Hiraeth
Open in Telegram
مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ... صدام کن فربد https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
526
Subscribers
No data24 hours
-257 days
-930 days
Posts Archive
526
خیلی دلم میخواست مسافر شب بودن رو تجربه کنم بعد مدتها. توی اتوبوس که چراغ هاشو خاموش کرده که مسافرا بخوابن، اون بیرون تاریکی مطلق یا شاید فقط چراغ های تو جاده یا حتی نمای روشن شهرها و روستاها از دور که از کنارشون داری عبور میکنی و یا چراغ های تک و توک روشن روی کوهستان. استراحتگاه بین راه که عبور و مرور ماشین ها رو تماشا میکنی. توی جاده هستی اما شب و جلوه چراغ ها و تنهایی که دوست داشتنیتر از هروقت دیگه هست. دوست داری دیرتر به مقصد برسی و حتی به خودت میگی که ای کاش همیشه شب میبود و من مسافر میبودم ...
پینوشت: انقدر از شب مینویسم که اگه کسی یاد من افتاد، من رو با شب که وجودم باهاش درهمتنیده هست تصور کنه .
/ یادداشت ۸ مهر
526
وضعیت کتابخونه و نوشته هام و نقاشیا اینطوری شده که باید به آدما بگم که نه جانم من نه تحصیلات هنری دارم و نه تحصیلات فلسفه :)))))))))))
526
نظریه شاید نامحبوب:
کلیه فرآیندهای تاریخی رو در نگاه کلان میشه وارد زندگی شخصی خودمون کرد. به فرض مثال با ارجاع به کتاب خدایگان و بنده از هگل، تو مقدمه بحثی پیش میاد که کانت اون رو مطرح میکنه و اون هم جدال بیپایان عقل با خواسته های نفسانی هست؛ در کل رویکرد کانت چه در فلسفه ابداعی خودش( فلسفه نقدی) چه در فلسفه اخلاق رویکردی هست که بر انسان نوعی تمرکز داره و بحثی رو به بیرون و جامعه ارجاع نمیده. از اون طرف ما هگل رو داریم که بحث جدال طبقات رعیت و اربابان رو در طول فرآیند تاریخ انسان مطرح میکنه و اینجاست که بحث جالب میشه؛ هگل به اندازه کانت از بحث های مرتبط با انسان نوعی خوشش نمیومد ولی این ایده رو مطرح کرد که جدال عقل با نفس در زندگی یک انسان هم تراز و هم ارز با جدال بنده با ارباب خود در طول تاریخ جوامع هست و اینجاست که مطالعه کلیت فرآیند و سازوکار تاریخ رو میشه به زندگی خصوصی تعمیم داد و درس گرفت و استفاده کرد ازش
امیدوارم مطلب به اندازه کافی واضح بیان شده باشه .
526
به این فکر میکنم که خیلی بیسواد هستم و از اینکه کلی کتاب هست که باید بخونم و چیز یاد بگیرم ولی ممکنه فرصتش رو پیدا نکنم بسیار بیم و هراس دارم ...
و این کم سوادی و بیسوادی من رو داره آزار میده شدید !
526
و شاید اون از این خلوت و انزوای نسبیام که با هیچ چیز عوضش نمیکنم برام عزیزتر و ارزشمندتر بشه ...
526
و اینکه بتونه از این فضای خلوت نشینی که با هیچ چیز تو این دنیا عوضش نمیکنم، برام عزیزتر باشه ...
526
و اینکه بتونه از این فضای خلوت نشینی ک با هیچ چیز تو این دنیا عوضش نمیکنم، برام عزیزتر باشه ...
526
تجربه شخصی بهم نشون داده وقتایی که کلی سوال بیجواب توی ذهنت هست وقتی راجع به خیلی چیزها ابهام داری و نگرانی و بیتاب نسبت به روزهایی که در پیش داری، اینجور وقتا یه مسافرت چند روزه خیلی بهت کمک میکنه و موثر هست. لزوما قرار نیست خوش بگذرونم فقط اون موقع دلم میخواد به یه شهری سفر کنم و تو خیابون های یه شهر دیگه ای تو کوه و دشت جایی غیر از محل زندگیم، تلاش کنم به مسائل توی ذهنم نظم بدم. و چقدر دلم یه سفر میخواد ...
526
تجربه شخصی بهم نشون داده وقتایی که کلی سوال بیجواب توی ذهنت هست وقتی راجع به خیلی چیزها ابهام داره و نگرانی و بیتاب نسبت به روزهایی که در پیش داری، اینجور وقتا یه مسافرت چند روزه خیلی بهت کمک میکنه و موثر هست. لزوما قرار نیست خوش بگذرونی فقط اون موقع دلم میخواد به یه شهری سفر کنم و تو خیابون های یه شهر دیگه ای تو کوه و دشت، تلاش کنم به مسائل توی ذهنم نظم بدم. و چقدر دلم یه سفر میخواد ...
526
یه نفری بعد شنیدن این حرفهای من گفت در چنین جهانی شاید بزرگترین رسالت تو و تنها راه تو برای دووم آوردن این هست که آدم خوبی باشی. اگه بتونی تلاش کنی دست یک نفر دیگه رو بگیری و این چنین دنیایی با این چنین توصیف رو براش به جای بهتری تبدیل کنی، شخصی مثل محبوب دلت یا فرزندت یا هرکسی دیگه رو، قدم بزرگی برداشتی و این دنیا رو پشت سر گذاشتی ...
526
یه نفری بعد شنیدن این حرفهای من گفت در چنین جهانی شاید بزرگترین رسالت تو برای دووم آوردن این هست که آدم خوبی باشی. اگه بتونی تلاش کنی دست یک نفر دیگه رو بگیری و این چنین دنیایی با این چنین توصیف رو براش به جای بهتری تبدیل کنی، شخصی مثل محبوب دلت یا فرزندت یا هرکسی دیگه رو، قدم بزرگی برداشتی و این دنیا رو پشت سر گذاشتی ...
