Hiraeth
Open in Telegram
مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ... صدام کن فربد https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
571
Subscribers
-224 hours
+87 days
+1430 days
Posts Archive
571
مبادا عمق تنهایی من رو ببینی و پژواک صدات رو درونش بشنوی و مثل بقیه آدمها، تنهاییم تورو هم فراری بده ...
571
خاص بودن با زیبا بودن فرق داره؛ نمیدونم فرقش رو چطور توضیح بدم شاید چون انقدر بدیهی هست که قابل توضیح دادن نباشه اصلا. و جالب هست که زیبایی به مرور از معمولی و حتی شاید کسل کننده بشه، اما خاص بودن تداوم خواهد داشت و همیشه به دل خواهد نشست.
یادداشت امروز ۳ تیر
571
اگر درخت، اگر آسمان، اگر رودم
به آنچه سهمِ من از بودن است خشنودم
#Atmospheric_Black
#Black_Metal
#Melancholic 🇺🇸
571
اما کسی به من نگفت که اگه رویای پرواز و فتح زندگی در سر داری، زمین زیر پاهات تا کجا خالی خواهد شد ...
571
اساساً ″کلمات″ هیچوقت موضوعیت نداشتن و نمیتونن داشته باشن. در رابطه با انسان، کلمات صرفا ابزاری هست برای انتقال یک حس درونی به مخاطب بیرونی، مثل درد ، رنج، غم ، عشق و ...
کلمات نباشن ابزار دیگه برای ابراز این حالات وجود داره. نشون به اون نشون که دوران نوزادی گریه کردن وسیله ای برای ابراز نیاز بود و نه صرفا بیان یک غم. موسیقی هم همینطور هست؛ نواهای موسیقی چیزهایی هستن که توصیف کننده حالات درونی یا اطراف ما هستش؛ دقیقا مثل همین کلمات اما با این تفاوت که جملات پلی هستن بین حالتی از فرد که معمولا تصوری ازش در ذهن هست و مصداقی براش پیدا میشه و دنیای بیرون و اطراف ما. اما موسیقی در مواقعی میتونه چیزهایی بعضاً فاقد مصداق بیرونی رو برای ما توصیف کنه، چیز مرموز و مبهم ...
پینوشت: این رو میشه به سایر بخش های هنر مثل نقاشی و چیزهای دیگه هم تعمیم داد بنظر خودم.
✍🏻
571
معروف ترین غزل از حافظ هست و نیازی به گفتن نداره و از قضا مورد علاقه خودم از دوره نوجوونی تا الان من هستش. تا مدت زیادی این غزل از یادم رفته بود و تو ذهنم در حال خاک خوردن بود تا اینکه عشق رو تجربه کردم و غوطه ور در حس عاشقی و شور و اشتیاق که بودم، این غزل ناخودآگاه یادم اومد و این بیت از شعر من رو یاد اون میانداخت و چهرش رو جلوی چشمم میدیدم. بماند که وصالی درکار نبود و گذشت هرآنچه که بود تلخ و شیرین. سالهاست که از اون روزها میگذره و هر آنچه مربوط به اون روزها بود تقریبا کمرنگ شده و از بین رفته، اما این بیت از شعر مورد علاقم از دوران مدرسه تا الان برای همیشه یک گوشه از قلبم به نام اون حک شد و جاودانه شد تنها و فقط برای اون آدم ...
یادداشت کوتاه
۲۹ خرداد
571
https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh231
گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد
گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید
571
صد هزاران فضل داند از علوم
جان خود را مینداند آن ظَلوم
داند او خاصیت هر جوهری
در بیان جوهر خود چون خری
که همیدانم یجوز و لایجوز
خود ندانی تو یجوزی یا عجوز
این روا و آن ناروا دانی ولیک
تو روا یا ناروایی بین تو نیک
قیمت هر کاله میدانی که چیست
قیمت خود را ندانی احمقیست
سعدها و نحسها دانستهای
ننگری سعدی تو یا ناشستهای
جان جمله علمها اینست این
که بدانی من کیم در یوم دین ...
مولانا
