه، رفع کردنش ۲۴ ساعت وقت میگیره!
چرا؟ چون اون ساختار ذهنیت از کد پریده. دوباره باید بخونیش، دوباره باید بفهمیش…
درسِ اسکرام: اگه مشکلی دیدی، همه کارها رو بریز دور، همون لحظه بکشش. “تأخیر” درِ اصلاح، گرونترین مالیاتیه که یه تیم نرمافزاری میده.
قصه اول: چندوظیفگی (Multitasking) شما رو احمق میکنه! 🤡
خیلیا فکر میکنن خیلی خفنان که همزمان دارن:
۱. کد میزنن
۲. تیکتهای جیرا رو جواب میدن
۳. تو جلسهی آنلاین حضور دارن
۴. به تلگرام جواب میدن
رفقا، این «چندوظیفگی» نیست؛ این «پریدنِ مداوم از شاخهای به شاخهی دیگه» (Context Switching) است. تحقیقات میگه وقتی بین کارها سوییچ میکنید، مغزتون یه بخش بزرگی از انرژیش رو صرفِ لود کردنِ دوبارهی محیطِ کاریِ اون تسک میکنه.
نتیجه؟ هم کند میشید، هم احتمالِ باگتون میره بالا.
راه حل: آقا/خانمِ محترم، یه تسک رو بردار، تمومش کن، بعد برو بعدی. همین.
چرا ما اینقدر کار میکنیم، ولی خروجیمون اونجوری که باید نیست؟ 🤯
بچهها، یه نگاه به دوروبرتون بندازید. تو پروژهها، تو دیتاسنتر، تو اسپرینتها… همه در حال دویدنیم، ولی چرا بعضی وقتا حس میکنیم داریم درجا میزنیم؟
فصل ۵ کتاب «اسکرام» یه جوابِ بیرحمانه داره: «اتلاف، جرمه.»
توی این رشتهپست، میخوام عصارهی این فصل رو براتون بگم. قراره با «فرهنگِ کارِ زیاد» خداحافظی کنیم و بریم سراغِ اصلِ مطلب. اگه دوست دارید کمتر اذیت بشید و بیشتر نتیجه بگیرید، این چندتا پست رو بخونید. 👇
