en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

کوچه ارغوان🪻

کوچه ارغوان🪻

Open in Telegram

شعرها زنده اند، نوشته‌ها. واژه‌ها که از گوشه خيال انگشتان چکه مى‌كنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنی‌ها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
82
Subscribers
+224 hours
+97 days
+2030 days
Posts Archive
«امشب به یاد تو، چشم در چشم ستاره میدوزم.»
«امشب به یاد تو، چشم در چشم ستاره میدوزم.»

اگر پدر از کندو های جنگلی، گهگاه، برایمان عسلِ نابِ معطر نیاورده بود، من بخاطر آن که عسل فروشان، عمری فریبم داده‌بودند، ممکن بود خودکشی کنم یا عسل فروشان را قتل عام کنم، و اگر نکردم، به جای آن، در خلوت، بسیار گریستم، و، گریستم. ص۲۱

کیف اینکه به خودم میبینم که روی قالی دراز کشیده و زیر باد کولر «یک عاشقانه آرام، از نادر ابراهیمی» میخوانم یک طرف کیف خط های کتاب سمت دیگر. زنده‌گی گاهی، میگویم گاهی، واقعا می‌ارزد.

photo content
+5

تو کافر دل نمی بندی نقاب زلف و میترسم که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو -حضرت #حافظ 🌔

دردا و دریغا که در این بازی خونین بازیچه‌ی ایام دل آدمیان است #هوشنگ_ابتهاج 🖤🌘

عقل، عقل من است و فکر تویی قلب، قلب من است و نبض تویی #نزار_قبانی 🕊️🤍

«حدیث چشم مگو با جماعت کوران..!»

برای آرزوهای محال خویش می‌گریم اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش می‌گریم شب دل کندنت می پرسم آیا باز می‌گردی؟ جوابت هرچه باشد، بر سوال خویش می‌گریم نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم اگر جنگیده بودم، دستِ‌کم حسرت نمی خوردم ولی من بر شکست بی‌جدال خویش می‌گریم به گردم حلقه می‌بندند یاران و نمی‌دانند که من چون شمع هرشب بر زوال خویش می‌گریم نمی‌گریم برای عمر از کف رفته‌ام، اما به حال آرزوهای محال خویش می‌‌گریم #فاضل_نظری 🌱

در مورد بعضى مسايل و آدمها فقط فكر مي كنم كه رد شده اند. فراموش شده. شفا يافته. تا اينكه شروع مى كنم به نوشتن. تازه آن موقع پ
در مورد بعضى مسايل و آدمها فقط فكر مي كنم كه رد شده اند. فراموش شده. شفا يافته. تا اينكه شروع مى كنم به نوشتن. تازه آن موقع پی‌میبرم چه رنجى درونم حل شده است. هر چه بیشتر می‌نویسم بیشتر صحنه تار می‌شود. و من غرق میشوم. ✍️🖇️

شرح مجموعه گل، مرغ سحر داند و بس كه نه هرکو ورقی خواند معانى دانست -حافظ 🦢🩶

تا ديدمش گفتم: ماه را از اين نزديكى نديده بودم. مى خواستم بپرم به سويش، به آغوش او، در فضاى امن فرار... از خواب برخاسته بودم.
+1
تا ديدمش گفتم: ماه را از اين نزديكى نديده بودم. مى خواستم بپرم به سويش، به آغوش او، در فضاى امن فرار... از خواب برخاسته بودم. 🌘🌑 سمیه📸

Whisper of the Heart 1995 Studio GHIBLI
+4
Whisper of the Heart 1995 Studio GHIBLI

ساعت پنج صبح است. رفتگرها با دسته‌های بلند جارو افتاده اند به جان خیابان‌ها. آثار شب را می سترند و آثار دلتنگی غیر منحل آدمی‌
+1
ساعت پنج صبح است. رفتگرها با دسته‌های بلند جارو افتاده اند به جان خیابان‌ها. آثار شب را می سترند و آثار دلتنگی غیر منحل آدمی‌زاد را. کمی بیشتر و با حوصله خیره میشوم. دم جاروها کیسه‌های پلاسیده میلولند و تلو میخورند. آثار فجیع زایشی بی‌گریز . و چیست این دلتنگی آدمی؟ حالا میدانم چرا صدای شب صدای جیغ است و ناله‌ی پرفغان. کف خیابان‌ها اثر خون و خونریزی. میبینید؟

تو آن نگاه خیره‌ای در انتظار آمدن؛ من آن دو پلک خسته که بهم نمی گذاری‌ام. - سید تقی سیدی

گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سر آید…

t.meBamdaed گفتم غم تو دارم - شجریان.mp34.36 MB

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان که دل اهل نظر برد که سرّیست خدایی پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند تو بزرگی و در آیینهٔ کوچک ننمایی حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان این توانم که بیایم به محلت به گدایی عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن تا به همسایه نگوید که تو در خانهٔ مایی سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد که بدانست که در بند تو خوشتر که رهایی خلق گویند برو دل به هوای دگری ده نکنم خاصه در ایام اتابک دوهوایی دیوان غزلیات سعدی غزل شماره ۵۰۹